فتوای رهبرانقلاب مهمترین رویداد دینی سال 2010

فتوای رهبرانقلاب مهمترین رویداد دینی سال 2010

فتوای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره حرمت اتهام‌زنی و توهین به همسر پیامبر و سایر نمادهای اهل سنت یکی از 10 رویداد مهم دینی سال 2010شناخته شد.

به گزارش شبکه ایران به نقل از روزنامه قدس، پایگاه خبری « On Islam » بر اساس ارزیابی کارشناسان خبری جهان، فتوای رهبرمعظم انقلاب حضرت آیة‌الله خامنه‌ای را یکی از 10 رویداد مهم دینی سال 2010 میلادی معرفی کرده است.

در گزارش تحلیلی پایگاه « On Islam » که با استناد به ارزشیابی کارشناسان و گزارش‌های خبری رسانه‌های غربی از جمله مجله آمریکایی «تایم» ارائه شده است، 10 رویداد مهم دینی، جزو رویدادهای مهم سال 2010 برشمرده شده است که فتوای رهبر انقلاب درباره حرمت اتهام‌زنی و توهین به همسر پیامبر و سایر نمادهای اهل سنت در رأس این رویدادها قرار گرفت.
 

 

کد خبر:73862 -

روايت ذوالشهادتين امام و مطهري زمان از زمينه‌هاي فتنه 88

روايت ذوالشهادتين امام و مطهري زمان از زمينه‌هاي فتنه 88
خدا مي‌خواست اين‌ها را رسوا كند

«اگر خداوند متعال به نسل كنوني ما اين توفيق را نداد كه از شخصيت هايي مانند علامه طباطبايي و شهيد مطهري استفاده كند، اما به لطف خدا، اين شخصيت عزيز و عظيم القدر، خلأ آن عزيزان را در زمان ما پر مي كند...» این جملات بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در تجلیل از شخصیت «آیت الله محمدتقی مصباح یزدی» است. درست در همان دوره منتهی به زمان ایراد این سخنان بود که جریان نفاق، جنگ رسانه ای سنگینی در تخریب چهره این عالم دردمند و مبارز به راه انداخته بود؛ جریانی که در نهایت با فتنه گری در سال 88 نقاب از چهره برانداخت و صحت سخنان و مواضع استاد مصباح در آن سالها را در عمل به اثبات رساند. رهبر معظم انقلاب پس از آنکه در سال 78 فرمودند: «بنده نزديك به چهل سال است كه جناب آقاي مصباح را مي شناسم و به ايشان به عنوان يك فقيه، فيلسوف، متفكر و صاحب نظر در مسائل اساسي اسلام ارادت قلبي دارم.» حمایتهای خود را از این عالم بصیر انقلابی همچنان ادامه دادند و در حالی که موج تخریبها علیه ایشان همچنان ادامه داشت، یک سال بعد در جمع دانشجویان طرح ولایت فرمودند: «اين هجوم هاي تبليغاتي كه به شخصيت هاي برجسته و انسان هاي والا و بااخلاق برجسته وارد مي كنند، نشان دهنده اهداف و نيات دشمن است. يك نفر مثل جناب آقاي مصباح كه حقيقتاً اين شخصيت عزيز، جزو شخصيت هايي است كه همه دلسوزان اسلام و معارف اسلامي از اعماق دل بايستي قدردان و سپاس گزار اين مرد عزيز باشند، مورد هجوم تبليغاتي قرار مي گيرند! حرف رسا و نافذ، منطق قوي و مستحكم هر جايي كه باشد، آن جا را دشمن زود تشخيص مي دهد، چون حسابگر است. دشمن آن جا را مي شناسد و به مقابله اش مي آيد. با مرحوم شهيد مطهري هم همين جور برخورد كردند.» برای کسانی که پای درس علامه طباطبایی نشسته بودند و سالها هم بحث و هم درس استاد مصباح بودند مقایسه او با شهید بزرگوار مرتضی مطهری چندان غریب نبود؛ آنها خود، از زبان علامه شنیده بودند که «مصباح در میان شاگردان من مثل انجير در میان سایر میوه هاست؛ چرا که فکر او هیچ چیز دورانداختنی و زایدی ندارد.» مطهری قهرمان مبارزه با التقاطهای عصر خود بود و با مارکسیسم در ستیز؛ مصباح نیز قهرمان مقابله با لیبرالیسم، پلورالیسم و دیگر افکار التقاطی جریانات غربزده.

 

آیت الله مصباح علاوه بر نقش روشنگری در برابر جنگ تمام عیار فکری و فرهنگی دشمن با نشر عقاید عقلانی ناب اسلام به عنوان پشتوانه تئوریک نظام اسلامی شناخته می شود؛ رهبر معظم انقلاب در سال 84 این «منبع فکر و اندیشه بی غل و غش معارف اسلامی» را عقبه تئوریک نظام دانستند و خطاب به مسؤولان دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه فرمودند: «مجموعه اى از متفكران، علما، و سابقه دارها در امر دين...عقبه تئوريك نظام هستند و آن را تشكيل مىدهند...الان ما در حوزه قم علمايى داريم، بزرگانى داريم، صاحبنظرانى داريم، انديشه پردازان يا تئوريسينها و ايدئولوگهايى داريم، ما شخصيت علمىِ فكرىِ روشنفكرىِ برجستهاى مثل آقاى مصباح يزدى را در قم داريم.»

 

یکی از شاگردان حضرت امام نقل می کند: «در اوایل نهضت حدود سال 41 و 42، شخصی از حضرت امام اجازه می خواست؛ برای این مسأله باید دو نفر شهادت می دادند. آیت الله مصباح که شهادت دادند امام فرمودند: شهادت ایشان کافی است ایشان ذوالشهادتین است و شهادتش به جای دو شاهد پذیرفته می شود.» شهید والامقام بهشتی در نامه ای خطاب به استاد مصباح چنین آورده است: «دوست عزيز سلام بر شما و بر دوستان و رفقای یکدل... در پى ساعت دنجى بودم كه بتوانم با آقاى مصباح كه «مصباح دوستان» است با فكرى فارغ گفتگوکنم.»

مرحوم آیت الله مشکینی در اوج تهمتها و تخریبها علیه استاد مصباح در دوران اصلاحات، درباره ایشان فرمود: «حوزه ها باید دهها سال سهم امام بخورند، هزاران نفر در اینجا تحصیل کنند تا در هر عصری یک یا چند نفری نظیر آیت الله مصباح به دست آید. اگر ده نفر عالم بزرگ در حوزه پيدا كنيد، يقيناً يكي از آنها آيت الله مصباح است. ما به عظمت او معتقديم، ما او را دوست داريم، او يكي از خزانه هاي وجودي ماست، يكي از بزرگان حوزه ماست، بنده خودم علاقه به اين آقا دارم، براي اينكه شمشير برنده اسلام در مقابل كفر است، لذا خيلي با او دشمن هستند. علامت اینکه این شخص همراه با اسلام است و فداکار اسلام است همین فراوانی حمله ها علیه ایشان است.» در همان زمان علامه حسن زاده املی هم در دفاع از شخصیت آیت الله مصباح فرمود: « آقاي مصباح انسان زحمت كشيده اي است. من با ايشان همدرس و همبحث بوده ام، خدا را شاهد مي گيرم كه پشت سر ايشان نماز مي خوانم. از ديشب كه اين مطلب (اهانت کاریکاتوریست روزنامه آزاد) را شنيدم حالم دگرگون است.»

 

شخصیتی که رهبر حکیم انقلاب او را مطهری زمان نامیدند و فیلسوف متأله آیت الله جوادی آملی در مورد او گفته است: «روحی له الفداء»، بی شک وجود کم نظیری است که پی بردن به عمق افکار و اندیشه هایش نیاز به پژوهش و تدقیق عالمانه دارد تا در پس حجابهای معاصرت مستور نماند و مبنا و مصباح حرکتهای بصیرت افزای جریانات انقلابی قرار گیرد.

 

بخش‌هاي مهمي از گفت‌وگوي خواندني آيت‌الله مصباح با اولين شماره هفته‌نامه "9 دي" در ادامه آمده است:


حضرتعالی از جمله شخصیت هایی هستید که سالها در سرد و گرم سیاست و تاثیرگذار در مباحث فرهنگی بوده اید و همواره با نگاهی عمیق به این فراز و نشیبها نگاه کرده اید. ما سال گذشته با فتنه ای روبرو بودیم که به اعتراف بسیاری از تحلیل گران این فتنه، خواص مردودی داشت که هیچ کس احتمالش را هم نمی داد، آیا شما چنین واقعه ای را با این ابعاد پیش بینی می کردید؟

 

داستان این فتنه هم داستان بسیار عجیبی بود که در طول 80 سالی که بنده عمر کرده ام، چنین حادثه ای را ندیدم و پیش از وقوعش هم تصور نمی کردم چنین چیزی بتواند اتفاق بیفتد. به گمانم کمتر کسی بود که می توانست این فتنه را در این ابعاد پیش بینی کند. این قدر با وقاحت، بی شرمی، دریدگی و بی سیاستی از طرف عوامل داخلی عمل کردند و الّا دیگران به خیال خودشان یک سیاست 20 ساله را دنبال می کردند. به هر حال حوادثی که اتفاق افتاد به هیچ وجه برای امثال بنده قابل پیش بینی نبود. البته شاید افرادی با بینش های فوق العاده ای باشند و بتوانند پیشگویی کنند، آنها حسابشان جداست. این حوادث من را به یاد حوادث صدر اسلام تا حادثه عاشورا انداخت. حوادث صدر اسلام در جوانی بسیار عجیب و نوعی معما به نظرم می آمد که اصلاً چگونه می شود در فاصله کوتاهی پس از رحلت پیامبر(ص) با اهل بیتش این گونه رفتار کردند! آن هم افرادی که مسلمان هستند، نماز می خوانند و از احکام اسلامی سخن می گویند؛ واقعاً برایم معما بود. حوادث پس از انتخابات تقریباً چیزی شبیه تکرار حوادث صدر اسلام بود. این مسائل باعث شد که بفهمم آدمیزاد موجودی قابل تحول است.

 

حضرت استاد سوالي که همیشه برای مثل بنده مطرح بوده این است که عامل تحولات در درون انسان چیست؟

 

برای من هم این سئوال همیشه بود. البته مسائل پس از انتخابات کمک کرد تا حدودی پاسخ این پرسش را هم بیابم. خب، می بینیم فردی بخشی از عمرش را در مسیری قدم برداشته و سپس تغییر مسیر می دهد؛ چطور این کار را می کند؟ چرا این تغییر مسیر را می پذیرد و انتخاب می کند؟ چه این تغییر مسیر از بد به خوب باشد و چه از خوب به بد. این نیز می تواند دو عامل داشته باشد که البته با آموزه های دینی و روایات اهل بیت(علیهم السلام) به ویژه روایات مربوط به نهج البلاغه قابل اثبات است. عامل تغییر مسیر آدمی یا انتخاب یک مسیر جدید، از دو کانال سرچشمه می گیرد. به عبارتی اراده انسان بر اساس دو پایه شکل می گیرد؛ یکی شناخت انسان است و دیگری تمایلات آدمی. بنابراین اگر اشکالی در رفتار انسان حاصل شد و کاری انجام داد که نباید آن را انجام می داد، عامل آن این بوده که یا در شناختش دچار اشتباه شده یا نقصی در تمایلاتش حاصل شده است. به عبارتی یا نمی دانسته یا اینکه نمی خواسته. ریشه و عامل تغییر رفتار همین دو مورد است. چیزی را می دانسته که خوب است و باید آن را انجام می داده اما شناختش نسبت به آن عوض شده؛ یا به چیزی تمایل نداشته، اما با گذشت زمان به آن متمایل شده است. شاید فرمایش حضرت امیر(ع) که فرمودند «انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع و آراء تبتدع» اشاره به همین موضوع دارد.

 

با این حساب ما نباید علل این حوادث را یک چیز بدانیم؟ یعنی نباید تک بعدی نگاه کنیم و دنبال عامل واحد باشیم.

 

حوادثی که اتفاق می افتد، اگر انسان بخواهد درباره همه آنها یک جور قضاوت کند که مثلاً عامل انحراف همه یک چیز بوده، فکر می کنم قضاوت درستی نباشد. مثلاً فرض کنید که همه در شناختشان دچار اشتباه شده اند، یک چیز را باید می دانستند، اما ندانستند، یا یک چیز را باید می فهمیدند اما نفهمیدند. برای همین اگر بگوییم علت این انحرافی که از سران فتنه گرفته تا کسانی که در سطوح پایینی هستند، فقط یک عامل بوده، به نظر بنده قضاوت صحیحی نیست و حتی شواهدی برخلافش هست. آری، در توده های مردم نقص شناخت فراوان است. نوعا اطلاعاتشان کم است ودسترسی به اطلاعات صحیح ندارند، گاهی تحت تأثیر تبلیغات واقع می شوند و شناختشان عوض می شود؛ از این قبیل عوامل فراوان است برای همین قرآن می فرماید «ولکن اکثر الناس لایعلمون»، اما در مورد سران فتنه خیلی بعید است که آدم بگوید اینها هیچ نمی دانستند یا نمی فهمیدند. مسئله علاوه بر مقوله شناخت به تمایلات و تمنیات افراد هم برمی گردد.

 

حاج آقا ما الان در ایام عاشورای حسینی قرار داریم و ضرورت عبرت اندوزی از عاشورا لازم است. اگر بخواهیم مقایسه شما را تکمیل کنیم باید بپرسیم که آیا شما همین نگاه را در خصوص حوادث صدر اسلام هم دارید؟

 

این که بنده عرض کردم، فقط اختصاص به سران فتنه اخیر ندارد بلکه عیناً درباره سران فتنه صدر اسلام هم صادق است. یعنی انسان اگر فکر کند آن افرادی که باعث تغییر مسیر خلافت شدند تا آنهایی که سیدالشهدا را به شهادت رساندند، همه مبتلا به جهل بودند یا نمی دانستند که حق با کدام طرف است، این گونه قضاوت کردن بسیار ساده انگاری است. چگونه می شود افرادی که بیشترین ارتباط را با پیامبر داشتند و بارها از زبان پیامبر درباره ویژگی های اهل بیت نکات مهمی را شنیده و رفتار پیغمبر با اهل بیت را دیده بودند، پس از ارتحال پیامبر چنین رفتاری با آنها کنند؟ بدیهی است که سخن از کسانی که اهل مکه و مدینه نبودند و با پیامبر هم ارتباطی نداشتند یا تحت تأثیر تبلیغات منفی قرار گرفته و دچار جهل شده بودند، نیست؛ این دسته را می توان احتمال داد که امام حسین را نمی شناختند، خیلی عجیب نیست اینها فاصله شان با مدینه زیاد بود، پیامبر را ندیده بودند، سخن ایشان را نشنیده بودند، طبیعی است که موضوع بحث اینها نیستند، بلکه سخن از بزرگان و همراهان پیامبر(ص) و امیرمؤمنان است. کسانی که با پیامبر زندگی کرده اند با علی زندگی کرده اند، بعد بگوییم که اینها از شب تا صبح فکر کردند که حق با کدام طرف است و بعد به نتیجه نرسیدند و جهل داشتند! جهل این گروه، باور کردنی نیست. بله آنها که جاهل بودند هم در پیشگاه خدا و هم نزد عقلا، اقرب به معذوریت هستند. چون یا جهلشان از روی تقصیر است که مواخذه می شوند چرا نرفتند کسب بصیرت کنند و اگر این جهل به خاطر قصورشان باشد که معذورند و با سهولت بیشتری با آنها برخورد می شود، یغفر للجاهل سبعون ذنبا قبل أن یغفر للعالم ذنب واحد. پس ایراد عمده به گروهی است که عامدانه و عالمانه راه غلط را انتخاب کردند. در حوادث اخیر هم بحث بر سر کسانی است که علی رغم این که سالها با امام بودند و از نسبت دشمنان امام با ایشان خبر داشتند اما باز هم راهی را رفتند که دشمن شاد می شد و تبلیغ و ترویج می کرد، اینها را هم نمی توانیم بگوییم که جاهل بودند.

 

اما سوال اینجاست که اینها علی رغم این که به انتخاب راه غلط آگاه بوده و هستند و از عواقب شوم آن هم آگاهند، چرا این راه را انتخاب می کنند؟ این خیلی بر خلاف عقل است!

 

برای پاسخ به این سئوال به روانشناسی انسان نیاز داریم. چطور می شود آدمی در عین حالی که می داند یک کاری بد است و عواقب بدی دارد، در عین حال آن را انجام می دهد؟ برای یکی مثل من حوادث پس از انتخابات تا حدودی به این سوال پاسخ داد که اصل مسئله در تعارض خواسته های انسان است. انسان خواسته های متعارضی دارد که باهم جمع نمی شود! ما می دانیم که آخرتی وجود دارد و می خواهیم که در آن سعادتمند باشیم، اما در عین حال می خواهیم در دنیا هم با لذت و راحتی زندگی کنیم! این دو متعارض با هم جمع نمی شود. وقتی این دو با هم تعارض پیدا می کنند، باید بدانیم که میدان جنگی در درون ما درست شده که باید یکی از آنها را انتخاب کنیم.

 

در تعارض بین این خواسته ها چه باید کرد؟ ما چطور می توانیم یکی از این دو را انتخاب کنیم؟ با نگاه به عاقبت ناخوشایند برخی افراد، بسیاری از خواص و مردم نگرانند و به دنبال راه حل عبور از مهلکه های نفسانی و عقبه های خطرناک می گردند.

 

انتخاب یکی از این دو نیز به عواملی بستگی دارد. گاهی یک خواسته در آدمی رسوخ می کند و در وجود آدمی ملکه و تثبیت می شود. اما برخی مواقع این گونه نیست و حال گذرایی دارد که با عواملی می توان تغییرش داد. نوجوانی است که تمایلاتی دارد، لذاتی دارد اما در عین حال دل صافی هم دارد و اگر معلم خوبی داشته باشد، می تواند خیلی در او اثر بگذارد، از خیلی خواسته هایش صرف نظر کند. برای همین نوجوانانی که مربی خوبی دارند خیلی زود می پذیرند. در روایات هم تاکید شده که علیکم بالاحداث.


اما وقتی خواسته ها به صورت مکرر مطرح شد و به صورت عادت در آمد و در انسان رسوخ کرد و جزء شخصیتش شد، اینجاست که در مقام تزاحم قطعا این صفت بر صفاتی که به صورت ملکه در نیامده برتری خواهد یافت. هر بچه ای از ابتدا پول را دوست دارد به ویژه زمانی که می بیند با پول می شود بسیاری از کارها را انجام داد. حال اگر این کودک در خانواده ای تربیت شود که به پول بسیار اهمیت می دهند، پول پرستی در وجود او رسوخ می کند و ملکه ذهنش می شود. کم کم ناهنجاری های دیگر هم به آن اضافه می شود تا به پول برسد، به شهوت برسد، به پست و مقام برسد حتی اگر برادرش هم مزاحم این رسیدن باشد از سر راهش بر می دارد! حالا اگر با همین روحیه که کم کم ایجاد می شود به 40-50 سالگی رسید، بسیار مشکل است که بتواند تغییر رفتار دهد و مثلا از مقام پرستی و حب ریاست دست بردارد. عامل بسیار قوی و فوق العاده ای می خواهد که این فرد را از بالای نردبان مقام و ریاست پایین بکشد.

 

پس ریشه بسیاری از این حوادث را باید در روحیات و حالات نفسانی این اشخاص دنبال کنیم که گاهی حتی ریشه خانوادگی دارد و یا مربوط به دوره جوانی و نوجوانی آنهاست؟ نفس این چنین تربیت شده که چنین می کند!

 

بسیاری از این انحرافات در طول تاریخ را باید همینطور ریشه یابی کرد. فردی از کودکی دارای نقطه ضعفی بوده و این نقطه ضعف کم کم در وجود او رشد کرده، به مرور زمان جوانه زده و تبدیل به درخت تناوری شده، این دیگر خوب بشو نیست. خب کسی که عاشق مقام است، ده سال، بیست سال، پنجاه سال نتوانسته به این مقام برسد، حالا زمینه اش فراهم شده، می خواهد انتقام این محرومیت را بگیرد.

 

اما این افراد که معمولا قبلا به قدرت و مقام رسیده اند؟ یعنی اینها نمی فهمیدند که چه اتفاقی برای خودشان و کشور می افتد؟

 

طبیعی است تا پیش از ریاست فرد خوبی بود اما پس از آن، دچار تغییر می شود و آن بخش از روحیات منفی بر بخش های دیگر غلبه می یابد. به نظر بنده باید به دقت نقطه ضعف های اخلاقی و دلبستگی افرادی که دچار تغییر و انحراف شده اند را بررسی کرد تا متوجه شد که چه چیزی آنان را به اینجا کشانده است. درباره برخی از این خواص نمی توان گفت که اینان نمی فهمیدند. بله برخی از اینها فکر قوی ندارند، کودن هستند که علائم و نشانه هایی دارد اما برخی از این خواص در مسائل گوناگون جهانی نظر می دهند و به نوعی صاحب نظرند، اما در این فتنه راه را عوضی رفتند. بدون شک ریشه این انحراف به دلبستگی های این افراد برمی گردد که از گذشته در وجودشان بوده، رشد کرده و دیگر به جایی رسیده که اسیر آن خواسته شده اند. از چنین افرادی نمی توان انتظار داشت که به این آسانی اصلاح بشوند. در برخی موارد طبق فرموده قرآن کار به جایی می رسد که «سواء علیهم ءأنذرتهم ام لم تنذرهم لایؤمنون ختم الله علی قلوبهم» یا می فرماید: «فمن یهدی من اضل الله» «و من یضلل الله فما له من هاد».


این درس بزرگی است که اگر تمایلی در من ریشه دوانده، آن ریشه را بیابم و آن را تضعیف کنم و نگذارم قوی بشود. البته این تغییر مسیر که از خوب به بد بوده، می تواند از بد به خوب نیز باشد و می توانیم تغییر رفتارهای این چنینی هم در خود و هم در دیگران داشته باشیم.

 

البته در خصوص برخی از این مصادیق وقتی اظهار نگرانی می کنیم که این فرد این مشکلات اخلاقی و رفتاری را دارند، عده ای می گویند که این موضوعات، مسائل شخصی افراد است و مسائل خصوصی افراد را نباید در مناسبات سیاسی و اجتماعی دخالت داد.

 

بله ممکن است در ابتدا آدمهای ساده فکر کنند این یک مسئله شخصی است. ما چه کار داریم که این افراد شب چه کار می کنند یا کجا می روند یا چه تمایلات جنسی ناهنجاری دارند، این موضوعات به مسائل سیاسی ربطی ندارد، مهم فکر سیاسی این فرد است. چنین نگاهی خطاست چون اینها از عناصر بسیار تعیین کننده در رفتارهای دیگر انسان است که ناخودآگاه تأثیرات خودش را می گذارد مانند برخی از این فعالان فتنه، غالباً وقتی در خارج از کشور بودند به فساد کشیده شدند و یا همین الان به غرب و تمدن غرب نگاه بسیار مثبتی دارند و حتی بسیاری از آنها علاقه به زندگی در فضای لیبرالی غرب را دارند و تا فرصتی می یابند، می روند! از همه شایعتر و خطرناکتر هم ریاست طلبی و حب مقام است. روایتی به این مضمون داریم که اگر دو گرگ گرسنه به یک گله بدون چوپان حمله کنند و از چپ و راست گله را بدرند، ضرر آنها برای گله به اندازه ضرر حب المال و الریاسه در دین مسلمان نیست! خاصیت گرگ این است که ابتدا گله را می درد و سپس شروع به خوردن می کند. این دو گرگ وقتی حمله می کنند، گوسفند سالمی را جا نمی گذارند. حب مال و مقام هم برای دین ما انسانها همینطور است. به این ترتیب است که ما به خصوص باید سعی کنیم اولاً خودمان را از این دو آفت در حد امکان پاک نگه داریم. ثانیاً در انتخابمان این دو موضوع را همیشه مد نظر قرار بدهیم که کسانی که عاشق مال یا ریاست هستند، به درد مسئولیت اجتماعی نمی خورند. چون آخرش فسادی را بپا خواهند کرد.

 

این ادعای فتنه ای با ریشه 20 ساله را تبیین بفرمایید. این سیاست چه کسانی بوده و چه ویژگی هایی داشتند؟

 

من اشاره کنم به یک داستان واقعی که اوایل انقلاب گفت وگویی بین چند نفر از شخصیت ها واقع شد که الان هم موقعیت های خیلی مهمی در کشور دارند. در آن جلسه دوستانه که من البته به صورت اتفاقی در آن حاضر بودم، صحبت از این بود که هر یک از آنها آینده انقلاب را چگونه می بینند؟ فکر کنم همان سال های اول یا دوم انقلاب بود. جریانات منافقین و ترورها و ناامنی های داخل کشور پیش آمده بود. یکی از آن آقایان گفت: به نظر من امام تا هشت، نه سال دیگر زنده است. تا امام زنده است، بالاخره این انقلاب ادامه پیدا می کند اما بعد از وفات ایشان، کشور شلوغ می شود و اختلافات داخلی رخ می دهد و نهایتاً ایران مثل لبنان می شود.(منظور اینکه دچار جنگ داخلی می شود) فعلاً ماییم و این چند سال که امام زنده است. این یک آدم به اصطلاح خودی بود که آن وقت یک موقعیتی هم داشت که بعدها یک موقعیت مهم تری هم پیدا کرد و الان هم در جاهایی و در مجالس مهمی عضویت دارد. وقتی فردی که خودش در انقلاب است و مسئولیت هم دارد آینده انقلاب را این گونه می بیند، درباره دیگران و به ویژه بیگانگان باید چگونه قضاوت کرد. قطعاً امریکا، انگلیس و سران استکبار نهایت امیدشان به وفات امام بود و تلاش کردند که در همان سال های اول، انقلاب را از پا درآورند، وآخرین چیزی را که به خودشان وعده می دادند، فوت امام بود که تصور می کردند بعد از آن دیگر فاتحه انقلاب خوانده می شود. باز از باب تشبیه این دشمنان به صدر اسلام عرض می کنم، منافقین هم تمام امیدشان به رحلت پیامبر بود و می گفتند زمانی که پیغمبر بمیرد با توجه به اینکه فرزند هم ندارد، دیگر از اسلام اثری نمی ماند. عین همین جریان را درباره انقلاب ایران می گفتند که زمانی که امام از دنیا برود، با ایجاد اختلاف و جنگ های داخلی، نظام را از پا درمی آوریم. خب الان از زمان ارتحال امام تا حالا بیش از بیست سال می گذرد. طبعاً کسانی که چنین امیدی داشتند، برای این کار برنامه ریزی می کردند که اگر بخواهند این حکومت از بین برود، چه کار باید کنند؟ سناریوهایی گوناگونی را باید در نظر می گرفتند که اگر یک سناریو به نتیجه نرسید بروند دنبال گزینه دیگر. این را می دانید که شیاطین کارشان همین هست که پیش بینی هایی می کنند و یکی یکی آنها را تجربه می کنند. این غفلت است که فکر کنیم دشمنان و شیاطین و منافقین و منحرفین طراحی و برنامه ریزی برای این موارد ندارند.

 

به عبارتی اشاره شما به هشدار حضرت امام رحمت الله علیه است که می فرمودند جریان استکبار شاید کسانی را حتی در حوزه علمیه و یا جاهای دیگر بیست سال، پنجاه سال تربیت کند برای این که بعدا از آنها استفاده کند.

 

خب آن روز بنده که نمی توانستم پیش بینی کنم، خیال می کنم خیلی قوی تر از ما در مسائل سیاسی هم نمی توانستند حدس بزنند که این دشمنان چه کسانی را برای این کار در نظر گرفته اند، البته قرائنی بود و بعد از چند سال هم اثرش ظاهر شد که با استفاده از همان تمایلات درونی این شخصیت ها اینها چگونه برنامه ریزی می کنند. ولی واقعا برای برخی از این سران فتنه قابل پیش بینی نبود که روزی به مهره دشمن تبدیل بشوند، البته دشمنان سیاستشان این است که از هیچ کس ناامید نمی شوند. برای فعالیت هایشان این گونه نیست که فقط روی یک فرد خاصی با یک شرایط ویژه ای برنامه ریزی کنند چون از هیچ کس ناامید نیستند. تجربه هم دارند و اگر نبود، مسئله اینکه ایران، قوامش به مردم هست و قوام مردم هم به عشق به اهل بیت(علیهم السلام)است، آنها تجربه هایشان را خوب اعمال کرده بودند و در بسیاری از جاها جواب نیز گرفته بودند. اما این فرهنگ غنی ما را خوب نخوانده بودند و نتوانسته بودند پیش بینی کنند، لااقل اگر این اندازه را می دانستند روز عاشورا به سیدالشهدا جسارت نمی کردند. از روی حماقت مضاعفشان بود و این ملت را خوب نشناخته بودند و تأثیر دین و ایمان و سیدالشهدا را در مردم درک نکرده بودند! والا کسانی که با شعار سیادت به میدان آمدند و شال سبز به گردن انداختند چطور حمله کنندگان به هیآت حسینی و هتاکان به عاشورا را مردم خدا جو می نامند؟! خداوند می خواست که اینها را رسوا کند.

 

سوال بعدی این است که چرا خود مقام معظم رهبری با اینکه این جریان را می شناختند، در این بیست سال این افراد را افشا نکردند؟ با این که ایشان در همان ایام ریاست جمهوری ضربه هایی از اینها خورده بودند ولی یا سکوت کردند یا اگر سخنی گفتند، به بیان نشانه ها و خصوصیات آن بسنده کردند؟ چرا به شکلی شفاف تر، پیش از اتفاق سال 88 این جریان را از انقلاب حذف نکردند؟ حکمت این مشی و مرام رهبران الهی که صبر می کنند تا جریان نفاق، خودش پرده از چهره بردارد چیست؟

 

این که چرا رهبری از همان اول جلوی این فساد را نگرفتند و مبارزه نکردند. اولا باید گفت که ایشان سکوت مطلق نکردند، والا باید پرسید چه کسی در طول این سالها جریان اشرافی گری را نقد کرد؟ چه کسی در برابر اصلاحات آمریکایی ایستاد؟ چه کسی اصلاحات اسلامی و حقیقی را مبارزه با فقر و فساد و تبعیض معرفی کرد؟ چه کسی عدالت و پیشرفت را به مسئله اول کشور و مطالبه عمومی تبدیل کرد؟ چه کسی بهتر از دیگران شاخصه های خط امام را تبیین کرد و در برابر تحریف نظرات امام ایستاد؟ چه کسی مبارزه با آمریکا و صهیونیزم را به عنوان شاخص انقلابی گری حفظ کرد؟ قطعا شاخص ترین چهره رهبری معظم انقلاب بودند نه احزاب و شخصیت ها. شاید برخی توقع بیش از این دارند و این سئوال شما را نشانه این بدانند که ایشان در سیاست کم تجربه بودند، ولی شواهد نشان می دهد که این نشانه بلوغ ایشان در مدیریت و رهبری است و باز به عنوان تشبیه عرض می کنم که سیاست ایشان عیناً مثل رفتاری است که امام علی(ع) در دو دهه پس از وفات پیامبر داشتند. کسانی فکر می کردند که مماشات علی علیه السلام با جریانات انحرافی از ضعف علی(ع) است، ولی آنهایی که آگاه بودند و علی را می شناختند، می دانستند که این شیوه از کمال قوت اوست. ضعف این است که آدم در برابر یک عامل مزاحم خودش را ببازد و تحت تاثیر قرار بگیرد و رفتار منفعلی از خود نشان دهد. قوت این است که انسان شرایط را بسنجد و در هر شرایطی آنچه مصلحت حق است و او را به هدف نزدیک تر می کند، آن را انجام دهد ولو همه با او مخالفت کنند. بنده عقیده ام این است که یکی از نقاط مثبت مقام معظم رهبری، همین موضوع متانت و سنجش موقعیت ها و انتخاب راهی است که نهایتاً به صلاح اسلام و مسلمین است، هرچند تلخی های بسیاری داشت که برای همه قابل تحمل نیست. اینکه انسان بتواند در برابر هجمه هایی که می شود متانت خود را حفظ کرده و حالت انفعال پیدا نکند، خیلی هنر می خواهد. حالا من نمی گویم که ایشان معصوم هستند یا اشتباه نمی کنند ولی واقعا من برای این تسلط نفس ایشان چه داخل ایران و چه خارج از ایران نظیر سراغ ندارم. مقام معظم رهبری در طول این مدت با یک تدبیر حکیمانه مسائل را حل کرده اند و واقعا در کنار صدها فضیلت ایشان، متانت و تدبیر ایشان برجسته است.

 

نکته دیگری که مطرح می شود این است که رهبر معظم انقلاب از طرفی از خواص مطالبه می کنند تا روشنگری کنند، تبیین کنند و بصیرت جامعه را افزایش دهند اما خودشان خیلی از رازها را در دل نگه می دارند و بیان نمی کنند! اساسا دیگرانی که بنا به فرمایش مقام معظم رهبری قرار است نقش خواص با بصیرت را ایفا کنند، عمار باشند، ابعاد فتنه را تبیین کنند، آنها باید چه اصولی را رعایت کنند. این را از این بابت می پرسیم که بعضی جریانات و افراد فتنه یا همسو با فتنه در سایت ها و نشریاتشان عمارها را مورد طعن قرار می دهند که شما دارید از خط ولایت خارج می شوید، شما در تبیین مسائل دارید از رهبری جلو می زنید، رهبری اسم نمی برند و شما هم اسم نبرید، رهبری در این باره سکوت کرده اند، شما هم سکوت کنید. دیگران باید چه بکنند و ماها که رسانه در دست داریم و قرار است تبیین کنیم، باید چه کنیم؟

 

حقیقت این است که به نظر بنده این سوال پاسخ واحدی ندارد؛ یعنی نمی شود گفت همه باید عین ایشان رفتار کنند یا همه باید غیر ایشان رفتار کنند. موقعیت های افراد فرق می کند. درباره روشن شدن این موضوع نیز باید مثالی از صدر اسلام زد. پس از رحلت پیامبر و داستان فدک، امیرالمؤمنین(ع) به عنوان یک مسلمان تا می توانست باید جلوی ظلم را می گرفت. اگر هیچ چیز هم نبود، بالاخره یک ظلمی نسبت به دختر پیامبر شد و ملکی را که پیغمبر به ایشان بخشیده بود، از او پس گرفتند. با این همه امیرالمومنین در این باره چیزی نگفتند، اما هنگامی که حضرت زهرا(ص) می خواستند بروند تا به این موضوع اعتراض کنند، ایشان مخالفتی نکردند که چرا دنبال این موضوع می روید! یا در موارد دیگر که اتفاق افتاد و یاران امام علی(ع) مانند سلمان، ابوذر، مقداد و امثال ایشان رفتارهای تندی در قبال ابوبکر، عمر، عثمان و معاویه انجام دادند، اما آن حضرت مخالفتی نکردند و حتی یاران خویش را مؤاخذه هم نکردند. در مورد ابوذر که همه می دانند در برابر تحریف اسلام توسط کعب الاحبار ایستاد و با استخوان شتر سر او را شکست تا جايی که دو مرتبه او را تبعید کردند اما امیر مومنان ایشان را منع نکرد بلکه وقتی تبعید می شد به همراه حسنین، ابوذر را مشایعت کردند. اینها نشانه این است که موقعیت های افراد در تعیین شکل کارشان تأثیر دارد. یعنی مبارزه ای که باید با ظلم شود یا در جهت احقاق حقی صورت گیرد، کیفیتش بستگی به این دارد که ویژگی های شخص مبارزه کننده و موقعیتش چیست.

 

با این حساب شما شفاف سازی تا این حد را ضروری می دانید؟


عرض می کنم موقعیت اشخاص باهم فرق می کند. اگر جایی، حق در اثر اختفای حقیقت متروک بماند و ضایع شود، قطعاً باید روشنگری کرد. اما به چه شکلی، به چه زبانی و به چه لحنی، در چه موقعیتی، به چه وسیله ای، در کجا، برای کی و... اینها درباره اشخاصی که می خواهند شفاف سازی کنند فرق می کند. البته رهبر انقلاب تاکید داشتند که در این امور باید انصاف رعایت شود و حرف خلاف حق و عدالت گفته نشود.

 

درباره سران فتنه یا جریان فتنه که دشمنی را علنی کردند، مقداری شفاف سازی راحت است، اما برخی هستند که اعلام وفاداری به ولایت می کنند. علی الظاهر، در بسیاری از مجالس هم همراه رهبر هستند، در محضر ایشان می نشینند، از ایشان نقل قول می کنند، از مراجع نقل قول می کنند و داعیه دار حمایت از رهبری و مراجع هستند، ولی مخفیانه با جریان فتنه همراهی کردند یا در مواقعی که ضرورت داشته که موضع بگیرند، سکوت کردند که مصداق خواص ساکت یا خواص دوپهلو هم شدند. درباره اینها شفاف سازی کردن دشوار است، چه باید کرد؟ اولاً اینها را باید چطور شناخت و ثانیاً در قبال این رفتارشان چه سیاستی باید در پیش گرفت؟

 

البته همانطور که رهبر عزیز انقلاب یکبار فرمودند، چنین افرادی قدر و منزلتشان در نزد عموم کاسته می شود. البته یک جواب کلی هم که من از فرمایشات خود مقام معظم رهبری الهام می گیرم، این است که بصیرت اقتضا می کند ما در هر شرایطی اولویت ها را درنظر بگیریم، مصلحتها را با مفسده ها بسنجیم و با جرح و تعدیل کردن و محاسبه ببینیم برایند این روشنگری ما چه خواهد شد. یعنی انسان اقدامی که می کند با فکر روشن و دوراندیشی دنبال کند، ببیند با توجه به سایر شرایط اجتماعی نهایتا دیگران چه خواهند کرد و در جمع بندی این مجموعه از فعالیت های اجتماعی با توجه به عوامل گوناگون چه نتیجه ای خواهد داشت. با محاسبه همه اینها باید به گونه ای رفتار کند که برآیند آن اقدام در نهایت مثبت باشد. اگر شما یک کار خوبی انجام دهید، اما دیگران از آن سوءاستفاده کنند و بر اثر آن سوءاستفاده، نتیجه و برآیندی که باید پس از مدتی مترتب می شد، این کار خوب من مانعش شود، طبعا نباید انجام دهم. رعایت این اولویت ها به خصوص مصلحت سنجی ها و این مفاسد و مصالحی که از جانب دیگران بر آن مترتب می شود، موضوع بسیار مهمی است. با همین کلید می توانیم بسیاری از تصمیمات اهل بیت در حوادث صدر اسلام را از 25 سال پیش از شهادت امیرالمؤمنین، دوران امام حسن و امام حسین علیهما السلام و تا امام یازدهم را بسنجیم. به همین دلیل فردی که در قله واقع شده است، برای یک کلمه حرف زدنش، خیلی باید حساب کند که مردم و دیگران از این سخنش چه استفاده ای می کنند و پیامد آن چیست. بنابراین باید بسنجد که سخنش چه عواقبی را در پی دارد.


موقعیت های اجتماعی افراد باهم فرق می کند. باید فکر کنیم و همه چیز را فقط با نتیجه نزدیکش نسنجیم بلکه فکر کنیم که آیا این کاری که من می کنم، نتیجه نهایی‌اش چه می شود؛ الان ممکن است نفعی داشته باشد، اما به دنبالش ممکن است سوءاستفاده شود و ضربه های بزرگی بر آن مترتب شود. اینجاست که محاسبه دقیقی می طلبد و خدا را باید هزاران بار سپاسگزار بود که هرچه در رفتار رهبر انقلاب فکر می کنیم، این محاسبات دقیق توسط ایشان مشاهده می شود. گرچه ممکن است مدتی برای ما سِرّ این رفتار و سخن روشن نباشد و حتی در دلمان بگوییم که چرا آقا چنین کاری کردند، یا چرا فلان کار را انجام ندادند، اما پس از مدتی متوجه می شویم که حق با ایشان بوده.


ثانیاً مفهومش این نیست که هرچه ایشان می گوید، ما هم بگوییم و هرچه نگفت نگوییم. این گونه نیست. همان گونه که عرض کردم موقعیت های افراد در تعیین تکلیف شان تفاوت می کند ولی کار را باید با همه نتایجی که در درازمدت بر آن مترتب می شود، سنجید. هر کس بصیرتش بیشتر باشد، بهتر می تواند این محاسبات را انجام دهد و کار درست تری انجام دهد. بالاخره اشتباه برای همه پیش می آید، ما که به عصمت غیر معصوم قائل نیستیم اما آیات و روایات به ما می گوید که اگر خودتان را در اختیار خداوند قرار دهید، خدا هم شما را در تصمیماتتان یاری می کند. بنابراین سعی کنیم محاسبات را دقیق انجام دهیم و دستورالعمل های مقام معظم رهبری را همیشه مدنظر قرار بدهیم، اولویت ها را رعایت کنیم، از خدا بخواهیم به طول عمر ایشان بیفزاید و به ما هم توفیق اطاعت از ولی امر را عنایت کند.

 

سوال دیگر هم درباره 9 دی و جامعه شناسی مردم است. مردم به میدان آمدند، این ناشی از انفعال از حادثه عاشورا بود یا نه، یک حجم متراکمی از بغض های فروخورده در دلها بود که از ابتدای ماجرای فتنه جمع شده بود و به یکباره منفجر شد؟ برخی می خواهند بگویند ماجرای 9 دی فقط واکنش نسبت به هتک حرمت امام حسین علیه السلام بود؟

 

حقیقت این است پدیده های اجتماعی را با یک عامل نمی شود تحلیل کرد. خب یک نگرانی هایی در طول این چند ماه و حتی قبل از آن از دوره اصلاحات در قشرهای مختلفی وجود داشت. اینها انباشته شده بود اما جرقه ای که آن را منفجر کند زده نشده بود. داستان عاشورا یک کبریت بود که به این انبار باروت زده شد، باروت ها جمع شد، اینها بی اثر نبود. اگر این باروت ها جمع نشده بود آن کبریت اثر نمی کرد ولی اگر این کبریت هم نبود، منفجر نمی شد. همه این عوامل موثر بود و این حماقت را کردند، کاری که با هیچ سیاست و مبنای عقلی جور درنمی آید ولی به هر حال تدبیر خدا بود که رسوا بشوند و دیگر فاتحه اینها خوانده شود برای همیشه، انشاءالله.

 

سوالی را که زیاد از ما می پرسند، این است که برخی شخصیت های علمی و دینی آن طور که از جایگاه علمی شان انتظار می رفت در مقابله با این فتنه ظاهر نشدند. گاهی مواضعی گرفتند که فتنه گران خوشحال شدند گاهی هم سکوت کردند، این برای عامه مردم یک فضای تردید نسبت به برخی از این شخصیت های محترم ایجاد کرده. به دلیل اینکه مردم احساس کردند خودشان خیلی خوب دارند حق و باطل را می فهمند ولی سوال می شد که چرا یک بزرگی این موضوع را نمی تواند تشخیص دهد. در چنین جایگاه هایی هم قاعدتا حب مال و مقام متصور نیست یا خیلی مواردش در این سطح کم است. البته بسیاری از این شخصیتهای دینی خیلی صریح و روشن از جریان ولایت دفاع کردند، حساسیت نشان دادند و سکوت نکردند ولی برخی معدود از این شخصیت ها که انتظار می رفت اینجا دیده نشدند؟

 

جواب اجمالی اش روشن است. خود شما هم می دانید جواب تفصیلی اش خیلی گسترده است. اجمالش این است که یک مقداری توقعات مردم بیجا بود. یعنی خیال می کردند کسی قهرمان است در حالی که قهرمان نبود! وقتی یکی را قهرمان کشتی فرض کردید بعد دیدیدکه در کشتی زمین می خورد، تعجب می کنید. خب از اول این بنده خدا قهرمان نبود، شما خیال می کردید قهرمان است! خود ما درباره افراد قضاوت هایی داریم بعد می فهمیم اشتباه کرده ایم. اما اینکه خود اینها چرا چنین رفتاری کردند با این سوابق خوبی که داشتند، نکته های مثبتی که داشتند. اولاً وجود نقطه های مثبت در یک شخص منافاتی با وجود نقطه های منفی ندارد. ما خیال می کنیم خوبی و بدی در یک خط مستقیم است. آدم اگر خوب است در این خط پیش می رود تا بی نهایت. در صورتی که آدمیزاد این گونه نیست، حرکتش خوشه ای است در یک مسیری پیش می رود. در یک مسیر شکست می خورد. خیلی ها هستند واقعاً یک صفات خیلی خوبی دارند، البته در کنارش یک صفات خیلی بد هم دارند. این جور نیست که هر کس یک صفات خیلی خوبی داشت دیگر صفت بد نداشته باشد. بله بدی ها گاهی جوری است که زمینه بروز ندارد و در یک شرایطی زمینه بروز پیدا می کند آن وقت آدم می فهمد که این از اول نقص داشت اما چون خطری نداشت، زمینه بروزی نداشت کسی به آن زمینه توجه نمی کرد، دنبالش هم نبود. اما آن وقتی که در جایش اثرش ظاهر شود آدم می فهمد که چه اشتباهی کرده بود و به چه چیزهایی هم باید توجه می کرد ولی نکرده بود. پس این توقعی که مردم دارند، خیال می کردند باید این شخصیت چنین باشد، نه بابا این بنده خدا همین بود منتهی شما او را نمی شناختید.

 

به عنوان آخرین سئوال دوست داریم بدانیم از نظر حضرتعالی، فتنه آینده از چه جنسی خواهد بود و نشانه های آن چیست؟

 

بر اساس شواهدی که بنده می بینم نوک پيکان همه توطئه‌ها و فتنه‌هاي اخير و حتی فتنه های آینده اصل ولايت فقيه را نشانه رفته. برای این که شاخصه انقلاب اسلامي ما مبتني بودن آن بر اصل ولايت فقيه است و همين امر بر دشمنان اسلام سخت آمده. متأسفانه ما می بینیم که هنوز هم مسئولانی در ردهای بلای نظام هستند که نسبت به ولایت فقیه شناخت ندارند. اصلا دشمني‌ها با جمهوري اسلامي ايران به خاطر همین اصل است. ما می بینیم که متاسفانه کم نيستند شخصیتهایی که حقيقت ولايت فقيه را درک نکرده اند، برای همین فکر می کنند با کنار گذاشتن ولایت فقیه مشکلات کشور کمتر و یا اصلا حل می شود. البته این افراد اگر موقعیتی برای طرح صریح این مسائل پیدا کنند، مطرح می کنند ولی فعلا به صورت نرم اینها را می گویند. ما هم نباید بیکار باشیم بلکه تا جان داریم باید از ولایت فقیه دفاع کنیم. چون شخصيتهاي مختلف را در هر لباس و پست و مقامي مي توان به گونه اي منحرف كرد؛ تنها كسي را كه نمي توانند منحرف كنند، ولي فقيه و رهبري است. به همين دليل دشمنان نظام هزينه هاي هنگفتي را برای تضعيف ولايت فقيه صرف می کنند.

 

حضرتعالی از شاگردان و نزدیکان به آیت الله بهجت بودید، برداشت برخی بر این است که ایشان در امور سیاسی دخالتی نمی کردند، چنین تصوری درباره ایشان درست است؟

 

اینکه کسانی فکر می کنند آیت الله بهجت در کار سیاست اهتمامی نداشتند، قضاوت درستی نیست اما موقعیت های افراد همان طور که عرض کردم فرق می کند. تاثیر ایشان در این بود که یک هشداری یا نصیحتی یا کلامی به مسئولی بگوید یا پیغامی به مقامی برساند. طبعا این کار از همه داد و فریادهای و جنجال هایی که ما می کردیم اثرش بیشتر است. بنده خودم که وارد کارهای به اصطلاح سیاسی شدم، مرهون توصیه ایشان هستم. ایشان ما را تشویق کردند به دخالت در مسائل اجتماعی و سیاسی.

کد خبر:73879 -

9دی

  


طرح/9دی روز انقلاب اسلامی

 

بازگشت ناوگروه دریایی سپاه از قطر


بازگشت ناوگروه دریایی سپاه از قطر

ناوگروه دریایی سپاه پس از سفر چند روزه به قطر و دیدار با فرماندهان نظامی و بازدید از مراکز نیروی دریایی این کشور به میهن اسلامی بازگشت.

ناوگروه دریایی سپاه پس از سفر چند روزه به قطر و دیدار با فرماندهان نظامی و بازدید از مراکز نیروی دریایی این کشور به میهن اسلامی بازگشت.
به گزارش سپاه نیوز، سردار دریادار دوم پاسدار رضا ترابی فرمانده منطقه یکم نیروی دریایی سپاه در مراسم استقبال از ناوچه های اعزامی این منطقه، در بندرعباس گفت: حضور ناوگروه نیروی دریایی سپاه به کشور دوست و همسایه قطر که برای نخستین بار در تاریخ نیروی دریایی سپاه انجام می گرفت دستاوردهای قابل توجه و موفقیت آمیزی را بهمراه داشت.
وی هدف از این برنامه را تعمیق روابط دوستانه میان دو کشور، تبادل تجارب و بسترسازی برای توسعه تعاملات با دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس دانست و تصریح کرد:تبادل هیات ها و تداوم اینگونه برنامه ها خواهد توانست امنیت پایدار منطقه راهبردی خلیج فارس را با تکیه بر مشترکات فرهنگی، اعتقادی، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی و نیز همکاری های منطقه ای و بدون حضور قدرت های سلطه گر، بیگانه و فرامنطقه ای تضمین کند.
ناوسالار یکم پاسدار محمود شیاری، فرمانده ناوگروه اعزامی نیز در بازگشت از این سفر، با تشکر از استقبال گرم و صمیمی دولت قطر، نتایج بازدیدها، ملاقات ها و گفت و گوها با فرماندهان و مسئولین قطر را مفید و با اهمیت توصیف کرد.
گفتنی است ناوگروه رزمی نیروی دریایی سپاه شامل 3 فروند ناوچه موشک انداز و 2 فروند ناوچه پشتیبانی به دعوت رسمی کشور قطر و به مدت 3 روز به این کشور عزیمت کرده بود.


 

 

  انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 334474

ندای رهبری

  

 


تاکید رهبر انقلاب بر توجه به حقوق مومنین

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، در جلسه درس خارج فقه معظم له در روز پنجم دی‌ماه 89 به شرح حدیثی از حضرت امام جعفرصادق (ع) پرداخته و بر اهمیت توجه به حقوق مومنین تاکید کردند .

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، در جلسه درس خارج فقه معظم له در روز پنجم دی‌ماه 89 به شرح حدیثی از حضرت امام جعفرصادق (ع) پرداخته و بر اهمیت توجه به حقوق مومنین تاکید کردند .
متن بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی، در این جلسه به شرح ذیل است:
«عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ کُنْتُ أَطُوفُ مَعَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَعَرَضَ لِی رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِنَا کَانَ سَأَلَنِی الذَّهَابَ مَعَهُ فِی حَاجَةٍ فَأَشَارَ إِلَیَّ فَکَرِهْتُ أَنْ أَدَعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَذْهَبَ إِلَیْهِ فَبَیْنَا أَنَا أَطُوفُ إِذْ أَشَارَ إِلَیَّ أَیْضاً فَرَآهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ یَا أَبَانُ إِیَّاکَ یُرِیدُ هَذَا قُلْتُ نَعَمْ قَالَ فَمَنْ هُوَ قُلْتُ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِنَا قَالَ هُوَ عَلَى مِثْلِ مَا أَنْتَ عَلَیْهِ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ فَاذْهَبْ إِلَیْهِ قُلْتُ فَأَقْطَعُ الطَّوَافَ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ وَ إِنْ کَانَ طَوَافَ الْفَرِیضَةِ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَذَهَبْتُ مَعَهُ ثُمَّ دَخَلْتُ عَلَیْهِ بَعْدُ فَسَأَلْتُهُ فَقُلْتُ أَخْبِرْنِی عَنْ حَقِّ الْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ فَقَالَ یَا أَبَانُ دَعْهُ لَا تَرِدْهُ قُلْتُ بَلَى جُعِلْتُ فِدَاکَ...»

شافی، جلد 1، حدیث 1506

فی الکافی، عن ابان بن تغلب، قال: «کنت اطوف مع ابی‌عبدالله(علیه السلام) فعرض لی رجل من اصحابنا کان سالنی الذهاب معه فی حاجه». ابان بن تغلب میگوید: یکی از اصحابمان -از برادران شیعه- از من خواسته بود که برای انجام یک حاجتی با او بروم و یک کاری را برایش انجام دهم.

حالا ابان بن تغلب با حضرت ابی‌عبدالله [امام صادق] (علیه السلام) در حال طواف گرد خانه‌ی خداست. «فاشار الیّ». آن برادری که از من درخواست کرده بود با او بروم و کاری برایش انجام دهم، در اثنای طواف به من اینجوری اشاره کرد که بیا. «فکرهت ان ادع اباعبدالله(علیه السلام) و اذهب الیه؛ دلم نخواست که در حال طواف، حضرت را رها کنم و سراغ او بروم. خب، واقعاً هم چه اقبال بزرگی است که انسان با امام معصوم گرد خانه‌ی خدا طواف کند.

«فبینا انا اطوف اذ اشار الیّ ایضا». در اثنای طواف، باز رسیدیم به آنجایی که آن مرد از دور ایستاده بود و باز دوباره به من اشاره کرد. «فراه ابوعبدالله (علیه السلام)»؛ این دفعه، حضرت چشمشان افتاد و او را دیدند. «فقال یا ابان ایاک یرید هذا؟»؛ [فرمودند:] این شخص با تو کار دارد؟ «قلت نعم.قال فمن هو؟»؛ او کیست؟ «فقلت رجل من اصحابنا»؛ از خود ماست، از برادران شیعه‌ی ماست. «قال هو علی مثل ما انت علیه؟»؛ [فرمودند:] آیا همان عقایدی را که تو در باب امامت داری او هم بر همان عقاید است؟ «قلت نعم. قال فاذهب الیه». [گفتم: آری،] فرمود: پس برو ببین چه می‌گوید. «قلت فاقطع الطواف؟»؛ [عرض کردم] من در حال عبادتم و دارم طواف میکنم، طواف را قطع کنم؟ «قال نعم» [فرمودند: بلی]. حالا اینجا این فقیه را ببینید – ابان فقیه است- او میخواهد از فرصت استفاده کند و یک مسئله شرعی را یاد بگیرد. «قلت و ان کان طواف الفریضه؟»؛ [پرسیدم:] حتی اگر طوافِ فریضه هم بود، باز قطع کنم و بروم؟ «قال نعم»؛ حضرت فرمودند: بله، حتی در وسط طواف فریضه وقتی برادر تو با تو کاری دارد، از تو درخواستی میکند، باید طواف را قطع کنی و بروی. «قال فذهبت معه»؛ خوب، اطاعت کردم و جدا شدم، با آن شخص رفتم.

«ثمّ دخلت علیه بعد»؛ بعد آمدم خدمت حضرت، «فسألته فقلت اخبرنی عن حقّ المؤمن علی المؤمن»؛ [و پرسیدم:] این چه حقی است که اینجور ایجاب می‌کند انسان طواف واجب را هم قطع کند؟ حق مؤمن را سؤال کردم. حضرت میفرمایند که [فقال: یا ابان] «دعه لاتردَّه»؛ رها کن دیگر، سؤال نکن. لاترده یعنی این سؤال را تکرار نکن. «قلت بلی جعلت فداک»؛ [عرض کردم:] چرا، سؤال میکنم. اصرار کردم و بعد حضرت شروع کردند حقوق مؤمن را گفتن. علت این هم که میفرمودند سؤال نکن، این است که وقتی دانستی، گیر می‌افتی و مجبوری عمل کنی. اینجا دیگر روایت مفصل است که ما نمیخوانیم. شبیه این، روایت دیگری هم بود از معلّی‌بن‌خنیس که از حضرت سؤال میکند حق مؤمن چیست.

حالا درباره‌ی جزئیات روایتی عرض کردم و لوازمی که آن روایت دارد، بحثهای فراوانی وجود دارد. غرض، این تکه‌اش برای ما اهمیت را دارد که به حقوق مؤمنین توجه کنیم.




 

 

  انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 334488

ندای رهبری

  

 


تاکید رهبر انقلاب بر توجه به حقوق مومنین

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، در جلسه درس خارج فقه معظم له در روز پنجم دی‌ماه 89 به شرح حدیثی از حضرت امام جعفرصادق (ع) پرداخته و بر اهمیت توجه به حقوق مومنین تاکید کردند .

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، در جلسه درس خارج فقه معظم له در روز پنجم دی‌ماه 89 به شرح حدیثی از حضرت امام جعفرصادق (ع) پرداخته و بر اهمیت توجه به حقوق مومنین تاکید کردند .
متن بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی، در این جلسه به شرح ذیل است:
«عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ کُنْتُ أَطُوفُ مَعَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَعَرَضَ لِی رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِنَا کَانَ سَأَلَنِی الذَّهَابَ مَعَهُ فِی حَاجَةٍ فَأَشَارَ إِلَیَّ فَکَرِهْتُ أَنْ أَدَعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَذْهَبَ إِلَیْهِ فَبَیْنَا أَنَا أَطُوفُ إِذْ أَشَارَ إِلَیَّ أَیْضاً فَرَآهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ یَا أَبَانُ إِیَّاکَ یُرِیدُ هَذَا قُلْتُ نَعَمْ قَالَ فَمَنْ هُوَ قُلْتُ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِنَا قَالَ هُوَ عَلَى مِثْلِ مَا أَنْتَ عَلَیْهِ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ فَاذْهَبْ إِلَیْهِ قُلْتُ فَأَقْطَعُ الطَّوَافَ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ وَ إِنْ کَانَ طَوَافَ الْفَرِیضَةِ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَذَهَبْتُ مَعَهُ ثُمَّ دَخَلْتُ عَلَیْهِ بَعْدُ فَسَأَلْتُهُ فَقُلْتُ أَخْبِرْنِی عَنْ حَقِّ الْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ فَقَالَ یَا أَبَانُ دَعْهُ لَا تَرِدْهُ قُلْتُ بَلَى جُعِلْتُ فِدَاکَ...»

شافی، جلد 1، حدیث 1506

فی الکافی، عن ابان بن تغلب، قال: «کنت اطوف مع ابی‌عبدالله(علیه السلام) فعرض لی رجل من اصحابنا کان سالنی الذهاب معه فی حاجه». ابان بن تغلب میگوید: یکی از اصحابمان -از برادران شیعه- از من خواسته بود که برای انجام یک حاجتی با او بروم و یک کاری را برایش انجام دهم.

حالا ابان بن تغلب با حضرت ابی‌عبدالله [امام صادق] (علیه السلام) در حال طواف گرد خانه‌ی خداست. «فاشار الیّ». آن برادری که از من درخواست کرده بود با او بروم و کاری برایش انجام دهم، در اثنای طواف به من اینجوری اشاره کرد که بیا. «فکرهت ان ادع اباعبدالله(علیه السلام) و اذهب الیه؛ دلم نخواست که در حال طواف، حضرت را رها کنم و سراغ او بروم. خب، واقعاً هم چه اقبال بزرگی است که انسان با امام معصوم گرد خانه‌ی خدا طواف کند.

«فبینا انا اطوف اذ اشار الیّ ایضا». در اثنای طواف، باز رسیدیم به آنجایی که آن مرد از دور ایستاده بود و باز دوباره به من اشاره کرد. «فراه ابوعبدالله (علیه السلام)»؛ این دفعه، حضرت چشمشان افتاد و او را دیدند. «فقال یا ابان ایاک یرید هذا؟»؛ [فرمودند:] این شخص با تو کار دارد؟ «قلت نعم.قال فمن هو؟»؛ او کیست؟ «فقلت رجل من اصحابنا»؛ از خود ماست، از برادران شیعه‌ی ماست. «قال هو علی مثل ما انت علیه؟»؛ [فرمودند:] آیا همان عقایدی را که تو در باب امامت داری او هم بر همان عقاید است؟ «قلت نعم. قال فاذهب الیه». [گفتم: آری،] فرمود: پس برو ببین چه می‌گوید. «قلت فاقطع الطواف؟»؛ [عرض کردم] من در حال عبادتم و دارم طواف میکنم، طواف را قطع کنم؟ «قال نعم» [فرمودند: بلی]. حالا اینجا این فقیه را ببینید – ابان فقیه است- او میخواهد از فرصت استفاده کند و یک مسئله شرعی را یاد بگیرد. «قلت و ان کان طواف الفریضه؟»؛ [پرسیدم:] حتی اگر طوافِ فریضه هم بود، باز قطع کنم و بروم؟ «قال نعم»؛ حضرت فرمودند: بله، حتی در وسط طواف فریضه وقتی برادر تو با تو کاری دارد، از تو درخواستی میکند، باید طواف را قطع کنی و بروی. «قال فذهبت معه»؛ خوب، اطاعت کردم و جدا شدم، با آن شخص رفتم.

«ثمّ دخلت علیه بعد»؛ بعد آمدم خدمت حضرت، «فسألته فقلت اخبرنی عن حقّ المؤمن علی المؤمن»؛ [و پرسیدم:] این چه حقی است که اینجور ایجاب می‌کند انسان طواف واجب را هم قطع کند؟ حق مؤمن را سؤال کردم. حضرت میفرمایند که [فقال: یا ابان] «دعه لاتردَّه»؛ رها کن دیگر، سؤال نکن. لاترده یعنی این سؤال را تکرار نکن. «قلت بلی جعلت فداک»؛ [عرض کردم:] چرا، سؤال میکنم. اصرار کردم و بعد حضرت شروع کردند حقوق مؤمن را گفتن. علت این هم که میفرمودند سؤال نکن، این است که وقتی دانستی، گیر می‌افتی و مجبوری عمل کنی. اینجا دیگر روایت مفصل است که ما نمیخوانیم. شبیه این، روایت دیگری هم بود از معلّی‌بن‌خنیس که از حضرت سؤال میکند حق مؤمن چیست.

حالا درباره‌ی جزئیات روایتی عرض کردم و لوازمی که آن روایت دارد، بحثهای فراوانی وجود دارد. غرض، این تکه‌اش برای ما اهمیت را دارد که به حقوق مؤمنین توجه کنیم.




 

 

  انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 334488

پیام صریح دادستان تهران به سران فتنه

  


پیام صریح دادستان تهران به سران فتنه

دادستان عمومی و انقلاب تهران گفت: محاکمه سران فتنه دور نیست و در وقت مقرر با فتنه گران برخورد می شود .

دادستان عمومی و انقلاب تهران گفت: محاکمه سران فتنه دور نیست و در وقت مقرر با فتنه گران برخورد می شود .
به گزارش واحد مرکزی خبر ، جعفری دولت آبادی در مراسم تودیع و معارفه سرپرستان قدیم و جدید دادسرای ناحیه 16 ( بعثت) گفت: در سال گذشته به بهانه انتخابات اتفاقات عجیب و غریبی در کشور رخ داد و جوانان بسیاری را به خیابان ها کشاندند و دهها اقدام مخرب و ضد امنیتی انجام دادند.
وی افزود: اما امروز خدا را شاکریم که سران آنها رسوا شده اند و آن روز دور نیست که جامعه ما سران فتنه را محاکمه کند.
دادستان تهران گفت: کسانی که فکر می کردند به بهانه انتخابات می توانند به ارکان نظام ازجمله رهبری تهاجم کنند و به قول خود آخرین ضربه را بر پیکر این نظام وارد کنند بدانند که محاکمه خواهند شد.
وی افزود: فتنه گران فکر می کردند می توانند نظام را ساقط کنند اما در برابر 6 دی ، ما 9 دی (88) را داشتیم که فتنه گران با سلحشوری مردم مواجه شدند.
دادستان تهران گفت: عده ای در ششم دی احساس کردند می توانند در پوشش دروغین جمهوریت قیام کنند اما مردم ما مطمئن باشند که اگر برخی مسائل نبود می گفتیم که آنها کمتر از آن وزنی را دارند که نظام نتواند با آنها برخورد کند.
وی افزود: فتنه گران بدانند حتماً در وقت مقرر به سزای اعمالشان خواهند رسید.


 

 

  انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 334408

سه شرط برای اسلامی شدن دانشگاه‌ها

  


سه شرط برای اسلامی شدن دانشگاه‌ها

آیت‌الله مکارم شیرازی گفت: اگر بخواهیم دانشگاه ما مستقل و اسلامی باشد باید به برنامه‌های آموزشی، متون درسی و استادان دانشگاه‌های آن نظارت بیشتر شود؛ زیرا استقلال دانشگاه در سایه این سه شرط بدست می‌آید.

آیت‌الله مکارم شیرازی گفت: اگر بخواهیم دانشگاه ما مستقل و اسلامی باشد باید به برنامه‌های آموزشی، متون درسی و استادان دانشگاه‌های آن نظارت بیشتر شود؛ زیرا استقلال دانشگاه در سایه این سه شرط بدست می‌آید.
به گزارش رسا، حضرت آیت الله ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید، ظهر امروز، پنجم دی ماه در دیدار رییس و اعضای هیأت علمی پردیس قم دانشگاه تهران با بیان اینکه دانشگاه و حوزه در سرنوشت جامعه بسیار تاثیر گذار هستند و وظیفه این دو نهاد علمی این است که مدیران را تربیت و به جامعه تحویل ‌دهند بیان داشت: اگر خدای نکرده فرهنگ مادی و دین ستیز غربی در میان دانشجویان ما رسوخ کند و با این فرهنگ تربیت شوند، مشخص نیست که آینده جامعه ما چه خواهد شد. بنابراین وظیفه استادان و اعضای هیئت‌های علمی در تربیت دانشجویان متعهد بسیار سنگین است و باید در این خصوص تلاش‌های فراوانی انجام دهند.
آیت‌الله مکارم شیرازی در ادامه یادآور شد: اگر بخواهیم دانشگاه ما مستقل و اسلامی باشد باید به برنامه‌های آموزشی، متون درسی و استادان دانشگاه های آن نظارت بیشتر شود؛ زیرا استقلال دانشگاه در سایه این سه شرط بدست می‌آید.
وی تاکید کرد: امروز، غرب هرگز دانشگاه مستقل، اقتصاد و سیاست مستقل را نمی پسندد و ما باید تلاش کنیم استقلال خودمان را در همه زمینه‌ها بدست آوریم.

استادان دانشگاه باید اطلاعات خود را در زمینه علوم اسلامی و اخلاقی افزایش دهند
این مرجع تقلید در بخش دیگری از سخنان خود به تربیت استادان متعهد و با ایمان تاکید کرد و افزود: امروز استادان دانشگاه‌ها در نظام جمهوری اسلامی ایران باید اطلاعات خود را در زمینه علوم اسلامی و اخلاقی افزایش دهند.

 

 

  انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 334406

هدف:پروژه جدید خاتمی؛ باجگیری از نظام

  

 


پروژه جدید خاتمی؛ باجگیری از نظام

سید محمد خاتمی،فعالیت های جدید خود را برای فشار به نظام و باج گیری از آن شدت بخشیده است.

سید محمد خاتمی که پیش ازاین طی یک سناریوی جدی تاخیر در بازگشت به حاکمیت را با توجه به شرایط پیش آمده جدید در دستورکار خود قرارداده بود،فعالیت های جدید خود را برای فشار به نظام و باج گیری از آن شدت بخشیده است.
سید محمد خاتمی که پیش ازاین طی یک سناریوی جدی تاخیر در بازگشت به حاکمیت را با توجه به شرایط پیش آمده جدید در دستورکار خود قرارداده بود،فعالیت های جدید خود را برای فشار به نظام و باج گیری از آن شدت بخشیده است.
یک منبع آگاه در گفتگو با «کلمه نیوز» ضمن بیان مطلب فوق گفت :سید محمد خاتمی که به دفعات پالس هایی را برای بازگشت به نظام از طرق مختلف ارسال کرده بود پس از کاهش یافتن انتقادات به وی متاسفانه امر به وی مشتبه شده و با تحریک برخی از فعالان سیاسی دالان جدیدی را برای فعالیت های خود و پی ریزی دور جدید همنشینی با رادیکال ها پی گیری می کند.
وی با بیان اینکه خاتمی با هدایت و مدیریت عناصر معارض به نظام به نشست و برخاست هایی مشغول می باشد به وی هشدار داد انتشار بخشی از تلاش های وی افکار عمومی را مبنی بر جای داشتن وی در حلقه سران فتنه تثبیت و عاقبت بدخیمی را برای وی رقم خواهد زد.
 

 

 

  انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 334444

پشت پرده بلوف "سيمور" پس از پيروزي بزرگ ايران در "ژنو3" چه بود؟


پشت پرده بلوف "سيمور" پس از پيروزي بزرگ ايران در "ژنو3" چه بود؟

ناكامي نمايندگان 1+5 در جريان مذاكرات هفته قبل ژنو3، به ويژه نماينده امريكا كه در نهايت نتوانستند به‌دليل اختلاف نظرهاي دروني، دستور كار مشخص محتوايي ارائه كنند و تيم مذاكره كننده ايراني مطابق دستور كار خود، نبض مذاكرات را به دست گرفت، موجب شده كه به برخي ديپلمات‌هاي سايه امريكايي براي تحت‌الشعاع قرار دادن اين پيروزي جمهوري اسلامي با بيان بلوف‌هاي تهديدآميز به‌منظور حفظ آبرو (face saving) مأموريت داده شود.

به گزارش رجانیوز، اظهارات دو روز قبل گري سيمور مشاور اوباما در زمينه خلع سلاح مبني بر افزايش فشارها به ايران در حالي با همين انگيزه بيان شد كه حتي رسانه‌هايي مانند نيويورك تايمز نيز در مورد عملي بودن بلوف سيمور ترديد دارند.
 
سيمور در سخنراني روز جمعه خود در كنفرانس بنياد دفاع ازدموكراسي‌ها گفته بود شايد ايران تصميم گرفته است كه گفت‌وگوها رابا اعضاي دائم شوراي امنيت و آلمان ازسر بگيرد زيرا معتقد است كه مي تواند با توسل به گفت‌وگوهاي ظاهري، تحريم هاي فعلي را تضعيف كند و از تدابير تنبيهي بيشتر طفره برود. وي افزود اين ترفند كارساز نخواهد بود. پس از گفت‌وگوهاي ژنو، ما و متحدان‌مان مصمم هستيم فشارها را ادامه دهيم و بر آن بيفزاييم. ما بايد اين پيام را به ايران برسانيم كه اگر ازمذاكرات جدي پرهيزكند، فقط تحريم ها افزايش خواهد يافت و تا زماني كه به نگراني هاي ما به‌طور كامل پرداخته نشود، لغو نخواهد شد.
 
اما نيويورك تايمز در واكنش به اين اظهارات نوشت: سيمور در مورد جزئيات تحريم هايي كه امريكا و متحدانش درصدد اعمال آن بر ضد ايران هستند، سخني نگفت. گزينه هاي واشنگتن محدود هستند. بسياري از كشورهاي اروپايي تمايلي به حمايت از گامي كه بسياري معتقدند به نظام ايران آسيب خواهدزد، يعني محدود كردن صادرات نفتي ايران ندارند زيرا تحريم واقعي در اين زمينه پيامدهاي زيادي در كل جهان خواهد داشت. كاخ سفيد، تمايلي نداشته است كه در تحويل بنزين تصفيه شده به ايران محدوديت هايي را اعمال كند زيرا از اين نگران است كه كمبود بنزين بيش از آنكه موجب نارضايتي شهروندان ايران ازحكومت شود، موجب خشم آن‌ها ازغرب شود. اين تحريم‌ها هنوز رهبران ايران را متقاعد نكرده است كه به خواسته هاي شوراي امنيت و متوقف كردن برنامه غني سازي اورانيوم عمل كنند سيمور مي‌گويد كه اگر هزينه ها و مخاطرات به اندازه كافي زياد باشد، آن‌ها تعليق را خواهند پذيرفت، اما برخي كارشناسان ديگر با اين سخن موافق نيستند و مي گويند بعيد است مقامات ارشد ايران در برابر فشارتسليم شوند. سيمور مسئول هماهنگي تلاش ها براي به تاخير انداختن برنامه هسته اي ايران و در نهايت از خط خارج كردن اين برنامه است.
 
اما به موازات تاكتيك face saving امريكا براي توجيه شكست ژنو3، دیپلماسی هسته ای دکتر احمدی نژاد که اکنون با وارد كردن ترکیه به مذاكرات كشورمان با 1+5، به‌عنوان یک کشور مسلمان كه در بيانيه تهران نقش سازنده‌اي ايفا كرد، فرمول جديدي ارائه كرده است.
 
در عين حال، جریان فتنه‌گر داخلی و نیروهای مخالف خارجی نيز كه از موفقيت ايران در مذاكرات ژنو3 ناخرسند هستند، همان خط گري سيمور را تعقيب مي‌كنند تا با برجسته كردن اظهارات او در زمینه تشدید تحریم‌ها،  بزرگ‌ترين پيروزي هسته‌اي هشت سال اخير ايران را به سايه ببرند، به‌طوري كه سخنان "هماهنگ کننده کاخ سفید برای کنترل سلاح" یا به‌قول امریکايی‌ها "قیصر خلع سلاح" در زمینه تشدید تحریم‌ها! چنان به مذاق اين جريان خوش آمده که توجه نكرده‌اند چنانچه مقامات امريكايي در ژنو3 به موفقيتي دست پيدا مي‌كردند، لازم نبود سيمور را براي سرپوش گذاشتن جلو بياندازند، بلكه شخص اوباما يا مقامات طراز اول مانند بايدن و هيلاري كلينتون براي برجسته كردن موفقيت خود به ميدان مي‌آمدند.
 
به هر حال، 1+5 تا اينجا علاوه بر باختن دستور كار و محتواي مذاكرات، شكل مذاكرات را هم به ايران باخته است، يعني اكنون آنها باید تغییر شکلی بر روی گروه 5+1 به گروه 6+1 را بپذیرند كه نتيجه اين تغییر، قطعا بر ماهیت مذاکرات نیز تاثیر خواهد گذاشت و شرایط مذاکراتی را برای ایران مساعدتر خواهد كرد.
 
همچنين گزارش‌ها حاكي است با اتمام سال نو میلادی و تعطیلات کریسمس و شروع مذاکرات 6+1 در آغاز سال نو، شرایط به‌نحوی خواهد بود که نه تنها خبری از تشدید تحریم‌ها! عليه ایران نیست بلکه غرب بايد منتظر ابتكار جديد نمایندگان ایران در مذاکرات باشد که حداقل غرب را نیز از سردرگمی در نداشتن دستور جلسات مذاکرات رهایی داده و موضوع را به‌نحوی پيش ببرد كه بتواند به توافق‌های عملی و لغو تحریم‌هاي بی نتیجه منجر شود.
 

"گس" در دفاع از فتنه‌گران بي‌طاقتي كرد!/ ضرورت اخراج سفير گستاخ

 
"گس" در دفاع از فتنه‌گران بي‌طاقتي كرد!/ ضرورت اخراج سفير گستاخ

سفير انگليس در تهران در شرايطي كه سركوب دانشجويان در لندن اوج گرفته و پليس لندن تلاش گسترده‌اي را براي شناسايي و دستگيري معترضان آغاز كرده است، در يادداشت مداخله‌جويانه‌اي به حمايت آشكار از عوامل فتنه پرداخت.

به گزارش رجانیوز، اين يادداشت در حالي به تاريخ دو روز قبل در سايت "سفارت انگليس در ايران" و با تيتر "جرم نسرین ستوده دفاع شجاعانه است" منتشر شده كه وزارت امور خارجه ايران عملاً به تماشاچي سركوب‌ها در لندن تبديل شده و در شرايطي كه بايد سايمون گس سفير هتاك انگليس به وزارت خارجه كشورمان احضار شود و از وي به‌خاطر نقض گسترده حقوق شهروندي در لندن توضيح خواسته شود، وي در نوشته گستاخانه‌اي مدعي نقض حقوق بشر در ايران شده است.
 
در عين حال، به‌نظر مي‌رسد با توجه دخالت‌هاي گسترده دولت انگليس در فتنه88 و پشتيباني از عوامل فته كه يادداشت اخير گس نمونه واضح آن است، تبديل شدن لندن به پايگاه فعاليت‌هاي ضدانقلاب و فراريان قبل و بعد از فتنه 88، نقش ويژه نماينده انگليس در شوراي امنيت سازمان ملل براي تصويب قطعنامه‌هاي ضدايراني و اعمال تحريم‌ها عليه كشورمان و همكاري سازمان جاسوسي MI6 با سرويس‌هاي سيا و موساد در ترور دانشمندان هسته‌اي ايران، خودداري جمهوري اسلامي از اعزام سفير و تقليل يك‌‌سويه و غيررسمي سطح روابط به حضور كاردار در سفارتخانه ايران در لندن، دليلي براي ادامه فعاليت سفير دولت خبيث انگليس (به تعبير رهبر معظم انقلاب در نمازجمعه تاريخي 29 خرداد 89) در كشورمان وجود نداشته باشد و موضع عزت، حكمت و مصلحت دولت ايران، ايجاب مي‌كند كه سفير انگليس از ايران اخراج شود.
 
گس در ابتداي يادداشت خود براي توجيه اين اقدام مداخله‌جويانه‌اش نوشته است: «اخیراً یکی از کسانی که پیام‌هایم را در تویتر دنبال می‌کند، از من پرسیده بود چرا تا این اندازه از وضعیت حقوق بشر در ایران -کشوری که به عنوان دیپلمات در آن فعالیت دارم- انتقاد می‌کنم. این شخص اشاره کرده بود که جایگاه یک دیپلمات، اشاعه و ترویج  درک و هماهنگی بین دو کشور است و نه برجسته کردن تفاوت‌ها و نکات افتراق. به نظرم سئوال را این طور هم می‌شود، پرسید که چرا مواردی [درباره مسایل حقوق بشر] را که مطرح می‌شوند، لایق و شایسته پاسخگویی می‌دانم. تویتر مجالی برای توضیح ندارد به همین خاطر فکر کردم از فرصتی که روز جهانی حقوق بشر فراهم کرده، استفاده کنم و [بلاگی] در این باره بنویسم.
 
تردیدی نیست که بخشی از وظیفه دیپلمات‌ها ایجاد ارتباط بین کشورهاست در جایی که بشود چنین ارتباطی ایجاد کرد. و دیپلمات‌ها در انتقاد از وضعیت کشوری که به مأموریت فرستاده شده‌اند باید جانب احتیاط را رعایت کنند. اما در عین حال یکی دیگر از وظایف دیپلمات‌ها توضیح و تشریح دیدگاه‌های دولتی است که برای آن کار می‌کنند برای عموم. و در مسأله حقوق بشر، تفکرات ایران و بریتانیا بسیار متفاوت از یکدیگر است. برای مثال، به عقیده ما اصولی را که در اعلامیه جهانی حقوق بشر و همچنین در کنوانسیون بین‌المللی حقوق سیاسی و مدنی ذکر شده و مورد تکریم قرار گرفته‌اند، نمی‌شود بنا به فرهنگ تفسیر و تعبیر کرد. این‌ها آزادی‌های اساسی هستند که شأن و مقام هریک از ما را به عنوان یک فرد تبیین می‌کنند. دولت بریتانیا به فعالیت‌های خود برای جلب توجه عمومی به موارد حاکی از عدم بهره‌مندی مردم از این آزادی‌ها، ادامه خواهد داد.»
 
سفير گستاخ انگليس در ادامه با طرح ادعاي بي‌شرمانه و بي‌پايه مبني بر اينكه "در هيچ جاي دنيا مانند ايران افرادي كه براي حقوق ديگران برخاسته‌اند، در معرض خطر قرار ندارند"، مي‌نويسد: امروز، روز بین‌المللی حقوق بشر مناسبتی است برای یادآوری کسانی که در سراسر دنیا برای احقاق حقوق دیگران برخاسته‌اند -وکلا، روزنامه‌نگاران، و اعضای سازمان‌های مردم نهاد (ان‌جی‌او) که برای دفاع از هم‌وطنان‌شان خود را در معرض خطر قرار داده‌اند. این گونه افراد در هیچ جای دنیا به اندازه ایران درخطر نیستند. از سال گذشته تا کنون مدافعان حقوق بشر مورد آزار و اذیت قرار گرفته و زندانی شده‌اند.
 
سايمون گس صراحتاً از نسرين ستوده وكيل تعدادي از متهمان جريان فتنه نام مي‌برد كه همين نام بردن از يك فرد در ميان تعداد زيادي از متهمان فتنه، دليل آشكاري بر وابستگي بدون واسطه تعدادي از آن‌ها به خارج از كشور به‌عنوان حلقه وصل با سرويس‌هاي جاسوسي غرب است.
 
سفير گستاخ ادامه داده است: یک نمونه از آن‌ها نسرین ستوده است. خانم ستوده وکیلی است که سال‌ها در ایران کار کرده و با استفاده از شیوه‌های قانونی و معمول در ایران به دفاع از هموطنان ایرانی خود پرداخته است. اما امروز خود او در بازداشت است و در انتظار محاکمه به سر می‌برد. دادستان‌های ایران اتهام مبهم "اقدام علیه امنیت ملی" را علیه او مطرح کرده‌اند اما اتهام اصلی او در واقع دفاع شجاعانه و آشکار کردن بی‌عدالتی‌هایی است که حکومت ایران ترجیح می‌دهد پنهان بمانند. دولت بریتانیا [پیش از این] از ایران خواسته تا به وظایفی که آزادانه پذیرفته است، عمل کند؛ از دستگیری‌های خودسرانه خودداری کند و محاکمات عادلانه برگزار کند. آزادی نسرین ستوده نقطه شروع خوبی است.
 
سايمون گس كه از سال 1977 كار خود را در وزارت خارجه انگليس آغاز كرد، جانشين جفري آدامز سفير سابق انگلستان در تهران شد. وي پيش از اين سمت عهد‌ه‌دار سفارت انگليس در آتن (يونان) بوده است.
 
وي پس از پنج ماه حضور در ايران در تاريخ 22 شهريور 1388 توانست استوارنامه خود را تقديم دكتر احمدي‌نژاد كرد و در اين ديدار كوتاه حدود 15 دقيقه‌اي، رئيس جمهور كشورمان با چهره‌اي در هم كشيده با سفير جديد دولت توطئه‌گر انگليس برخورد كرد.

 

تجمع در مقابل شعبه‌ی تهران مرکز طراحی توطئه و فتنه 88

تجمع در مقابل شعبه‌ی تهران مرکز طراحی توطئه و فتنه 88

تعدادی از دانشجویان دانشگاه‌های تهران با تجمع مقابل سفارت انگلیس، اعتراض شدید خود را به دخالت دولت این کشور در ترور دانشمندان هسته‌ای کشورمان و اظهارات گستاخانه سفیر انگلیس در تهران اعلام کردند.

به گزارش رجانیوز، دکتر مجید شهریاری در حالی دو هفته قبل هدف جوخه‌های ترور قرار گرفت که رئیس سازمان جاسوسی انگلیس از سلسله عملیات‌های اطلاعاتی امنیتی برای توقف برنامه هسته‌ای ایران خبر داده بود. همچنین سایمون گس سفیر انگلیس در ایران، دو روز قبل به بهانه روز بین‌المللی حقوق بشر، یادداشتی در صفحه اول سایت این سفارت‌خانه منتشر کرد که علنا و به‌طور کامل به دفاع از فتنه‌گران اختصاص داشت.



دانشجویان حاضر در تجمع امروز، در حالي كه عكس‌هايي از مجيد شهرياري، عباسي و مسعود علي‌محمدي اساتيد هسته‌اي كشورمان را كه در تهران ترور شده‌اند، در دست گرفته بودند شعارهاي الله‌اكبر، مرگ بر آمريكا،‌ معلم شهيدم راهت ادامه دارد، مرگ بر استعمار، مرگ بر اسراييل را فرياد زدند.

دانشجويان ضمن در دست داشتن عكس‌هايي از مقام معظم رهبري و امام خميني(ره) پلاكاردهايي از بيانات آنها را در دست دارند كه روي بعضي از آنها نوشته شده است آمريكا در راس دشمنان ملت و انگليس خبيث‌ترين دشمنان ايران است بلاهايي كه دولت استعمارگر انگليس در طول ده‌ها سال بر سر ملت ايران آورده فراموش‌ نشدني است، سفارت بريتانيا 13 آبان 58 را به ياد آورد. عكس‌هايي از سركوب تظاهرات دانشجويان در انگليس نيز در دستان دانشجويان بسيجي مشاهده مي‌شد.

دانشجويان از اظهارات اخير سايمون گس ـ سفير انگليس در تهران ـ به شدت انتقاد كردند.

دانشجويان معترض همچنين با فريادهاي الله‌اكبر،مرگ بر آمريكا و مرگ بر انگليس پرچم اين دو كشور را در مقابل سفارت انگليس در تهران به آتش كشيدند.

به گزارش ایسنا، حضوري ـ مسوول واحد سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق(ع) ـ ضمن قرائت بياناتي از امام خميني(ره) در خصوص اقدامات آمريكا و انگليس عليه كشورمان گفت: آيا شما به دنبال ترور اساتيد دانشگاه‌هاي ما هستيد ما همه اينجا آمده‌ايم كه به شما اعلام كنيم همه ما شهرياري، عباسي و علي‌محمدي هستيم. آنها رفتند و كاري حسيني كردند. ما آمده‌ايم اينجا حضور يافته‌ايم و امروز در امتداد اين شهداي بزرگوار كه در عرصه علم مبارزه كرده‌اند مبلغ خون اين شهيدان هستيم.

وي افزود: آنها به ما فهماندند در مقابل جائر مي‌ايستيم. سفارت انگليس مركز نقشه‌ها و فتنه‌گري‌هاي غرب است فتنه‌هاي 88 و فتنه‌هاي آينده همه در اينجا طراحي مي‌شود، اينجا محل طراحي‌هاي روباه پير است ما آمده‌ايم سفارت انگليس را با شعارهايمان تحقير كنيم همانگونه كه سفير انگليس سعي مي‌كند با اظهارات خود ملت ايران را تحقير كند.

در اين لحظه دانشجويان شعار دادند: مرگ بر انگليس، مرگ بر آمريكا، مرگ بر اسراييل غاصب.

وي در ادامه با اشاره به مذاكرات كشورهاي 1+5 با ايران خاطرنشان كرد: آنها مسوول توقف يك سال و نيم مذاكرات بوده‌اند اين توقف از سوي مدعيان دموكراسي و حقوق بشر بوده است. سفير انگليس مدعي حقوق بشر است چگونه است كه چنين مسائلي را در مورد حقوق بشر عليه ايران مطرح مي‌كند.

در اين لحظه دانشجويان فرياد زدند: معلم شهيدم راهت ادامه دارد.

حضوري اضافه كرد: آنها نمي‌توانستند رشد و پيشرفت كشور ما را ببينند براي ترور دانشمندان ما برنامه‌ريزي كردند به آنها اعلام مي‌كنيم اگر آنها را ترور كنيد باز نمي‌توانيد پيروز شويد زيرا آرمان اين شهيدان در ذهن تك تك ما دانشجويان وجود دارد.

در اين لحظه، دانشجويان فرياد زدند سفير انگلستان اخراج بايد گردد، سفارت انگلس تسخير بايد گردد، حامي فتنه‌گران اخراج بايد گردد.



در ادامه نباف -يكي از اعضاي بسيج دانشجويي- اضافه كرد: شايد بپرسيد چرا ما در مقابل سفارت انگليس تجمع كرده‌ايم اعتراض ما به اين كشور نيست بلكه ما معترض صهيونيسم بين الملل هستيم آمريكا و انگليس توله‌سگ‌هاي صهيونيست بزرگ بين‌الملل هستند. صهيونيست بين‌الملل اين كشورها را به بازي مي‌گيرد و باعث مي‌شود در تمام مسائل دخالت كنند. ما مي‌خواهيم از آنها بپرسيم شما چه‌كاره‌ اين دنيا هستيد.

وي افزود: چرا ليست ترور موساد سازمان امنيتي اسراييل با ليست بيرون آمده از سازمان ملل به عنوان دانشمندان تحريم شده يكي است؟ علت اين شباهت چيست؟ بايد پاسخ دهيد. آيا مردم آزادي‌خواه جهان از اين مسائل به فكر فرو نمي‌روند؟

اين دانشجو اضافه كرد: سوال اينجاست كه آنها كه ادعاي حقوق بشر دارند چرا در مقابل اين همه اقدامات وحشيانه سكوت مي‌كنند ما به آنها مي‌گوييم تمدن غرب رو به زوال است اقتصاد و فرهنگ غرب ديگر جوابگو نيست و براي حل بحران اقتصادي‌شان آنها مجبورند از دانشجويان پول دريافت كنند و در مقابل اعتراض آنها نيز آنها را به طرز وحشيانه‌يي سركوب مي‌كنند.

اين دانشجو تاكيد كرد: براي ما تسخير سفارت هيچ ترسي ندارد.

به گزارش ايسنا، در اين لحظه دانشجويان پرچم‌هاي آمريكا و اسراييل را لگدمال كردند و همزمان فرياد مرگ بر انگليس، مرگ بر آمريكا و معلم شهيدم راهت ادامه دارد را سر دادند. آنها شعار مي‌دادند دانشجو بيدار است از جاسوسي بيزار است، الله‌اكبر،مرگ بر استعمار، مرگ بر اسراييل.

‌در ادامه جلولي ـ نماينده اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي مستقل دانشگاه‌هاـ ضمن انتقاد شديد به اظهارات سفير انگليس كه در وبلاگش در مورد حقوق بشر در ايران منتشر شده بود، گفت: سفير كشوري كه بي‌رحمانه و وحشيانه به جمع دانشجويان حمله مي‌كند و با باتوم و گاز اشك‌اور پاسخ اعتراض آنها را مي‌دهد به چه حقي مي‌خواهد حقوق بشر را در ايران زير سوال ببرد تو در جايگاهي نيستي كه بخواهي از حقوق بشر در ايران حرف بزني و مدعي حمايت از حقوق بشر باشي. شما در قله علم نشسته‌ايد و كوركورانه دانشمندان ما را ترور مي‌كنيد. در جايگاهي هستي كه كل ثروت عالم را با وحشي‌گري در لندن و واشنگتن و نيويورك جمع كردي و سخن حق درگوش شما نخواهد رفت. شما در نقطه انتهايي هر باطلي قرار داريد.

در ادامه اين دانشجوي معترض افزود: دولت انگليس و بريتانيا به واقع مستحق شعار مرگ بر انگليس است. 40 هزار دانشجوي لندني را زير مشت و لگد پليس‌هاي خود گرفته‌ايد و آن وقت يادداشت حقوق بشر در ايران مي‌نويسيد.

وي گفت: با بمب‌هاي خوشه‌اي و گلوله زنان، مردان و كودكان عراقي و افغانستاني را مي‌كشيد نفرين بر شما نام شما براي هميشه در زباله‌دان تاريخ خواهد ماند.

در اين لحظه دانشجويان فرياد زدند مرگ بر انگليس.

وي افزود: شما دانشمند هسته‌اي ما را ترور مي‌كنيد وقيحانه و گستاخانه از هم‌جنس‌بازان در كشور خود حمايت مي‌كنيد كساني كه انسانيت را به چوب حراج گذاشته‌اند از حمايت شما برخوردارند شما در جايگاهي نيستيد كه دم از اين حرف‌ها بزنيد.

وي گفت: ما از نسل تسخيركنندگان سفارت در سال 58 هستيم ما عهد خود را با شهدا،‌امام (ره) و خدا بسته‌ايم اين مملكت ثمره خون آنان است با خون آنها عهد بسته‌ايم كه دست و پاي هر كسي كه بخواهد به اين مملكت چپ نگاه كند قطع كنيم.

در اين لحظه دانشجويان فرياد زدند الله اكبر



اين دانشجو افزود: امام فرمودند ما را بكشيد ملت مابيدارتر مي‌شود. ما نيز مي‌گوييم شهرياري‌ها را بكشيد شهرياري‌ها بيشتر مي‌شوند.اقدامات ننگين شما، شما را به زباله‌داني تاريخ كه اكنون در سراشيبي آن هستيد پيش خواهد برد.

دانشجويان فرياد زدند مرگ بر انگليس

اين دانشجو ادامه داد: ما به عهد خود با امام‌مان استواريم كه شعار لا اله الا الله و مرگ بر آمريكا و مرگ بر انگليس را حتي از ناقوس‌هاي كليساهاي جهان به گوش مردم دنيا برسانيد. ما اين روز را نزديك مي‌بينيم. ملت ايران راه پيشرفت و سعادت خود را يافته‌ است و به شما مي‌گوييم كه تسخير اين سفارت نزديك است. آقاي سفير اين هشدار ما را به گوش اربابان خود برسانيد.

دانشجويان فرياد زدند مرگ بر انگليس.

در ادامه حجت‌الاسلام والمسلمين حميد رسايي ـ نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي ـ نيز ضمن تشكر از دانشجويان گفت: سال 58 گوش‌هاي آمريكايي‌ها نمي‌خواست صداي مردم ايران را بشنود همانگونه كه ديوارهاي اين سفارت نمي‌خواست مردم از آن بالا روند. امروز نيز اين موضوع براي انگليس مصداق دارد. ما مي‌خواهيم به اين گوش‌ها بگوييم هرچقدر گوش‌هاي خود را بگيريد تا صداي اين دانشجويان را نشنويد فايده‌اي ندارد. صداي اين دانشجويان گوش شما را خراش مي‌دهد.

رسايي ادامه داد: از نگاه ما تفاوتي ميان آمريكا و انگليس نيست. آمريكا بزرگترين دشمن ما است اما انگليس خبيث ترين آنان است آمريكا امروز در كشور ما جاسوس‌خانه ندارد اما اين بار بر دوش اين افراد فرومايه انگليسي افتاده است كه مجبورند نوكري آمريكا را بكنند.



وي افزود: زمان حمله به افغانستان و عراق آنها نقش نوكري براي دولت خونخوار آمريكا را داشتند همانگونه كه در اعترافات آنها نيز تمام جهانيان شاهد آن بودند شما نوكري كساني را مي‌كنيد كه تمام مردم دنيا از اقدامات آنها اعلام انزجار مي‌كنند. اسناد سايت ويكي‌ليكس حكايت مي‌كند كه اين جاسوس‌خانه نقش نوكري آمريكا را بازي مي‌كند و گزارش‌هاي خود را براي آمريكايي‌ها مي‌فرستد اين نهايت پستي براي يك دولت است ما شما دولت و مسوولان انگليسي‌ را در خون شهرياري‌ها و محمدي‌ها شريك مي‌دانيم. كما اين‌كه دست شما به خون پدران و فرزنداني كه در جبهه‌هاي جنگ نيز به شهادت رسيده‌اند آغشته است.

اين نماينده مردم تهران در مجلس خاطرنشان كرد: اين ملت با اراده خود نه تنها صدام را به تاريخ پيوند زد بلكه شما را نيز به تاريخ پيوند خواهد زد و زده است.

وي با بيان اينكه مديريت اغتشاشات و آشوب‌ها در سال گذشته را سفارت انگليس نيز بر عهده داشته است، گفت: شما به بعضي از سران آشوب‌ها و امثال مهدي هاشمي پناهندگي مي‌دهيد اما همه اين اقدامات خللي در اراده اين مردم و راهي كه انتخاب كرده‌اند ايجاد نمي‌كند.

دانشجويان شعار دادند الله اكبر

رسايي اضافه كرد: امثال اين سفير بي‌ادب و نامحترم كه براي آمريكايي‌ها و اسراييلي‌ها چاپلوسي مي‌كنند بايد بدانند كه فرزندان خميني در دهان آنها مي‌زنند.

رسايي افزود: شايد شما لباس انگليسي پوشيده باشيد اما هويت آمريكايي داريد. سايمون گس سفير انگليس نيست بلكه سفير آمريكا است او امروز بيانيه‌اي در مورد حقوق بشر در ايران داده است اين مايه تعجب و تاسف است تو حقوق بشر را به ما ياداور مي‌كني ما به شما مي‌گوييم شما در كشورتان اقداماتي مي‌كنيد كه هيچ حيواني آنها را انجام نمي‌دهد بعد شما در كشورتان از هم‌جنس‌بازان حمايت مي‌كنيد و آن را قانوني مي دانيد خجالت بكش.

رسايي ادامه داد:‌آقاي گس تو آنقدر فهم و شعور نداري كه چه زمان بايد موضوع حقوق بشر را عليه كشوري علم كني زماني كه دانشجويان را قتل عام مي‌كنيد و رسانه‌هاي خودتان از جمله بي‌بي‌سي در اين زمينه سكوت مطلق كرده است ياد حقوق بشر در ايران مي‌افتيد حقوق بشر شما اين است؟

وي با اشاره به خشونت پليس انگليس عليه دانشجويان اين كشور در روزهاي گذشته گفت: آنها به افزايش شهريه‌هايشان اعتراض كردند در حالي كه ساليانه چهار ميليارد پوند هزينه نگهداري پادشاه آنهاست. دانشجوي انگليسي اعتراض دارد كه چرا بايد اين پول را صرف عياشي شما كند آقاي گس گوشت را باز كند تو غلط مي‌كني در كشوري كه مردم سالاري در آن حاكم است و 31 انتخابات در آن برگزار شده است چنين سخناني مي‌گويي تو كشورت پادشاهي قرون وسطايي است اگر مردم سالاري مي‌فهميدي چرا پس كشورتان پادشاهي است.



دانشجويان فرياد زدند الله اكبر

در ادامه اين نماينده مردم تهران در مجلس اضافه كرد: كشوري كه اصل حكومتش براساس پادشاهي است حق ندارد در مورد نظامي كه مردم در آن براي تعيين سرنوشت خود همه امور را در دست گرفته‌اند و براي استقلال‌شان هزينه مي‌دهند و 32 سال است كه آزادانه سخن مي‌گويند اظهار نظر كنند ما پادشاهان‌مان را سال‌هاست كه عزل كرده‌ايم.

وي اضافه كرد: تا كنون چند بار بحث قطع روابط با اين جاسوس‌خانه را در دستور كار مجلس قرار داده‌ايم برخي از دوستان مماشات مي‌كنند و مرتب مي‌گويند رابطه داشته باشيم بايد گفت با كشوري كه ادب ندارد رابطه چه معنا دارد. نمايندگانتان در مجلس صداي شما را براي گل گرفتن در اين جاسوس‌خانه پيگيري خواهند كرد.

دانشجويان فرياد زدند الله اكبر

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي اضافه كرد: آقاي گس مي‌دانيم كه ملكه انگلستان به شما وقت نمي‌دهد اما به نخست وزير يا به رييس‌جمهورتان بگو كه در كشوري كار مي‌كني كه عاشورا دارد، شعار مردمش هيهات من‌الذله است، نوكري براي آمريكا و اسراييل در اين كشور بسيار سخت است.

دانشجويان شعار دادند حسين حسين شعار ماست شهادت افتخار ماست

وي گفت: شما شهرياري را ترور مي‌كنيد در حالي كه همه مردم ما حاضرند جان خود را تقديم اين نظام كنند برو اينها را به اربابان خود بگو، بگذار محل ماموريت تو را عوض كنند، بگو اينجا به درد جاسوسي نمي‌خورد. مردم ايران كسي كه نوكري آمريكا را بكند، ذليل مي‌كنند. فكر مي‌كني اگر كنار يك خشت بايستي و عكس بگيري چهره‌ات تصحيح شده است نخير ما آن خشت را بر سرت مي‌كوبيم.

دانشجويان فرياد الله اكبر سر دادند

رسايي ادامه داد: مردم ما الگوهاي اسلامي خود را دارند چشم ما به دنبال شما نيست چشم ما به دنبال مهدي فاطمه است.

دانشجويان فرياد الله اكبر سر دادند.



وي در ادامه با تاكيد بر حق ايران در استفاده از انرژي صلح‌آميز هسته‌اي گفت: به ياري خون شهيدان خود به حق‌مان خواهيم رسيد و بيني شما به خاك ماليده خواهد شد. در اين لحظه دانشجويان فرياد زدند معلم شهيدم راهت ادامه دارد، سفارت انگليس تسخير بايد گردد، لانه روباه پير تسخير بايد گردد.

در ادامه يكي از دانشجويان دانشگاه امير كبير نيز در جمع دانشجويان معترض گفت كه من از دانشگاهي هستم كه دكتر شهرياري از آن فارغ‌التحصيل شده بود. دانشگاه اميركبير شهرياري‌هاي بسيار دارد ما طومار 20 متري در محكوميت اين شهيد بزرگوار امضا كرديم. دانشگاه اميركبير آماده است انقلاب سومي رقم زند و ريشه اين روباه كثيف را بكند.

وي تاكيد كرد: اگر كشورهايي ادعاهاي دموكراسي دارند نخواهند با انقلاب ما همراه شوند بدانند كه برنامه ما انقلاب جهاني است و انقلاب‌مان را به تمام دنيا صادر خواهيم كرد.

در ادامه دانشجويان فرياد الله اكبر سر دادند و شعار دادند سفارت انگليس تسخير بايد گردد.

يكي از دانشجويان از رسانه‌هاي خارجي كه در اين جمع حضور داشتند خواست حقيقت را منعكس كنند و انزجار واقعي ايرانيان از اقدامات دولت انگليس و ترور دانشمندان كشورمان و سكوت كشورها و محافل غربي را به جهانيان مخابره كنند.

در دقايقي از اين تجمع دانشجويان معترض در حالي كه فرياد الله‌اكبر سر مي‌دادند به سمت سفارت سنگ پرتاب كردند كه نيروي انتظامي مانع نزديك شدن دانشجويان به سفارت شد.

در ادامه وقتي دانشجويان با ممانعت نيروي انتظامي مواجه شدند در مقابل سفارت به سينه‌زني و مداحي براي امام حسين(ع) و شهداي كربلا پرداختند و فرياد زدند دانشجو مي‌ميرد ظلم نمي‌پذيرد.

سپس يكي از دانشجويان، پايان اعتراض دانشجويان بسيجي را اعلام كرد.

اين تجمع با صدور يك قطعنامه به كار خود پايان داد كه در آن آمده است: ما دانشجويان مبارز و آگاه در امتداد كلام امام راحل‌مان خميني عزيز و به پيروي از منويات مقام معظم رهبري در اينجا جمع شده‌ايم تا با فرياد بر سر دولت‌هاي استكبار جهاني و خروش عليه نظام سلطه حاكم بر جهان در اين ماه محرم كه نامش عجين به شور و حماسه است در راستاي حركت روشنگرانه سيد و سالار شهيدان مطالب ذيل را اعلام كنيم.

1- در ادبيات نظام اسلامي ما ظلم كردن و پذيرفتن ظلم هر دو مطرود و مردود است. ملت ايران انرژي هسته‌اي را حق مسلم خود مي‌داند و همچون گذشته هر گونه مذاكره را مردود و اين اصل پذيرفته شده را رد مي‌كند. دولت‌هاي شرق و غرب عالم بايد بدانند تلاش آنان در جهت خلاف اين اصل باطل و بيهوده است.

2- حركت جمهوري اسلامي به سمت دستيابي و تحقق انرژي مسالمت‌آميز هسته‌اي توقف‌ناپذير است. ارعاب، تحريم، تهديد و ترور هيچ‌يك از ابزارهاي فشاري كه بتواند در اين راه مانع و سد راه شوند نبوده و نخواهد بود. آنچه جاي حيرت نه براي ما بلكه برخلاف عرف بين‌الملل است اين‌كه مجامع بين‌المللي همچون سازمان انرژي اتمي به تحقيق و كنكاش پيرامون انرژي هسته‌اي ايران نموده و با آوردن اسامي دانشمندان هسته‌اي در قطعنامه‌هاي رسمي شوراي امنيت سازمان ملل موجبات شناسايي و ترور دانشمندان بي‌گناه ما كه تنها جرمشان حركت و جهاد علمي - فكري بوده است فراهم آورند. اين اقدام براي ما از آن جهت كه مجامع بين‌المللي را تحت سلطه و نفوذ دول مستبد و مستكبر كه فكر حكومت در جهان را در ذهن خويش مي‌پرورانند براي ما عجيب نيست. ما دانشجويان خشم و اعتراض خود را نسبت به اين حركت غيرقانوني سازمان ملل اعلام مي‌كنيم.

3- اگر از تعاليم دين مسيحيت و يهود و اسلام بگذريم دست كم فطرت بشر حكم مي‌كند در اعتراض به ترور دانشمند كشوري آن‌هم نه يك بار بلكه براي چندمين مرتبه در يكي، دو سال اخير ساكت ننشينيم و اعتراض نماييم. جاي تعجب ندارد چرا كه ما آمريكا را دشمن درجه يك خود و انگليس خبيث و فرانسه و آلمان و روسيه را در جبهه نظام سلطه مي‌پنداريم كه هرگز لحظه‌اي از كينه‌توزي و مقابله با نظام اسلامي ما دست برنمي‌دارند. اما دولت‌هاي شرق و غرب بايستي بدانند ترور و خشونت و كشتن انسان‌هاي بيگناه به ويژه دانشمندان توسط هيچ عقل سليمي پذيرفته نيست و ما اين سكوت معنادار را محكوم و رد مي‌نماييم.

4- از دستگاه‌هاي اطلاعاتي و امنيتي كشورمان مي‌خواهيم هر چه زودتر عوامل آمريكا، اسرائيل و انگليس اين سه ضلع مثلث شوم ترور را دستگير نمايند تا اثبات كنيم ادعاي ما در دخالت اين سه ادعايي گزاف نبوده است. در ضمن ما دانشجويان حراست و تامين امنيت اساتيدمان را از دستگاه امنيتي و انتظامي كشورمان بيش از پيش خواستاريم.

5- ما دانشجويان مسلمان اعلام مي‌كنيم همچنان فلسطين مسئله اول جهان است. محاصره مردم مظلوم غزه و كشتار و جنايت رژيم سفاك و نژادپرست اسرائيل در زمين‌هاي مغصوب فلسطين مورد نفرت و خشم ماست. دولت‌هاي مستبد و سلطه‌جو بر عالم از بيداري ملت‌هاي عالم در به رسميت شناختن كشور مستقل فلسطيني ترسيده و دست از محاصره و قتل و غارت مسلمين چه در غزه و فلسطين و چه در افغانستان، عراق و پاكستان برداشته و اين ملت‌ها را به حال خويش رها كنند تا فكري براي پيشرفت و تعالي خويش نمايند.

 

دست استاد درد نکند

عکس: اثر جدید استاد‌فرشچیان با نام "پرچمدار‌حق"

 

 

حضور‌عفت‌‌مرعشی در سفارت‌انگليس مقارن با تجمع ضدانگليسي‌دانشجويان

حضور‌عفت‌‌مرعشی در سفارت‌انگليس مقارن با تجمع ضدانگليسي‌دانشجويان

عفت مرعشي به‌منظور اخذ ويزاي سفر به انگليس، صبح امروز (يكشنبه) مقارن تجمع ضدانگليسي دانشجويان در سفارت‌خانه انگليس حوالي ميدان فردوسي تهران حضور يافت.

به گزارش رجانیوز، در حالي كه دانشجويان آماده تجمع بزرگ ضدانگليسي در مقابل سفارت اين كشور به‌دليل اعتراض به نقش سازمان جاسوسي MI6 در ترور استاد شهيد دكتر شهرياري هستند، درهاي سفارت براي خانم عفت مرعشي همسر آقاي اكبر هاشمي رفسنجاني و عماد هاشمي فرزند محسن و نوه او گشوده شد.
 
عفت مرعشي و عماد هاشمي در حالي به سفارت انگليس رفته‌اند كه ضمن مصاحبه و گرفتن عكس براي آن‌ها ويزا صادر شود.
 
اين در حالي است كه در سفارت انگليس روزهاي يكشنبه به روي متقاضيان ويزا بسته است اما امروز درب اين سفارت‌خانه، استثنائاً براي عفت مرعشي و عماد هاشمي باز شده بود.
 
همسر و نوه آقاي اكبر هاشمي از در پشتي سفارت براي اخذ ويزا به درون سفارت رفته‌اند.
 
تجمع ضدانگليسي دانشجويان قرار است ساعت 14 امروز در مقابل سفارت انگليس برگزار شود. جان ساورز حدود سه هفته قبل از ترور دكتر شهرياري بر ضرورت ترتيب دادن سلسله عمليات‌هاي اطلاعاتي و امنيتي براي متوقف كردن فعاليت هسته‌اي ايران تأكيد كرده بود.
 
دكتر سعيد جليلي در جريان مذاكرات ژنو3، بحث را با يادآوري شهادت مظلومانه شهيد شهرياري آغاز كرد و صراحتاً از دست داشتن سرويس‌هاي امنيتي غرب در اين عمليات خبر داد و مشخصاً از جان ساورز نام برد.
 

کد خبر:72473

بازخواني بيانات مهم رهبر انقلاب در آسيب‌شناسي عزاداري‌ها؛

بازخواني بيانات مهم رهبر انقلاب در آسيب‌شناسي عزاداري‌ها؛
مگر ارزش ابالفضل(ع) به چشم‌قشنگ، قد رشيد و بازو است/ مداحي مانند قديم با بيان معارف شروع شود

پنجم مرداد ماه سال 84 در حالي كه برخي آسيب‌ها در مجالس عزاداري اهل‌بيت(ع) ديده مي‌شد و هشدارهاي علما نيز چندان مورد توجه تعدادي از مداحان كه در ميان آن‌ها افراد شناخته شده‌اي نيز بودند، قرار نمي‌گرفت، رهبر انقلاب در ديدار ساليانه خود با مداحان، نكات ظريفي را گوشزد كردند كه بازخواني آن‌ها در ايام مقارن با عزاداري حضرت سيدالشهدا(ع) مفيد است. 

به گزارش رجانیوز، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با يادآوري موقعيت حساس مداحان به‌دليل انتساب آنان به اهل‌بيت(ع) و مضاعف بودن ضرر خطاهاي احتمالي آنان، مواردي از آسيب‌هاي مداحي از جمله شعرها و مدايح سطح پايين، پيشنهادهاي مهمي را مطرح كردند.

متن اين بخش از بيانات رهبر انقلاب در ادامه آمده است:

برادران و خواهران عزيز! من و شما بايد دنبال عبوديت خدا باشيم. تمجيد از فاطمه‏ى زهرا نتيجه‏اش بايد اين باشد. شما برادران عزيز مداح كسانى هستيد كه از زبان و حنجره‏ى شما امواج نورانى و معطر مديحه‏ى دختر پيغمبر و ائمه‏ى هدى‏ (عليهم‏السلام) ساطع مى‏شود و در دل مخاطبان‌تان مى‏نشيند؛ اين خيلى ارزش است. الان بيست‏وچند سال است كه ما اين جلسه را با همين دوستان آقاى سازگار و بقيه‏ى دوستان داريم؛ به نظرم از سال 62 و 63 اين جلسه هر سال در چنين روزى برقرار است. من بارها اين مطلب را به شما عرض كرده‏ام كه رتبت مداحى و منبر مداحى يكى از باشرافت‏ترين رتبه‏ها و منبرهاست. در اين زمينه ما خيلى صحبت كرده‏ايم، كه ديگر نمى‏خواهيم تكرار كنيم. امروز هم بحمداللَّه اقبال مردم و جوان‏ها به نواى مداحان، اقبال خوبى است. مى‏بينيد مردم، استقبال مى‏كنند، علاقه نشان مى‏دهند، اجتماع مى‏كنند، صحبت مى‏كنند، پول مى‏دهند؛ اين يك موقعيت است. موقعيت وقتى حساس شد، وظيفه حساس و خطير مى‏شود.

اول جلسه، قارى عزيزمان آياتى را تلاوت كردند كه خيلى مهم است و من چند آيه قبل از آن را عرض مى‏كنم. «يا نساء النبى من يأت منكنّ بفاحشة مبيّنة يضاعف لها العذاب ضعفين» -خطاب به زنان پيغمبر است- هر كه از شما گناه كند، عذابش دو برابر است.چرا؟ زن پيغمبر چون زن پيغمبر است، اگر گناه كرد، عذابش دو برابر است. «و كان ذلك على اللَّه يسيرا». «و من يقنُت منكنّ للَّه و رسوله و تعمل صالحا نؤتها اجرها مرّتين»؛ آن طرف قضيه هم همين‏طور است: اگر عبادت كرديد، اگر كار خوب كرديد، اگر عمل صالح انجام داديد، دو برابر مردمِ ديگر به شما اجر مى‏دهيم. يعنى نماز زن پيغمبر به‏طور معمولى دو برابر نماز ديگران اجر دارد؛ عبادتش دو برابر عبادت ديگران اجر دارد. اگر هم خداى نكرده غيبت كسى را بكند، غيبتش دو برابر غيبت ديگران گناه دارد. بعد، آيه‏اى كه اين قارى خواندند، از اين‏جا شروع مى‏شود: «يا نساء النّبى لستنّ كأحد من النّساء اِن اتّقيتن»؛ شما اگر تقوا پيشه كنيد، مثل ديگر زنها نيستيد؛ از بقيه‏ى زنهاى ديگر امتياز داريد. آن وقت بعد دنباله‏اش مى‏فرمايد: «فلا تخضعن بالقول فيطمع الّذى فى قلبه مرض و قلن قولا معروفا». اين، خطاب به زنهاى پيغمبر است. اما زنهاى پيغمبر خصوصيتى ندارند؛ خصوصيت زنهاى پيغمبر، انتصاب به پيغمبر است. من و شما هر كدام انتصاب بيشتر و موقعيت خطير و ممتازى در جامعه داشته باشيم، همين خصوصيت در ما هم هست. البته نمى‏گويم دو برابر - اين را ادعا نمى‏كنم - اما با ديگر مردم فرق داريم، و من از شما بيشتر. اگر ما خطايى انجام دهيم، خطاى ما مثل خطاى مردمِ عادى نيست؛ سنگين‏تر و سخت‏تر است. اگر ما خداى نكرده كسى را به وادى ضلالت و گمراهى انداختيم، با عمل مشابهِ ديگرى تفاوت دارد. مداح‏ها بدانند چه مى‏خوانند و چه مى‏گويند. صداى خوش، آهنگ قشنگ، موقعيت ممتاز، تريبون خوب، اقبال فراوان؛ امروز هم كه جوانها بحمداللَّه جامعه و كشور ما را با صفاى دلِ خودشان مصفا كرده‏اند - اين همه جوان در اين كشور وجود دارد - همه متوجه شماست. شما چه مى‏خواهيد به مردم بدهيد؟ اين‏كه من هميشه روى آنچه مى‏خوانيد و آن‏چنان كه مى‏خوانيد - در جلسه‏ى مداح‏ها و با افراد گوناگون - تأكيد مى‏كنم، به‏خاطر اين حساسيت است.

چيز ديگرى كه بنده در بعضى از خوانندگان جلسات مداحى اطلاع پيدا كردم، استفاده‏ى از مدح‏ها و تمجيدهاى بى‏معناست، كه گاهى هم مضر است. فرض كنيد راجع به حضرت اباالفضل (سلام‏اللَّه‏عليه) صحبت مى‏شود؛ بنا كنند از چشم و ابروى آن بزرگوار تعريف كردن؛ مثلاً قربون چشمت بشم! مگر چشم قشنگ در دنيا كم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشم‌هاى قشنگش بوده؟! اصلاً شما مگر اباالفضل را ديده‏ايد و مى‏دانيد چشمش چگونه بوده؟! اينها سطح معارف دينى ما را پايين مى‏آورد. معارف شيعه در اوج اعتلاست. معارف شيعى ما معارفى است كه يك فيلسوفِ در غرب پرورش يافته‏ى با مفاهيم غربى و بزرگ شده‏ى آشناى با معارف فلسفىِ غرب مثل هانرى‏كُربن را مى‏آورد دو زانو جلوى علامه‏ى طباطبايى مى‏نشاند؛ او را خاضع مى‏كند و مى‏شود مروج شيعه و معارف آن در اروپا. مى‏شود معارف شيعه را در همه‏ى سطوح عرضه كرد؛ از سطوح ذهن متوسط و عامى بگيريد تا سطوح بالاترين فيلسوف‏ها. ما با اين معارف نبايد شوخى كنيم. ارزش اباالفضل العباس به جهاد و فداكارى و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است؛ به صبر و استقامت اوست؛ به آب نخوردن اوست در عين تشنگى و بر لب آب، بدون اين‏كه شرعاً و عرفاً هيچ مانعى وجود داشته باشد. ارزش شهداى كربلا به اين است كه از حريم حق در سخت‏ترين شرايطى كه ممكن است انسان تصورش را بكند، دفاع كردند. انسان حاضر است در يك جنگ بزرگ و مغلوبه برود و احياناً در حرارت جنگ كُشته هم بشود - كه البته مقام خيلى والايى است، همه هم حاضر نيستند، شهدا و مجاهدان فى‏سبيل‏اللَّه معدودند؛ در زمان ما هم بحمداللَّه شهداى برجسته‏يى داشته‏ايم - اما شهيد شدنِ اين‏طورى در آن ميدان جنگ، با شهيد شدن در صحنه‏ى كربلا، با آن غربت، با آن فشار، با آن تشنگى، با آن تهديد به اذيت و آزار كسان انسان، خيلى تفاوت دارد. انسان خيلى اوقات مى‏گويد من حاضرم در اين ميدان جانم را بدهم؛ اما چه‏كار كنم، بچه‏ام دارد از گرسنگى يا از بى‏دارويى مى‏ميرد؛ اين مى‏شود يك بهانه براى انسان. انسان گاهى ملاحظه‏ى ناموس خودش را بيشتر از جانش مى‏كند؛ ملاحظه‏ى بچه‏ى شيرخوارش را بيشتر از جانش مى‏كند. انسان در اين ميدان برود، بچه‏ى شيرخوارش هم باشد، زنش هم باشد، مادرش هم باشد، ناموس‏اش هم باشد، همه‏ى اينها هم در معرض خطر قرار بگيرند و پايش نلرزد؛ ارزش اباالفضل، ارزش حبيب‏بن‏مظاهر، ارزش جُون در اينهاست، نه در قد رشيدش يا بازوى پيچيده‏اش. قد رشيد كه خيلى در دنيا هست؛ ورزشكارهاى زيبايى اندام كه خيلى هستند؛ اينها كه در معيار معنوى ارزش نيست. گاهى روى اين تعبيرها تكيه هم مى‏شود! حالا يك وقت شاعرى در يك قصيده‏ى سى، چهل بيتى اشاره‏يى هم به جمال حضرت اباالفضل مى‏كند؛ آن يك حرفى است؛ ما نبايد خيلى خشكى به خرج دهيم و سختگيرى كنيم؛ اما اين‏كه ما همه‏اش بياييم روى ابروى كمانى و بينى قلمى و چشم خمار اين بزرگواران تكيه كنيم، اين‏كه مدح نشد؛ در مواردى ضرر هم دارد؛ در فضاهايى اين كار خوب نيست. 

نبايد بگذاريد منبرِ ده دقيقه‏يى يا بيست دقيقه‏يى شما از معارف خالى بماند. امسال ديدم بعضى از برادران مداح در ماه محرم و در دهه‏ى فاطميه بحمداللَّه اين نكته را رعايت كرده بودند. در منبر مداحى حتماً در اول، فصلى اختصاص بدهيد به نصيحت يا بيان معارف به زبان زيباى شعر. اصلاً رسم مداحى از قديم اين‏طورى بوده است؛ الان يك مقدار آن رسم‏ها كم شده. مداح در اول منبر يك قصيده، يك ده بيت شعر - كمتر، بيشتر - فقط در نصيحت و اخلاق، با الفاظ زيبا خطاب به مردم بيان مى‏كرد؛ مردم هم مى‏فهميدند و اثر هم مى‏گذارد. من يك وقت گفتم كه گاهى شعر يك مداح از يك منبر يك ساعتىِ ما اثرش بيشتر است. البته هميشگى نيست؛ گاهى است. اگر خوب انتخاب و اجرا شود، اين‏طورى خواهد بود. 

يك‏وقت يكى از برادران مداح مى‏گفت ما اگر از شعرهاى خوب و شعراى بزرگ شعرى انتخاب كنيم، مردم نمى‏فهمند؛ بنابراين مجبوريم از اين شعرها استفاده كنيم. اين‏طورى نيست؛ من اين را قبول ندارم. وقتى با زبان شعر با مردم حرف بزنيد، هرچه شعر پيچيده هم باشد، وقتى مداح با هنر مداحى خود توانست اين را كلمه كلمه به مردم القا و مخاطبه كند، در دل مردم اثر مى‏گذارد. ما غزليات زيادى داريم. شما به ديوان صائب نگاه كنيد. من يك وقت چند بيت از اين اشعار را تصادفى انتخاب كردم و به بعضى از برادرهاى مداح گفتم روى اينها كار كنيد. ديوان صائب غزل‌هاى بسيار خوب و مفيدى دارد كه در دلها اثر مى‏گذارد. ديگران هم از اين‏گونه اشعار دارند. بعضى از شعرا - كه امروز هم بحمداللَّه در شعرها آمده بود - درباره‏ى عبادت و خضوع و جهاد و تضرع و انفاق و جهاد ائمه (عليهم‏السّلام) بيانات خيلى خوب و زيبايى داشتند. شعر را از لحاظ هنرى، سطح خوب انتخاب كنيد؛ چون اثرگذار است. شعر خوب و شعر هنرى، همان خاصيت عمومى هنر را دارد. خاصيت عمومى هنر اين است كه بدون اين‏كه خود گوينده حتّى در خيلى از موارد توجه داشته باشد و غالباً بدون اين‏كه مستمع توجه داشته باشد، اثر مى‏گذارد. تأثير شعر، نقاشى، بقيه‏ى انواع هنر، صداى خوش و آهنگ‏هاى خوب - كه اينها همه هنر است - روى ذهن مخاطب، من حيث لايشعر به‏وجود مى‏آيد؛ يعنى بدون اين‏كه مخاطب متوجه باشد، آن اثر را در او مى‏بخشد؛ اين بهترين نوع اثرگذارى است. شما ببينيد خداى متعال براى بيان عالى‏ترين معارف، فصيح‏ترين بيان را انتخاب كرد؛ يعنى قرآن. مى‏شد خداى متعال مثل حرفهاى معمولى، قرآن و معارف اسلامى را با بيان معمولى بگويد؛ اما نه، خدا اين را در قالب فصيح‏ترين و زيباترين بيان هنرى ريخته، كه خود قرآن هم مى‏گويد نمى‏توانيد مثل لفظ و ساخت هنرىِ آن را بياوريد؛ معنايش كه معلوم است. 

به خطبه‏هاى نهج‏البلاغه نگاه كنيد؛ آيت زيبايى است. اميرالمؤمنين مى‏شد معمولى حرف بزند؛ اما نه، از بيان هنرى استفاده مى‏كند؛ «و بعد فنحن امراء الكلام». خود اين بزرگوارها گفته‏اند كه ما اميران سخن‏ايم. واقعاً هم امير سخن بوده‏اند. امير سخن، يعنى بيان را به بهترين و شيواترين وجه انتخاب كنيد؛ شعر خوب، شاعر خوب - كه الحمدللَّه كم هم نداريم - مفاهيم خوب. 

نكته‏ى آخر هم آهنگ است. من شنيده‏ام در مواردى از آهنگ‏هاى نامناسب استفاده مى‏شود. مثلاً فلان خواننده‏ى طاغوتى يا غيرطاغوتى شعر عشقىِ چرندى را با آهنگى خوانده؛ حالا ما بياييم در مجلس امام حسين و براى عشاق امام حسين، آيات والاى معرفت را در اين آهنگ بريزيم و بنا كنيم آن را خواندن؛ اين خيلى بد است. خودتان آهنگ بسازيد. اين همه ذوق و اين همه هنر وجود دارد. يقيناً در جمع علاقه‏مندان به اين جريان كسانى هستند كه مى‏توانند آهنگ‏هاى خوبِ مخصوص مداحى بسازند؛ آهنگ عزا، آهنگ شادى. 

اين را هم عرض بكنم كه آهنگ شادى از آهنگ عزا جداست. الان معمول شده كه براى روزهاى عيد جلساتى تشكيل مى‏دهند. بنده مخالف اين كار نيستم؛ بد هم نيست كه دست مى‏زنند. البته اگر از راديو بشنويم - كه بنده خودم گاهى از راديو شنيده‏ام - و شعر را درست گوش نكنيم، خيال مى‏كنيم دارند سينه مى‏زنند! هم لحن، سينه‏زنى است؛ هم آن دستى كه مى‏زنند، مثل زدن روى سينه است. اين چه شادى‏يى شد؟! اگر براى روزهاى شادى، آهنگ‏هاى مناسب - نه آهنگ‏هاى مبتذل، نه آهنگ‏هاى طاغوتى، نه آهنگ‏هاى حرام - و شيوه‏هاى خوب انتخاب كنند، مؤثرتر و بهتر است. اين‏طور نباشد كه چون به روضه‏خوانى عادت كرده‏ايم، روز شادى هم كه مى‏خواهيم حرف بزنيم، لحنمان بشود لحن روضه‏خوانى. قديم‏ها مى‏گفتند فلانى هرچه مى‏خواند، مثنوى درمى‏آيد؛ هر آهنگى را كه شروع كند، مثنوى مى‏شود! اين‏طورى نباشد. 

به‏هرحال ميدان شما، ميدان وسيعى است؛ ميدان كار و اثرگذارى است. امروز مداحان جوان بحمداللَّه خيلى هستند؛ اقبال جوانها هم خيلى زياد است. اين مزرع، بسيار مستعد و قابل بذرافشانى است. اگر خوب بذرافشانى شود، تأثيرات و محصولش فوق‏العاده باارزش خواهد بود. از اين فرصت استفاده كنيد، استفاده كنيم، نظام اسلامى استفاده كند - شعر خوب، آهنگ خوب، مضمون خوب، اجراى خوب، صداى خوب - اين يك چيز استثنايى و فوق‏العاده خواهد بود.

کد خبر:72484 -

نظرات کاربران

مشکل اصولگرايان با هاشمي

كوچك زاده:
مشكل اصولگرايان با هاشمي خوي اشرافي اوست

 نماينده مردم تهران در مجلس گفت: مشكل جامعه اصولگرا با شخص آقاي هاشمي رفسنجاني بر سر خطبه نماز جمعه وي بعد از فتنه، سكوت و اشرافيت او است نه اينكه حساب پسر را به حساب پدر بگذارند. 

به گزارش خبر دانشجو مهدي كوچك زاده عصر ديروز به دعوت جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه گيلان در تالار شهيد مطهري اين دانشگاه به ايراد سخن پرداخت. 
 
وي در اين سخنراني يكي از ويژگي هاي هميشگي جنبش هاي دانشجويي را عدالت طلبي و آرمان خواهي دانست و گفت: يكي اساسي ترين نقاط انحرافي ورود به مسائل سياسي، استيلاي هواي نفساني در جبهه گيري ها و اظهار نظرهاست و با وجود آنكه روحيه دانشجويي واقعا دوستدار عدالت و آزادي است اما گاهي همين شعارها بازيچه دست سياسيون مي شود. 
 
نماينده مردم تهران در مجلس در ادامه منابع اطلاعاتي غلط را يكي ديگر از نقاط انحرافي جنبش دانشجويي دانست و تصريح كرد: همين امر گاه موجب تضادها و تعارض هاي شديد ميان دو يا چند تشكل مي شود. 
 
كوچك زاده خاطرنشان كرد: بيشتر تمركز دشمن روي دانشجوهاست چون تمام افتخارات را دانشجويان رقم زده اند اما عده اي در تلاشند فضاي دانشگاهي را برهم بزنند تا نقطه قوت كشور را تضعيف كنند. 
 
وي افزود: ميعار خط امام (ره) صحيفه امام است و هر كه غير از آن بگويد دروغ گفته است. 
 
نماينده مردم تهران در مجلس گفت: مدعي دورغين پيرو خط امام (ره) كسي است كه چون تريبون دارد هر حرفي را مي زند و نسبت به بازخورد آن در ميان مردم هيچ واكنشي نشان نمي دهد. 
 
كوچك زاده گفت: تبليغات زودهنگام رياست جمهوري در فضاي كنوني جامعه ما به نفع هيچ كس نيست و در نهايت كسي رئيس جمهور مي شود كه خدا با اوست. 
 
وي افزود: رفتار مهدي هاشمي و خروج وي از كشور اتهامات وارده بر او را شديدتر كرده است و حمايت بي جاي آقاي رفسنجاني از فرزندش پسنديده نيست. 
 
نماينده مردم تهران در مجلس گفت: مشكل جامعه اصولگرا با شخص آقاي رفسنجاني بر سر خطبه نماز جمعه وي بعد از فتنه و سكوت و اشرافيت او است نه اينكه حساب پسر را به حساب پدر بگذارند كما اينكه آيت الله گيلاني و خزعلي در جامعه محبوبند 

شعر: ای یادگار کرب و بلا رهبر عزیز!

شعر: ای یادگار کرب و بلا رهبر عزیز!

روزنامه رسالت در شعری، به فتنه‌گران عاشورای 88 و کسانی که به ساحت مقدس اباعبدالله (ع) جسارت کردند و خیمه‌های عزاداری او را آتش زدند، پاسخ داده است.

ای یادگار کرب و بلا رهبر عزیز!
یک جرعه هم به جام دل مبتلا بریز
 
قربان یک نگاه شما جان عاشقان
هستید با شکسته دلان صاف و مهربان
 
بعد از امام بیرق خورشید روی دوش
مانند جدتان پی جوش و پر از خروش
 
وقتی محرم ‌است شما غم گرفته‌اید
اندوهگین و غمزده‌ ماتم گرفته‌اید
 
در سوگ جدتان شده عالم سیاهپوش
ساکت قناری است و قمری پر از خروش
 
 
ای رهبر! ای ولی زمان عاشقیم ما
دلدادگان به شاه شهیدان کربلا
 
امروز گر یزید به میدان در آمده است
مختار هم ز محبس و زندان در آمده است
 
دیروز فتنه رنگ دگر بود و باز هم
امروز در لباس دگر می‌کند ستم
 
هر که شکست آینه‌ها را یزیدی است
هر کس که دشمن است شما را یزیدی است
 
دیروز با شعار نه غزه شرر زدند
سنگ نفاق بر دل خونین جگر زدند
 
گفتند با دروغ که ایرانی‌ایم ما
اما شدند از صف سینه زنان جدا
 
سینه زنان اهل وفا را کتک زدند
با نام دین به دین خدا هم کلک زدند
 
آن سوی آب رفته و جمعی در این طرف
حمله نموده‌اند به ایران، به دین، شرف
 
اینها ز نهروان و جمل باز مانده‌اند
حرفند و از زلال عمل بازمانده‌اند
 
قرآن به روی نیزه تزویر می‌برند
فرمان از آن جماعت بی پیر می‌برند
 
«ما آن شقایقیم که با داغ زاده‌ایم»
یعنی به پای رهبر خود ایستاده‌ایم
 
ما عاشقان راه حسینیم و کربلا
حالا برای کشتن ما ای بلا! بیا
 
این سبزهای فتنه که زردند در عمل
هستند فتنه ساز که جا مانده از جمل
 
ایران بهوش باش تو ای فتنه کوفه نیست
آن کس که هست دشمن رهبر بگو که کیست؟
 
تا بشکنیم وخانه خرابش کنیم ما
حالا کجاست تیر بلا؟ هان! بگو بیا
 
ما سینه را به خصم ولایت سپر کنیم
تو حمله کن ببین که چگونه هنر کنیم
 
نه اهل کوفه‌ایم نه اهل نفاق و زور
ما می‌بریم فتنه گران را دگر به گور

 

جمعی از علماء و روحانیون عنوان کردند

جمعی از علماء و روحانیون عنوان کردند:
رفتار‌مشابه‌فتنه‌گران و‌لشگریان عمرسعد در عاشورا

شبکه ایران – صادق سلمانی: در آستانه روز عاشورای حسینی، نگاه‌ها بار دیگر متوجه هتک حرمت و جسارت بی سابقه فتنه گران به روز عزای امام حسین(ع) و گرانبهاترین مقدسات تاریخ شیعه شد.

اقدام آشوبگران در روز عاشورای سال گذشته از جمله "کف و سوت و هلهله کردن" آنان شباهت زیادی به رفتار لشکریان عمرسعد در صحرای کربلا داشت؛ شاید به همین دلیل است که علما و روحانیون مطرح، فتنه 88 را یک "فتنه اموی" می دانند.

در همین راستا، آیت‌الله صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضائیه روز گذشته و در جلسه مسئولان عالی قضایی، بصیرت در حادثه عاشورای حسینی را شاخصی مهم در ارزیابی تاریخ این حادثه عظیم و رمز ماندگاری آن دانست و با بیان اینکه عاشورا دریایی از معانی است که هر گوشه‌اش صحنه‌ای بی‎بدیل در تاریخ هستی است عنوان کرد که در جریان فتنه بعد از انتخابات کسانی گاه شبیه "بنی‌‌امیه" عمل کردند و قرآن بر سر نیزه کردند و در روز عاشورا با شعار "یا حسین بر تنها حکومت شیعی جهان شوریدند و از ولی زمانه سرپیچیدند و جریان منافقانه‌ای راه انداختند و حال بیانیه می‌دهند که در عاشورا مظلوم واقع شده‌اند.

رئیس قوه قضائیه در ادامه سخنانش با بیان اینکه "اگر کسانی مدعی هستند که در روز عاشورا« یا حسین یا حسین» می‌گفتند باید از آنان پرسید این یاحسین آنان در مسیر حق بوده یا در مسیر باطل اظهار داشت که آنها قطعاً می‌دانند که امویان نیز در جنگ صفین قرآن را بر سر نیزه کردند اما اصحاب واقعی با بصیرت کامل در صحنه در کنار ولی زمان باقی ‌ماندند و خطا نکردند؛ در حالی‌که آنان نیز می‌توانستند فریب قرآن‌های بر سر نیزه را بخورند و بدون بصیرت و شناخت، از مسیر حق و حقیقت خارج شوند.

فتنه88؛ نمونه بارز فتنه اموی

امام جمعه اهواز هم در تائید سخنان آیت الله لاریجانی، فتنه88 را نمونه بارزی از فتنه اموی دانست و اظهار داشت که این فتنه از سوی دولتمردان آمریکا سازماندهی شده بود و در حقیقت همان فتنه بنی امیه است که امروز در لباس استحاله فرهنگی درآمده است.

آیت الله محسن حیدری در ادامه سخنان خود با اشاره به شکست سران فتنه از سوی ملت غیور ایران گفت که مستکبران و مزدوران جنایتکار جهانی در محاسبات خود غافل از بصیرت و آگاهی مردم و رهبری مقتدرانه مقام معظم رهبری هستند و همین دلیل موجب شکست آنان در توطئه هایشان شد.

وی بهترین پاد زهر را برای مقابله با فتنه های دشمنان، بصیرت، روشنگری، وحدت و استقامت دانست و تصریح کرد که پایان یافتن فتنه 88، به معنای پایان یافتن دسیسه های جهان‌خواران نیست و آنان بار دیگر در تلاش هستند تا از فتنه های عمیق‌تر و پیچیده‌تر به میدان مبارزه جنگ نرم بیایند و به نظام و رهبر انقلاب ضربه وارد کنند؛ از این رو باید همه ملت بار دیگر خود را آماده کنند تا در مبارزه آینده، فریب دسیسه‌های آنان را نخورند.

حرکت فتنه‌گران در عاشورای88، عین همان حرکت عبیدالله‌بن‌زیاد، عمرسعد و یزید

حجت‌الاسلام مهدی طائب، عضو شورای مرکزی جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی هم روز گذشته در گفت‌و‌گو با فارس، مدل حرکتی فتنه‌گران در عاشورای 88 را دقیقاً عین همان حرکت عبیدالله‌بن‌زیاد، عمرسعد و یزید دانست و گفت که فتنه‌گران تلاش می‌کردند تا با سوء‌استفاده از عنوان عزا و عاشورا علیه حرکت عاشورا اقدام کنند.

این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه اوج بصیرت ملت ایران از عاشورا گرفته می‌شود، گفت: فتنه‌گران سال گذشته روز عاشورا را ابزاری قرار دادند تا این مرکز بصیرت‌دهی را کور کنند غافل از آنکه عاشورا در ذات خود بصیرت می‌دهد؛ فتنه‌گران از عاشورا برای از بین بردن بصیرت و اهل بصیرت استفاده کرده از این رو نمی‌توانستند عاشورایی حرکت کنند.

وی بر همین اساس مدل حرکتی فتنه‌گران در عاشورای 88 را دقیقاً همان حرکت عبیدالله‌بن‌زیاد، عمرسعد و یزید دانست و افزود: فتنه‌گران تلاش می‌کردند تا با سوء‌استفاده از عنوان عزا و عاشورا علیه حرکت عاشورا اقدام کنند اما خداوند متعال آنها را مجبور کرد تا ماهیت اصلی خود را آشکار کنند.

انقلاب امام حسین(ع) انقلابی فرهنگی در مسیر بصیرت افزایی به جامعه

همچنین حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمد واعظ موسوی از اعضای مجلس خبرگان رهبری در گفت‌وگو با رسا با بیان اینکه انقلاب امام حسین(ع) بیش و پیش از آن که یک انقلاب نظامی باشد، یک انقلاب فرهنگی در مسیر بصیرت افزایی به جامعه بود به تبیین راه‌های مقابله با فتنه پرداخت و با اشاره به فرازهایی از بیانات رهبر معظم انقلاب در این خصوص چنین بیان داشت که ما باید با بازگشت به سنت‌های الهی و تبعیت از اولیای تشیع، جامعه را در مسیر واقعیت و حقانیت قرار دهیم و با استفاده از رهنمودهای الهی و حیات بخش اولیای ال هی، در عین رسوا کردن اهل فتنه و حامیان آنها به مردم بصیرت دینی و فرهنگی بدهیم.

عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه اذعان می‌دارد که حضرت ابی‌عبدالله الحسین(ع) با قیام خونین خودشان که برای عملی کردن قوانین و احکام نورانی دین اسلام بود، توانستند با بصیرت افزایی در جامعه، دستگاه حاکم را رسوا کنند و چهره پلید آنها که در پرده‌ای از نفاق قرار گرفته بود را به مردم نشان دهند تا آنها با بیداری که در بیان‌شان ایجاد شده بود، در مسیر از بین بردن بدعت‌ها و مسیر ترسیم شده توسط ابی عبدالله‌الحسین(ع) قرار گیرند.

نظام اسلامی همانند فرهنگ عاشورا دشمنان زیادی دارد

آیت الله نورالله طبرسی، نماینده ولی فقیه در مازندران هم در سخنانی،  انقلاب اسلامی را برگفته از قیام عاشورا دانست و با بیان این‌که نظام اسلامی نیز همانند فرهنگ عاشورا دشمنان زیادی دارد، بر این نکته تاکید کرد که امروز برای حفظ و صیانت از ارزش های انقلاب اسلامی باید فرهنگ عاشورایی در جامعه نهادینه شود.

امام جمعه ساری در ادامه سخنان خود به فتنه سال گذشته در کشور اشاره می‌کند و با بیان این که حب جاه‌طلبی و خودخواهی عامل پدید آمدن فتنه‌ها بود، بی‌بصیرتی برخی افراد را در جریان فتنه88 عامل به انجراف کشیدنشان دانست و چنین اظهار داشت که برخی خواص در جریان فتنه سال گذشته دچار لغزش شدند و لغزش‌های خواص در فتنه سال گذشته سوابق نیک آنها را نیز از بین برد.

آیت الله طبرسی در پایان سخنانش با تاکید بر اینکه جریان فتنه سال گذشته در مقابل بصیرت دینی ملت ایران شکست خورد چنین می‌افزاید که تدابیر آگاهانه و دوراندیشانه رهبر معظم انقلاب اسلامی عامل اصلی دفع فتنه های سال گذشته کشور بود.

‌بصیرت بخشی نهضت حسینی، عامل خنثی شدن فتنه سال 88 بود

«‌بصیرت بخشی نهضت حسینی، عامل خنثی شدن فتنه سال 88 بود» جمله ای است که آیت‌الله مجتهد شبستری، امام جمعه تبریز در جمع اعضای ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر آذربایجان شرقی بیان کرد.

نماینده ولی‌فقیه در استان آذربایجان‌شرقی در ادامه سخنانش با اشاره به فتنه‌عاشورای سال88 عنوان داشت که در سالروز عاشورای حسینی سال گذشته فتنه‌گران در تهران نسبت به عاشورای حسینی و کلام‌الله مجید جسارت‌ها کردند؛ اما به فاصله سه روز از این هتک حرمت به ساحت قیام حسینی مردم تبریز در هشت دی در میدان حضور یافتند و یک روز بعد در 9 دی مردم سراسر کشور حضوری میلیونی داشتند و فتنه‌ها خنثی شد.

آیت الله شبستری، انقلاب اسلامی را نتیجه نهضت حسینی دانست و در ادامه چنین اذعان داشت که افزایش بصیرت جامعه نسبت به مقام امامت از دیگر نتایج این حرکت خونین بود که نویسندگان بزرگ در آثار خود بدان اشاره کرده‌اند.

کد خبر:72585 -

 

به نام سازندگی؛ علیه مستضعفین

کاریکاتور: به نام سازندگی؛ علیه مستضعفین

یک کاریکاتوریست روایتی جالب را از دوران دولت موسوم به کارگزاران به تصویر کشیده است که معطوف به سخن یکی از مسئولان ارشد آن دولت است که با استناد به روش‌ها و اندیشه‌های سکولار و غربی گفته بود: "ناگزیر برخی مردم زیر چرخ سازندگی له خواهند شد."

به گزارش شبکه ایران، "مازیار بیژنی" کاریکاتوریست معروف نشریات انقلابی روایتی جالب را از دوران دولت موسوم به کارگزاران به تصویر کشیده است که معطوف به سخن یکی از مسئولان ارشد آن دولت است که درباره الگوی توسعه ایران که برگرفته از روش‌ها و اندیشه‌های سکولار و غربی بود، گفته بود: "ناگزیر برخی مردم زیر چرخ سازندگی له خواهند شد. (نقل به مضمون)"

فتوای پدر معنوی فتنه گران و حرمت شکنان روز عاشورا در دفاع از قمه زنی+فیلم

فتوای پدر معنوی حرمت شکنان روز عاشورا در دفاع از قمه زنی+فیلم

شیخ یوسف صانعی پدر معنوی جنبش فتنه در سخنانی که در قالب یک کلیپ تصویری در فضای وب و به صورت گسترده منتشر شده است به صورتی عجیب به دفاع از قمه زنی پرداخته است!

به گزارش بی باک، در این کلیپ که با نزدیک شدن به تاسوعا و عاشورای حسینی،  برخی آنرا با اغراض خاص و به صورت گسترده منتشر کرده اند، صانعی در بخشی از سخنانش می گوید:
 
« همین عشق و محبت است که انسانها بدون اختیار سینه می زنن. همین عشق و محبت است که بدون اختیار انسانها قمه می زنن(!)همین عشق و محبت است که انسانها بدون اختیار زنجیر می زنن به بدنشان.
 
البته این نکته فراموش نشود که اضافه نشود بر سنتهای قبلی. سنت های قبلی، سنت های حساب شده ای است. قمه زدن برای آنانکه قمه می زنن سنت حساب شده ای است(!) یعنی این عشقه نمی شه جلویش را گرفت. جلوگیری اشتباه است. عشق و علاقه است بدون اختیار قمه می زند به خودش بعد هم خوب می شود.
 
این قمه زنها سابقه هم ندارد که یکی شون ضرری دیده باشد. اینکه بعضی از آقایان خیال کردن این ضرر دارد اشتباه فکر کردن نخیر اینجور نیست نه تنها ضرر ندارد بلکه نفع هم دارد برای آنها. 
 
هم نفع روحی دارد عقده اش گشوده می شود علاقه اش را اظهار کرده است هم نفع بدنی دارد.
 
مرسوم است معموله می گن این قمه زنها اگر یک سال نزنن گرفتار سر درد می شوند بی اختیار می زنه این نمی شه گفت خلاف شرع این نمی شه گفت حرامه!
 
و لذا امام امت بزرگترین فقیه عصر نفرمود که این حرامه فرمود حالا در یک شرایطی نزنیم بهتر است در یک شرایط خاصی ولی بنده نظرم این است که نخیر این اصلا بدون اختیاره و باید این سنتها بماند!
 
مثلا در همین قمه زدن این تاریخ دارد اینکه نمی شود گفت قمه نزنید منتها باید جلوگیری کرد که خدایی ناخواسته مفسده ای بوجود نیاید که قاعدتا هم نمی آید!
 
در حادثه کربلا وقتی حضرت زینب سلام الله علیها می رسد در بازار کوفه و سر بریده را می بیند... سرش را به چوبه محمل زد خون جاری شد. این سرش را به چوبه محمل زد نه یعنی با توجه سرش را به چوبه محمل زد. نمی شود که آدم با توجه سرش را به چوبه محمل بزند. اینکه درست نیست. یعنی عشق و علاقه به برادری و به امام معصوم مثل ابی عبدالله(ع) اختیار را از دستش گرفت بنا کرد سرش را بزند سرش به چوبه محمل خورد و خون جاری شد .عین کاری که قمه زنها می کنند نه اینکه قمه زن فکری می کند و قمه می زند. قمه زن بدون فکر اینکار را می کند یعنی اختیار از دستش می رود.
 
چند نکته پیرامون سخنان شیخ فتنه:
 
1- به فرض مقبولیت و مشروعیت آقای صانعی ، با توجه به این قسمت از صحبت وی " باید جلوگیری کرد که خدایی ناخواسته مفسده ای بوجود نیاید که قاعدتا هم نمی آید" سئوال اینست که در شرایط فعلی که قمه زنی و انتشار فیلم و تصاویر آن تبدیل به یکی از اصلی ترین ابزار تخریب وجه شیعیان و عامل شیعه گریزی در جهان شده است، آیا این مفسده به حساب نمی آید؟ اگر مفسده است چگونه باید طبق صحبت وی جلوی آنرا گرفت؟ آیا جز با اجتناب از این عمل مقصود حاصل می شود و رفع مفسده می گردد؟
 
2- این شیوه و نحوه استدلال عوامانه وی که ادعای اجتهاد و حتی مرجعیت دارد برای یک مساله فقهی و شرعی  به اینکه " این قمه زنها اگر یک سال قمه نزنن سر درد می شوند(!!!)"، بازهم مردم را بیاد نحوه استدلال عروس آذربایجان که همسرش داماد لرستان بود، می اندازد و انگار چنین استدلالهایی در بین سران فتنه امری عادی به حساب می آید!
 
3- یوسف صانعی در استدلالی دیگر برای اثبات ادعای خود، به تاریخ و سیره حضرت زینب (سلام الله علیها) اشاره نموده و در تفسیر و شرح آن گفت:" این سرش را به چوبه محمل زد نه اینکه با توجه سرش را به چوبه محمل زد. نمی شود که انسان با توجه سرش را به چوبه محمل بزند اینکه درست نیست"
حال جا دارد دیگران قضاوت کنند که آیا این شرح و تفسیر وی، خود نقضی بر استنباط و برداشتشان نمی باشد؟ آیا فردی که قمه بر می دارد و به مجلس قمه زنی می رود تا به گفته وی عشقش را نشان دهد و با قمه به سر و کله خود بزند، توجه ندارد و نمی فهمد قمه را برای چه کاری با خود حمل می کند؟! به یقیین هر عاقلی تایید می کند که این افراد قطعا توجه دارند و موقعیتشان با شرایط ناگوار و بسیار سخت و ناگهانی بانوی بزرگ جهان اسلام ام المصائب زینب کبری(س) بسیار متفاوت می باشد.
 
بله اگر زمانی فردی در عزای سالار شهیدان(ع) و یا هر کجای دیگر آنقدر از خود بیخود شد که از روی بی توجهی سرش را به چیزی زد بر او حرجی نیست و آنرا از مصادیق ضرر به نفس محسوب نمی شمارند. در غیر اینصورت طبق اعتراف خود وی ضرر به نفس جایز نیست و امّا در قمه زنیهای مرسوم، کسانیکه از قبل قمه تهیه می کنند و بعضا سرشان را تیغ می زنند و با دهها مقدمه دیگر که ضرورت توجه، هشیاری و شرایط عادی فرد را می طلبد، شروع به قمه زنی می کنند آیا بازهم از روی بی توجهی است؟! و همچون شرایط حضرت زینب(س) می باشد.
 
به هر حال همگان به فتاوا و سخنان غیرمتعارف و سخیف صانعی عادت کرده ایم و بنابر دستورات دینی مبنی بر صبر و کظم غیظ، ایشان را نیز در کنار کروبی -  که اجتهادش را از وی اخذ نموده امّا در تجزیه و ترکیب یک عبارت ساده عربی در انظار میلیونها بیننده عاجز می ماند - تا زمانیکه ولی امرمان صلاح بدانند تحمل خواهیم کرد. امّا آنچه که مهم است اینکه امروزه برای همگان روشن شده است که اساس و ماهیت جنبش فتنه و سران آن بر دروغ پراکنی، استدلالهای تو خالی، تظاهر و مظلوم نمایی استوار است و امثال صانعی آنچه که بتواند برای نظام و مکتب تشیع چالش و مشکل ایجاد کند را با صراحت و وقاحت تجویز می نمایند.
 
گفتنی است که این سخنان و استدلالهای سخیف مرجع به اصطلاح روشنفکر فتنه گران، خشم بالاترینی ها را هم بر افراشته است به گونه ای که برخی از آنها با عصبانیت تمام ، انواع و اقسام فحش و کلمات زشت  را که در فرهنگ فتنه موجود می باشد را بار وی کرده اند که برای ارزش قائل شدن به جایگاه و شان خود و مخاطبانمان از انتشار آنها صرف نظر می کنیم.
 
 
 

رفتار مشابه فتنه‌گران و لشگریان عمربن‌سعد


رفتار مشابه فتنه‌گران و لشگریان عمربن‌سعد

 اقدام آشوبگران در روز عاشورای سال گذشته از جمله "کف و سوت و هلهله کردن" آنان شباهت زیادی به رفتار لشکریان عمرسعد در صحرای کربلا داشت؛ شاید به همین دلیل است که علما و روحانیون مطرح، فتنه 88 را یک "فتنه اموی" می دانند.

شبکه ایران : در آستانه روز عاشورای حسینی، نگاه ها بار دیگر متوجه هتک حرمت و جسارت بی سابقه فتنه گران به روز عزای امام حسین(ع) و گرانبهاترین مقدسات تاریخ شیعه شد.
 
اقدام آشوبگران در روز عاشورای سال گذشته از جمله "کف و سوت و هلهله کردن" آنان شباهت زیادی به رفتار لشکریان عمرسعد در صحرای کربلا داشت؛ شاید به همین دلیل است که علما و روحانیون مطرح، فتنه 88 را یک "فتنه اموی" می دانند.
 
در همین راستا، آیت‌الله صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضائیه روز گذشته و در جلسه مسئولان عالی قضایی، بصیرت در حادثه عاشورای حسینی را شاخصی مهم در ارزیابی تاریخ این حادثه عظیم و رمز ماندگاری آن دانست و با بیان اینکه عاشورا دریایی از معانی است که هر گوشه‌اش صحنه‌ای بی‎بدیل در تاریخ هستی است عنوان کرد که در جریان فتنه بعد از انتخابات کسانی گاه شبیه "بنی‌‌امیه" عمل کردند و قرآن بر سر نیزه کردند و در روز عاشورا با شعار "یا حسین بر تنها حکومت شیعی جهان شوریدند و از ولی زمانه سرپیچیدند و جریان منافقانه‌ای راه انداختند و حال بیانیه می‌دهند که در عاشورا مظلوم واقع شده‌اند.
 
رئیس قوه قضائیه در ادامه سخنانش با بیان اینکه "اگر کسانی مدعی هستند که در روز عاشورا« یا حسین یا حسین» می‌گفتند باید از آنان پرسید این یاحسین آنان در مسیر حق بوده یا در مسیر باطل اظهار داشت که آنها قطعاً می‌دانند که امویان نیز در جنگ صفین قرآن را بر سر نیزه کردند اما اصحاب واقعی با بصیرت کامل در صحنه در کنار ولی زمان باقی ‌ماندند و خطا نکردند؛ در حالی‌که آنان نیز می‌توانستند فریب قرآن‌های بر سر نیزه را بخورند و بدون بصیرت و شناخت، از مسیر حق و حقیقت خارج شوند.
 
فتنه88؛ نمونه بارز فتنه اموی 
 
امام جمعه اهواز هم در تائید سخنان آیت الله لاریجانی، فتنه88 را نمونه بارزی از فتنه اموی دانست و اظهار داشت که این فتنه از سوی دولتمردان آمریکا سازماندهی شده بود و در حقیقت همان فتنه بنی امیه است که امروز در لباس استحاله فرهنگی درآمده است.
 
آیت الله محسن حیدری در ادامه سخنان خود با اشاره به شکست سران فتنه از سوی ملت غیور ایران گفت که مستکبران و مزدوران جنایتکار جهانی در محاسبات خود غافل از بصیرت و آگاهی مردم و رهبری مقتدرانه مقام معظم رهبری هستند و همین دلیل موجب شکست آنان در توطئه هایشان شد.
 
وی بهترین پاد زهر را برای مقابله با فتنه های دشمنان، بصیرت، روشنگری، وحدت و استقامت دانست و تصریح کرد که پایان یافتن فتنه 88، به معنای پایان یافتن دسیسه های جهان‌خواران نیست و آنان بار دیگر در تلاش هستند تا از فتنه های عمیق‌تر و پیچیده‌تر به میدان مبارزه جنگ نرم بیایند و به نظام و رهبر انقلاب ضربه وارد کنند؛ از این رو باید همه ملت بار دیگر خود را آماده کنند تا در مبارزه آینده، فریب دسیسه‌های آنان را نخورند.
 
حرکت فتنه‌گران در عاشورای88، عین همان حرکت عبیدالله‌بن‌زیاد، عمرسعد و یزید
 
حجت‌الاسلام مهدی طائب، عضو شورای مرکزی جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی هم روز گذشته در گفت‌و‌گو با فارس، مدل حرکتی فتنه‌گران در عاشورای 88 را دقیقاً عین همان حرکت عبیدالله‌بن‌زیاد، عمرسعد و یزید دانست و گفت که فتنه‌گران تلاش می‌کردند تا با سوء‌استفاده از عنوان عزا و عاشورا علیه حرکت عاشورا اقدام کنند.
 
این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه اوج بصیرت ملت ایران از عاشورا گرفته می‌شود، گفت: فتنه‌گران سال گذشته روز عاشورا را ابزاری قرار دادند تا این مرکز بصیرت‌دهی را کور کنند غافل از آنکه عاشورا در ذات خود بصیرت می‌دهد؛ فتنه‌گران از عاشورا برای از بین بردن بصیرت و اهل بصیرت استفاده کرده از این رو نمی‌توانستند عاشورایی حرکت کنند.
 
وی بر همین اساس مدل حرکتی فتنه‌گران در عاشورای 88 را دقیقاً همان حرکت عبیدالله‌بن‌زیاد، عمرسعد و یزید دانست و افزود: فتنه‌گران تلاش می‌کردند تا با سوء‌استفاده از عنوان عزا و عاشورا علیه حرکت عاشورا اقدام کنند اما خداوند متعال آنها را مجبور کرد تا ماهیت اصلی خود را آشکار کنند.
 
انقلاب امام حسین(ع) انقلابی فرهنگی در مسیر بصیرت افزایی به جامعه
 
همچنین حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمد واعظ موسوی از اعضای مجلس خبرگان رهبری در گفت‌وگو با رسا با بیان اینکه انقلاب امام حسین(ع) بیش و پیش از آن که یک انقلاب نظامی باشد، یک انقلاب فرهنگی در مسیر بصیرت افزایی به جامعه بود به تبیین راه‌های مقابله با فتنه پرداخت و با اشاره به فرازهایی از بیانات رهبر معظم انقلاب در این خصوص چنین بیان داشت که ما باید با بازگشت به سنت‌های الهی و تبعیت از اولیای تشیع، جامعه را در مسیر واقعیت و حقانیت قرار دهیم و با استفاده از رهنمودهای الهی و حیات بخش اولیای ال هی، در عین رسوا کردن اهل فتنه و حامیان آنها به مردم بصیرت دینی و فرهنگی بدهیم.
 
عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه اذعان می‌دارد که حضرت ابی‌عبدالله الحسین(ع) با قیام خونین خودشان که برای عملی کردن قوانین و احکام نورانی دین اسلام بود، توانستند با بصیرت افزایی در جامعه، دستگاه حاکم را رسوا کنند و چهره پلید آنها که در پرده‌ای از نفاق قرار گرفته بود را به مردم نشان دهند تا آنها با بیداری که در بیان‌شان ایجاد شده بود، در مسیر از بین بردن بدعت‌ها و مسیر ترسیم شده توسط ابی عبدالله‌الحسین(ع) قرار گیرند.
 
نظام اسلامی همانند فرهنگ عاشورا دشمنان زیادی دارد
 
آیت الله نورالله طبرسی، نماینده ولی فقیه در مازندران هم در سخنانی،  انقلاب اسلامی را برگفته از قیام عاشورا دانست و با بیان این‌که نظام اسلامی نیز همانند فرهنگ عاشورا دشمنان زیادی دارد، بر این نکته تاکید کرد که امروز برای حفظ و صیانت از ارزش های انقلاب اسلامی باید فرهنگ عاشورایی در جامعه نهادینه شود.
 
امام جمعه ساری در ادامه سخنان خود به فتنه سال گذشته در کشور اشاره می‌کند و با بیان این که حب جاه‌طلبی و خودخواهی عامل پدید آمدن فتنه‌ها بود، بی‌بصیرتی برخی افراد را در جریان فتنه88 عامل به انجراف کشیدنشان دانست و چنین اظهار داشت که برخی خواص در جریان فتنه سال گذشته دچار لغزش شدند و لغزش‌های خواص در فتنه سال گذشته سوابق نیک آنها را نیز از بین برد.
 
آیت الله طبرسی در پایان سخنانش با تاکید بر اینکه جریان فتنه سال گذشته در مقابل بصیرت دینی ملت ایران شکست خورد چنین می‌افزاید که تدابیر آگاهانه و دوراندیشانه رهبر معظم انقلاب اسلامی عامل اصلی دفع فتنه های سال گذشته کشور بود.
 
‌بصیرت بخشی نهضت حسینی، عامل خنثی شدن فتنه سال 88 بود
 
«‌بصیرت بخشی نهضت حسینی، عامل خنثی شدن فتنه سال 88 بود» جمله ای است که آیت‌الله مجتهد شبستری، امام جمعه تبریز در جمع اعضای ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر آذربایجان شرقی بیان کرد.
 
نماینده ولی‌فقیه در استان آذربایجان‌شرقی در ادامه سخنانش با اشاره به فتنه‌عاشورای سال88 عنوان داشت که در سالروز عاشورای حسینی سال گذشته فتنه‌گران در تهران نسبت به عاشورای حسینی و کلام‌الله مجید جسارت‌ها کردند؛ اما به فاصله سه روز از این هتک حرمت به ساحت قیام حسینی مردم تبریز در هشت دی در میدان حضور یافتند و یک روز بعد در 9 دی مردم سراسر کشور حضوری میلیونی داشتند و فتنه‌ها خنثی شد.
 
آیت الله شبستری، انقلاب اسلامی را نتیجه نهضت حسینی دانست و در ادامه چنین اذعان داشت که افزایش بصیرت جامعه نسبت به مقام امامت از دیگر نتایج این حرکت خونین بود که نویسندگان بزرگ در آثار خود بدان اشاره کرده‌اند

سناريوي جوسازي فراكسيون اقليت و برخي خانواده‌هاي زندانيان فتنه88

سناريوي جوسازي فراكسيون اقليت و برخي خانواده‌هاي زندانيان فتنه88

نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی در پی درخواست چند تن از خانواده‌های زندانیان وابسته به فتنه 88 در مورد کمک به رهایی آنان از مجازات‌های قانونی، تصمیم دارند از طریق رایزنی با مسئولان قوه‌ قضاییه و اعمال فشار بر آنان، از عناصر فتنه‌گر حمایت نمایند.

به گزارش رجانیوز، خانم‌ها محتشمی‌پور، شفیعی مقدم، مهسا امرآبادی، زینب کرمی، امین احمدیان و رضا خندان به‌عنوان نمایندگان خانواده‌های زندانیان سیاسی در جلسه‌ی شورای مرکزی فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی شرکت و نسبت به مواردي انتقاد كرده و از نمایندگان عضو اين فراکسیون مجلس، خواستار پیگیری شده‌اند.
 
در اين جلسه تصميم گرفته شده است كه با محورهاي مشخص، ابتدا جوسازي و مصاحبه‌هاي رسانه‌اي متعددي ترتيب داده شود و سپس رايزني‌هاي مكتوب و حضوري با مقامات قضايي در دستور كار قرار گيرد.
 
محور ادعاها و جوسازي‌هاي دروغ عليه مقامات قضايي و امنيتي به شرح زير است:
 
1ـ محروم كردن زندانیان از امکانات مصرح قانونی مانند ملاقات، مرخصی، تماس تلفنی و...؛
 
2ـ نحوه‌ی برخورد بازجویان با زندانیان؛
 
3ـ وضعیت بد معیشتی خانواده‌ها؛
 
4ـ بلاتکلیفی خانواده‌ها؛
 
5ـ تبعیت قضات از بازجوها به نحوی که آن‌ها صراحتاً اعلام كرده‌اند مرخصی‌ها با نظر بازجویان ممنوع می‌شود؛
 
6ـ ادعاي صدور احکام فله‌ای؛
 
همچنين تصميم گرفته شده است كه نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس، نوشته‌اي تحت عنوان گزارش با محورهاي فوق تهیه و برای ریاست مجلس شورای اسلامی ارسال كنند. همچنين درخواست جلسه‌‌ای با آیت‌الله آملی لاریجانی برگزار كنند و ضمن درخواست رسیدگی، اين ديدار را رسانه‌اي کنند و از کانال‌های دیگر نظیر رییس دادگستری تهران، اين موضوع پيگيري شود.
 
تحرك فراکسیون اقلیت مجلس براي اعمال فشار به نهادهاي قانوني در حمایت از عناصر فتنه‌گر و پی‌گیری ادعاهاي آنان، پيش از اين نيز سابقه است.

دیداردیروز  رئیس جمهور با  كاروان‌آسيايي در دانشگاه‌تهران

استقبال سرزده احمدي‌نژاد از كاروان‌آسيايي در دانشگاه‌تهران
تا آزادي قدس و غزه در برابر مستكبران خواهيم ايستاد

رئيس‌جمهوري اسلامي ايران عصر امروز (دوشنبه) به‌طور سرزده به دانشگاه تهران رفت تا هم در مراسم استقبال از كاروان آسيايي همبستگي با مردم غزه شركت كند و هم با وجود اينكه روز دانشجو را در سفر استاني بود و يك روز بعد از آن نيز در دانشگاه اراك با دانشجويان دانشگاه‌هاي استان مركزي ديدار كرده بود، در تهران نيز با دانشجويان، ديدار كرده باشد.

به گزارش رجانيوز، حضور سرزده دكتر احمدي‌نژاد در اين مراسم، فضاي همايش "وجدان بيدار شرق" را كاملاً‌ تحت تأثير قرار داد، به‌طوري كه دانشجويان با شعارهاي پياپي خود از رئيس‌جمهور كشورمان استقبال كردند و اعضاي كاروان آسيايي نيز از اينكه احمدي‌نژاد را به‌عنوان "بزرگ‌ترين نماد مبارزه با صهيونيسم در دنياي امروز" در جمع خود مي‌بينند، اظهار شعف كردند.



ايرنا از حاشيه‌هاي حضور رئيس‌جمهور در دانشگاه تهران نوشت: احمدي نژاد ساعت 14:45 دقيقه وارد سالن شهيد چمران دانشكده فني دانشگاه تهران شد كه با شعارهاي درود بر احمدي'؛ 'لبيك يا خامنه اي لبيك يا حسين است'؛ 'غزه غزه مي آييم'؛ 'حسين حسين شعار ماست؛ شهادت افتخار ماست'؛ 'هم غزه هم لبنان؛جانم فداي ايران'؛ 'احمدي ساده زيست؛ ريشه كن صهيونيست' مواجه شد.

**جمعيت سالن برگزاري مراسم به حدي بود كه بسياري از دانشجويان بر روي زمين نشسته و عده اي ايستاده اين آيين را دنبال مي كردند؛ پرچم هاي يا حسين و يا ابالفضل؛ يا زينب و سياه پوش بودن دانشجويان فضاي خاصي را به سالن بخشيده بود.

**پس از ورود احمدي نژاد يكي از دانشجويان چفيه اي بر گردن رييس جمهور انداخت و دانشجويان شعار 'يا ايها المسلمون اتحدوا؛ اتحدوا'؛ 'فلسطين مي رزمد؛ اسرائيل مي ترسد' را سر دادند.

**جمعي از فرزندان شهدا قلك هاي پس انداز خود را به كاروان حمايت از غزه تقديم كردند.

**در اين مراسم دكتر حسن رحيم‌پور ازغدي،‌ دكتر فرهاد رهبر رئيس دانشگاه تهران، مهندس قاسمي از فرماندهان دوره دفاع مقدس و همچنين پدر شهيد جهان آرا حضور داشتند.



**با شروع سخنراني رييس جمهور اعضاي كاروان حمايت از غزه به حدي به وجد آمدند كه شعارهايي به زبان خودشان در حمايت از احمدي نژاد سر دادند.

رييس جمهور، تصريح كرد: حل مساله فلسطين و محو رژيم صهيونيستي از سرزمين‌هاي اشغالي، يك مسووليت انساني و جهاني است.

دكتر احمدي‌نژاد با خيرمقدم به اعضاي اين كاروان، افزود: به انسان‌هاي شايسته، آزاده، عدالتخواه و مومني كه امروز در مسير رسيدن به غزه در آغوش گرم ملت ايران هستند خيرمقدم عرض مي‌كنم.

رييس‌جمهور ادامه داد: عزيزان من فلسطين آئينه تمام نماي وضعيت امروز بشر و تاريخ گذشته بر بشريت است. يك تاريخ ظلم و تحقير انسان‌ها و يك تاريخ سركوب، امروز در فلسطين به نمايش درآمده است.

احمدي نژاد گفت: امروز بر همگان آشكار شده است كه تحميل رژيم جنايتكار صهيونيستي با يك برنامه قبلي براي سلطه بر خاورميانه و از آن طريق سلطه بر عالم بوده است.

وي افزود: تاسيس رژيم صهيونيستي براي تسلط بر خاورميانه و از آن طريق تسلط بر جهان و ادامه برنامه استعماري استعمارگران است. تمام جناياتي كه مستكبران در طول تاريخ انجام داده‌اند، امروز در فلسطين به صورت روزمره انجام مي‌شود. تحقير انسان‌ها، ترور، به برده كشيدن انسان‌ها، محروم كردن يك ملت از اولين‌ترين حقوق اوليه خود امروز در فلسطين جاري و ساري است. نسل‌كشي واقعي امروز در فلسطين جاري است.

احمدي‌نژاد ادامه داد: امروز بر همگان آشكار شده است كه صهيونيست‌ها، نه يهودي، نه مسيحي و نه مسلمان هستند و نه به هيچ آرمان و ديني از اديان الهي معتقد هستند. آنها نه تنها ديندار نيستند، بلكه به اولي‌ترين و كوچك‌ترين حقوق و ارزش‌هاي انساني نيز پايبند نيستند. آنها يك ماموريت بيشتر ندارند، محو فرهنگ اصيل ملت‌ها. فرهنگ آزادي، آزاديخواهي و عدالت‌طلبي. آنها آمده‌اند كه حقيقت انسانيت را در هم بكوبند كه راه براي سلطه‌ي سلطه‌گران باز شود.



رييس‌جمهور ادامه داد: مي‌بينيد تمام شعارهاي سرمايه‌داري و سرمايه‌داران از آزادي تا حقوق بشر، از دموكراسي تا حقوق انسان ها وقتي به مرزهاي فلسطين مي‌رسد، رنگ مي‌بازد. شايد براي شما جالب باشد كه چند تن از رهبران صهيونيست عليرغم جنايات تاريخي، جايزه صلح نوبل دريافت كردند.

وي تصريح كرد: امروز بر همگان آشكار شده است كه مساله فلسطين يك مساله بين عرب‌ها و يهودي‌ها نيست و حتي يك مساله بين مسلمانان و يهودي‌ها نيست، بلكه يك مساله انساني و جهاني است. شيوه تاسيس و استمرار حيات اين رژيم بالاترين توهين به حقيقت و كرامت انساني است.

احمدي‌نژاد با بيان اين كه امروز مهمترين مساله بشر، وجود ننگين رژيم صهيونيستي است، گفت: رفتار اين رژيم توهين به همه‌ي انسان‌ها است. به واسطه‌ي اين رژيم، موجوديت انسان امروز تحقير شده است. حل مساله فلسطين و محو رژيم صهيونيستي از سرزمين‌هاي اشغالي، يك مسئوليت انساني و جهاني است. امروز در هر كجاي دنيا كه قلب پاك و انديشه آزادي و آزادي‌طلبي وجود دارد، به ياد فلسطين و براي آزادي فلسطين مي‌جوشد و مي‌خروشد.

به گزارش ايسنا، احمدي‌نژاد در ادامه سخنان خود در حالي كه چفيه‌اي بر گردن داشت، گفت: امروز آزادي فلسطين رمز مشترك همه بشريت است. از همه رنگ‌ها، نژادها، مذاهب و سليقه‌ها بايد دست به دست هم بدهيم و با يك حركت عمومي بزرگترين معضل تاريخ بشريت را از مسير كمال برداريم.

وي خطاب به اعضاي اين كاروان گفت: حركت شما جوانه‌هايي است كه بر تنه‌ي درخت انسانيت روييده است و به لطف خدا به زودي با آزادي فلسطين شكوفا مي‌شود.

رييس‌جمهور افزود: خوشبختانه ما در مقطعي از تاريخ زندگي مي‌كنيم كه انديشه‌ي مادي در شكل‌هاي گوناگون به بن‌بست رسيده است. دنيا‌طلبان رو به افول هستند. مي‌بينيد كه آنها در انديشه، نظر، سياست، در اقتصاد و ... به بن‌بست كامل رسيده‌اند.

احمدي‌نژاد با بيان اين‌كه منحني سلطه‌گري رو به سقوط و دوران تاريخي آن رو به پايان است، گفت: آرزوي تاريخي بشر براي رسيدن به پاكي، صلح پايدار، عدالت و به عشق در آستانه تحقق است.

رييس‌جمهور خطاب به اعضاي اين كاروان گفت: محكم باشيد كه آينده زيبا و درخشان در انتظار شماست. مسير رسيدن به آرزوهاي تاريخي بشر از قدس و آزادي فلسطين مي‌گذرد.



احمدي‌نژاد افزود: آنها كاروان اول را سركوب كرده‌اند به اميد سركوب انديشه آزادي‌خواهي؛ اما امروز آزاديخواهان از نقطه نقطه‌ي جهان براي آزادي فلسطين به پا خواسته‌اند. ما با هم خواهيم بود تا آزادي قدس، فلسطين و غزه‌ي در بند و در برابر مستكبران خواهيم ايستاد. (الله اكبر جمعيت).

وي خطاب به آنها ادامه داد: حركتي كه شما امروز انجام مي‌دهيد در متن پيروزي انجام مي‌شود، حركت شما عين پيروزي است. حركت شما طلايه يك حركت عظيم در كل جامعه‌ي بشري براي رسيدن به آرمان‌هاي تاريخي است.

احمدي‌نژاد گفت: من از همه شما صميمانه تشكر مي‌كنم. ايران خانه شماست و ملت ايران در كنار شما و همه‌ي آزادي‌خواهان و عدالت‌طلبان جهان ايستاده و خواهد ايستاد. بدانيد آينده نزديك و درخشان از آن ماست. من براي شما و ملت‌هاي آزاده و مظلوم جهان پيروزي، سربلندي و عزت را آرزو مي‌كنم.

رييس‌جمهور سخنان خود را اينگونه پايان داد: زنده باد فلسطين، زنده باد آزادي، زنده باد عدالت، زنده باد انسان‌هاي عدالتخواه و آزاده.

در اين مراسم همچنين دكتر حسن رحيم‌پور ازغدي نيز با بيان اين‌كه اگر حمايت‌هاي آمريكا، اروپا و سازمان ملل نباشد رژيم صهيونيستي يك ماه هم دوام نخواهد آورد، تصريح كرد: سازمان ملل صرفا در خدمت منافع چند قدرت استكبار جهاني و اتمي در دنياست.

عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي، خطاب به حاضرين گفت: اميدوارم روزي برسد كه به جاي دادگاه‌هاي تشريفاتي مثل لاهه، دادگاه واقعي ملت‌ها تشكيل شود و در آن دادگاه بزرگ امثال شما هيات ژوري باشند و سران ايالات متحده اروپا و صهيونيست‌ها به خاطر قرن‌ها جنايت با بشريت محاكمه شوند.

وي افزود: همه‌ي ما و شما بايد براي روزي تلاش كنيم كه در آن روز ملت‌ها در رتبه برابر و آزاد، با عزت بتوانند سرشان را بالا بگيرند و از حقوق خود دفاع كنند.



ازغدي خاطر نشان كرد: ملت‌هاي ما و شما با آنچه كه بر سر مردم غزه مي‌آيد به لحاظ تاريخي بيگانه نيستند و تقريبا همه مردم آفريقا، اقيانوسيه و بخش اعظم آسيا در سه چهار قرن اخير طعم قتل و غارت چند دولت اروپايي و آمريكايي را چشيده‌اند.

وي همچنين گفت: حركت چنين كاروان‌هايي نشان مي‌دهد كه نزديك است تا تمام ملت‌هاي ستمديده در كنار هم بايستند و زنجيرهاي استكبار را در هم بكشنند و اين همان تشكيل جبهه مستضعفين است كه امام (ره) بشارت آن را داده بود.

اين عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي تصريح كرد: مساله فلسطين و غزه، مساله امروز و ديروز نيست. چندين دهه است كه هر روز،‌ هفته و ماه جنايات بزرگ جنگي در حال رخ دادن است و جالب اينجاست كه هيچ كدام از آنها خودسرانه اتفاق نيفتاده و آمريكا و صهيونيست از آن حمايت كرده‌اند. منتهي در اين راستا آنها به جابجا كردن مفاهيم مي‌پردازند. در اين جهت يك مفهوم تبليغاتي كه محور ايدئولوژي دروغين صهيونيسم قرار گرفته، مفهوم يهودي سرگردان بوده و چند دهه است كه آنها پشت اين مفهوم در حال جنايت كردن هستند، در حالي كه هيچ كس نه شعار محو يهوديان را سر داده و نه مفهومي به نام يهودي بودن در ظلم نسبت به مردم فلسطين دخالت داشته است.



وي با بيان اين كه در چنين ايدئولوژي، جاي ظالم و مظلوم، جلاد و شهيد تغيير كرده است و در واقع بر اساس چند مغالطه بزرگ بنا شده است، از اعضاي كاروان آسيايي همبستگي با مردم غزه خواست كه چند سوال را در جهت حركت خود مطرح كنند.

رحيم‌پور ازغدي افزود: شما اگرچه سانسور خواهيد شد اما بپرسيد كه آيا وضعيت يهوديان در جهان اسلام و فلسطين شباهتي با اروپائيان مسيحي داشته است؟

اين عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي تصريح كرد: يهوديان در جوامع اسلامي از جمله خاورميانه همواره آزادي دين داشته‌اند و از حقوق شهروندي برخوردار بوده‌اند. فقه اسلامي حقوق يهوديان را كاملا به رسميت شناخته و در زمان پيامبر (ص) نيز آنها از امنيت و سلامت كامل برخوردار بوده‌اند. ضمن اين‌كه ايران هيچ وقت شعار محو يهود سر نداده است.

وي با بيان اين‌كه جمعيت يهوديان در ايران دومين جمعيت يهودي در دنياست و يهوديان در پارلمان ايران نماينده و آزادي دين دارند، گفت: همچنين شما مي‌توانيد اين سوال را مطرح كنيد كه چرا تا قبل از قرن نوزدهم ميلادي چيزي به نام ناسيوناليسم يهود مطرح نبوده است؟

ازغدي گفت: آنها از واژه‌هاي ديني همچون صهيونيسم و صهيون استفاده كرده‌اند، اما اهداف پشت پرده، يك ايدئولوژي سكولار غربي و حركت سياسي توسعه‌طلباني كه با نژاد پرستي غيرانساني گره خورده، بوده است.

اين عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي با بيان اين‌كه شعار فلسطين داوود و سليمان بهانه‌اي بيش نيست،‌ اظهار كرد: يهوديان فلسطين تا قبل از پيدايش صهيونيسم در آسايش و آرامش مطلق در كنار فلسطينيان زندگي مي‌كردند.

وي با تاكيد بر اين‌كه صهيونيست‌ها بدون حمايت آمريكا، انگليس و اروپا نمي‌توانستند جنايات خود را ادامه دهند، گفت: سازمان ملل همه اين مسائل را مي‌داند، ولي هيچ اقدامي نمي‌كند. سازمان ملل بهتر از هر كسي مي‌داند كه پديده و مفهومي بنام نژاد يهود دروغ است و اين اسطوره را هيتلر و نازي‌ها ساختند.

رحيم‌پور ازغدي با بيان اين‌كه اگر حمايت‌هاي آمريكا، اروپا و سازمان ملل نباشد رژيم صهيونيستي يك ماه هم دوام نخواهد آورد، گفت: سازمان ملل صرفا در خدمت منافع چند قدرت استكبار جهاني و اتمي در دنياست.

اين عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي، افزود: هر كسي از حقوق مظلوم سخن بگويد در منطق غرب تروريسم است. بنابراين شما بدانيد كه نام اعضاي كاروان‌تان در ليست تروريست‌ها ثبت خواهد شد.

در اين مراسم همچنين نماينده هندي اين كاروان ضمن تشكر از رييس‌جمهور و مردم ايران، گفت: بايد بگويم كه فرهنگ شهادت و استقامت مردم ايران ما را در كنار يكديگر جمع كرد.

وي همچنين اظهار كرد: بگذاريد از تهران اين پيام را به دنيا برسانيم كه مردم دنيا با هم متحد شده‌اند و هيچ قدرت امپرياليستي نمي‌تواند ما را از هم متلاشي كند. ما همبستگي خود را با مردم و مقاومت ايران اعلام مي‌كنيم و اين اتحاد ما باعث پيروزي‌مان در مقابل استكبار خواهد شد.

در اين همايش پدر شهيد جهان‌آرا نيز حضور يافت و بر اين نكته تاكيد كرد كه تنها ايران مي‌تواند از غزه و فلسطين پشتيباني داشته باشد.

** ساعتي قبل از اين مراسم، كاروان آسيايي شكست حصر؛ آزادي غزه؛ به همراه جمعي از مردم كه در ميدان فلسطين به استقبال آنان آمده بودند به سمت دانشگاه تهران حركت كردند. آنان در حالي كه شعارهاي 'مرگ بر آمريكا'؛مرگ بر انگليس'؛' مرگ بر اسرائيل'؛' مرگ بر استكبار' سر مي دادند پرچم هاي ايران؛ فلسطين و پرچم هاي عزاداري حمل مي كردند.

**اعضاي اين كاروان روز گذشته وارد تهران شدند و از كشورهاي مختلف آسيايي از جمله هندوستان، پاكستان، نپال، اندونزي و ژاپن هستند؛ در مسير كاروان افراد ديگري از كشورهاي ايران، لبنان، مصر، تركيه، عراق و سوريه به آنان مي‌پيوندند. اين كاروان از طريق زاهدان وارد ايران شده است و پس از گذشتن از تركيه و سوريه قرار است عازم غزه شود.

 

برنامه‌هاي گراميداشت سالروز 9 دي - بیعت با ولایت

برنامه‌هاي گراميداشت سالروز 9 دي

برنامه هاي بزرگداشت حماسه يوم الله نهم دي در سومين جلسه ستاد مرکزي بزرگداشت اين حماسه ماندگار که با حضور دستگاه‌ها و نهادهاي فرهنگي و تبليغي، در دفتر مرکزي شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي برگزار گرديد، اعلام شد.

در ابتداي اين جلسه قائم مقام شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي به تبيين وجوه مختلف اهميت و ضرورت بزرگداشت حماسه نهم دي ماه 1388 از ديدگاه مقام معظم رهبري (مدظله‌العالي) پرداخت و گفت: اين نوع نگاه دقيق و صحيح و چندبعدي مقام عظماي ولايت به اين حماسه بي‌بديل و ماندگار تاريخ انقلاب اسلامي، وظيفه ما و دستگاه‌ها و سازمان‌هاي عضو ستاد را براي واکاوي هر چه بيشتر ابعاد ناشناخته و حساس آن و بررسي موضوع چنين رخدادي بزرگ، حماسي و تأثيرگذار بيش از پيش سنگين‌تر مي‌کند.

" اصغر آب‌خضر" در ادامه با اشاره به اين که اين حماسه عظيم و بي‌مانند از دل ميليون‌ها عاشق اسلام و ولايت و امامت جوشيدن گرفت و به خشمي مقدس و حرکتي انقلابي و ملي مبدل شد ، گفت: اين حماسه طوفاني عظيم به پا کرد که تمام فتنه‌ها و آشوب‌هاي دشمنان کينه‌توز و کساني را که از انقلاب اسلامي ضربه خورده‌اند را خنثي کرد .

وي با اشاره به ماندگاري حماسه نهم دي ماه 1388در طول تاريخ، بزرگداشت آن حماسه را مهم و ضروري ارزيابي و آن را موجب تعميق و گسترش پيوند ناگسستني ميان "امت و ولايت" ، اين رمز جاودانگي و پيروزي اسلام وانقلاب اسلامي، دانست.

در ادامه‌ اين جلسه برخي از برنامه‌هاي دستگاه‌ها و سازمان‌هاي عضو ستاد مرکزي بزرگداشت حماسه‌ي نهم دي از جمله برگزاري نمايشگاه‌هاي مختلف هنري ـ فرهنگي، توليد VCD مولتي مديا (صوتي ـ تصويري) در موضوع تبيين ابعاد مختلف فتنه در قرآن، ساخت مستند گزارشي از فتنه‌ 1388 و شهداي آن، برپايي شب شعر و خاطره حماسه‌ نهم دي، تهيه‌ مجموعه‌ نمايشگاهي تابلو، عکس، مقاله، بروشور، پوستر در زمينه نهم دي طراحي و جهت اجرا تعيين و به واحدها، دواير و دستگاه‌هاي مربوطه ابلاغ و اعلام گرديد.

رونمايي از پنج جلد کتاب در زمينه‌هاي فتنه‌شناسي و ابعاد آن، راهکارهاي عملي مقابله با آن و بصيرت‌افزايي، برگزاري سمينار، همايش و کنفرانس‌هاي يک يا دو روزه در سطح سازمان‌هاي دولتي، فرهنگي، مراکز آموزش عالي و دانشگاه‌ها از ديگر برنامه‌هاي اين ستاد در خصوص بزرگداشت حماسه‌ي بي‌بديل و ماندگار نهم دي 1388 است.

بر اساس اين گزارش برپايي همايش بزرگ اصناف در موضوع بصيرت سلاح پرقدرت در برابر فتنه، برگزاري مراسم‌ در جوار سي امامزاده با همکاري و مشارکت ائمه جماعات و هيئات امناء مساجد و مرکز رسيدگي به امور مساجد، کانون‌هاي فرهنگي ـ هنري مساجد، وزارت ارشاد، اصناف و بازاريان و مجامع صنفي ـ توليدي ـ توزيعي و خدماتي و سازمان اوقاف و امور خيريه کل کشور در ايام منتهي به روز حماسه نهم دي اجرا مي‌گردد.

همچنين نشست‌هاي تخصصي با حضور صاحب‌نظران و انديشمندان حوزه و دانشگاه و مسئولين کشور و با همت مرکز مطالعات وزارت کشور در محورهاي لايه‌هاي پيدايش و ظهور حماسه نهم دي، تحليل و تبيين وجوه حماسي و ملي آن، شناخت ابعاد معرفتي و هويت‌يابي ملي و اسلامي براي مقابله با فتنه‌گران در آن روز، بررسي تحليلي و توصيفي دستا‌وردهاي داخلي و جهاني حماسه نهم دي و تشريح نقش رهبري و ولي‌فقيه در بصيرت‌آفريني به مردم و مقابله با جريان فتنه از دهه سوم آذر تا روز نهم دي ماه جاري برگزار مي‌شود.

در ضمن، در انتهاي اين جلسه، سازمان، دستگاه‌ها و دواير عضو هر کدام برنامه‌ها، پيشنهادات و ‌نظرات خود را در مورد چگونگي بزرگداشت حماسه نهم دي و برنامه‌هاي مشخص دستگاه‌ مطبوع خود را عنوان نموده و راهکارهاي اجرايي برنامه‌هاي آن را به بحث و تبادل ‌نظر گذاشتند.

 

سران فتنه، غائله عاشوراي 88 را زمينه‌سازي كردند

 

 

كارشناسان سياسي در گفت‌و‌گو با «جوان»:
سران فتنه، غائله عاشوراي 88 را زمينه‌سازي كردند

تلخي حوادث ارزش‌ستيز و منافقانه عاشوراي سال گذشته از ميان نرفته است. هنوز تحريك و تعرض عده‌اي كه سنگ دفاع از اسلام و امام(ره) را به سينه مي‌زدند را به خاطر داريم.

محمد اسماعيلي | به خاطر داريم كه عده‌اي اردوكشي‌هاي خياباني را به قاعده‌اي مرسوم در ميان جامعه شكل دادند و زمينه اتفاقاتي بس جانگداز و غيرانساني را رقم زدند. اتفاقاتي كه چرايي زمينه، چگونگي فراهم آمدن بستر آن و محركان اصلي آن براي همگان شناخته شده است. حجت‌الاسلام محمدتقي رهبر و حجت‌الاسلام حميد رسايي در اين باره با جوان به گفت‌وگو پرداخته‌اند.


سران فتنه، گروه‌هاي معاند در روز عاشورا را گرد هم آورد

حجت‌الاسلام حميد رسايي ضمن اشاره به آنكه اتفاقات ناگوار عاشوراي 88 زمينه محو جريان فتنه و حاميان آنها از عرصه حكومت و جامعه شد، گفت: عاشوراي 88 نتيجه عملكرد برخي از افرادي بود كه هر چند سابقه خوبي در نظام داشتند اما به دليل فساد موجود در خود، روز به روز از سابقه گذشته خود فاصله گرفتند و در چاه ضلالت افتادند. وي ادامه داد: در اتفاقات عاشوراي سال گذشته اين را نبايد فراموش كرد كه در كشور ما عده‌اي هستند كه نه به نظام و انقلاب و نه به اسلام و امام حسين(ع) اعتقاد و الزام داشته‌اند، اما هيچگاه جرأت جسارت و توهين آن هم در ملأ عام را به اعتقادات ديني نداشته‌اند و كسي نبود كه آنها را دور هم جمع كند. عضو كميسيون فرهنگي مجلس با اشاره به آنكه گروه مذكور سلطنت‌طلبان، بهائيان و منافقين هستند، افزود: اما سران فتنه با زمينه‌سازي و تمهيدات قبلي بستر گرد آمدن گروه‌هاي معاند جمهوري اسلامي ايران دور همديگر را فراهم كردند و به آنها اميد دادند كه مي‌توانند به اعتقادات و ارزش‌هاي ديني توهين كنند همانطور كه در عاشوراي 88 آن را به وضوح ديديم.

رسايي خاطرنشان كرد: سران آشوب مانند موسوي، خاتمي، كروبي در كنار ديگر عوامل فتنه به گروه‌هاي مخالف جسارت دادند و آنها را ترغيب كردند تا در روز عاشورا حرمت‌شكني و قداست‌زدايي كنند.

رسايي ادامه داد: البته نبايد نقش برخي خواص بي‌بصيرت و مردود كه در مواقع حساس سكوت مي‌كردند و به ميدان دفاع از ارزش‌هاي انقلابي و اسلامي به ميدان نمي‌آمدند را ناديده و كم گرفت.

سران فتنه، زمينه‌ساز اتفاقات عاشوراي 88 بودند

حجت‌الاسلام محمدتقي رهبر، عضو كميسيون حقوقي و قضائي مجلس با اشاره به غائله‌آفريني آشوب‌طلبان در عاشوراي سال گذشته گفت: همه افرادي كه در آشوب و وقايع تلخ عاشوراي سال گذشته دست داشتند چه آنهايي كه در وسط ميدان بودند و چه آنهايي كه از پشت سر حمايت كردند، برگه سياهي را به نام خود نوشتند كه هرگز پاك‌شدني نيست. وي افزود: سران فتنه كه قبل از اتفاقات ناگوار روز عاشورا به قانون تمكين نكردند و با سخنراني‌ها، بيانيه‌ها و موضع‌گيري‌هاي تند، مردم را تشويق به اردوكشي خياباني مي‌كردند و براي آنها كف و سوت مي‌زدند، اولين متهمان و مسببان آن اتفاقات هستند و هميشه در پيشگاه مردم محكوم هستند.

عضو كميسيون قضائي و حقوقي مجلس افزود: آن حوادث ناگوار هيچ سنخيتي با فرهنگ اسلامي و ايراني نداشت و عده‌اي از خدا بي‌خبر با تحريك عوامل فتنه 88 به ميدان هتك حرمت و توهين به ائمه اطهار(ع) آمدند. رهبر تصريح كرد: آنهايي هم كه در مقابل اينگونه افعال و حركات شنيع سكوت كردند و مواضعي دو پهلو گرفتند هم پايشان در اين اتفاقات گير است و در مقابل خدا و مردم بايد جواب پس بدهند، چراكه سخنان درست و عادلانه‌اي به زبان نراندند. وي ادامه داد: البته نبايد عبرت‌هاي عاشوراي سال گذشته را هم فراموش كرد، نبايد حضور آگاهانه مردم كه هميشه اميدبخش بوده است را كم‌اهميت ديد؛ آنهايي كه به دفاع از ولايت عاشورا، اسلام و انقلاب همچنين برائت از سران فتنه، اغتشاشگران و مخالفان اسلام و نظام به ميدان آمدند.

رفتار فريبکارانه فتنه‌گران، غائله عاشوراي88را رقم زد

مريم بهروزي، دبيرکل جامعه زينب نيز در گفت‌وگو با نداي انقلاب، تبليغات و شعارهاي واهي که پيش از انتخابات رياست‌جمهوري از سوي برخي کانديداها مطرح شده بود را عاملي دانست که باعث شد عده‌اي از مردم ناخودآگاه از آنها حمايت کنند.

وي افزود: اين رفتارها باعث شد عده‌اي از مردم ناآگاه ابزاري در دست فتنه‌گران باشند که البته با هدايت‌هاي مقام معظم رهبري و کسب بصيرت در9 دي‌ماه اشتباه خود را جبران کردند. بهروزي يادآور شد: اين رفتارهاي فريبکارانه به حدي ادامه يافت که باعث حادثه ناگوار روز عاشورا و جسارت به امام حسين(ع) و رهبر معظم انقلاب شد که به لطف خدا با حماسه روز 9 دي اين توطئه خنثي شد و از بقيه اتفاقات تلخ جلوگيري شد. هرچند بعد از اين حادثه شايد عده‌اي به مثابه توابين بعد از شهادت امام حسين(ع) توبه کردند، ولي دير شده بود. به گفته دبيرکل جامعه زينب اگر رهبري داهيانه مقام معظم رهبري در آن شرايط حساس نبود، کشور با خسارات جبران‌ناپذيري مواجه مي‌شد.

بهروزي اضافه کرد: در مجموع بايد تأکيد کرد تبليغات سوء و فضاسازي‌هاي کاذب گاهاً موجب اتفاقاتي مثل عاشوراي سال قبل مي‌شود که بايد مانع از تکرار آن شد. وي درباره رفتار سران فتنه بعداز حادثه عاشورا اظهار کرد: با وجود دعوت مقام معظم رهبري و تأکيد‌هاي ايشان، انتظار مي‌رفت که اين افراد به اين دعوت لبيک بگويند ولي اين کار را نکردند و هنوز به رفتارهاي خود ادامه مي‌دهند.

هتاکان عاشوراي 88 ، خودباخته‌هاي طول تاريخ انقلاب بودند

محمد کرمي‌راد، عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي نيز در گفت وگو با خبرنگار پارلماني برنا در ارزيابي خود از دلايل هتک حرمت به روز عاشورا از سوي فتنه‌گران اظهار داشت: فتنه گران، ساختارشکنان و وابستگان به دنياي غرب و خود باخته هاي طول تاريخ انقلاب بودند که در روز عاشوراي سال گذشته چهره واقعي خود را نشان دادند. وي با بيان اينکه بسياري از فتنه‌گران به عنوان پيروان امام(ره) آرمان‌ها و ارزش هاي ايشان را زير پا گذاشتند، تصريح کرد: ساختارشکنان به دغدغه هاي امام راحل در مورد جمهوري اسلامي ايران و تأکيد بر اسلامي بودن و دغدغه ايشان در راستاي اهداف بلند نظام و اسلام در مورد لبنان و فلسطين و تقويت حمايت از جنبش هاي آزاديبخش پشت کردند. عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس، وابستگي و سرسپردگي سران فتنه به دنياي غرب را عامل اصلي هتک حرمت به روز عاشورا دانست و گفت: فتنه‌گران سال گذشته گفته هاي ديکته شده از غرب را تکرار کردند و طبيعي و بديهي است که به دنبال پيروي از غرب، خود را هزينه کردند.
کرمي راد در ادامه توهين به ساحت مقدس اباعبدالله الحسين در روز عاشورا و توهين به اصل ولايت فقيه و پاره کردن عکس امام راحل را نشانه خباثت و دروغگو بودن فتنه‌گران دانست و گفت: مردم با فهم خود پي به ماهيت فتنه‌گران بردند و مشخص شد آنها عوامل سرسپرده بيگانه هستند که در لباس ميش ظاهر شدند.

 

 

  انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 332372

عاشورای 88 چهره ننگین منافقان و دشمنان را برملا کرد

 

 


عاشورای 88 چهره ننگین منافقان و دشمنان را برملا کرد

عاشورای 88 چهره ننگین منافقان، فتنه‌گران و دشمنان را برملا کرد که پس از این جنایت هیچ حرفی برای گفتن نداشته و هتک حرمت عاشورا توسط فتنه‌گران حجت را بر همه تمام کرد.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس گفت: عاشورای 88 چهره ننگین منافقان، فتنه‌گران و دشمنان را برملا کرد که پس از این جنایت هیچ حرفی برای گفتن نداشته و هتک حرمت عاشورا توسط فتنه‌گران حجت را بر همه تمام کرد.

حجت‌الاسلام حسن ملک‌محمدی نماینده مردم دامغان در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی باشگاه خبری فارس«توانا»، با اشاره به اقدامات فتنه‌گران در عاشورای سال 88، اظهارداشت: جریان هتک حرمت عاشورا در سال گذشته از فجیع‌ترین جنایات فتنه‌گران در سال 88 بود که قلب مقدس امام زمان (عج)، مقام معظم رهبری و شیعیان را جریحه‌دار کرد.

وی با تأکید بر اینکه عاشورای سال گذشته یک برگ سیاه در کارنامه فتنه‌گران محسوب می‌شود که حاوی عبرت‌های فراوانی است، تصریح‌کرد: عاشورای 88 چهره ننگین منافقان، فتنه‌گران و دشمنان را برملا کرد که پس از این جنایت هیچ حرفی برای گفتن نداشته و هتک حرمت عاشورا حجت را بر همه تمام کرد.

این نماینده مجلس با بیان اینکه هتک حرمت به عاشورا هدف فتنه‌گران را که تقابل با اسلام ناب محمدی و مقابله کردن با مکتب امام حسین«علیه‌السلام» بود را آشکار کرد، گفت: ملت بصیر ایران جواب فتنه‌گران را در نهم د‌ی‌ماه به خوبی داد، از این رو حادثه عاشورای سال گذشته می‌تواند درس بزرگی را نیز به همراه داشته باشد که آن ضرورت بصیرت، شناخت وظیفه و شناخت دشمنان است.

*برخی خواص با سکوت خود پس از عاشورای فتنه 88 به نظام خیانت کردند

وی بر همین اساس به ضرورت داشتن بصیرت در مقابل حوادث، رویدادها و قدرت تحلیل در تصمیم‌گیری‌ها اشاره کرد و افزود: ملت ایران بهترین اقدام را در مقابل فتنه‌گران انجام داد اما متأسفانه برخی از خواص که باید پس از حوادث روز عاشورا به موقع تصمیم ‌گرفته و اعلام موضع می‌کردند با سکوت خود به نظام خیانت کردند.

حجت‌الاسلام ملک‌محمدی در عین حال کسانی را که ظلم مسلمی می‌بینند اما در مقابل ظلم ظالم سکوت کنند، این سکوت نه تنها قابل توجیه نیست بلکه نوعی همکاری با ظالم محسوب می‌شود، گفت: در فتنه عاشورای سال 88 رئیس‌جمهور آمریکا رسماً اعلام کرد که آشوبگران و فتنه‌گران، خط مقدم آمریکا در مقابله با نظام محسوب می‌شوند.

وی در ادامه به فرمایش امام خمینی (ره) مبنی بر اینکه «حفظ نظام از اوجب واجبات است»، اشاره و اضافه‌کرد: فتنه‌‌گران حرمت‌شکن عاشورا در حقیقت لبیک‌گوی به یزید زمان یعنی اوباما بودند.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با اشاره به اینکه باید کلام نورانی امام راحل را سرلوحه کار خود قرار داد، اظهارداشت: باید در حفظ نظام کوتاهی و مسامحه نکرد بلکه لازم است با اتحاد، صراحت، شجاعت و قاطعیت اعلام موضع کرد.

وی در خاتمه به دفاع از ارزش‌ها در عمل اشاره و خاطر‌نشان‌کرد: فتنه عاشورای 88 و جنایتی که فتنه‌گران در آن مرتکب شدند برای همگان دارای عبرت‌ها و درس‌های زیادی است.

 

 

  انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 332340

دل‌نوشته عاشورایی آیت‌الله صافی گلپایگانی

 

 


دل‌نوشته عاشورایی آیت‌الله صافی گلپایگانی

پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله لطف الله صافی گلپایگانی متن دل‌نوشته این مرجع تقلید را در مورد شب و روز عاشورای حسینی منتشر کرد.

به گزارش فارس، پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله لطف الله صافی گلپایگانی متن دل‌نوشته این مرجع تقلید را در مورد شب و روز عاشورای حسینی منتشر کرد.

*شب عاشورا

سلام الله و سلام جمیع انبیائه و ملائکته علی مولانا أبی عبد الله الحسین و علی اولاده و اهل بیته و اصحابه و انصاره و علی زواره و شیعته. حشرنا الله فی زمرتهم بحق محمد و آله الطاهرین صلوات الله علیه اجمعین

*ای کاش فردا نمی‌شد

خدایا! چه می‌شد اگر امشب را آن فردا نبود و تا صبح روز قیامت، بامدادش نبود و در فردایش آن جنایات هولناکی که تا آن تاریخ سابقه نداشت و بعد از آن همانند و نظیرش اتفاق نخواهد افتاد، رخ نمی‌داد و تاریخ بشریت، سیاه و آن چنان پر از ننگ و عار نمی‌شد و اوج بی‌رحمی، بی‌وجدانی و درنده‌خویی برخی ابنای بشر، که از هیچ مخلوق دیگری ظهور نمی‌کند، نشان داده نمی‌شد، و آن ددمنشانی که در صحرای کربلا برای ارتکاب بزرگ‌ترین جرایم تاریخ گرد آمده بودند، فرصت این همه گستاخی و اظهار خباثت نفس را نمی‌یافتند.

آنان بدترین جنایتکارانی بودند که خود را به جیفة دنیا و به یزید و ابن‌زیاد ـ آن جرثومه ها و تجسم ستمکاری، بی‌شرافتی، پستی، پلیدی و همه رذایل اخلاقی و آن دشمنان مردمان مستضعف ـ فروخته بودند.

خدایا! اگر امشب به پایان نمی‌رسید، شمر و سنان و ابن سعد و حرمله و دیگر شقاوت پیشگانی که اولیای تو را محاصره کرده بودند نمی‌توانستند آن همه شقاوتی را که از خود نشان دادند، در دفتر سیاه بنی نوع انسان، ثبت نمایند و میلیاردها بشری را که در طول تاریخ آمده و می‌آیند سرافکنده و شرمنده سازند.

خدایا! چه می‌شد اگر خورشید و ماهَت از حرکت باز می‌ایستادند و زمین از گردش باز مانده بود تا در فردای امشب، عزیزترین و بهترین بندگان تو، حسین علیه‌السلام و یارانش به دست دشمنان تو به شهادت نمی‌رسیدند و آن همه مصائب جانکاه بر اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله تو وارد نمی‌شد؟

اما خدایا! تو خود صاحب این جهانی و دنیا را دار امتحان و آزمایش، قرار دادی و فرمودی:

لیبلوکم ایّکم احسن عملاً[1]

به قضا و قدر تو ارزش انسان‌ها ظاهر می‌شود. تا آنها که بالاترین مراتب کمال انسانیت را دارند در اعلامِ

ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه[2]

و تو را بهترین مشتری شناخته و خود را به تو فروخته شناخته شوند. و هم آنهایی که در اسفل السافلین مکان می‌گیرند و

اولئک کالانعام بل هم اضل[3]

توصیفی از خباثتشان است خود را معرفی کرده و بشناسانند.

لا یُسئل عمّا یفعل و هم یُسئلون[4]

انت العلیم الحکیم[5]

*رزم‌آورد حق و باطل

امشب سران دو گروه، که همواره در تاریخ، مواجهه و صف‌آرایی آنها در برابر یکدیگر را خوانده و می‌خوانیم، در کربلا به صحنه می‌آیند و تمام این عالم را تا پایان این جهان به تماشای مقابله و نبرد دو جبهة حق و باطل و موقف آنها مشغول می‌سازند.

موقف الهی و رحمانی حسین علیه‌السلام، اهل بیت و اصحابش که با آن عدة به ظاهر اندک و معدود و به باطن امت‌ها و جهان‌هایی از شخصیت‌های بی‌نظیر و بی‌بدیل، برای بذل جان در راه خدا، عزت، کرامت، شرف انسانیت، اعلای کلمة الله و احیای معالم دین تصمیم می‌گیرند و هیچ گونه فشار، تهدید و اوضاع ناگوار ـ از شهادت جوانان، تشنگی کودکان و اسارت فاضل‌ترین و با شخصیت‌ترین بانوان ـ به قدر ذره‌ای در تصمیم آنها اثر نمی‌گذارد.

و موضع نحس، ناپاک، پلید، ضد انسانی و بی‌شرمانة سپاه کوفه که با خدا اعلان جنگ داده‌اند، می‌خواهند با فرزند رسول خدا بجنگند و او و تمام یارانش را تشنه لب از دم شمشیر بگذرانند و محترم‌ترین و معتبرترین بانوان درگاه خدا را اسیر سازند.

گروه ابن سعد و شمر و سنان و خولی و یزید و ابن زیاد را طمع به جوایز و پست و مقام و یا بیم از یزید و ابن زیاد به کربلا کشانیده بود و گروه حسین علیه‌السلام و حزب خدا به شوق درک درجات عالیه، دفاع از نوامیس دین و حرم نبوت و ولایت در آن میدان آزمایش، حاضر شده بودند.
سپاه سعادت و لشکر شقاوت.

منظرة شب عاشورای کربلای سال 61 هجری قمری منظره‌ای عبرت انگیز و آموزنده بود؛ سعادت، مناعت و بلندی همت از سیمای یاران امام حسین علیه‌السلام، و شقاوت، دنائت و پستی از چهرة پلید پیروان بنی امیه هویدا بود.

سپاه حسین علیه‌السلام که خود را چون رهبرشان، سعید می‌دانستند و به موقفی که داشتند افتخار می‌کردند و در حُسن عاقبت خود هیچ شبهه و شکی به دل راه نمی‌دادند و فاصله‌ای بین خود و رستگاری و رسیدن به لقاء‌الله جز شهادت در رکاب آقا و مولایشان نمی‌دیدند، آرام و مطمئن شب را به عبادت، به صبح رساندند.

و سپاه یزید، ابن زیاد و عمر سعد گرچه خود را به ظاهر پیروز می‌دیدند، اما هیچ یک خود را با موضعی که داشتند سعادتمند نمی‌دانستند و جز شمر و تنی چند از هم قماشانش، که شاید از کشتن اولیاء الله و فرزندان پیغمبر و آن مظاهر ایمان، توحید و کمال انسانیت لذت می‌بردند و احساس شرم نمی‌کردند، دیگران همه با وجدان خویش در جنگ و جدال بودند.

*سپاه باطل و عدم بصیرت

به هر حال، اگر چه ما نمی‌توانیم هویت حق‌ستیزی فوق العاده و دشمنی بی‌اندازه بنی‌امیه با خاندان رسالت و میزان عداوتشان با دین را ارزیابی کنیم، اما می‌دانیم که با این وجود در میان همین اشقیا کسی نبود که برای کشته شدن و بذل جان آمده باشد؛ همه آمده بودند تا بازگردند و جایزه بگیرند، یا اینکه مورد خشم ابن زیاد قرار نگیرند و در میان آنها بسا کسانی بودند که مانند حر منتهی شدن این جریان به شهادت امام علیه‌السلام را پیش‌بینی نمی‌کردند و کسانی دیگر هم شاید استقامت و ایستادگی امام و یارانش را در موقفی که داشتند باور ننموده و گمان می‌کردند پیشنهاد تسلیم یا جنگ و شهادت در آن شرایطی که بزرگ‌ترین شجاعان دنیا را به تسلیم وادار می‌نمود، کارساز می‌شود و امام و یارانش به ذلت تسلیم ـ العیاذ بالله ـ تن در می‌دهند.

خلاصه، جز عده معدودی، احدی از آنها نبود که بتواند خود را با حساب معنویات قانع سازد و از خسارت و صدمه معنوی‌ای که در این جنگ می‌بیند استقبال داشته باشد و مرگ در آن مهلکه را برای خود هلاکت حقیقی نداند. آنها نمی‌توانستند مواقف امام و یارانش را داشته باشند؛ زیرا بر باطل بودند و نمی‌توانستند در وجدان خود جنگ با پسر پیغمبر را توجیه کنند.

*سپاه حق، سپاه بصیرت

اما اصحاب امام همان طور که خود امام آنها را توصیف کرد و آنها نیز خودشان مکرر اعلام کردند، به چیزی جز شهادت در راه امام علیه‌السلام راضی نمی‌شدند و همه آمده بودند که در آن مهلکه، جان خویش را فدا کرده و به فوز شهادت نایل شوند. هدفشان از اینکه قرآن، موضع مجاهدین در راه خدا و در رکاب پیغمبر را به آن توصیف کرده و می‌فرماید:

قل هل تربصون بنا الا احدی الحسنین[6]

بالاتر بود. موقف آنها بین تسلیم و ترک حق و ترک امام یا شهادت در راه خدا خلاصه شده بود و آن راد مردان ایمان و شرف انسانیت، شهادت را اختیار کرده بودند و لحظه‌ای در آن تردید نکردند و به اینکه بر حق‌اند و شهادتشان در راه خداست و در این جنگ، زیان نمی‌کنند و کشته شدنشان در نزد خدا بی‌عوض نمی‌ماند، ایمان محکم داشتند؛ از این جهت حتی یک تن از آنها در روز عاشورا میدان جنگ را خالی نکرد، در حالی که دشمنانشان هرکجا خطرمرگ را می‌دیدند پا به فرار گذارده و می‌گریختند.

*شب عاشقان بی‌دل

شب عاشورا، خیام طاهرة حسین علیه‌السلام و لشکرگاه آن حضرت پر از صفا و معنویت و شوق لقاء الله بود؛ صدای دلنوازشان به مناجات، بلند بود و تهجد و عبادتشان به انسانیت بها و ارزش می‌داد:

لهم دویّ کدویّ النحل ما بین راکع وساجد وقائم وقاعد[7]

هیچ یک از آنها از اینکه فردا شب، زنده نیست متأسف نبود؛ فقط آن غیرتمندان با شهامت از این جهت نگران و متأسف بودند که می‌دانستند فردا شب، این با عظمت‌ترین بانوان بیوت شرف و کرامت، اسیر دشمن می‌شوند و حمایت کننده‌ای ندارند.
شب اتمام حجت‌ها

منظرة شب عاشورای حسین و اصحاب آن حضرت، اتمام حجت دیگری با سپاه کوفه بود که بدانند می‌خواهند چه جنایت عظیمی را مرتکب شوند؛ تا بفهمند که با شب‌زنده‌داران و قاریان قرآن و بهترین خلق خدا رو به رو هستند؛ اگرچه بیشتر چهره‌هایی که برای یاری حسین علیه‌السلام آمده بودند برای آنها ناشناخته نبود.
ستارگان سپاه سیدالشهدا

حبیب بن مظاهرها و مسلم بن عوسجه‌ها، همه از کسانی بودند که سوابقشان در اسلام بر بیشتر سپاه کوفه به خصوص سران نامردشان پوشیده نبود و همه، آنها را به زهد، پارسایی، حفظ قرآن، عبادت و شخصیت می‌شناختند.

ابو عمرو نهشلی به تهجد و کثرت نماز توصیف می‌شد؛ همچنین سوید بن عمرو به شرافت و کثرت نماز، مشهور بود.

قارب، غلام امام، قاری قرآن بود، شؤذب، مجلس روایت داشت و از مشایخ حدیث بود، همچنین بریر بن خضیر از قراء قرآن بود. قیس بن مسهر و عمرو بن خالد و ابوثمامه و سوید و عبدالله بن عمیر و سعید بن عبدالله و... همه از شخصیت‌هایی بودند که حضورشان در رکاب امام علیه‌السلام و فداکاری‌هایشان حقانیت خود و گروهشان را ثابت می‌کرد. علاوه بر اینکه جمعی از صحابة پیغمبر صلی الله علیه وآله مانند: انس بن حارث، حبیب بن مظهر، مسلم بن عوسجه، ابوسلامه و هانی، عبدالرحمن بن عبد رب انصاری و عبدالله بن یقطر نیز به شرف افتخار جان‌نثاری حسین علیه‌السلام مشرف بودند. اصحاب حسین علیه‌السلام شامل بزرگان، حاملان حدیث، عباد، زهاد، قراء مشهور و صاحبان سوابق در مغازی بودند که کشتن هر یک از آنها سندی معتبر برای محکومیت و بطلان طرف مقابل بود.
آفتاب کربلا

بدیهی است که مشروعیت و حقانیت موقف حسین علیه‌السلام به خود آن حضرت بود و اگر احدی از این بزرگان از اهل بیت علیهم السلام و از آن صحابه هم، ملازم رکابش نبودند حقانیت حسین علیه‌السلام و بر حق بودن قیامش مسلم بود، اما شهادت این بزرگان نیز در کنار آن موج وسیعی که شهادت سید الشهداء علیه‌السلام در دریای بیکران و پهناور عالم اسلام ایجاد کرد و تا امروز بر وسعت آن افزوده می‌شود، امواجی بود که هر کدام جلوة خاص و معنا و مفهومی را عرضه می‌کند و عظمت آن موجی که هرگز پنهان نمی‌شود را بیشتر نشان می‌دهد.

چنان که اجتماع سران اراذل و اوباش و اعدای اهل بیت علیهم السلام و افرادی که معلوم بود در شرکتشان هیچ هدف صحیح و مقصدی ندارند و در ارتکاب بدترین جنایت‌ها و انجام فجیع‌ترین بی‌رحمی‌ها شرکت جسته و نیز برای خوش‌رقصی و اظهار ذلت و خودفروشی به بنی امیه، آماده شده‌اند، موقف عزت، سربلندی و سرافرازی یاران ابی‌عبدالله علیه‌السلام را بیشتر آشکار می‌ساخت.
خدا دوستانش را می‌شناسد

آری! فرشتگان الهی که به درگاه خدا عرض کردند:

اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء[8]

به این‌گروه یزیدیان و شمر و ابن ‌سعد و پیروان‌خط و راه آنها نظرداشتند.

و خداوند متعال که در جواب آنها فرمود:

انی اعلم ما لا تعلمون[9]

به گروه حسین و اصحابش و کسانی که در طول تاریخ در این خط می‌باشند و از آنها پیروی می‌نمایند، عنایت داشت.
فرصتی برای انس بیشتر

چنانکه ارباب تواریخ و حدیث نگاشته‌اند، عصر روز تاسوعا وقتی عمر سعد بر حسب دستور ابن زیاد مبنی بر فوریت شروع جنگ، فرمان یورش به خیام طاهره را صادر کرد، به شرحی که در کتاب‌ها نوشته‌اند، امام حسین علیه‌السلام از آنها برای اجرای یک سلسة برنامه‌های عبادی و در واقع وداع با نماز، عبادات و تکالیف الهی یک شب مهلت خواست.

مؤمن آماده برای لقاء خدا، در عین شدت شوق برای فوز به لقاء، ادامة انس نمازی و عبادی خود با خدا را نیز دوست می‌دارد و آن را هم ظهور و جلوه‌ای از لقاء الله می‌بیند؛ برای ولی اللهی مانند حسین علیه‌السلام که همة حالاتش در لقاء می‌گذرد، همة جَلوات جلوه‌های لقای حق، لذت‌بخش است.
فرصت تفکر

این مهلت خواهی، متضمن معانی عالی و اعلان موضع برحق امام بر آن گروه ستمکار کافر بود، اعلان حقیقت، اعلان توحید و اعلان محکومیت دشمن بود و در عین حال مهلت و فرصتی برای سپاه عمر سعد بود که اگر برخی از آنان تا به حال فکر می‌کردند که جنگ، با تسلیم سید الشهدا علیه‌السلام و اصحابش به پایان می‌رسد و به شمشیر کشیدن بر روی آن حضرت، که با شمشیر کشیدن بر روی پیغمبر فرقی ندارد، منتهی نمی‌شود، اکنون که بر سر دو راهی جهنم و بهشت قرار گرفته‌اند در این یک شب در کار خود تأمل کنند.

اگر در همان عصر تاسوعا جنگ بلافاصله شروع می‌شد، برای آن عده‌ای که شب عاشورا به اصحاب امام می‌پیوستند دیگر فرصتی برای تصمیم‌گیری و بازگشت به سوی حق وجود نداشت و چه بسا که برای سعادتمندی مانند حر نیز سعادت ندامت و رجوع به حق حاصل نمی‌گردید.

بنابراین، این مهلت یک شبه اگر چه به حسین علیه‌السلام و اصحابش برای عبادت داده شده بود، اما مهلتی برای سپاه عمرسعد هم بود که در این یک شب فکر کرده و با رجوع به وجدان خود تصمیم بگیرند؛ اگر چه ابن سعد و شمر و سنان‌ها تصمیم خود را گرفته بودند و برای محاربه با خدا به کربلا آمده بودند، اما بسیاری بودندکه به زور و تهدید و تحت تأثیر عواملی چون ضعف ایمان و نداشتن شجاعت نفسانی، و به امید خاتمة غائله با تسلیم شدن امام بودند؛ از این رو برای اینکه بر آنها اتمام حجت شود، این فرصت یک شبه ‌لازم بود‌که همین فرصت در رجوع‌عده‌ای به‌حق، مؤثرواقع‌گردید.
شوق دیدار

شب عاشورا، صدای عبادت و مناجات دلنواز حسین علیه‌السلام و اصحاب بزرگوارش صحرای کربلا را آکنده از عطر روحانیت، معنویت، شور وشوق و توجه به خدای متعال کرده بود؛ گروهی پاکباز، دل از جان شسته و خود را به خدا فروخته و مطلوب و مقصود خود را یافته بودند و دعوت به قرآن، دعوت به حق، دعوت به محکوم کردن ظلم و استکبار و دعوت به نصرت حق و دفاع از نوامیس دین را لبیک گفته بودند.

دعاهایشان همه مشحون به معرفت و حمد و شکر الهی بود؛ خالصانه‌ترین ستایش‌ها و نیایش‌ها همان بودند که آن عزیزان درگاه خدا، به پیشگاه معبود حقیقی خود تقدیم می‌کردند.

آنان دلشان فارغ از همة اغیار، و پر از اخلاص و محبت به او بود. آن حالی را که داشتند مغتنم می‌دانستند و به آن معراجی که عروج کرده بودند سرافراز و سربلند بودند.
قلب‌های تاریک

اما از آن سو، گروه یزیدیان که این منظرة روحانی انصار الله در برابرشان قرار داشت، در عمق ظلمات و تاریکی‌هایی که در آن غوطه‌ور بودند و «بعضها فوق بعض» بود، آن روشنایی جهانتاب را می‌دیدند. اگر در آنها صاحب وجدانی بود غیر از خجلت، سرافکندگی و از خود بیزاری، چه احساسی می‌توانست داشته باشد؛ آنها نه دستشان به دعا بلند می‌شد و نه می‌توانستند با عالم معنویت و لذت احساس به کمال و درک حق، ارتباط برقرار کنند. آنها چه دعایی می‌توانستند داشته باشند؟ آیا می‌توانستند پیروزی بر حق را از حق طلب کنند؟ آیا واقعاً می‌توانستند از خدا بخواهند که حسین و یارانش به دست آنها کشته شوند؟ به یقین حتی عمر سعد که با این زبان به لشکرش گفت:

یا خیل الله ارکبی و بالجنة ابشری[10]

نیز نمی‌توانست میان خود و خدا، به حسین نفرین کند، او خوب می‌دانست که بهشت و رضای خدا با کاری که او می‌خواهد انجام دهد حاصل نمی‌شود. اگر کسی در لشکرگاه عمر سعد دارای ضمیر بیداری بود و دعا می‌کرد، دعایش غیر از این نبود که: «خدایا! فردا مرا از درگیر شدن با حسین علیه‌السلام و اصحابش نگهدار! مرا به شقاوت شرکت در خون حسین یا کشته شدن به دست حسین، مبتلا نساز! و همین عدة معدود بودند که دعایشان مستجاب شد و به حسین و انصار حسین ملحق شدند.

به راستی که شب غریبی بود آن شب، و این دو گروه را حالات غریب متضادی بود.
یاوران حقیقی

حسین علیه‌السلام با دلی آرام و مطمئن و سرشار از شوق به لقاء الله خطبه خواند؛ خدا را به نیکو‌ترین بیان، نیایش و ستایش کرد و بر اینکه آنها را به نبوت، پیامبری، علم قرآن و فقه دین سرافراز فرموده و چشم و گوش و دل (بصیرت و بینش همه جانبه) بخشیده، حمد نمود و اصحاب خود را مدح و توصیف کرده و فرمود:

فانی لا اعلم اصحابی اوفی و لا خیراً من اصحابی و لا اهل بیتی ابر و لا اوصل و لا افضل من اهل بیتی فجزاکم الله عنی خیراً[11]

من اصحابی را باوفاتر و بهتر از اصحاب خودم و اهل بیتی را نیکوکارتر، متحدتر و فاضل‌تر از اهل بیت خویش نمی‌دانم؛ خدا شما را از من پاداشی نیک دهد.

سپس به آنها فرمود که شرط نیکی و یاری را به جا آوردید و به آنان اذن داد که از آن اقیانوس موّاجِ پر از آزمایش به کنار روند و جان خود را نجات دهند و آنها را از بیعت و تعهدی که نسبت به آن حضرت داشتند آزاد و برئ الذمه فرمود که بروند و متفرق شوند و به منازل و شهرهای خود برگردند.

فان القوم انما یطلبوننی و لو قد اصابونی للهوا عن طلب غیری[12]

این مردم قصد تعرض به من را دارند و اگر به من دست بیابند به غیر من نمی‌پردازند.

آن اهل بیت بزرگوار و آن اصحاب با وفا یک قول و یک سخن، پاسخ دادند که ما هرگز چنین کاری نمی‌کنیم و امام خود را در میان دشمن، بی‌یار و تنها نمی‌گذاریم.

برادران آن حضرت، برادرزادگان و عموزادگانش همه گفتند، ما چنین نکنیم، چرا برویم؟ برای اینکه بعد از تو زنده بمانیم؟!

لا ارنا الله ذلک ابداً[13]

خدا ما را بی‌ تو هرگز زنده نگذارد!

ما جان خود و کسان خود را فدای تو می‌کنیم و در راه تو جهاد می‌کنیم و در هر بلا و مصیبتی که تو وارد شوی ما نیز وارد می‌شویم.
دژهای محکم ایمان

پس از اینکه بنی‌هاشم از این مقوله سخن گفتند و تصمیم قاطع خود بر شهادت را اعلام کردند اصحاب به نوبة خود برمی‌خاستند و با عرض جانفشانی و جان نثاری در آن موقعیتِ به ظاهر پر از رعب و وحشت، که بر حسب عرف و عادت باید از آن پیشنهاد امام استقبال نمایند، ایمان محکم خود را به امام و راهی که در پیش گرفته اظهار می‌نمودند و به مرگ و آن شداید و مصائب جانکاهی که پیش رو داشتند اهمیتی نمی‌دادند و خوشحال و سرافراز بودند که از بوتة امتحان چنان بی‌غل و غش بیرون می‌آیند.
در آرزوی شهادت

مسلم بن عوسجه ضمن بیان سخنانی پر از معنا و حقیقت، گفت:

«به خدا قسم اگر بدانم کشته می‌شوم سپس زنده می‌شوم و باز کشته می‌شوم و به آتش سوزانده می‌شوم و خاکسترم بر باد داده می‌شود و هفتاد بار با من چنین رفتار نمایند، از تو جدا نمی‌شوم تا جانم را در راه تو فدا نمایم؛ پس چگونه دست از دامن تو بردارم در صورتی که غیر از یک کشته شدن نیست که آن هم موجب کرامت بزرگ‌تر و جاوید است؟»[14]

زهیر گفت:

«دوست دارم هزار بار مرا بکشند و خداوند متعال به کشته شدن من، از تو و از این جوانان اهل بیت کشتن را بگرداند.»[15]

سایر اصحاب نیز آنچه باید در چنین موقعیتی بگویند را به عرض رساندند و دلاوران جهان و قویدلان را از درجة بلند قوت، استقامت، بی‌پروایی از مرگ و وحدت کلمة خود مبهوت و متحیر ساختند.
بزرگ‌ترین معاملة تاریخ

آری! آنچه این راد مردان می‌خواستند، بهایش همان بذل آن نفوس طیبه و جان‌های پاک بود.

احیای دین، برانداختن بدعت‌ها، اعلای کلمة الله، نجات اسلام و معالم انسانیت از خطر اضمحلال، ابطال باطل، تبدیل تفکر اموی به تفکر محمدی و اسلامی و محکوم ساختن حکومت مشرکانة سفیانی بود که به قول شاعر:

لو لا صوارمهم و وقع نبالهم

لم یسمع الاذان صـوت مکبر[16]

آنان با بذل جان، رضای خدا و خشنودی رسول خدا و نصرت حق و نصرت قرآن را می‌خریدند. آنها به رضوان خدا نظر دوخته‌ بودند و الحق در معامله‌ای که کردند آن چنان سودی بردند که احدی از انبیا و اولیا در معامله با خدا بیشتر از این سود نبرده است.
نامی به بلندای تاریخ

آن شب و آن روز در بستر زمان بسیار کوتاه بود و به سرعت گذشت، اما آن صبر، پایداری و استقامت بر تصمیم در هر ثانیه‌ای از آن شب و روز تنها از کسانی مانند آن نخبگان فضیلت و شخصیت، قابل ظهور و صدور است.

گوارا باد بر آنان رضای خدا و رضای رسول خدا صلی الله علیه وآله و رضای امیر المؤمنین علیه‌السلام و رضای فاطمة زهرا سلام الله علیها و رضای امام مجتبی علیه‌السلام و رضای آقا و مولایشان حسین علیه‌السلام.

همة جهات مادی آنها ـ که عاقبت هم از میان می‌رود ـ در آن معرکه از بین رفت، اما فضیلت، معنویت و نام بلند آنها باقی ماند و اگرچه دشمن بر آن ابدان طیبه چیره شد اما هرچه کرد نتوانست بر مکارم اخلاق، حریت، ایمان، اصطبار و موضع ضد‌ ظلم و استضعاف آنها مسلط شود.

قد غیّر الطعن منهم کل جارحة

الا المــکارم فی امن من الغیر[17]

خدایا! ما آنها را دوست می‌داریم و به کار آنها راضی و خشنودیم و مواضع آنها را می‌ستاییم؛ ما را در زمرة آنان و دوستانشان مقرر فرما.
در سودای محبت دوست

اگر شنیده‌اید که فرموده‌اند اصحاب سید الشهداء علیه‌السلام درد شمشیر را احساس نمی‌کردند، باور کنید و تعجب نکنید! آنچه آنها می‌دیدند و به شوق آنچه آنها می‌رزمیدند و نیل به مقامات و درجاتی که آنها به آن ایمان داشتند، شخص را از احساس رنج و درد تیر و شمشیر باز می‌دارد.

انسانی که گرم توجه به حق تعالی است و در عوالم وصال با او سیر می‌کند اگر غیر او و خودش را فراموش کرده و خلع بدن شده باشد عجیب نیست چنان که معروف است که پیکان تیر را ازبدن امیرالمؤمنین علیه‌السلام در حال نماز می‌کشیدند و آن حضرت دردی احساس نمی‌فرمود:

در نماز آن چنان زجا رفتیکه دعاوار بر سما رفتیپر به سودای تن نکوشیدیگاه کَندی و گاه پوشیدیبود غفلت زسلخ پیکانشکه به تن بود آن نه برجانشج

وقتی که بانوان مصری با دیدن جمال یوسف چنان از خود بی‌خود شدند که بر حسب آیة کریمة:

فلما رأینه اکبرنه و قطعن ایدیهن وقلن حاش الله ما هذا بشراً ان هذا الا ملک کریم[18]

دست‌های خود را به جای ترنج بریدند و به آن التفات نداشتند، پس اگر اصحاب سید الشهدا علیه‌السلام با آن درجة بلند معرفت و با اینکه غرق تماشای جمال الهی بودند و بر حسب اخبار، حضرت منازل آنها را به آنان نشان داد، ضرب شمشیر و تیر و نیزه را بر جان خود خریدند و آن چنان گرم شور و شوق و فوز به لقاء الله و ثواب حق تعالی شدند، جای تعجب نیست.
برگزیدگان مکتب ایمان

این اصحاب، برگزیدگانی بودند که از پیش برای چنین امتحانی آماده شده بودند و در درک این فضیلت از همة بزرگان و اصحاب پیغمبر صلی الله علیه وآله و یاران امیرالمؤمنین و امام حسن علیهما السلام که در آن عصر زنده بودند، پیشی گرفته و بر همه، فضیلت، بلندی و رتبت یافتند.

در کتاب «بصائر الدرجات» از حذیفة بن اسید غفاری قریب به این مضمون نقل شده است که:

«پس از اینکه حضرت مجتبی علیه‌السلام از کوفه به سمت مدینه عزیمت کرد من در التزام رکاب آن حضرت بودم و شتری را دیدم که باری بر آن است و پیشاپیش حضرت، حرکت می‌کند. به حضرت عرض کردم: «جعلت فداک (فدایت شوم)! مگر بار این شتر چیست که شما به آن توجه دارید و آن را زیر نظر قرار داده‌اید؟» فرمود: «طومار اسامی شیعیان ماست.» گفتم: «فدایت شوم! می‌شود آن را به من نشان بدهی تا نام خودم را در آن ببینم؟» فرمود: «آری! فردا صبح نزد من بیا.» از آنجا که من خود خواندن نمی‌دانستم، برادر زاده‌ام را به همراه خویش بردم. حضرت مجتبی علیه‌السلام فرمود: «این جوان کیست؟» عرض کردم: «برادرزادة من است؛ او را آورده‌ام تا نام مرا در آن طومار ببیند.» حضرت مرا امر به نشستن فرمود و دستور داد آن دیوان و دفتری را که در میانه است بیاورند. برادر زاده‌ام در آن نگریست و گفت: «عمو! اسم من در این صحیفه است.» گفتم: «من تو را آورده‌ام تا نام من را بجویی وتو نام خود را می‌خوانی؟» جوان چند برگی را ورق زد و سپس نام مرا نیز در آنجا پیدا کرد. من از این در تعجب ماندم که چگونه نام او پیش از نام من ثبت شده بود تا اینکه آن جوان در رکاب حضرت سید الشهدا علیه‌السلام افتخار شهادت یافت و راز آنکه اسم او را در ورق‌ها پیش از نام عمویش، حذیفه ثبت کرده بودند، معلوم شد.»

شاید از این جهت باشد که وقتی ابن عباس حبر امت به ترک ملازمتِ رکابِ سید الشهداء علیه‌السلام در سفر به کربلا مورد عتاب و ملامت قرار گرفت، جواب داد: «ان اصحاب الحسین لم ینقصوا رجلاً نعرفهم و لم یزیدوا رجلا باسمائهم من قبل شهودهم.»؛ اسام? اصحاب امام حسین علیه السلام را از قبل م?‌دانستیم، نه یک نفر کم و نه یک نفر زیاد.

و از محمد بن حنفیه نقل است که گفت: «ان اصحابه عندنا لمکتوبون باسمائهم و اسماء آبائهم»؛ اصحاب امام حسین علیه‌السلام در نزد ما با اسامی خود و پدرانشان مشخص بود.

سلام الله علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلـت بفنائک علیکم منی سلام الله یا لیتنی کنت معکم فافوز فوزاً عظیماً
[1]. سورة ‌هود، آیة7؛ ... تا شما را بیازماید که عمل کدام یک از شما نیکوتر است.

[2]. سورة توبه، آیة111؛ خداوند جان‌ها و اموال مؤمنین را به قیمت بهشت از آنان خریداری کرده است.

[3]. سورة اعراف، آیة179؛ آنان مانند چهارپایان، بلکه پست‌تر هستند.

[4]. سورة‌انبیاء، آیة23؛ (خداوند) از هر آنچه می‌کند بازخواست نشود و خلق از کردارشان بازخواست می‌شوند.

[5]. سورة بقره، آیة 32؛ و تو دانایی و کارهایت حکیمانه است.

[6]. سورة‌ توبه، آیة52؛ بگو: آیا دربارة‌ ما،‌جز یکی از دو نیکی (پیروزی یا شهادت) را انتظار دارید؟

[7]. برای آنان آوازی بود همانند آواز زنبوران در حالی که برخی در حال رکوع، برخی در حال قیام و برخی در حال قعود بودند.

[8]. سورة‌ بقره، آیة30؛ آیا کسانی خواهی گذاشت که در زمین فساد کنند و خون‌ها ریزند؟!

[9]. سورة‌ بقره، آیة30، من به آنچه شما علم ندارید، آگاهم!

[10]. ای لشکریان خدا سوار شوید و بر حسین یورش برید که به بهشت بشارتتان باد.

[11]. تاریخ طبری، ج3، ص315 و ارشاد، ص231.

[12]. الکامل ابن اثیر، ج4، ص57.

[13]. ارشاد، ص231.

[14]. الکامل فی التاریخ، ج2، ‌ص559.

[15]. همان.

[16]. اگر شمشیر آتشبار و تیراندازی آنان نبود گوش‌ها هرگز صدای تکبیر را نمی‌شنیدند.

[17]. شیخ کاظم ازری؛ طعن نیزه‌ها همه جوارح آنها را تغییر داد جز مکرمت‌های آنان که از هر تغییری در امان بود.

[18]. سورة یوسف، آیة31؛ هنگامی که چشمشان به او افتاد، او را بسیار بزرگ شمردند و دست‌های خود را بریدند و گفتند: منزه است خدا؛ این بشر نیست این یک فرشتة بزرگوار است!


** صبح عاشورا


السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین

*صبحی سهمگین

صبح روز عاشورا، صبح روز رستاخیز عظیمی است که بشریت در هولناک‌ترین مواقف و هراس انگیزترین ایستگاه‌ها قرار گرفت و با حوادثی رو به رو شد که فرشتگان آسمانی را هم به شگفتی انداخت.

صبحی است سخت رهیب؛ مخاطراتی که در پی دارد و امتحاناتی که برای انسان پس از آن پیش می‌آید، چنان شکننده است که شکست ناپذیری در برابر شداید آن، جلوة امر محال و غیر ممکن را دارد. اگر آن سختی‌ها بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها فرود می‌آمد، تحمل آن را نداشتند و اگر توان همة افراد بشر را یک نفر داشته باشد باز هم توان غلبه بر شداید و مصائب این روز از صاحب آن، عجیب و حیرت‌انگیز است.
جلوه‌گاه ایستادگی

استقبال از این روز، تنها در تاریخ انسانیت، از یک نفر صادر شده است[1] و نه پیش از او سابقه داشته و نه بعد از آن اتفاق می‌افتد؛ یک نفر که از نظر ظاهری یک تن بود، اما از نظر معنا و بصیرت در معنویت و شخصیت، یک عالم و عالم‌ها و بیش از آسمان‌ها و زمین و بهشت و آنچه در آنهاست بود، و همان مثال حقیقی و اکمل «الصورة الانسانیة هی أکبر حجج الله علی خلقه ، وهی الکتاب الذی کتبه بیده وهی الهیکل الذی بناه بحکمته، وهی مجموع صور العالمین وهی المختصر من العلم فی اللوح المحفوظ»[2] بود، بزرگ مردی که در این روز و در این میدانِ پر از آنچه در نظر همه وحشتناک، هول‌انگیز و غیر قابل تحمل است، ایستاد.

آن کس که اصالت و شرف انسان، اوج عظمت خود و ارزش انسان در تمام عوالم خلقت را به همة مخلوقات و ممکنات نشان داد و آیاتی مانند

«لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم»[3] و «فتبارک الله احسن الخالقین»[4] و «انی اعلم ما لاتعلمون»[5]را تفسیر نمود، حسین است؛ حسین انسانیت، حسین ملائکه، حسین انبیا، حسین ابراهیم و موسی و مسیح، حسین محمد و علی و فاطمه، حسین حسن، حسین اسلام، حسین قرآن، حسین صبر و استقامت، حسین حق و عدالت، و در نهایت حسین خدا و حسین و حسین.
صبح مصیبت‌ها

صبح روز عاشوراست؛ صبحی که آبستن مصایب جانکاهی است‌که حسین علیه‌السلام و اهل بیت و اصحابش باید به استقبال آنها بروند و از دین، قرآن و شرف آل محمّد صلوات الله علیهم و شرف همة انسان‌های شریف، دفاع کنند و در این روز، یگانه راهی را که طی کردن آن برای نخبگان در طول قرن‌ها میسّر نمی‌شود، با عزت و سرافرازی طی نمایند.

صبح عاشوراست؛ انبوه لشکر ظلم و ضد انسانی، لشکری که برای انجام بزرگ‌ترین جنایات آماده شده بودند، گروه معدود و به ظاهر اندک از نخبگان عالم وجود را محاصره کرده بودند.
عاشورا جلوه‌گاه توکل

حسین علیه‌السلام و اصحابش با تصمیم قاطع و عزمی راسخ، به تمام دنیا، مردم آیندة جهان، فرشتگان و همه، اعلام وجود می‌نمایند، و الله اکبر از آن عظمت ایمان و عظمت هدف و مقصد!

حسین علیه‌السلام اگر چه وجودش مالامال از توجه خاص به خداوند متعال بود و اگر چه دلش در حد کمال، محکم و استوار بود و می‌دانست که در آن معرکه، که دشمن همه گونه شرارتی را مرتکب می‌شود، نه خودش و نه اصحابش شکست نمی‌خورند، و با روحیه و قوّت ایمان به خدا در خط خود و صراط مستقیم فداکاری در راه دین و استقبال از شهادت، دشمن را بیچاره می‌نمایند، اما با این همه، مرد موحد و بندة خاص و خالص خدا همه چیز و همة نیروها را از او می‌داند و فقط او را حی و قیوم می‌شناسد، از این رو با ابتهال تمام، از خدا طلب کمک کرده و وثوق و اعتماد خود به پروردگارش را اعلام می‌نماید، و چنان دعا و ابتهال می‌کند که زبان و بیان ما از تقریر این شور و شوق و توجه حسین و اصحابش به خدا عاجز است.
دعای حسین علیه‌السلام چه بود؟

حسین علیه‌السلام در این روز آنچه را که به ظاهر برای انسان عزیز است و همه برای حفظ آنها دعا می‌کنند، در ورطة خطر قطعی می‌بیند. او دعا می‌کند، اما دعایش نجات ظاهری از این ورطه و امتحان بزرگ نیست؛ دعا نکرد که خدایا! جوانانم و برادرانم را از این قتل و شهادت و اهل بیت را از اسارت، نجات بده و آنها و اصحابم را باقی بدار، یا شیر خوارم را مورد ترحم این اشرار قرار بده؛ نه! او این گونه دعا نمی‌کرد و هیچ یک از اصحاب و یاورانش هم این گونه دعا نمی‌کردند؛ آنها همه به شهادت می‌اندیشیدند؛ آنها از اینکه انصار خدا، انصار رسول خدا و انصار حق می‌باشند به خود می‌بالیدند.
در اندیشه شهادت

و چیزی که به فکر آنها خطور نمی‌کرد، نجات از مرگ بود. آنها همه مستغرق در بحار توجه به خدا و نیل به فوز شهادت بودند، دعایشان این بود که در شهادت و ایثار جان درراه خدا هرچه بیشتر، خالصانه وموفق‌تر عمل نمایند و فداکارتر باشند ودر برابرضربات‌تیرها وشمشیرها ونیزه‌های دشمن، شایق‌تر ایستادگی نمایند؛‌کشته شدن درراه خدا وشهادت، فوزعظیمی بود که به چشم خویش می‌دیدند و با اختیار و اشتیاق تمام به سوی آن می‌شتافتند.
پرواز روح

دعای حسین علیه‌السلام در این روز، دعایی است که اوج پرواز روح آن حضرت را به نمایش گذاشته، و ارتباط خاص و خالص او با خدا را بیان می‌کند. نکته‌های بزرگی که در این دعا و در این موقعیت نهفته، بسیار آموزنده و سازنده است؛ این بالاترین مقام ربط و قرب آنان به خداست؛ انسانی که تمام وجودش معنای «انّ صلاتی ونسکی ومحیای ومماتی لله ربّ العالمین»[6] است دعا این است:

اللهمّ انت ثقتی فی کلّ کرب وانت رجائی فی کلّ شدّة وانت لی فی کلّ امر نزل بی ثقة و عدة، کم من همّ یضعف فیه الفؤاد، وتقلّ فیه الحیلة، ویخذل فیه الصدیق، ویشمت فیه العدو، انزلته بک و شکوته الیک رغبة منی الیک عمن سواک، ففرجته عنی وکشفته وکفیتنیه، فانت ولی کلّ نعمة، وصاحب کلّ حسنة، ومنتهی کلّ رغبة[7]
چند نکته از یک دعا

در این دعا، که جمله‌های توحیدی آن را بزرگان علما و اهل معرفت و ارتباط با حقایق عالی و معانی متعالی باید شرح بدهند و برهان قدرت ایمان، وثوق، اعتماد و امید امام علیه‌السلام به خداست، به نکته‌های بزرگی اشاره شده است.

اول: توحید در مقام وثوق و اعتماد و اتکا؛ امام علیه‌السلام در اندوه‌ها تنها خدا را پشتیبان و تکیه‌گاه خود می‌داند و به احدی غیر از خدا اعتماد و اتکا ندارد.

دوم: توحید در مقام رجا و امید؛ که در این مرتبه و مقام نیز حسین علیه‌السلام در هر شدت و سختی به او و حسن قضای او امیدوار است.

سوم: خدا را ستایش می‌نماید که در همة حالات و همة همّ و غم‌ها، هموم و غموم او را برطرف ساخته و غصه‌هایی که دل را ضعیف می‌نماید و راه چاره در آنها بسته می‌شود و در آن دوست، شخص را وامی‌گذارد و دشمن، شماتت می‌نماید، بر طرف فرموده است. در اینجا و در این موقف هولناک نیز از خدا می‌خواهد که به او توان حفظ آن موقف را عطا کند و او را در تحمل این همه مصیبت‌ها و بلیات یاری فرمایدکه تا پایان راه، همة این مدارج و معارج را خودش و اهل بیت و اصحابش با عزمی خلل ناپذیر طی نمایند، و مشتاقانه، یکایک گردنه‌های خوفناک این وادی را پشت سر گذاشته وپیش بروند؛ وبروند تا به جایی برسندکه دیگراین عقل‌های محدود ما از درک اوج آن عاجز است، و همة قله‌های عظمت را فتح نمایند.
و دعای حسین علیه السلام مستجاب شد

این دعا و این ابراز اعتماد و وثوق به بهترین وجهی مستجاب شد، و حسین به آنچه اراده کرده بود و می‌خواست، رسید؛ همة مقاصدش حاصل شد و همة حوائج حقیقی و خواسته‌هایش برآورده گردید؛ همة یاران و اصحابش قله‌های بلند تقرب به خدا را فتح نمودند و برکات کار آنها تا روز قیامت، شکوفا و زنده و پایدار است و آیة شریفة

ضرب الله مثلاً کلمة طیبة کشجرة طیبة اصلها ثابت وفرعها فی السماء[8]

در طول قرون و اعصار تا روز قیامت، تفسیر شد.

والســلام علی الحسین وعلی اولاد الحسین وعلی اصحاب الحسین و رحمة الله وبرکاته[9]

[1]. البته بزرگانی مثل سایر خمسه النجباء علیهم السلام نیز واجد همین قدرت روحی و توان عظیم ایمانی بودند اما اجرای این برنامة عظیم و ایستادن در موقف تاریخی و بی نظیر به عهدة حسین علیه‌السلام و بر دوش آن حضرت افتاد.

[2]. صورت انسانیّت بزرگترین حجت هاى خدا بر خلق او است و آن کتابى است که خدا با دست تواناى خود آن را نوشته و آن هیکلی است که به حکمت خود آن را بنا کرده و آن مجموع صورت جهان‌ها و عوالم است و آن مختصر علومى است که در لوح محفوظ است»؛ حدیث معروف است و صدر آن به این متن در تفسیر صافی، در تفسیر آیه2 سوره بقره نقل شده است: «الصورة الانسانیة هی أکبر حجة الله علی خلقه وهی الکتاب الذی کتبه الله بیده»

[3]. سورة تین، آیة 4؛ به تحقیق که ما انسان را به بهترین صورت و نظام آفریدیم.

[4]. سورة مؤمنون، آیة 14؛‌ پس بزرگ است خدایی که بهترین آفرینندگان است.

[5]. سورة بقره، آیة 30؛ من حقایقی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.

[6]. سورة انعام، آیة 162؛ نماز و تمام عبادات من وزندگی ومرگم برای خداوند؛ پروردگار جهانیان است.

[7]. مقتل الحسین، ابی مخنف الازدی؛ ای خدا! پناه من در هر غمی تو هستی و امید من در هر سختی تو هستی. در هر چه بر من روی آورد تو پناه و یاری کننده من هستی. چه بسیار از غم‌هایی که دل را به تپش در می‌آورد و چاره را کم می‌کند و رفیق را درمانده و دشمن را خشنود می‌کند به تو واگذار نمودم و شکایت آن را به تو کردم برای رغبتی که فقط به تو داشتم نه به غیر تو، و تو آن غم را دفع کردی. پس تو صاحب هر نعمت و هر خوبی هستی و منتهای هر آرزویی تویی.

[8]. سوره مبارکه ابراهیم آیه 24؛ خداوند کلمة طیبه را به درخت پاکیزه‌ای تشبیه کرد که ریشة آن ثابت و شاخه‌های آن در آسمان است.

[9]. نگاشتة صبح عاشورای 1428 هـ ق.

 

 

  انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 332418

فتنه گران و عاشورا6 موسوی با امام(ره) همراهی نمی‌کرد

 


موسوی با امام(ره) همراهی نمی‌کرد

نماینده مردم گرگان در مجلس تاکید کرد که موسوی در دوران دفاع مقدس با آرمان‌های امام و نظام همراهی نمی‌کرد.

نماینده مردم گرگان در مجلس تاکید کرد که موسوی در دوران دفاع مقدس با آرمان‌های امام و نظام همراهی نمی‌کرد.
به گزارش فارس حجت الاسلام سید علی طاهری نماینده مردم گرگان در مجلس شورای اسلامی در نشست هفتگی انصار حزب الله گفت: دشمن در بحث مبارزه با انقلاب و نظام اسلامی پرده‌ها را کنار زده است و امروز علنی به میدان مبارزه آمده است. آنها که روزی با اصل ولایت فقیه خود را مطرح کردند، امروز شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه سر دادند و در جلسات نیمه علنی و پنهان خود اشاره می‌کنند که ما اصلاً ولایت فقیه را قبول نداریم و حتی در زمان امام(ره) نیز قبولی نداشتیم ولیکن جرأت ابراز نظر خود را نداشتیم.

حجت الاسلام طاهری یادآور شد: در عهد رسول خدا نیز کسانی بودند که پیامبر را قبول نداشتند ولیکن از ترس وحی جرأت نمی‌کردند مقابل پیامبر بایستند؛ چون نفاق آنها را وحی رسوا می‌کرد ولیکن ناچار بودند پرده‌ها را کنار نزنند، تا نفاقشان آشکار نشود.

نماینده مردم گرگان در مجلس با بیان اینکه امروز شاخص سلامت حرکت نظام شخص ولی فقیه است، گفت: ملت هوشیار ایران امروز این حقیقت را به خوبی تشخیص داده است.

وی خاطر نشان کرد: کسانی همچون موسوی که اسم خط امام را یدک می‌کشند ولی به هیچ وجه در خط امام حرکت نمی‌کنند و از هیچ کدام از آرمان‌های ایشان دفاع نمی‌کنند در بیانیه اخیر بی‌اعتقادی خود را به حضرت امام نشان می‌دهد چرا که در آن اشاره می‌کند که مردم نشان داده‌اند که خطای رهبران خود را می‌پذیرند کمااینکه خطای امام را در قضیه جنگ پذیرفتند.

حجت الاسلام طاهری یادآور شد: مقام معظم رهبری در دوره دوم ریاست جمهوری خود به هیچ وجه بنا نداشتند که موسوی را نخست‌وزیر کنند، چون می‌دیدند او با نظام همراهی نمی‌کند و دفاع مقدس به خاطر کوتاهی‌های او و برخی از وزرایش که الان جزء سران فتنه به شمار می‌روند، آسیب می‌بیند.

وی ادامه داد: با خیانت‌های امثال میرحسین حضرت امام ناچار می‌شود که قطعنامه را بپذیرد و اینها اگر می‌خواستند در اکثریت باشند انقلاب به مسیری می‌رفت که انقلاب رسول‌الله(ص) رفت.

این نماینده مجلس افزود: البته دشمن مایوس نشده است و تلاش می‌کند؛ بنابراین باید تمام همّ ما این باشد که نسل آینده‌ای که شاید حوادث اول انقلاب و حوادث بعد از دوران دفاع مقدس را ندیده‌اند و الان ممکن است با بعضی از چهره‌های به ظاهر موجه رو به رو شوند و فریب شعارهای فریبنده آنها را بخورند؛ تاریخ انقلاب را برای آنها ورق بزنیم و راه حل آن هم همان جمله امیرالمومنین(ع) است که فرمود: اگر می‌خواهیم دچار اشتباه نشویم باید حق را تشخیص داده و افراد را با حق بسنجیم.

حجت الاسلام طاهری گفت: نباید سوابق خوب برخی از افراد موجب شود انسان چهره واقعی آنها را در شرایط امروز نبیند، چراکه امام خمینی(ره) فرمودند ملاک حال فعلی افراد است.

وی با اشاره به اینکه رهبر حکیم انقلاب از 29 خرداد سال گذشته مرتباً در سخنرانی‌ها به بحث فتنه اشاره می‌‌فرمایند، تاکید کرد: جریان فتنه هیچ وقت ناامید نشده است. با اینکه همه پرده‌ها کنار رفته و دشمن در حمایت از سران آن حمایت خویش را علنی کرده است؛ ولی آنها ناامید نیستند، لذاهر روز به یک بحث متوسل می‌شوند تا کشور را دچار چالش کنند.

نماینده مردم گرگان در مجلس اظهار داشت: به سادگی نباید از کنار بحث فتنه عبور کرد، باید مرتب و در همه جلسات به آن توجه داشت و آن را تبیین کرد؛ اما تمام زوایای پنهانی فتنه به تعبیر مقام معظم رهبری سال‌های آینده معلوم خواهد‌شد؛ وقتی اسناد محرمانه دشمنان و برنامه‌ریزی‌های دقیق و ظریفی که برای براندازی در کشور داشتند، فاش شود، چهره واقعی فتنه‌گران و عوامل پشت صحنه آن روشن خواهد شد.

وی در ادامه تصریح کرد: آنهایی که درخانه منتظری رخنه کرده و برای انحراف انقلاب برنامه‌ریزی کرده و در تلاش بودند که قدرت را بعد از حضرت امام به دست بگیرند، وقتی دیدند که با عنایت خداوند و حضرت ولی‌عصر(عج) بهترین جانشین برای حضرت امام(ره) انتخاب شد، گفتند باید برای شکستن این جایگاه برنامه‌ریزی کرد.

حجت الاسلام طاهری درادامه با یادآوری اعتصاب در مجلس ششم، بحث حاکمیت دوگانه و حادثه کوی دانشگاه، در دوران به اصطلاح اصلاحات، افزود: فتنه‌گران در آستانه انتخابات ریاست جمهوری 88 به صراحت گفتند که این بار اگر ما قدرت را به دست بگیریم، دیگر آن 8 سال دوره اصلاحات را تکرار نمی‌کنیم و در همان سال اول کاری را که باید انجام خواهیم داد.

وی تصریح کرد: فتنه 88 ادامه حرکتی است که اواخر دوران حضرت امام اوج گرفت و ایشان با آن تصمیم الهی خویش جلوی فتنه را گرفتند و این فتنه به صورت زیرزمینی ادامه یافت تا به فتنه سال گذشته انجامید.

 

 

  انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 332332

فتنه گران و عاشورا5 خداجو نامیدن حرمت‌شکنان عاشورا تکرار سخنان ابن‌سعد بعد از 1300سال است.

 

 


خداجو نامیدن حرمت‌شکنان عاشورا تکرار سخنان ابن‌سعد

خداجو نامیدن حرمت‌شکنان عاشورا تکرار سخنان ابن‌سعد بعد از 1300سال است.

عضو هیئت رئیسه فراکسیون انقلاب اسلامی با اشاره به اینکه ابن‌سعد در روز عاشورا افراد لشگرخود را خیل‌الله نامید، گفت: خداجو نامیدن حرمت‌شکنان عاشورا تکرار سخنان ابن‌سعد بعد از 1300سال است.
به گزارش فارس، ستار هدایت‌خواه، عضو هیئت رئیسه فراکسیون انقلاب اسلامی درخصوص اهانت فتنه‌گران و حرمت‌شکنی آنها در عاشورا 88، اظهار داشت: قیام عاشورا عامل حیات دین و تفکر دینی است، همانطور که در فرمایشات رسول گرانقدر اسلام نیز به این امر اشاره شده است، لذا حیات اسلام مرهون عاشورا است.

وی ادامه داد: قیام عاشورا، شهیدان کربلا و در رأس آنها حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام در طول تاریخ الگوی تمام مجاهدان و نیروهای انقلابی در مبارزه با ظلم، ستم و استکبار بوده اند و بر این اساس دشمنان همواره تلاش کرده‌اند مسئله عاشورا و حضور حماسی مردم در این روز را تحت شعاع قرار داده تا این محور فراموش شود.

نماینده مردم بویراحمد در مجلس با بیان اینکه حکومت یزید بعد از واقعه عاشورا سعی داشت این حادثه را تمام شده تلقی کرده و آن را به فراموشی بسپارد اما با بصیرت و هوشیاری امام سجاد و حضرت زینب علیهما‌السلام خنثی شد، افزود: پس از آن حادثه تمام قدرت‌های ستمگر و زورگو درصدد بی‌رنگ کردن قیام عاشورا برآمدند.

وی در همین زمینه با اشاره به برخورد متوکل عباسی با زائران اباعبدالله علیه‌السلام، اضافه کرد: ایجاد محدودیت و ممنوعیت برای عزاداری کربلا، برخورد رضاخان با عزادران حسینی و تلاش جریان استکبار و استعمار در طول تاریخ برای به‌وجود آوردن انحراف و تحریف در این واقعه از جمله تلاش دشمنان برای کمرنگ کردن اهمیت حادثه عاشورا است.

هدایت‌خواه تصریح کرد: همفر جاسوس انگلیسی در ممالک اسلامی در خاطرات خود می‌نویسد که یکی از دستورات وزارت مستعمرات انگلیس به جاسوسان خود در سرزمین‌های اسلامی، تخریب تکیه‌ها، حسینیه‌ها و بازداشتن مردم از عزادارای بود.

وی با تأکید بر اینکه تلاش دشمنان برای بی‌رنگ کردن حادثه عاشورا به‌دلیل الهام‌بخشی و تأثیر عمیق قیام حسینی در ایستادگی مقابل ظلم و ستم صورت می‌گیرد، یادآور شد: در جریان فتنه 88 کسانی که از استکبار دستور می‌گرفتند به روال اسلاف ناکام خود به حادثه عاشورا اهانت و جسارت کرده و مثل همیشه نتیجه‌ای بر خلاف میلشان گرفتند.

این نماینده مجلس اظهار داشت: نتیجه حرمت‌شکنی فتنه‌گران در عاشورای سال گذشته، قیام عاشورایی مردم در 9 دی بود که با شور و حرکت خود طومار فتنه‌گران را برای همیشه در هم پیچیدند و آخرین ضربه را بر جریان فتنه وارد کردند.

وی با بیان اینکه افراد تصمیم‌گیر برای حرمت‌شکنی عاشورا به تعبیر امام سجاد علیه‌السلام که فرمودند دشمنان ما از احمق‌ها هستند و از حماقت رنج می‌برند، عنوان کرد: آنها تشخیص ندادند که شکستن حرمت عاشورا و اباعبدالله الحسین علیه‌السلام با نابودی و ذلت آنها و خواری‌شان در دنیا و آخرت همراه است، چنانچه در مدت کوتاهی شاهد نتیجه قطعی این حرمت‌شکنی فتنه‌گران بودیم.

عضو هیئت رئیسه فراکسیون انقلاب اسلامی در خصوص نام‌‌گذاری حرمت‌شکنان عاشورا به مردان‌ خداجو از سوی یکی از سران فتنه گفت: این اظهارات تکرار سخنان ابن‌سعد است که در روز عاشورا به اطرافیان خود گفت ای سواران خدا به لشکر حسین (ع) هجوم ببرید؛ از این رو موضع وی همانند عبارت ابن‌سعد بود.

وی در خاتمه تأکید کرد: بعد از 1300سال افرادی تعبیرات ابن‌سعد را در بیانیه‌های خود تکرار می‌کنند و حرمت‌شکنان خیمه امام حسین علیه‌السلام و عزاداران حضرت را مردم خداجو می‌دانند، همانطور که ابن‌سعد در روز عاشورا دشمنان امام حسین (ع) را خیل‌الله نامید؛ بنابراین اظهارات اینگونه در تاریخ بی‌سابقه نبوده است.

 

 

  انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 332330

فتنه گران و عاشورا 5 رسوایی نوادگان یزید در عاشورای سال گذشته

 


رسوایی نوادگان یزید در عاشورای سال گذشته

نوادگان یزید در عاشورای سال گذشته با سد بصیرت مردم روبرو شدند و جز رسوایی و خفت نصیبی نبردند.

نبی حبیبی با اشاره به شرارت فرقه سبز در عاشورای سال گذشته گفت: نوادگان یزید در عاشورای سال گذشته با سد بصیرت مردم روبرو شدند و جز رسوایی و خفت نصیبی نبردند.
محمد نبی حبیبی دبیرکل این حزب که در پایان نشست دبیران این حزب سخن می گفت، با اشاره به فلسفه قیام عاشورا اظهار داشت: قیام اباعبدالله الحسین(ع) باز تولید اسلام نبوی و اسلام علوی در برابر اسلام اموی بود؛ حق جویان عالم روز عاشورا و زمین کربلا را یک نشانه برای شناخت دقیق اسلام و حقیقت قرآن می‌دانند.

حبیبی گفت: نهضت کربلا از آغاز تا انجام یک دوره فشرده اسلام شناسی به بشریت آموزش می‌دهد که در هیچ یک از مقاطع تاریخ اسلام نظیر ندارد.

دبیر کل حزب موتلفه اسلامی تصریح کرد: انقلاب اسلامی یک رشحه از رشحات قیام امام حسین(ع) و یاران اوست، لذا نهضت امام خمینی(ره) یک نهضت کربلایی اس