تبریک دهه مبارک فجر
فرارسیدن دهه فجر انقلاب اسلامی بر امت اسلامی بویژه بسیجیان ولایت مدار مبارکباد
عباسعلی عابدی تبار
فرارسیدن دهه فجر انقلاب اسلامی بر امت اسلامی بویژه بسیجیان ولایت مدار مبارکباد
عباسعلی عابدی تبار
گزيده بيانات ويژة دهه فجر انقلاب اسلامی
*پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا آسيبي به مملكت نرسد .
*اين اعجاز بزرگ قرن و اين پيروزي بي نظير و اين جمهوري اسلامي محتاج به حفظ و نگهداري است .
*انقلاب اصيل ماجلوه اي از نهضت پر عظمت حضرت رسول ا... (ص ) است .
* خون شهيدان ، انقلاب و اسلام را بيمه كرده است .
*پيروزي انقلاب رهين همه ملت است .
*رمز پيروزي شما ايمان و وحدت كلمه بود .
*پيروزي انقلاب مرهون فداكاريهاي دلاورانه ملت ، خصوصاً شهيدان است .
*انقلاب ما متكي به معنويات و خداست .
*اين انقلاب با تائيدات غيبي الهي پيروز گرديد .
*چشم دنيا به انقلاب ما معطوف است .
*ولايت فقيه براي شما يك هديه الهي است .
*هرچه انقلاب اسلامي دارد از بركت مجاهدت شهدا و ايثارگران است .
*اين نعمت بزرگ الهي ( انقلاب اسلامي ) را ارزان از دست ندهيد .
*22 بهمن بهمن در طول زندگي و براي نسلهاي آينده بايد سرمشق همه قرارگيرد .
*فجر انقلاب ، دميدن خورشيد استقلال و آزادي است .
*نهضت ايران ، نهضتي بود كه خداي تبارك و تعالي در آن نقش داشت .
«رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرتآيتالله العظمي خامنهاي(مدظلهالعالي):»
*در انقلاب ما بايد مكتب ، قرآن ، اسلام، وحدت و امامت حفظ شود .
*دهه فجر مقطع رهايي ملت ايران است .
*زنده نگه داشتن ياد شهداي انقلاب باعث تداوم حركت انقلاب است .
*دهه فجر آئينه اي است كه خورشيد اسلام در آن درخشيد و به ما منعكس شد .
*انقلاب اسلامي با اتكاء به قدرت مردم ، آسيب ناپذير است .
*اين انقلاب ، بي نام خميني (ره ) در هيچ جاي جهان شناخته شده نيست .
*مسئولان را به برنامه ريزي و عمل در عرصه خدمت به مردم ، و مردم را به مطالبه نهضت خدمت رساني از مسئولان توصيه ميكنم .
*ملت ما بايد قدرت و عظمتي را كه در سايه اسلام و وحدت و مجاهدت به آورده حفظ كند .
*وحدت ، كليد موفقيت و رمز پيروزي انقلاب ما بوده است .
*حفظ حيثيت و آبروي انقلاب اسلامي و نظام ، امروز بر همه واجب است .
*خط انقلاب ، خط عظمت اسلام و مسلمين و دفاع از مظلومين و مستضعفين است .
* ما ميراث بزرگ امام خميني (ره ) و همه ارزشها و اصول آن را حفظ خواهيم كرد .
*جمهوري اسلامي متكي به يك ملت مؤمن ، سرافراز ، اصيل و ريشه دار است .
*دهه فجر ، دهه تجديد قواي نيروهاي انقلابي و تجديد ميثاق ملت با انقلاب است .
*دهه فجر عيدي است كه يك تاريخ سر تا پا ظلم و طغيان را قطع كرد .
*دهه فجر مظهر شكوه و عظمت و فداكاري ملت ايران است .
*22 بهمن براي ما روز بازيابي خاطره انقلاب است .
*انقلاب ما براساس يك ايمان بود .
*انقلاب و نهضت امام (ره ) براي حاكميت اسلام بود .
*از ارزشهاي انقلاب و دستاوردهاي انقلاب بايد همه ، زن و مرد و پير و جوان دفاع كنند .
*پيروزي انقلاب اسلامي در ايران سرآغاز حاكميت ارزشهاي معنوي بوده است .
*نظام جمهوري اسلامي محصول تلاش عظيم اسلامي و فعال شدن آتشفشاني كه پايه هاي استكبار را به لرزه درآورد .
*وحدت كلمه و حضور خود را در صحنه حفظ كنيد و ياد امام و انقلاب را زنده نگه داريد .
* همه موفقيتهاي دوران مبارزات و پس از پيروزي مرهون هوشياري و صبر انقلابي و حضور دائمي شما در صحنه است .
*كشور متعلق به ملت است و ملت با همه وجود از آن و از استقلال و عزت خود دفاع خواهد كرد .
*انقلاب بزرگ ما درميان همه خصومتها ، راه دشوار خود را با اقتدار و صلابت طي كرد .
*ملت ايران با وحدت كلمه و با تمسك به اسلام و رهبري شجاعانه و حكيمانه مردمي الهي و دين شناسي بزرگ و مؤمن و صالح «امام خميني (ره ) » نظام جمهوري اسلامي را بر سركار آورد .
*ملت ايران با الهام از هدايتهاي امام راحل با ايمان و اراده و هوشياري خود گردنه هاي دشوار را پشت سر گذاشت و به موفقيتهاي درخشان دست يافت .
*امام بزرگوار ما با ارائه مكتب سياسي اسلام ، خط بطلان برهمه تلاشهاي فرهنگي و سياسي دشمنان اسلام در طول يك قرن و نيم گذشته كشيد.
*22 بهمن روز تجديد عهد با انقلاب ،امام و اسلام است .
*آمريكا منفورترين رژيم درميان مسلمانان است .
*ملت ايران پس از سالها تحقير و ذلت در دوران رژيم وابسته پهلوي ، طعم عزت را در سايه نظام اسلامي چشيده است .
*هيچ چيز بيشتر ازخدمت صادقانه ، پيگير و عالمانه مسئولان ، مردم را خوشحال نميكند .
*ما مي خواهيم اختيار اين ملت و كشور دست خود اين ملت باشد ، نه دست آمريكا و مستكبران بين المللي
*ما استقلال را ارزان به دست نياورده ايم ، ميخواهيم آن را حفظ كنيم .
|
|
معاون مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانههای دیجیتال وزارت ارشاد گفت: پایگاه اطلاع رسانی هاشمی رفسنجانی تاکنون در سامانه ثبت پایگاههای اینترنتی ایرانی به ثبت نرسیده است و لذا مطابق آییننامه ساماندهی پایگاههای اینترنتی ایرانی فاقد هویت محسوب میشود.
به گزارش فارس، در پی انتشار اخباری در پایگاه اطلاعرسانی Hashemirafsanjani.ir و استفاده برخی منابع خبری از آن، مهدی صرامی معاون مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانههای دیجیتال وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی به خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس «توانا» گفت: پایگاه اطلاعرسانی Hashemirafsanjani.ir تاکنون در سامانه ثبت پایگاههای اینترنتی ایرانی به ثبت نرسیده است و لذا مطابق آییننامه ساماندهی پایگاههای اینترنتی ایرانی فاقد هویت محسوب میشود و فاقد مجوز است.
فارس: آیا پایگاههای اینترنتی بدون مجوز، اجازه فعالیت دارند؟ و آیا پایگاه اطلاع رسانی Hashemirafsanjani.ir میتواند بدون مجوز فعالیت کند؟
صرامی: کلاً پایگاههای اینترنتی برای اینکه دارای هویت محسوب شوند و بتوانند از حمایتهای حقوقی به صورت خاص بهرهمند شوند و همچنین بتوانند از خدماتی که در فضای جمهوری اسلامی ایران است، بهرهمند شوند باید ضوابط مربوطه را رعایت کنند و باید این پایگاهها ثبت شوند و بدیهی است که اگر سایتی ثبت نشده باشد از مزایای حقوقی و حمایتهای مادی و معنوی مربوطه در فضای شبکه دسترسی جمهوری اسلامی ایران که براساس ضوابط قانونی تعیین شده است، محروم خواهد ماند.
فارس: قوانین و شرایط ثبت پایگاههای اینترنتی ایرانی به چه صورت است؟
صرامی: خیلی ساده و راحت است بدون اینکه به جایی مراجعه شود افراد میتوانند به سایت " www.samandehi.ir " مراجعه کنند و پایگاه خود را ثبت کنند که این مسئله روالی است که در عرض چند دقیقه یک نفر میتواند سایت خود را ثبت کند و ما نیز با سامانه ثبت احوال کشور مرتبط هستیم و از این طریق میتوانیم بررسی کنیم که مشخصات فرد واقعی است یا خیر و با تدابیر فنی که در سامانه لحاظ شده عملاً این امکان است که مشخص شود که سایت واقعأ مربوط به چه کسی است و هویت آن شخص معتبر است یا خیر.
فارس: وضعیت حقوقی یا حقیقی پایگاههای اینترنتی به چه صورت است؟
صرامی: مسئولیت هر سایتی برعهده یک شخص و یک فرد است ولی در صورتی که شخص حقوقی بخواهد سایتی را به نام خود ثبت کند ما سایت را به عنوان آن شخص میتوانیم ثبت کنیم ولی به صورت پیش فرض در سامانه ما در " وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی " مسئول یک سایت یک شخص است و چنانچه معرفینامه معتبر از سوی یک شخص حقوقی ارسال شود آن فردی که سایت را ثبت میکند به نمایندگی آن شخص حقوقی تلقی میشود؛ در حدود 20 هزار پایگاه تاکنون در سامانه پایگاههای اینترنتی ایران ثبت شدهاند و فعالیتشان از نظر قانونی بلامانع است و میتوانند از مزایای مربوطه برخوردار شوند که یکی از این مزایا این است که اگر مطلب مجرمانهای از یک پایگاه اینترنتی ثبت شده مشاهده شود مطابق روال معمول ابتدا به آن سایت تذکر داده میشود و در صورتی که محتوای مجرمانه را به فوریت حذف نکند سایت برای تصمیم گیری جهت فیلتر و یا مسدودسازی به مراجع قانونی معرفی میشود ولی در صورتی که سایتی ثبت نشده باشد بدون تذکر به آن سایت روال مربوطه طی میشود.
فارس: تفاوت فیلتر و مسدود شدن از نظر فنی چیست؟
صرامی: مسدودسازی بر میگردد به آنکه محتوا از دسترس خارج شود و کلاً امکان اینکه کاربران بتوانند به آن محتوا یا پایگاه مسدود شده دسترسی پیدا کنند نیست ولی فیلتر یعنی همان صفحه فیتلترینگ که بعضأ دیده میشود در مقابل آن پایگاه به نمایش در میآید و این مسائل فیلتر و مسدودسازی از جمله مسائل فنی به حساب میآید که به دلایلی برخی از سایتها که لازم است مسدود شوند توسط مرجع ذیصلاح قانونی دستور مسدودسازی صادر میشود و کلاً تمام محتوای آن سایت توسط کاربران و حتی بعضأ مدیر آن سایت قابل دسترس نخواهد بود ولی سایتی که فیلتر میشود صفحه فیلترینگ قانونی و رسمی به جای صفحه سایت نمایش داده میشود.
فارس: آقای صرامی شما گفتید که حدود20 هزار پایگاه اینترنتی در سامانه پایگاه اینترنتی ایران ثبت شدهاند حال چند پایگاه ثبت نشده وجود دارند یا منتظر ثبت هستند؟
صرامی: به دلیل اینکه اشخاص ثبت پایگاههای اینترنتی را توسط سامانه رایانهای و به صورت اینترنتی انجام میدهند زمان انتظار برای ثبت پایگاه معمولاً در حد چند دقیقه و در برخی موارد در حد چند ساعت است فلذا افراد در زمینه زمان برای ثبت هیچ مشکلی نخواهند داشت ولی چون اینترنت دریای بسیار وسیعی است امکان اینکه بتوانیم بگوییم که چه تعداد سایت ثبت نشده داریم از نظر فنی، نمیتوان عددی عنوان کرد زیرا هر لحظه سایتهای زیادی در حال درست شدن هستند و سایتهای زیادی تغییر مییابند فلذا این سوال از نظر فنی سوال مبهمی محسوب میشود ولی اینکه چه سایتهایی هویت دار و قانونی هستند میتوان گفت که همه پایگاههای اینترنتی که ثبت شوند و حدود قانونی را رعایت کنند از نظر ما محترم هستند و وظیفه خود میدانیم در راستای اطلاع رسانی صحیح از حقوق آنها حمایت کنیم.
فارس: به جز پایگاه اطلاع رسانی hashemirafsanjani.ir ، آیا ایشان پایگاه اطلاع رسانی دیگری دارند؟ و آیا تاکنون از ایشان برای عدم ثبت پایگاه اطلاع رسانیشان پاسخی خواستهاید؟
صرامی: از نظر ضوابط قانونی این سایت ثبت نشده است و فاقد هویت محسوب میشود فلذا بایستی از خود ایشان سوال شود که مسئولیت آن را میپذیرند یا خیر؟
فارس: اکثر مسئولین وبلاگ و پایگاه اطلاع رسانی دارند و آن را ثبت میکنند ولی چرا برای برخی باید این تفاوت قائل شد؟
صرامی: این را باید از خودشان آقایان سوال کنید.
فارس: ولی چون شما متولی این حوزه در مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانههای دیجیتال وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی هستید میخواهیم شما پاسخ دهید؟
صرامی: البته وظیفه ما نیت خوانی از افراد نیست اینکه شخصی سایتی را ثبت نمیکند ممکن است یا واقعاً متعلق به خودش نیست که در اینصورت برای جلوگیری از سوء استفاده و جعل عنوان شخص شایسته است توسط خود آن شخصیت فرضی موضوع شفاف اطلاع رسانی شود و رفع ابهام گردد در غیر اینصورت میتواند دلایل مختلفی داشته باشد از جمله میخواهد غیر قانونی و با هویت نامعلوم کار کند یا شاید مسئولیت مطالبی را که در آن سایت وجود دارد را میخواهد نپذیرد یا خود را فراقانونی میداند و به چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران احساس التزام نمیکند یا اصرار دارد بر اینکه در فضایی مبهم فعالیت کند یا هر دلیل شخصی دیگر ممکن است داشته باشد، ولی آنچه که مهم است ما باید قانون را رعایت و اجرا کنیم و ضوابط قانونی گفته است صرفأ پایگاههای اینترنتی که ثبت شدهاند پایگاههای دارای هویت محسوب میشوند و پیگیری حقوقشان امکان پذیر است و امکان دسترسی به آنها داده میشود.
فارس: برخی از سایتها و پایگاههای اینترنتی از پایگاه اطلاع رسانی آقای هاشمی رفسنجانی مطلبی را برمیدارند و منتشر میکنند و سایتی که این مطلب را برداشته و منتشر کرده است مسدود یا فیلتر میشود ولی با منبع آن مطلب برخورد نمیکنید، چرا؟
صرامی: وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی مرجع فیلتر کردن سایتها نیست و قانون گذار مطابق قانون جرائم رایانهای کارگروهی را تعیین کرده است و این کارگروه اعضای مشخصی دارد که در قانون جرائم رایانهای آمده است و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یک عضو نماینده در آن کارگروه دارد علاوه بر این مقامات قضایی ذیلاح نیز میتوانند دستور فیلترینگ صادر کنند فلذا هر مورد باید در جای خود و از مرجع مربوطه پیگیری شود. البته ما نیز در حد وظایف و اختیارات قانونی این موضوع را تا حصول نتیجه دنبال میکنیم زیرا تلقی تبعیض در اجرای قانون نبایستی وجود داشته باشد.
فارس: به عنوان یک مسئول اجرایی در وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی برای شما سوال نمیشود که چطور سایتی که از پایگاه اطلاع رسانی آقای هاشمی رفسنجانی مطلبی عنوان میکند باید مسدود شود ولی با منبع مطلب نباید هیچ برخوردی شود. هنوز این تفکیک قانونی شما مبهم است.
صرامی: قطعأ یک بخشی به قانون بر میگردد؛ قانون باید به گونهای باشد که امکان فرار یک عدهای را که اصرار دارند فراتر از قانون یا خارج از چارچوبهای قانونی حرکت کنند را ندهد و ضمانتهای اجرایی برای برخورد با کسی که اصرار دارد فراقانونی عمل کند فارغ از اینکه چه شخصی باشد را داشته باشد.
فارس: در کشور ما در حال حاضر این قانون را داریم یا نوشته شده است؟
صرامی: قوانین و آییننامههای خوبی در حال حاضر وجود دارد ولی باز هم نیاز هست که تقویت شود به گونهای که راه را بر قانون شکنی عدهای از خواص ببندد و هر کس مسئولیت فعالیت خود را بپذیرد و از اطلاع رسانی شفاف در خصوص مطالب یا سایتهای منتسب به خود استقبال کند و منافع خود را در فضای مبهم جستجو نکند.
انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 340548
|
|
به دنبال تحولات مصر و قیام مردمی علیه دیکتاتورهای وابسته در کشور های عربی ،رژیم صهیونیستی با احساس خطر در شکل گیری دولتهای ضد استعماری از تمام امکانات خود برای هدایت خبری و ضربه زدن به قیام مردمی در این کشورها استفاده می نماید.
به گزارش «جوان آنلاین»، در همین راستا شبکه بی بی سی یکی از خبرنگاران خود «محمد منظرپور»را که مدتها به ارائه گزارش از سرزمینهای اشغالی اشتغال داشته و روابط ویژه ای با سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل دارد ،به مصر اعزام کرده است.
یک منبع آگاه و نزدیک به « جنبش جوانان 6 اکتبر»در این زمینه به «جوان آنلاین» گفت : این تیم خبری با تجهیزات مخابراتی کامل به مصر اعزام شده است این در حالی است که تمام خطوط ارتباطی در مصر با دیگر کشورها قطع شده اما این گروه به صورت مستقیم با لندن و تلاویو در تماس هستند.
نامبرده با سو استفاده و معرفی خود به عنوان یک ایرانی سعی دارد تا با بدنه قیام خودجوش مردمی مصر ارتباطاتی را جهت کسب اخبار بر قرار نماید.
شایان ذکر است خبرنگار نامبرده از خبرنگاران ثابت بی بی سی در اسرائیل بوده و کمتر به کشورهای دیگر اعزام شده است و معمولا این شبکه فردی به نام مهرداد فرهمند را برای ماموریت کشورهای عربی اعزام می نماید.
انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 340472
|
|
به گزارش واحد مرکزی خبر ،ایشان امروز در دیدار تعدادی از مسلمانان آمریکای جنوبی با بیان اینکه آنچه که در ایران اتفاق افتاد و الان در تونس و مصر جریان دارد در عربستان هم به راه می افتد، و امیدواریم همه این قیام های مردمی به مقصد والا برسد و آمریکای لاتین نیز این چنین باشد.
آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه با نوشتن و گفتن نمیتوان مردم را هدایت کرد، تصریح کرد: تغییر آمریکای لاتین با تبلیغ گفتاری و نوشتاری نیست بلکه با تبلیغ عملی و رفتاری است.
وی خطاب به مسلمانان آمریکای لاتین اظهار داشت: شما که عهده دار رهبری فکری آمریکای لاتین هستید قبل از هر چیز باید پیوندتان را با خدا مستحکم کنید؛ نه خلاف کنید، نه از حق فاصله بگیرید، و مبادا به دام باطل، کذب و شر بیفتید.
آیت الله جوادی آملی افزود :مهم ترین راه تربیت و تزکیه دیگران آن است که ما یک الگوی عملی برای اسلام باشیم، یعنی عقاید، اخلاق، گفتار، رفتار و نوشتار ما الهی و نورانی باشد تا توده مردم اعم از دانشگاهی و غیردانشگاهی با مشاهده ما بهره مند شوند.
او زندگی بدون شناخت رهبر آسمانی را جاهلیت دانست و در بیان سر این مطلب گفت : ما از عالمی آمدیم که از آن بی خبریم و به جهانی می رویم که از آن هم بی اطلاع هستیم، کسی باید از طرف خداوند ما را راهنمایی کند که چگونه عمل کنیم و چه چیزی را باور کنیم و چگونه هم شکوه و عظمت خود را حفظ کنیم و هم آینده خود را تامین کنیم و چنین راهنمائی از طرف خدا آمده است.
مفسر قرآن کریم تاکیدکرد: راه اصلاح حکومت ها و هیئت حاکمه کشورها همان راه اصلاح توده مردم است ، زیرا حکومت ها بر این باورند که بر اساس حکومت مردم بر مردم سامان می یابند و اگر ملتی الهی اندیش باشد هیئت حاکمه آنها یا با میل و یا به ناچار الهیت را در پیش می گیرد.
انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 340550
|
|
به گزارش سرویس بین الملل شبکه ایران، بازتابهای انقلاب مردم مصر از طرق مختلف منتشر میشود و یکی از این روشها عکسهای مردمی است که شعارهای ساده خود را روی کاغذهای ارزانقیمت نوشته و بر دست میگیرند.
طبعا طیف این شعارها به اندازه تعداد تظاهرکنندگان متغیر و گسترده است اما یکی از این شعارها که ذیلا در دست مردی مصری مشاهده میشود، معانی گستردهای دارد.

متن این شعار بدین شرح است: "آمریکا، ما از ریاکاری تو متنفریم!" در پایین شعار ابتکار جالبی از سوی این مرد میانسال مصری به کارگرفته شده و تصریح شده است که "دموکراسی آمریکایی با ریاکاری و تزویر تفاوتی ندارد".
انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 340552
|
اختصاصی«جوان آنلاین» |
اصلاح طلبان بر استفاده از فضای دهه فجر برای بازسازی وجهه خود تاکید کرده اند.
به گزارش«جوان آنلاین»،پس از عبور رسمی فتنه گران و لایه هایی از اصلاح طلبان از نظام اندیشگی حضرت امام خمینی(ره) و اصول اساسی انقلاب اسلامی ،لایه های تصمیم ساز اصلاح طلبان براستفاده از ایام دهه فجر برای ترمیم چهره خود تاکید کرده و گفته اند با مطرح کردن امام و راه امام باید بگوئیم که آنچه که از تریبونهای رسمی ! در خصوص انقلاب مطرح می شود انحرافی بوده و آنچه که از سوی این جریان طرح می شود قرابت بیشتری به خط امام دارد.
همچنین این افراد تصریح کرده اند ،در اظهاراتی که از امام بر می گزینیم باید به سراغ مواردی برویم که قابلیت تفسیر داشته و تاویل پذیر باشد.
گفته می شود این جریان تلاش دارد با انتساب خود به خط امام در گام اول خود را تنها مجموعه وفاداربه انقلاب معرفی کرده و درگام دوم فتنه انگیزی های خود را به ثبات قدم در مسیر انقلاب تعبیر کنند. به گونه ای که برای این ثبات قدم است که یاران آنان درزندان بسر می برند.!
شایان ذکر است در همین راستا مجمع روحانیون مبارز بزودی بیانیه ای را صادر خواهد کرد.
انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 340560
|
|
ریزش خواص ریشه نفسانی دارد
حجتالاسلام و المسلمین ناصر سقای بیریا، رئیس مرکز ارتباطات دولت و روحانیت در گفتوگو با ندای انقلاب، درباره علت اصلی ریزش برخی خواص گفت: اصل مسئله به اختیار انسان بر میگردد. انسان طبیعتا انگیزههای مادی و نفسانی هم دارد و ریشه همه این انحرافها به نفس و هوای نفس بر میگردد.انسانهایی که با هوای نفس مبارزه میکنند، موفق میشوند و کسانی که در این نبرد شکست میخورند، ریزش میکنند.
وی با اشاره به تلاش گسترده دشمنان و عوامل داخلی آنها برای انحراف انقلاب از مسیر اصلی خود اظهار کرد: دشمن یک لحظه هم از ما غافل نبوده و نیست؛ چرا که با پیروزی انقلاب اسلامی اولین شکست به آنها تحمیل شد و میدانند اگر این انقلاب را به حال خود رها کند، برای آنها مشکلات بیشتری به وجود میاید.
مشاور رئیسجمهور در امور روحانیت اضافه کرد: دشمنان از همان روزهای اول در صدد مقابله با انقلاب اسلامی برآمدند و بر همین اساس امام خامنهای فرمودند که برای فتنه سال قبل میتوان ریشهای 32 ساله متصور شد. کلید این فتنه در همان آغاز انقلاب زده شد و تلاش میکردند سال 88 از آن بهرهبرداری کنند.
سقای بیریا یادآور شد: نیروهای مخالف راه انبیا همیشه بودهاند و امروز هم هستند، ولی هرچه پیش میرویم کسانی ریزش میکنند، ولی اصل حرکت انقلاب رو به رشد و رو به جلو است و امروز هم همه شاهد هستند که بهمن امسال، گلها و شکوفههای جدید جهانی داده است و انقلابهایی که امروز شاهدیم ریشه در آموزههای امام راحل و امام امت دارد و هیچ توجیهی جز انقلاب اسلامی برای این نوع حرکتها وجود ندارد.
انقلاب مصر ریشه درانقلاب ایران دارد
وی با اشاره با اذعان غربیها به اینکه انقلابهای اخیر به ویژه در مصر مشابه انقلاب اسلامی ایران است، اظهار کرد: این که میگویند دیروز ایران و امروز مصر نشاندهنده این است که این حرکتها هیچ ریشهای جز آموزههای امام راحل(ره) ندارد.
سقای بیریا با اشاره به این فرمایش امام امت که میفرمایند: « صدور انقلاب، صدور فکر انقلاب است و ما به صورت نظامی انقلاب را صادر نمیکنیم» گفت: امروز نه تنها کشورهای اسلامی این خط را گرفتهاند، بلکه شاهدیم در کشورهای اروپایی نیز نحوه مقابله خود را انقلاب مینامند و به طور مثال در انگلیس شعار تغییر دولت و انقلاب را میکردند و این اگلوی انقلاب اسلامی است.
وی یادآور شد: البته در همین انقلابهایی که امروز در کشورهای اروپایی هم شاهدیم، گروههای اسلامی بسیار تأثیرگذار هستند. در یک کلام باید بگوییم شیوهها، روشها و ابعادی که انقلاب اسلامی ایران داشته امروز در سراسر جهان در حرکتهای مردمی منعکس شده و این برای انقلاب اسلامی یک افتخار است.
راه امام یک فلسفه است
مشاور رئیسجمهور در ادامه این گفتوگو، عقل را معیار مناسبی برای شناخت خط اصلی حضرت امام(ره) بیان کرد و گفت: خط امام(ره) و روش ایشان یک مسئله تعبدی صرف نیست، بلکه ایشان فلسفه، بیان و استدلال دارد و فرمایشات ایشان مستند به آیات قرآن، روایات و اسلام و فقه است و ریشههای بصیرتی دارد و راه شناخت آن فهم صحیح است و کسانی که بخواهند با مغالطه بخواهند راه امام را شکل دیگری نشان دهند، راه را برای نشاندادن اشتباه خود طی میکنند.
سقای بیریا با اشاره به فتنه سال 88 اظهار کرد: کسانی در این فتنه خود را پیرو خط امام میدانستند که مقام معظم رهبری چند سؤال از آنها کردند و پرسیدند: گروهی اسلام را زیر سؤال میبرند و شما سکوت میکنید و این کجا با خط امام سازگار است؟ فکر امام(ره) درباره اسلام حکومتی زیر سؤال میبرند، شما بازهم سکوت میکنید، و این کجای خط امام است؟
وی با بیان اینکه خط امام صرفا یک اسم نیست، گفت: خط امام یک استدلال و فلسفه است و این مسئله روشن است و کسی واقعا اگر بیغرض بخواهد راه ایشان را بشناسد، راه برای او باز است ولی اگر کسی روشهای نفسانی را بکار گیرد، حرفهایی میزند ولی حرفهای او اشتباه است.
انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 340592
|
|
ریزش خواص ریشه نفسانی دارد
حجتالاسلام و المسلمین ناصر سقای بیریا، رئیس مرکز ارتباطات دولت و روحانیت در گفتوگو با ندای انقلاب، درباره علت اصلی ریزش برخی خواص گفت: اصل مسئله به اختیار انسان بر میگردد. انسان طبیعتا انگیزههای مادی و نفسانی هم دارد و ریشه همه این انحرافها به نفس و هوای نفس بر میگردد.انسانهایی که با هوای نفس مبارزه میکنند، موفق میشوند و کسانی که در این نبرد شکست میخورند، ریزش میکنند.
وی با اشاره به تلاش گسترده دشمنان و عوامل داخلی آنها برای انحراف انقلاب از مسیر اصلی خود اظهار کرد: دشمن یک لحظه هم از ما غافل نبوده و نیست؛ چرا که با پیروزی انقلاب اسلامی اولین شکست به آنها تحمیل شد و میدانند اگر این انقلاب را به حال خود رها کند، برای آنها مشکلات بیشتری به وجود میاید.
مشاور رئیسجمهور در امور روحانیت اضافه کرد: دشمنان از همان روزهای اول در صدد مقابله با انقلاب اسلامی برآمدند و بر همین اساس امام خامنهای فرمودند که برای فتنه سال قبل میتوان ریشهای 32 ساله متصور شد. کلید این فتنه در همان آغاز انقلاب زده شد و تلاش میکردند سال 88 از آن بهرهبرداری کنند.
سقای بیریا یادآور شد: نیروهای مخالف راه انبیا همیشه بودهاند و امروز هم هستند، ولی هرچه پیش میرویم کسانی ریزش میکنند، ولی اصل حرکت انقلاب رو به رشد و رو به جلو است و امروز هم همه شاهد هستند که بهمن امسال، گلها و شکوفههای جدید جهانی داده است و انقلابهایی که امروز شاهدیم ریشه در آموزههای امام راحل و امام امت دارد و هیچ توجیهی جز انقلاب اسلامی برای این نوع حرکتها وجود ندارد.
انقلاب مصر ریشه درانقلاب ایران دارد
وی با اشاره با اذعان غربیها به اینکه انقلابهای اخیر به ویژه در مصر مشابه انقلاب اسلامی ایران است، اظهار کرد: این که میگویند دیروز ایران و امروز مصر نشاندهنده این است که این حرکتها هیچ ریشهای جز آموزههای امام راحل(ره) ندارد.
سقای بیریا با اشاره به این فرمایش امام امت که میفرمایند: « صدور انقلاب، صدور فکر انقلاب است و ما به صورت نظامی انقلاب را صادر نمیکنیم» گفت: امروز نه تنها کشورهای اسلامی این خط را گرفتهاند، بلکه شاهدیم در کشورهای اروپایی نیز نحوه مقابله خود را انقلاب مینامند و به طور مثال در انگلیس شعار تغییر دولت و انقلاب را میکردند و این اگلوی انقلاب اسلامی است.
وی یادآور شد: البته در همین انقلابهایی که امروز در کشورهای اروپایی هم شاهدیم، گروههای اسلامی بسیار تأثیرگذار هستند. در یک کلام باید بگوییم شیوهها، روشها و ابعادی که انقلاب اسلامی ایران داشته امروز در سراسر جهان در حرکتهای مردمی منعکس شده و این برای انقلاب اسلامی یک افتخار است.
راه امام یک فلسفه است
مشاور رئیسجمهور در ادامه این گفتوگو، عقل را معیار مناسبی برای شناخت خط اصلی حضرت امام(ره) بیان کرد و گفت: خط امام(ره) و روش ایشان یک مسئله تعبدی صرف نیست، بلکه ایشان فلسفه، بیان و استدلال دارد و فرمایشات ایشان مستند به آیات قرآن، روایات و اسلام و فقه است و ریشههای بصیرتی دارد و راه شناخت آن فهم صحیح است و کسانی که بخواهند با مغالطه بخواهند راه امام را شکل دیگری نشان دهند، راه را برای نشاندادن اشتباه خود طی میکنند.
سقای بیریا با اشاره به فتنه سال 88 اظهار کرد: کسانی در این فتنه خود را پیرو خط امام میدانستند که مقام معظم رهبری چند سؤال از آنها کردند و پرسیدند: گروهی اسلام را زیر سؤال میبرند و شما سکوت میکنید و این کجا با خط امام سازگار است؟ فکر امام(ره) درباره اسلام حکومتی زیر سؤال میبرند، شما بازهم سکوت میکنید، و این کجای خط امام است؟
وی با بیان اینکه خط امام صرفا یک اسم نیست، گفت: خط امام یک استدلال و فلسفه است و این مسئله روشن است و کسی واقعا اگر بیغرض بخواهد راه ایشان را بشناسد، راه برای او باز است ولی اگر کسی روشهای نفسانی را بکار گیرد، حرفهایی میزند ولی حرفهای او اشتباه است.
انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 340592
|
|
ریزش خواص ریشه نفسانی دارد
حجتالاسلام و المسلمین ناصر سقای بیریا، رئیس مرکز ارتباطات دولت و روحانیت در گفتوگو با ندای انقلاب، درباره علت اصلی ریزش برخی خواص گفت: اصل مسئله به اختیار انسان بر میگردد. انسان طبیعتا انگیزههای مادی و نفسانی هم دارد و ریشه همه این انحرافها به نفس و هوای نفس بر میگردد.انسانهایی که با هوای نفس مبارزه میکنند، موفق میشوند و کسانی که در این نبرد شکست میخورند، ریزش میکنند.
وی با اشاره به تلاش گسترده دشمنان و عوامل داخلی آنها برای انحراف انقلاب از مسیر اصلی خود اظهار کرد: دشمن یک لحظه هم از ما غافل نبوده و نیست؛ چرا که با پیروزی انقلاب اسلامی اولین شکست به آنها تحمیل شد و میدانند اگر این انقلاب را به حال خود رها کند، برای آنها مشکلات بیشتری به وجود میاید.
مشاور رئیسجمهور در امور روحانیت اضافه کرد: دشمنان از همان روزهای اول در صدد مقابله با انقلاب اسلامی برآمدند و بر همین اساس امام خامنهای فرمودند که برای فتنه سال قبل میتوان ریشهای 32 ساله متصور شد. کلید این فتنه در همان آغاز انقلاب زده شد و تلاش میکردند سال 88 از آن بهرهبرداری کنند.
سقای بیریا یادآور شد: نیروهای مخالف راه انبیا همیشه بودهاند و امروز هم هستند، ولی هرچه پیش میرویم کسانی ریزش میکنند، ولی اصل حرکت انقلاب رو به رشد و رو به جلو است و امروز هم همه شاهد هستند که بهمن امسال، گلها و شکوفههای جدید جهانی داده است و انقلابهایی که امروز شاهدیم ریشه در آموزههای امام راحل و امام امت دارد و هیچ توجیهی جز انقلاب اسلامی برای این نوع حرکتها وجود ندارد.
انقلاب مصر ریشه درانقلاب ایران دارد
وی با اشاره با اذعان غربیها به اینکه انقلابهای اخیر به ویژه در مصر مشابه انقلاب اسلامی ایران است، اظهار کرد: این که میگویند دیروز ایران و امروز مصر نشاندهنده این است که این حرکتها هیچ ریشهای جز آموزههای امام راحل(ره) ندارد.
سقای بیریا با اشاره به این فرمایش امام امت که میفرمایند: « صدور انقلاب، صدور فکر انقلاب است و ما به صورت نظامی انقلاب را صادر نمیکنیم» گفت: امروز نه تنها کشورهای اسلامی این خط را گرفتهاند، بلکه شاهدیم در کشورهای اروپایی نیز نحوه مقابله خود را انقلاب مینامند و به طور مثال در انگلیس شعار تغییر دولت و انقلاب را میکردند و این اگلوی انقلاب اسلامی است.
وی یادآور شد: البته در همین انقلابهایی که امروز در کشورهای اروپایی هم شاهدیم، گروههای اسلامی بسیار تأثیرگذار هستند. در یک کلام باید بگوییم شیوهها، روشها و ابعادی که انقلاب اسلامی ایران داشته امروز در سراسر جهان در حرکتهای مردمی منعکس شده و این برای انقلاب اسلامی یک افتخار است.
راه امام یک فلسفه است
مشاور رئیسجمهور در ادامه این گفتوگو، عقل را معیار مناسبی برای شناخت خط اصلی حضرت امام(ره) بیان کرد و گفت: خط امام(ره) و روش ایشان یک مسئله تعبدی صرف نیست، بلکه ایشان فلسفه، بیان و استدلال دارد و فرمایشات ایشان مستند به آیات قرآن، روایات و اسلام و فقه است و ریشههای بصیرتی دارد و راه شناخت آن فهم صحیح است و کسانی که بخواهند با مغالطه بخواهند راه امام را شکل دیگری نشان دهند، راه را برای نشاندادن اشتباه خود طی میکنند.
سقای بیریا با اشاره به فتنه سال 88 اظهار کرد: کسانی در این فتنه خود را پیرو خط امام میدانستند که مقام معظم رهبری چند سؤال از آنها کردند و پرسیدند: گروهی اسلام را زیر سؤال میبرند و شما سکوت میکنید و این کجا با خط امام سازگار است؟ فکر امام(ره) درباره اسلام حکومتی زیر سؤال میبرند، شما بازهم سکوت میکنید، و این کجای خط امام است؟
وی با بیان اینکه خط امام صرفا یک اسم نیست، گفت: خط امام یک استدلال و فلسفه است و این مسئله روشن است و کسی واقعا اگر بیغرض بخواهد راه ایشان را بشناسد، راه برای او باز است ولی اگر کسی روشهای نفسانی را بکار گیرد، حرفهایی میزند ولی حرفهای او اشتباه است.
انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 340592
|
|
ریزش خواص ریشه نفسانی دارد
حجتالاسلام و المسلمین ناصر سقای بیریا، رئیس مرکز ارتباطات دولت و روحانیت در گفتوگو با ندای انقلاب، درباره علت اصلی ریزش برخی خواص گفت: اصل مسئله به اختیار انسان بر میگردد. انسان طبیعتا انگیزههای مادی و نفسانی هم دارد و ریشه همه این انحرافها به نفس و هوای نفس بر میگردد.انسانهایی که با هوای نفس مبارزه میکنند، موفق میشوند و کسانی که در این نبرد شکست میخورند، ریزش میکنند.
وی با اشاره به تلاش گسترده دشمنان و عوامل داخلی آنها برای انحراف انقلاب از مسیر اصلی خود اظهار کرد: دشمن یک لحظه هم از ما غافل نبوده و نیست؛ چرا که با پیروزی انقلاب اسلامی اولین شکست به آنها تحمیل شد و میدانند اگر این انقلاب را به حال خود رها کند، برای آنها مشکلات بیشتری به وجود میاید.
مشاور رئیسجمهور در امور روحانیت اضافه کرد: دشمنان از همان روزهای اول در صدد مقابله با انقلاب اسلامی برآمدند و بر همین اساس امام خامنهای فرمودند که برای فتنه سال قبل میتوان ریشهای 32 ساله متصور شد. کلید این فتنه در همان آغاز انقلاب زده شد و تلاش میکردند سال 88 از آن بهرهبرداری کنند.
سقای بیریا یادآور شد: نیروهای مخالف راه انبیا همیشه بودهاند و امروز هم هستند، ولی هرچه پیش میرویم کسانی ریزش میکنند، ولی اصل حرکت انقلاب رو به رشد و رو به جلو است و امروز هم همه شاهد هستند که بهمن امسال، گلها و شکوفههای جدید جهانی داده است و انقلابهایی که امروز شاهدیم ریشه در آموزههای امام راحل و امام امت دارد و هیچ توجیهی جز انقلاب اسلامی برای این نوع حرکتها وجود ندارد.
انقلاب مصر ریشه درانقلاب ایران دارد
وی با اشاره با اذعان غربیها به اینکه انقلابهای اخیر به ویژه در مصر مشابه انقلاب اسلامی ایران است، اظهار کرد: این که میگویند دیروز ایران و امروز مصر نشاندهنده این است که این حرکتها هیچ ریشهای جز آموزههای امام راحل(ره) ندارد.
سقای بیریا با اشاره به این فرمایش امام امت که میفرمایند: « صدور انقلاب، صدور فکر انقلاب است و ما به صورت نظامی انقلاب را صادر نمیکنیم» گفت: امروز نه تنها کشورهای اسلامی این خط را گرفتهاند، بلکه شاهدیم در کشورهای اروپایی نیز نحوه مقابله خود را انقلاب مینامند و به طور مثال در انگلیس شعار تغییر دولت و انقلاب را میکردند و این اگلوی انقلاب اسلامی است.
وی یادآور شد: البته در همین انقلابهایی که امروز در کشورهای اروپایی هم شاهدیم، گروههای اسلامی بسیار تأثیرگذار هستند. در یک کلام باید بگوییم شیوهها، روشها و ابعادی که انقلاب اسلامی ایران داشته امروز در سراسر جهان در حرکتهای مردمی منعکس شده و این برای انقلاب اسلامی یک افتخار است.
راه امام یک فلسفه است
مشاور رئیسجمهور در ادامه این گفتوگو، عقل را معیار مناسبی برای شناخت خط اصلی حضرت امام(ره) بیان کرد و گفت: خط امام(ره) و روش ایشان یک مسئله تعبدی صرف نیست، بلکه ایشان فلسفه، بیان و استدلال دارد و فرمایشات ایشان مستند به آیات قرآن، روایات و اسلام و فقه است و ریشههای بصیرتی دارد و راه شناخت آن فهم صحیح است و کسانی که بخواهند با مغالطه بخواهند راه امام را شکل دیگری نشان دهند، راه را برای نشاندادن اشتباه خود طی میکنند.
سقای بیریا با اشاره به فتنه سال 88 اظهار کرد: کسانی در این فتنه خود را پیرو خط امام میدانستند که مقام معظم رهبری چند سؤال از آنها کردند و پرسیدند: گروهی اسلام را زیر سؤال میبرند و شما سکوت میکنید و این کجا با خط امام سازگار است؟ فکر امام(ره) درباره اسلام حکومتی زیر سؤال میبرند، شما بازهم سکوت میکنید، و این کجای خط امام است؟
وی با بیان اینکه خط امام صرفا یک اسم نیست، گفت: خط امام یک استدلال و فلسفه است و این مسئله روشن است و کسی واقعا اگر بیغرض بخواهد راه ایشان را بشناسد، راه برای او باز است ولی اگر کسی روشهای نفسانی را بکار گیرد، حرفهایی میزند ولی حرفهای او اشتباه است.
انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 340592
|
|
يک منبع آگاه با اشاره به گزارش سياه نمايانه اي اقتصادي که چندي پيش از سوي مرکز مطالعات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام به رياست حسن روحاني منتشر شد از برخي مسئولين خواست تا نسبت به برخي مشاوران خود تجديد نظر کرده و ازبرخي خطوطي که توسط آنها براي جنجال آفريني طرح مي شود،احتراز کنند.
به گزارش«نداي انقلاب»،اين منبع آگاه با اشاره به برخي تحرکات در برخي از قوا و نيز نهادهايي همچون تشخيص مصلحت نظام که برآيندهاي آن طرح مطالبي در تضعيف نظام و قواي مختلف مي باشد،گفت:متاسفانه برخي ازمطالب و گزارش ها در نهادهايي همچون مجمع تشخيص مصلحت نظام و مرکز مطالعات استراتژيک اين نهاد طرح مي شود که برآيند آن علاوه بر اينکه بر اساس متدها و تحليل هاي غربزده مي ماند از ديگر سو عميق ساختن اختلافات را نشانه رفته است.
وي با بيان اينکه اين مطالب عمدتا از سوي برخي از مشاوران طرح و پي گيري مي شود به مسئولين هشدار داد تا نسبت بکارگيري برخي ازمشاورين احتياط لازم را در دستور کارخود قرار دهند.
اين منبع آگاه افزود:براي مثال مرکز مطالعات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام به مرکز سند سازي عليه دولت و نظام تبديل شده است و صداهاي خوبي از اين مرکز هم اکنون به گوش نمي رسد . جناب آقاي هاشمي بايد بيشتر مراقب اين مرکز باشد چه اينکه صداهاي خوبي از آن به گوش نمي رسد.
وي همچنين در اين زمينه به گفته اي از خانم گيلاپيدوس مسئول سابق ميز شوروي در سازمان سيا اشاره کرد و گفت:يادمان نرود وقتي که از خانم گيلاپيدوس پرسيدند که چرا وي درباره ايران حساس بوده و مطالب آن را پي گيري مي کند ضمن تشابه ايران و شوروي سابق گفت،آنچه که شوروي را به اينجا رساند نفوذ در حلقه مشاوران و تصميم سازان بود.
انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 340366
|
بازخوانی علت موضع گیریهای تند رئیس دولت اصلاحات |
سینا تکاور | اتخاذ مواضع اخیر از سوی سید محمد خاتمی در حالی است که وی پیشتر از این و در گیر و دار فتنه سال 88 تلاش کرد تا مواضع خود واقعی خود را پنهان کند و از این طریق راهی برای بازگشت خود به حاکمیت را باز بگذارد اما این روند چندان طولانی نشد و بالاخره خاتمی با شکستن سکوت خود با سرعتی بسیار بالا سعی کرد، عقب ماندگیهای قبلی خود را نیز جبران کند. اما به راستی این تغییر ماهیت خاتمی ناشی از چه بود؟ آیا سکوت وی پس از انتخابات و همراه نشدن علنی او با فتنه گران یه تاکتیک بود و یا یک راهبرد؟ این سوالی است که دکتر یدالله جوانی معاون سیاسی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران و همچنین حمیدرضا مقدم فر کارشناس سیاسی و مدیر عامل خبرگزاری فارس در گفتگو با روزنامه جوان به آن پاسخ دادند.
اشتباه بزرگ اصلاح طلبان در خصوص نظام
دکتر یدالله جوانی با اشاره به تغییر تحلیل اصلاح طلبان در خصوص نظام عنوان کرد: مجموعه اصلاح طلبان و به ویژه شخص خاتمی پیش تر از این معتقد بودند که نظام دچار انفعال شده است و تصور میکردند که این انفعال زمینه حضور مجدد آنها درون نظام فراهم خواهد کرد.
وی در ادامه افزود:بنابراین آنها تصمیم گرفتند تا مواضع اعتدالی در جریان فتنه در پیش بگیرند و خود را از فتنه گران جدا کنند و با استفاده از انفعال نظام و طلب کار نشان دادن خود شرایط بازگشت را فراهم کنند.
وی در ادامه با اشاره به ادبیات طلب کارانه خاتمی خاطرنشان کرد: تعیین شرط برای نظام از سوی خاتمی برای حضور در انتخابات نیز در راستای همین از موضع قدرت صحبت کردن با نظام است تا نظام را دچار انفعال نشان دهند.
جوانی در ادامه با اشاره به تحلیل اشتباه اصلاح طلبان از شرایط نظام تصریح کرد: مشکل بزرگ جریان دوم خرداد و مدعی اصلاحات که نقش بزرگی در ایجاد فتنه 88 داشتند این است که شناخت درستی از مردم ایران ندارند، چراکه این مردم با بصیرت ترین مردم دنیا هستند و به راحتی میتوانند نقش گروهها را در جریانها مختلف تشخیص بدهند. این موضوع در راهپیمایی بزرگ 9 دی و شعارهای خودجوش مردمی نیز به خوبی مشخص بود.
وی با اشاره به نقش مجمع روحانیون در ایجاد فتنه 88 افزود: به طور قطع میتوان گفت که عناصر مجمع روحانیون هم نقش بسیار زیادی در ایجاد چنین ادبیاتی در خاتمی داشتند و به صراحت به خاتمی میگفتند که نباید مواضع منفعلانه در قبال نظام بگیرید.
دکتر جوانی در پاسخ به این سوال که اتخاذ مواضع معتدلانه از سوی خاتمی به هنگام بروز فتنه تاکتیک بود یا راهبرد، عنوان کرد: قطعا این موضوع یک شگرد و تاکتیک برای خاتمی بود تا موقعیت بازگشت خود را به درون نظام فراهم کند اما حال که با درهای بسته نظام مواجه شده، این تاکتیک را کنار گذاشته و آن مواضع تند را اتخاذ کرده است.
وی تصریح کرد: مجموعه اصلاح طلبان و شخص خاتمی با اتخاذ این مواضع تند میکوشد تا در آستانه انتخابات آحاد مردم را تحت تاثیر قرار دهد و در حالی که هنوز پرونده فعالیتهای براندازانه آنها باز است، سعی میکنند از این طریق تحلیل غیرواقعی به مردم ارائه دهند و خود را از اتهامات مبرا و تحلیل اشتباه از فتنه سال گذشته را به خورد جامعه دهند.
جوانی در پایان تصریح کرد: البته دست این جریان برای مردم رو شده و امت حزب اللهی به خوبی میدانند که آنها با طرح های دشمنان قسم خورده انقلاب همسو شدهاند. بنابراین هیچ شانسی برای بازگشت به حاکمیت را ندارند.
حافظه تاریخی مردم قوی است
حمیدرضا مقدم فر، کارشناس سیاسی و مدیرعامل خبرگزاری فارس هم در خصوص تغییر روند سیاسی خاتمی و اتخاذ مواضع تند از جانب وی اظهار کرد: به اعتقاد من چند دلیل عامل اصلی این تغییر سبک خاتمی است که مهمترین انها صعه صدر نظام در قبال رفتارهای سران فتنه و ملاحظاتی است که در خصوص برخورد با فتنه گران وجود دارد.
وی در ادامه افزود: عامل دوم استنباط مجمع روحانیون به عنوان یکی از نهادهای موثر در شکل گیری فتنه است چراکه آنها گمان میکردند که نظام جمهوری اسلامی به آنها نیاز دارد و امر بر آنها مشتبه که نظام با آنها برخورد نمی کند از این رو با اتخاذ مواضع طلب کارانه، آن هم از زبان خاتمی تلاش کردند تا جایی برای بازگشت خود به حاکمیت باز کنند.
مقدم فر اضافه کرد: مسلما یک جریان نفاق عمیق هم اکنون در مجمع روحانیون فعال است اما بنا به مصلحت مواضع ضد انقلابی خود را مطرح نمیکنند و تلاش میکنند در پوشش نظام به انقلاب ضربه بزنند. خاتمی نیز به خوبی از این جریان نفاق بهره میگیرد.
وی خاطرنشان کرد: البته هم اکنون درون مجمع روحانیون چندگانگی شکل گرفته که به اعتقاد من این نیز یک جنگ زرگری و فریب سیاسی است تا بتوانند تمامی جبهه ها را برای خود حفظ کنند. در این بین عدهای سعی میکنند خود را رادیکال جلوه دهند و عدهای دیگر نیز در قبال نظام انعطاف دارند و برخی دیگر هم به قول خودشان حد وسط را گرفتهاند.
مدیر عامل خبرگزاری فارس با اشاره به در پیش بودن انتخابات مجلس شورای اسلامی اضافه کرد: برای این جریان بسیار مهم است که بتواند نقشی را در انتخابات پیش رو بازی کند بنابراین با هوچی گری و اتخاذ مواضع طلب کارانه میکوشند تا این اتفاق بیافتد. البته آنها نمی دانند که حافظه تاریخی مردم بسیار قوی است و با توجه به اقدامات براندازانه آنها دیگر جایگاهی نزد مردم ندارند.
|
نقش رهبری در مدیریت بحرانها |
علی قاسمی | گذشت یک سال از حوادث و وقایع بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری عبارات و اصطلاحاتی در مسیر گذر از این جریان ناموفق دشمن را به وجود آورد که به مفاهیمیاز جمله گذر از بحران، شکست فتنه، عبور از فتنه و یا موضوعاتی دیگر که به شکست و ناکامی سران فتنه و حامیان خارجی آنان ارتباط دارد، میتوان اشاره کرد.
در همین راستا موضوعی که شاید کمتر در خصوص آن بررسی و قلمفرسایی شد با عنوان عبور از فتنه با مشعل ولایت است. مسئلهای که مدیریت بحران رهبری، با هدایت پیامبرگونه و علیوار معظمله باعث دفع فتنه و ناکامیدشمن در مسیر نقشههای از پیش تعیین شده دشمن گردید. از این رو بررسی و واکاوی نقش رهبری در مدیریت بحران 88 از مهمترین موضوعاتی است که علاوه بر تقویت نقش ولایت فقیه در جامعه اسلامی حضور توانمند و کاریزماتیک رهبری را مشخص و درایتهای آیندهنگر ایشان را در جهت خنثیسازی تهدیدات داخلی و خارجی بیش از پیش روشن میسازد چرا که در شرایط بروز بحران، هر اقدامیدر جهت بازگرداندن جامعه به شرایط عادی تابع هیچگونه طرح و برنامه از پیش تنظیم شدهای نیست، بلکه نیازمند مدیریت عقلانی و توانمندی است که علاوه بر کاهش تنشهای به وجود آمده صفوف جریانات درگیر را مشخص نموده و صف خودی از ناخودی را مشخص سازد و آتش شکل گرفته از بحران را مهار نماید. از این رو عمر 32 ساله انقلاب اسلامیو عبور از فتنهها و بحرانهای شکل گرفته به دست دشمنان داخلی و خارجی بیش از پیش نقش کارآمد رهبری و روشنگری در سایه مشعل ولایت را آشکار میسازد چرا که تصمیمگیری در شرایط بحران از خطیرترین و دقیقترین اقداماتی است که پیامدهای متناسب با خود را به وجود میآورد و اتخاذ آن اصلیترین عنصر در مدیریت بحران است.
در واقع تصمیمگیری متضمن انتخاب صحیح و با درایت است که این مسئله در نقش رهبری در مدیریت بحران در طول مدت زعامت و رهبریشان بر هیچ کس پوشیده نبوده بخصوص در جریانات و حوادث بعد از انتخابات که به عنوان فصلالخطاب و شاخص حرکت برای دلسوزان نظام در دو قشر آحاد جامعه و خواص و نخبگان تلقی گردید. در بررسی و مطالعه انقلابهای مخملی نیز با تمام تفاوتهای بسیاری که با سایر انقلابها دارند؛ اما درحوزه مدیریت با توجه به تجربههای به دست آمده، تابع اصول مشخص ومشترکی هستند که نشان دهنده نقش مدیریت در هدایت این گونه اقدامات است که دارای سه بعد مدیریت خارجی، مدیریت اپوزیسیون و مدیریت نظام حاکم میباشد.
1- مدیریت خارجی که از جمله ویژگیهای عمومی و مشترک این انقلابها به شمار رفته و با حمایت از ناحیه بازیگر خارجی و حمایت کشورهای غربی به ویژه امریکا و کشورهای غربی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، برای ظهور انقلابهای رنگی و تحولات سیاسی و جا به جاییهای قدرت از طریق کشاندن مخالفین به خیابانها و بحرانسازی و با حمایتهای گسترده سیاسی، تبلیغاتی و انجام عملیات روانی علیه دولت و حامیانش و به نفع مخالفین، فضای سنگینی را در آن شرایط به ضرر دولت به وجود میآورند میتوان اشاره داشت.
2- مدیریت اپوزیسیون که به عنوان رابط بین داخل و مدیریت خارجی از جمله اقداماتی است که تکوین و توسعه انقلاب رنگی را میسر میسازد و پل ارتباطی عامل خارجی با محیط داخلی نیز ارزیابی میگردد که با هدایت بیگانگان از طریق اقدامات فعالسازی و انسجام جریانات معارض شامل اپوزیسیون داخلی (کلیه گروههای فعال غیرقانونی در داخل کشور) و اپوزیسیون خارجی (اپوزیسیون خارج از حاکمیت، یعنی کسانی که دیروز در حاکمیت بودند و امروز به دلایلی بیرون رفتند)، با استفاده از تزریق پول و تحت نفوذ قرار دادن تشکلهای غیردولتی سقوط دولت را در دستور کار قرار داده و در این مسیر اقدام مینمایند.
3- مدیریت نظام،آخرین ضلع مدیریت، به نوع عملکرد و توانمندی نظام سیاسی در مواجهه با این وضعیت در مهار بحران پیش آمده برمیگردد که با مدیریت بحران و توان بسیجگری لحاظ میشود. بدین صورت که اگر نظام بتواند با مدیریت در تصمیمگیری و مهار بحران و همچنین بسیج کردن، طیف هواداران خود را به صحنه بکشاند جمعیت و عملکرد آنها میتواند در به انزوا کشاندن اپوزیسیون و حمایتهای خارجی و پاک کردن جامعه از مظاهر نافرمانی مدنی مؤثر واقع شود. برهمین اساس وجود این مدیریت سه ضلعی که در جریان پیادهسازی انقلاب مخملی حائز اهمیت است.
نقش ضلع سوم آن یعنی مدیریت نظام را در مهار بحران بیش از پیش مشخص میسازد به گونهای که موفقیت جریان انقلاب رنگی در ناتوانی در مدیریت بحران و ضعف در کنترل ضلع سوم این مدیریت سه بعدی بوده و شکست انقلاب رنگی و یا مخملی نیز، در گروی مدیریت نظام در مهار بحران میباشد که با توجه به مطالعه و بررسی اتفاقات به وقوع پیوسته از مهمترین دلایل شکست فتنه 88 در سال گذشته، مدیریت نظام و نقش رهبری و جایگاه مستحکم ولایت فقیه قابل ارزیابی است که باعث ناکامی دشمن و شکست در پروژه انقلاب رنگی آنان گردید. چرا که وجود رهبری به عنوان جایگاه ولایت فقیه، مسیر حرکت ملت را مشخص میکند و مردم ایران تابع ولایت هستند و هرگاه ببینند حزب یا گروهی، راهی غیر از راه ولایت میرود، سریع حساب خودشان را از آن حزب یا گروه جدا میکنند. در واقع نقش رهبری و ولایت فقیه مؤثرترین عامل در تولید بصیرت و مدیریت چالشها و نابسامانیهای اخیربه حساب میآید، به طوری که وجود جایگاه رهبری باعث خنثی شدن طرح انقلاب مخملی از پیش طراحی شده کشورهای غربی در فتنه 88 گردید و همچنین با شاخصگذاری در جریان حوادث و ایجاد بصیرت برای آحاد جامعه و خواص و نخبگان دو ضلع پشت پرده جریان و بحران که همان مدیریت خارجی و مدیریت اپوزیسیون به حساب میآمد تبیین و آشکار ساخت.
در همین راستا با سیر در فرمایشات رهبری درسال گذشته از مهمترین اقدامات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در مدیریت بحران و عبور از فتنه که در دو بازه زمانی قبل از انتخابات و بعد از انتخابات قابل بررسی و واکاوی است که به دو شاخص مهم یعنی «روشنگری و هشدار رهبری قبل از انتخابات» با رویکرد پیشگیرانه از بروز بحران و «هدایت و مدیریت رهبری بعد از انتخابات» با رویکرد کنترل و مهار بحران، دعوت به قانون، شفافسازی شرایط، ایجاد بصیرت، دفع غبارآلودی در فضای فتنه، و مرزبندی با دشمنان و شناخت از حق از باطل میتوان اشاره نمود که با روشنبینی الهی معظمله توطئه پیچیده دشمن در فتنه 88 ناکام میماند.
از مورخان قرن ششم ابوبکربن علی صَنْهاجی ، مکنی ' به بَیذَق (490ـ 555)، است که أخبار المهدی بن تُومَرت و ابتداءِ دولة الموحدین را به صورت یادداشتهای روزانه نوشت . این کتاب از منابع مهم دولت موحدون به شمار می رود (حمدی عبدالمنعم ، ص 22ـ23؛سعیدونی ،ص 61ـ64). همچنین ابومروان عبدالملک بن محمد، مشهور به صاحب الصّلاة (متوفی بعد از 594)، المَنُّ بالامامةِ علی المُستَضعَفین را تألیف کرده که به شیوة سالشمار است و فقط بخش دوم آن در بارة حوادث 554 تا 569، در دسترس است (ابن صاحب الصلاة ، مقدمة تازی ، ص 34ـ35).
در قرن هفتم نیز نگارش تراجم علما و مشایخ و متصوفه ادامه یافت ، از جمله این آثار است : الحُلّة السّیَراء اثر ابوعبداللّه محمدبن عبداللّه بن ابی بکر قُضاعی معروف به ابن ابّار (متوفی 658؛ عبادی ، ص 335)؛ التشوّف الی رجال التصوف از یوسف بن یحیی بن الزیّات تادْلی ، مشهور به ابن زیات (متوفی 627؛ ابن زیات ، مقدمة فور، ص 5 ـ50)؛ طبقات المَشایخ بالمغرب اثر ابوالعباس احمدبن سعید دُرجینی که مکمل السّیر ابوزکریاست (سعد زغلول ، ج 3، ص 30)؛ عنوان الدرایة فیمن عُرفَ مِن العُلماء فی المائة السابعة بِبجایة از ابوالعباس احمدبن احمد غبرینی (متوفی 714؛ سعیدونی ، ص 128ـ 129)؛ معالم الایمان فی معرفة أهل القیروان اثر ابوزید عبدالرحمان بن محمدبن عبداللّه (علی ) انصاری معروف به دبّاغ (متوفی 696) که بعدها ابوالقاسم بن عیسی بن ناجی تَنوخی ، مشهور به ابن ناجی (متوفی 837) آن را تکمیل کرد (مؤنس ، ص 315).
از قرن هفتم به بعد، در تاریخ نگاری شمال افریقا آثاری مشهور به «ثَبَتُ»، «بَرنامَج »، «فِهرِست » یا «مَشیخَه » پدید آمد که مؤلفان آنها به شرح حال استادان و مشایخ خویش می پرداختند (رجوع کنید به غِبرینی ، همان مقدمه ، ص 14). در لابلای این آثار، مطالب تاریخی ارزشمندی یافت می شود. ابن سوده نام تعداد زیادی از آنها را ثبت کرده است (رجوع کنید به ص 208ـ223).
از کتابهای مهم تاریخ سلسله ای در قرن هفتم اینهاست : اخبار ملوک بنی عُبید و سیرَتِهم از ابوعبداللّه محمدبن علی بن حَمّاد صَنْهاجی (متوفی 628) در تاریخ عبیدیان فاطمی (ابن حماد، مقدمة جَلول بَدوی ، ص 16، 18)؛ المُعجب فی تلخیص أخبار المَغرِب اثر ابومحمد عبدالواحد بن علی مراکشی (متوفی 647) که از منابع تاریخی عصر موحدون است (بغدادی ، ج 1، ستون 635؛ مراکشی ، مقدمة عریان ، ص ج ـ د)؛ نُظُم الجُمان فی اخبار الزمان از ابوعلی حسین بن قَطّان کُتامی که بخشی از آن به جا مانده و بر اساس سالشمار است (حمدی عبدالمنعم ، ص 23).
در قرن هشتم و نهم مورخان و سفرنامه نویسان بسیاری عامل اوج گرفتن تاریخ نگاری در شمال افریقا بودند. ابوالعباس احمد (یا ابوعبداللّه محمد)بن عِذاری مَراکشی در حدود 712 البیان المُغرِب فی أخبار ] الاندلس [ والمَغرب را بر اساس سالشمار نوشت که به تاریخ مفصّل فتوح در مغرب و اندلس تا 667 می پردازد و از تاریخهای مهم و با ارزش این منطقه است (عزالدین عمر موسی ، ص 18ـ 19). ابوالحسن علی بن محمدبن احمدبن ابی زرع فاسی (متوفی 726) مورخ مشهور دیگر این دوره است که به وی دو کتاب تاریخی نسبت داده اند: یکی الاَنیس المُطرِب بِرَوضْ القِرطاس فی أَخبار مُلوک المَغرب و تاریخ مدینةِ فاس که شامل تاریخ مغرب از 145 تا 726 است (ابن ابی زَرع ، 1972 الف ، مقدمة ناشر، ص 5 ـ 8). برخی آن را اثر ابومحمد صالح بن عبدالحَلیم غَرناطی ، مشهور به ابن عبدالحلیم (متوفی 708) دانسته اند ( ((ر.ک.ب))فاسی ، ص 154ـ156)؛ دیگری الذَخیرةِ السَّنیـّة فی تاریخ الدَولَة المَرینیـّة است که برخی آن را مجهول المؤلف دانسته اند (ابن ابی زرع ، 1972 ب ، مقدمة ناشر، ص 3ـ5؛ ابن سوده ، ص 100).
از دیگر کتابهای تاریخی قرن هشتم است : الحُلَل الموشِیة فی ذِکر الاخبار المَراکشیّة که نویسندة ناشناسی در 783 تألیف کرده است ( کتاب الحُلل الموشیة ، مقدمة سهیل زَکّار و عبدالقادر زمانه ، ص 3، 5)؛ مفاخرالبَربَر که در 712 تألیف شده است (ابن سوده ، ص 72)؛ بخش سوم کتاب أعمال الاعلام فیمَن بُوِیعَ قبلَ الاحتِلام من مُلوک الاسلام و مایجرُّ ذلک من شِجعون الکلام از لسان الدین ابن خطیب (متوفی 776) که تاریخ شمال افریقا را تا آغاز حکومت عبدالمؤمن موحدی (527 ـ 558) نوشته است (عبادی ، ص 341ـ342)؛ بُغیة الرُوّاد فی ذِکر مُلوک بنی عبدالواد از ابوزکریا یحیی بن خَلدون (متوفی 786) که از تاریخهای درباری و در بارة تاریخ بنی زَیّان و بنی عبدالواد تا 776 است (ابن خلدون ، بغیة الرواد ، ج 1، مقدمة حاجِیات ، ص 53، 55).
در قرن هشتم سفرنامه هایی با اطلاعات تاریخی بسیار نوشته شد، از جمله : رحلة التجانی از ابومحمد عبداللّه بن محمد تِجانی (متوفی 717)؛ مِل ءُ العَیبَة بما جُمع بطولِالغَیبَة فی الوجهة الوجیهَة الی الحرمین مکّة و طیِّبة از ابوعبداللّه محمدبن عمربن محمدبن عمر سَبْتی ، مشهور به ابن رُشَید (متوفی 721؛ کتانی ، ج 1، ص 443)؛ تحفة النُظّار فی غرائب الامصار و عجائب الاسفار معروف به سفرنامة ابن بطوطه ، از ابوعبداللّه محمد طنجی لَوّاتی (متوفی 779) معروف به ابن بطوطه (عبادی ، 349).
در قرن نهم یکی از مورخان نامور جهان اسلام ، عبدالرحمان ابن خلدون (متوفی 808)، ظهور کرد. او فلسفة تاریخ و شیوه های جدید تاریخ نگاری نقادانه را بر اساس حقایق و به دور از افسانه ها و حوادث غیرمنطقی به وجود آورد. در مقدمة العِبَر و دیوانُ المبتدأ والخبر فی تاریخ العَرَب و البربر و مَنْ عاصَرَهُم مِن ذَوِی السلطان الاکبر ، که به العبر معروف است ، اندیشه های نو و دیدگاههایش را در بارة تاریخ و تاریخ نگاری بر اساس اصول علم الاجتماع نوشت (ابن خلدون ، المقدمة ، ج 1، ص 37). او در تاریخ نگاری دگرگونی ایجاد کرد و تأثیر بسیاری بر مورخان بعدی گذاشت ؛ ازینرو او را صاحب مکتب تاریخ نگاری می دانند (مؤنس ، ص 312؛ عبادی ، ص 345ـ346).
در قرن نهم مورخان دیگری نیز ظهور کردند، از جمله : ابوالعباس احمدبن حسین بن الخطیب مشهور به ابن قُنفُذ (القنفذ) قُسَنطینی (متوفی 810)، مؤلف الفارِسیّة فی مبادی الدولة الحَفصیّة به شیوة سالشماری که جزو اصیلترین منابع تاریخ حَفصیان است (ابن قُنفذ، ص 99، مقدمة نیفر و ترکی ، ص 65)؛ ابوعبداللّه محمدبن احمد شَمّاع هَنتانی ، معروف به ابن شمّاع (متوفی ح 873)، مؤلف الادلّة البیـّنة النورانیة فی مَفاخر الدولة الحفصیة بخزانة الحَضرةِ العَلیَّة الاءمامیة المُجاهدیة المتوکلیة در تاریخ بنی حَفص (کتانی ، ج 2، ص 1089)؛ ابوعبداللّه محمدبن ابراهیم لؤلؤی زَرْکشی (متوفی بعد از 894)، مصنف تاریخ الدولَتین المُوحدیة والحَفصیة ، به شیوة سالشماری و دربرگیرندة حوادث تاریخی از قرن ششم تا نهم (برونشویگ ، ج 2، ص 415ـ416)؛ ابوعبداللّه محمدبن عبداللّه تنسی (متوفی 899) مؤلف نظمُ الدر ] ر [ و العِقْیان فی بیان شَرف بنی زَیّان و ذکر ملوکهم الاعیان و من مَلِک مِن أسلافِهم فیما مَضی مِنَ الزمان .
در اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم برخی ادیبان و فقیهان تألیفاتی داشتند مشتمل بر داده ها و گزارشهای تاریخی ، و آثارشان از این جهت اهمیت فراوانی دارد، مانند ابوعبداللّه محمدبن عبدالکریم مُغیلی (متوفی 909) و احمدبن یحیی وَنْشَریسی (متوفی 914) مؤلف المعیار (سعیدونی ، ص 266، 277، 283).
در آغاز قرن دهم منطقة شمال افریقا به کشورهای لیبی و تونس و الجزایر و مغرب تجزیه شد و در 981 شمال افریقا بتمامی به دست عثمانیها افتاد (احمد عبدالسلام ، ص 20، 22). در این عصر تاریخ نگاری همانند سایر علوم به رکود گرایید (همان ، ص 27ـ 28؛ خوجه ، ص 38). بیشتر کتابهای تاریخی این دوره و تا سه قرن پس از آن ، کم مایه و تقلیدی از کتابهای تاریخی پیشینیان و مشحون از واژه های عامیانه و محلی و اصطلاحات علمی ترکی و فرنگی بودند (لوی ـ پرووانسال ، ص 77). مردم شمال افریقا در این دوره توجه چندانی به تاریخ نداشتند و آن را امری خنده دار می دانستند و حتی بعضی ، تاریخ را ضد دین و اخلاق می شمردند (وَرثیلانی ، ص 597؛ لوی ـ پرووانسال ، ص 38؛ سَعداللّه قماری ، ج 2، ص 321ـ322). در تونس ، تاریخ نگاری را فعالیتی تجملی می دانستند (سعداللّه قماری ، ج 2، ص 322، 324). احتمالاً سبب این بی توجهی به تاریخ ، گرایش به تصوف و بیم از فرمانروایان حاکم بر منطقه بود (همان ، ج 2، ص 322). این ترس باعث شد تا اغلب کسانی که در عصر حکومت عثمانیها بر شمال افریقا کتابهای تاریخی می نوشتند بیشتر به ستایش حاکمان وقت بپردازند یا در چارچوبی محدود ــ شامل تاریخهای محلی ، تراجم ، سفرنامه ها و کتابهای تقلیدی ــ حرکت کنند؛ ازینرو در این دوره مورخی یافت نمی شود که به تاریخ عمومی کشورهای شمال افریقا پرداخته یا دید انتقادی داشته باشد (همان ، ج 2، ص 322، 324).
شیوة کار تاریخ نگاران شمال افریقا در دورة حکومت عثمانیها چنین بود که تاریخ شمال افریقا را از زمان فتوحات اسلامی تا عصر مؤلف در مقدمه می آوردند و آنگاه بخش اعظم کتاب را به ذکر حوادث دولت حاکم اختصاص می دادند (احمد عبدالسلام ، ص 548). به طور کلی کتابهای تاریخی از قرن دهم به بعد بسیار اندک اند و اغلب آنها شمول و وسعت نظر لازم را ندارند (همان ، ص 575). بعضی از تاریخ نگاران قرن دهم عبارت اند از: ابوعبداللّه محمدبن احمد مِکناسی ، مشهوربه ابن غازی (متوفی 919)، مؤلف الرّوض الهَتون فی أخبار مِکناسة الزّیتون (حجّی ، ج 1، ص 15) و ابوعبداللّه محمدبن علی بن عمر (متوفی 969)، مشهور به ابن عَسکر، مؤلف دَوْحَةُ الناشر لِمحاسِن مَن کان بالمَغرب مِن مَشایخ القرن العاشر (لوی ـ پرووانسال ، ص 160، 163ـ164).
بعضی از مورخان قرن یازدهم این اشخاص بودند: ابن مَریم (متوفی 1020)، مؤلف البُستان فی ذکر الاولیاء و العُلماء بِتِلِمْسان (سعیدونی ، ص 299ـ300)؛ ابوالعباس احمدبن محمدبن قاضی مِکناسی ، مشهور به ابن قاضی (متوفی 1025)، مؤلف چندین اثر، از جمله سه کتاب دُرة الحِجِال فی ] غُرَّة [ أسماء الرجال ، جَذوة الاقتباس فی ذکر مَن حَلَّ من الاعلام مَدینة فاس ، و لَقْطُ الفرائد من لَفاظة حق الفوائد (ابن قاضی ، قسم 1، مقدمة ناشر، ص 5)؛ عبدالعزیز فَشْتالی (متوفی 1031)، مؤلف مناهل الصفا (لوی ـ پرووانسال ،ص 80 ـ81)؛ ابوالعباس احمدبابا تُنبکتی (متوفی 1036 یا 1032)، مؤلف نَیل الابـْتهاج بتَطریز ] بتذییل [ الدیباج (کتانی ، ج 1، ص 113، 114)؛ عبدالکریم بن فَکون (متوفی 1073)، مؤلف مَنشورالهدایة فی کشف حال من ادعی العلم و الولایة (سعداللّه قماری ، ج 2، ص 355)؛ و ابوسالم عبداللّه بن محمد عَیّاشی (متوفی 1090)، مؤلف سفرنامه ای به نام ماءالموائد یا رحلة عیاشیه (کتانی ، ج 2، ص 832 ـ 835).
بعضی از مورخان قرن دوازدهم عبارت اند از: محمدبن ابی القاسم رُعَینی قیروانی ، مشهور به ابن دینار (متوفی بعد از 1110)، مؤلف المؤنس فی أخبار افریقیة و تونس که آن را در 1092 به قصد تکمیل الادلة البیـّنة النورانیة علی مفاخِر الدولة الحفصیة اثر ابن شَمّاع نوشت (احمد عبدالسلام ، ص 161ـ 162)؛ محمد قُوَیسِم (متوفی 1114)، مؤلف سَمط اللا´ل (وزیر، ج 1، مقدمة هیله ، ص 51)؛ محمدبن عبدالوهاب وزیر غَسّانی (متوفی 1119)، مؤلف رِحلة الوَزیر فی افتکاک الاسیر (ابن سَوده ، ص 235)؛ ابوعبداللّه محمدبن خلیل بن غَلبون ، مشهور به ابن غَلبون (متوفی 1135)، مؤلف التذکار فیمن مَلک طرابلس و ماکان بها من الاخَبار (مصراتی ، ص 119ـ120)؛ احمد بِرْناز (متوفی 1138)، مؤلف الشُهب المُحرِقَة لِمَن ادّعی الاجتهاد لولا انقطاعهِ مِن أهل المَخْرَقَة (وزیر، ج 1، مقدمة هیله ، ص 36)؛ محمد صُغَیّ ِربن محمدبن عبداللّه بن علی افرانی مراکشی (متوفی 1139)، مؤلف نُزهَة الحادی بأخبارِ مُلوک القرنِ الحادی (لوی ـ پرووانسال ، ص 89، 93)؛ محمدبن محمد اندلسی ، ملقب به وزیرالسرّاج (متوفی 1149)، مؤلف الحُلَل السُندُسیّة فی الاخبار التُونسیـّة (وزیر، ج 1، مقدمة هیله ، ص 35ـ40)؛ ابوعبداللّه محمدبن میمون زَواوی جَزائری (متوفی بعد از 1159)، مؤلف التُحفَة المَرضیّة فی الدَولة البکداشیـّة ] = البکتاشیة [ فی بلادالجَزائر المَحْمیّة (سعداللّه قماری ، ج 2، ص 336)؛ حسین خوجه (متوفی 1145)، مؤلف بَشائر أهل الایمانِ بفتوحات آل عثمان و ذیل آن (خوجه ، مقدمة معموری ، ص 60، 69ـ70)؛ محمد سَعاده (متوفی 1171)، مؤلف قُرة العَین (احمد عبدالسلام ، ص 203)؛ ابوعبداللّه محمدطیب بن عبدالسلام حَسنی قادری (متوفی 1187)، مؤلف دو کتاب نشر المَثانی لاهل القَرن الحادی و الثانی و التقاط الدُرَر (لوی ـ پرووانسال ، ص 227ـ231)؛ و حسین بن محمد سعید وَرثیلانی (متوفی 1193)، نویسندة سفرنامة نُزهَة الاَنظار فی فَضل عِلم التاریخ والاخَبار یا رحلة ورثیلانیة (ورثیلانی ، مقدمه ، ص 3ـ 8).
در قرن سیزدهم مورخان از شیوه های پیشینیان پیروی می کردند و احیاناً عین مطالب آنان را با اندکی تغییر نقل می نمودند (احمد عبدالسلام ، ص 525). آثار آنان ، همانند مورخان دو قرن گذشته ، حاکی از نادانی و مشحون از تناقضات تاریخی و حشو و تکرار حوادث روشن تاریخی با اشتباهات فراوان و شگفتی انگیز است (همان ، ص 525 ـ 526). بیشتر مورخان قرن سیزدهم پیش از ابوالضَّیّاف ( ((ر.ک.ب))ادامة مقاله ) به طبقة متوسط جامعه توجهی نداشته و به اهداف و اطماع کشورهای غربی کوچکترین اشاره ای نکرده و صرفاً به دنبال تصنیف کتابهای تاریخی برای جلب رضایت حاکمان و گرفتن پاداشهای مالی بوده اند (همان ، ص 533 ـ 535). بارزترین مورخ شمال افریقا در قرن سیزدهم احمدبن ابی الضَّیّاف (متوفی 1291) بود (احمد عبدالسلام ، ص 575). او، برخلاف دیگران ، تاریخ نگاری را دارای هدف می دانست و چاپلوسی را در تاریخ نگاری مذموم می شمرد (همان ، ص 521). اتحاف اهل الزمان باخبار مُلوک تُونس و عَهد الامان تألیف اوست (زمرلی ، ص 71ـ 75).
بتدریج در اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم ارتباط با غربیها بر تاریخ نگاری در شمال افریقا تأثیر گذاشت و نیز درک سبک ابن خلدون و آشنایی با کتابهای او، عامل رشد تاریخ نگاری در آنجا شد. این تغییر را در الکتاب الباشی اثر حمّودة بن محمدبن عبدالعزیز مشهور به ابومحمدباشی (متوفی 1202) و مقدمة اتحاف اهل الزمان اثر ابن ابی الضّیّاف (متوفی 1291) می توان دید (همان ، ص 524). تألیفات این دوره با آنکه تاریخ محض نیستند، اطلاعات تاریخی بسیاری دارند (همان ، ص 291، 522 ـ523). بعضی از مورخان این دوره عبارت اند از: محمدبن سَوده مَرّی (متوفی 1209)، صاحب الفهرسة (لوی ـ پرووانسال ، ص 238)؛ محمد بُوراس (متوفی بعد از 1222)، مؤلف مؤنس الاَحبّة فی أخبار جَرْبة (سعداللّه قماری ، ج 2، ص 376ـ381)؛ محمود مَقدیش (متوفی 1228)، مؤلف نُزهَة الانظار فی عَجائب التواریخ و الاخبار (ابن ابی الضّیّاف ، ج 7، ص 85 ـ 86)؛ ابوالقاسم بن احمدبن علی بن ابراهیم زَیّانی (متوفی 1249)، مؤلف سفرنامه ای به نام الترجمان الکبری فی أخبار المعمور براً و بحراً (کراچکوفسکی ، ص 848، 850)؛ محمدبنِ صالح بن علی بن عیسی کِنانی قیروانی (متوفی 1292)، مؤلف تَکمیل الصُلَحاء و الاعیان لمَعالم الایمان فی أَولیاءِالقَیروان (احمدعبدالسلام ،ص 441ـ443)؛ محمد اِکِنْسوس (متوفی 1294)، مؤلف الجیش العَرَمرَم الخُماسی فی دولة اولاد مولانا علی السجِلماسی (لوی ـ پرووانسال ، ص 136، 139، 141)؛ محمد باجی مسعودی (متوفی 1297)، مؤلف الخلاصة النقیّة فی أُمراء افریقیـّة (احمد عبدالسلام ، ص 353، 355)؛ خیرالدین تونسی چَرکَسی قفقازی (متوفی 1307)، مؤلف أقوم المسالک لمعرفة أحوال الممالک (محفوظ ، ج 2، ص 271، 277ـ 278)؛ محمد بَیرَم پنجم تونسی (متوفی 1307)، مؤلف صَفوة الاعتبار بمُستودَع الامصار و الاقطار (احمد عبدالسلام ، ص 445، 456)؛ ابوالعباس احمدبن خالد ناصری سَلاوی (متوفی 1315)، مؤلف الاستقصا فی أخبار دول المَغرب الاقصی ' (سلاوی ، ج 1، ص 40)؛ محمدبن عثمان سُنوسی (متوفی 1318) مؤلف دو کتاب مُسامرة الظَریف بحُسن التعریف ، و الرِحلة الحِجازیة (احمد عبدالسلام ، ص 467، 475، 488)؛ محمد بن یوسف زَیانی (متوفی بعد از 1320)، مؤلف دَلیل الحَیران و أنیس السَهران فی أخبار مَدینة وَهران (مَزاری ، ج 1، ص 368)؛ محمدبن عثمان حَشائِشی (متوفی 1330)، مؤلف سفرنامه ای به نام جَلاء الکَرب عن طرابلس الغرب (زیاده ، ص 254ـ 269).
منابع : ابن ابّار، اِعتابُ الکُتّاب ، چاپ صالح أشتر، دمشق 1380/ 1961؛ همو، کتاب الحُلة السیراء ، چاپ حسین مؤنس ، قاهره 1963ـ1964؛ ابن ابی اصیبعه ، عیون الانباء فی طبقات الاطباء ، چاپ نزار رضا، بیروت : دارمکتبة الحیاة ] بی تا. [ ؛ ابن ابی الضَّیّاف ، اتحاف اهل الزمان باخبار ملوک تونس و عهد الامان ، تونس 1990؛ ابن ابی زرع ، الانیس المطرب بروض القرطاس فی اخبار ملوک المغرب و تاریخ مدینة فاس ، رباط 1972 الف ؛ همو، الذخیرة السنیة فی تاریخ الدولة المرینیة ، رباط 1972 ب ؛ ابن جلجل ، طبقات الاطبّاء و الحکماء ، چاپ فؤاد سید، قاهره 1955؛ ابن حماد، تاریخ فاطمیان : ترجمة کتاب اخبار ملوک بنی عبید و سیرتهم ، ترجمة حجت اللّه جودکی ، تهران 1378ش ؛ ابن خلدون (عبدالرحمان بن محمد)، المقدّمة ، تونس 1989؛ ابن خلدون (یحیی بن محمد)، بغیة الرواد فی ذکر الملوک من بنی عبدالواد ، ج 1، چاپ عبدالحمید حاجیات ، الجزائر 1400/ 1980؛ ابن رقیق ، قطعة من تاریخ افریقیة و المغرب ، چاپ عبداللّه حلی زیدان و عزالدین عمرموسی ، بیروت 1990؛ ابن زیات ، التشوف الی رجال التصوف ، چاپ ادولف فور، رباط 1958؛ ابن سوده ، دلیل مؤرّخ المغرب الاقصی ' ، بیروت 1418/ 1997؛ ابن صاحب الصلاة ، المنُّ بالامامة : تاریخ بلادالمغرب و الاندلس فی عهد الموحدین ، چاپ عبدالهادی تازی ، بیروت 1987؛ ابن صغیر، اخبارالائمة الرستمیین ، چاپ محمدناصر و ابراهیم بحاز، بیروت 1406/ 1986؛ ابن عبدالحکم ، کتاب فتوح مصر و اخبارها ، چاپ محمد حجیری ، بیروت 1416/ 1996؛ ابن عذاری ، البیان المغرب فی اخبار الاندلس و المغرب ، ج 1، چاپ کولن و لوی ـ
پرووانسال ، بیروت 1983؛ ابن قاضی ، جذوة الاقتباس فی ذکر من حَلّ من الاعلام مدینة فاس ، رباط 1973ـ1974؛ ابن قُنفُذ، الفارسیة فی مبادی الدولة الحفصیة ، چاپ محمد شاذلی نیفر و عبدالمجید ترکی ، تونس 1968؛ محمدبن احمد ابوالعرب تمیمی ، طبقات علماء افریقیة و تونس ، چاپ علی شابّی و نعیم حسن یافی ، تونس 1968؛ احمد عبدالسلام ، المورّخون التونسیّون فی القرون 17 و 18 و 19 م : رسالة فی تاریخ الثقافة ، نقلها من الفرنسیة الی العربیة احمد عبدالسلام و عبدالرزاق حلیوی ، تونس 1993؛ هادی روجی ادریس ، الدولة الصنهاجیة : تاریخ افریقیة فی عهد بنی زیری من القرن 10 الی القرن 12 م . ، نقله الی العربیة حمّادی ساحلی ، بیروت 1992؛ روبر برونشویگ ، تاریخ افریقیة فی العهد الحفصی ، نقله الی العربیة حمادی ساحلی ، بیروت 1988؛ اسماعیل بغدادی ، هدیة العارفین ، ج 1، در حاجی خلیفه ، ج 5؛ عبداللّه بن محمد تجانی ، رحلة التجانی ، چاپ حسن حسنی عبدالوهاب ، تونس 1377/ 1958؛ محمد حجّی ، جولات تاریخیّة ، بیروت 1995؛ حمدی عبدالمنعم محمدحسین ، تاریخ المغرب و الاندلس فی عصر المرابطین : دولة علی بن یوسف المرابطی ، اسکندریه 1986؛ محمدبن حارث خُشَنی ، قضاة قرطبة و علماء افریقیة ، چاپ عزت عطار حسینی ، قاهره 1372؛ حسین خوجه ، ذیل بشائر أهل الایمان بفتوحات آل عثمان ، چاپ طاهر معموری ، تونس 1395/ 1975؛ عبدالرحمان بن محمد دباغ ، معالم الایمان فی معرفة اهل القیروان ، اکمله و علق علیه ابوالفضل بن عیسی تنوخی ، چاپ ابراهیم شبّوح ، ج 1، مصر 1388/ 1968، چاپ محمد احمدی ابوالنور و محمد ماضور، ج 2، قاهره ] 1972 [ ؛ احمدبن سهل رازی ، اخبار فخّ و خبر یحیی بن عبدالله و أخیه ادریس بن عبدالله : انتشار الحرکة الزیدیة فی الیمن و المغرب و الدیلم ، چاپ ماهر جرّار، بیروت 1995؛ صادق زمزلی ، اعلام تونسیّون ، تقدیم و تعریب حمادی ساحلی ، بیروت 1986؛ نیکلا زیاده ، افریقیات ، لندن 1991؛ سیدعبدالعزیز سالم ، ] المغرب فی [ العصر الاسلامی ، در المغرب الکبیر ، ج 2، ] قاهره [ 1966؛ فؤاد سزگین ، تاریخ التراث العربی ، ج 1، جزء2، نقله الی العربیه محمود فهمی حجازی ، ریاض 1403/ 1983؛ ابوالقاسم سعداللّه قماری ، تاریخ الجزائر الثّقافی ، بیروت 1998؛ سعد زغلول عبدالحمید، تاریخ المغرب العربی ، اسکندریه 1979ـ1990؛ ناصرالدین سعیدونی ، من التّراث التّاریخی و الجغرافی للغرب الاسلامی ، بیروت 1999؛ احمدبن خالد سلاوی ، کتاب الاستقصا لاخبار دول المغرب الاقصی ، چاپ جعفر ناصری و محمد ناصری ، دارالبیضاء 1954ـ1956؛ احمدبن سعید شماخی ، کتاب السیر ، چاپ احمدبن سعود سیابی ، مسقط 1407/ 1987؛ احمدمختار عبادی ، فی تاریخ المغرب و الاندلس ، بیروت 1978؛ عزالدین عمر موسی ، الموحدون فی الغرب الاسلامی : تنظیماتهم و نظمهم ، بیروت 1411/ 1991؛ احمدبن احمد غبرینی ، عنوان الدرایة فیمن عرف من العلماء فی المائة السابعة ببجایة ، چاپ عادل نویهض ، بیروت 1979؛ محمد فاسی ، «المورخان ابن ابی زرع و ابن عبدالحلیم »، تطوان ، ش 5 (1960)؛ عیاض بن موسی قاضی عیاض ، ترتیب المدارک و تقریب المسالک لمعرفة اعلام مذهب مالک ، ج 1، 3، 4، مغرب 1403/ 1983؛ نعمان بن محمد قاضی نعمان ، رسالة افتتاح الدعوة ، چاپ وداد قاضی ، بیروت 1970؛ کتاب الحلل الموشیة فی ذکر الاخبار المراکشیة ، چاپ سهیل زکار و عبدالقادر زمانه ، دارالبیضاء 1979؛ کتاب العیون و الحدائق فی اخبار الحقائق ، ج 4، قسم 1، چاپ عمر سعیدی ، دمشق 1972؛ محمد عبدالحی بن عبدالکبیر کتانی ، فهرس الفهارس و الاثبات ، چاپ احسان عباس ، بیروت 1402/ 1982؛ ایگناتی یولیانوویچ کراچکوفسکی ، تاریخ الادب الجغرافی العربی ، نقله عن الروسیة صلاح الدین عثمان هاشم ، بیروت 1408/1987؛ اواریست لوی ـ پرووانسال ، مؤرخو الشرفاء ، تعریب عبدالقادر خلاّ دی ، رباط 1397/ 1977؛ عبداللّه بن محمد مالکی ، کتاب ریاض النفوس ، چاپ بشیر بکوش ، بیروت 1401ـ1403/ 1981ـ 1983؛ محمد محفوظ ، تراجم المؤلفین التونسیین ، بیروت 1982ـ 1986؛ عبدالواحدبن علی مراکشی ، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب ، چاپ محمدسعید عریان ، قاهره 1368/ 1949؛ آغابن عوده مزاری ، طلوع سعد السعود فی اخبار وهران و الجزائر و اسبانیا و فرنسا الی اواخر القرن التاسع عشر ، چاپ یحیی بوعزیز، بیروت 1990؛ علی مصطفی مصراتی ، مؤرّخون من لیبیا: مؤلفاتهم و مناهجهم ، طرابلس 1398/1977؛ حسین مؤنس ، فتح العرب للمغرب ، قاهره : مکتبة الثقافة الدینیة ، ] بی تا. [ ؛ حسین بن محمد ورثیلانی ، نزهة الانظار فی فضل علم التّاریخ و الاخبار ، بیروت 1394/ 1974؛ یحیی بن ابوبکر ورجلانی ، کتاب السیرة و اخبارالائمة ، چاپ عبدالرحمان ایوب ، تونس 1405/ 1985؛ محمدبن محمد وزیر، الحلل السندسیة فی الاخبار التونسیة ، چاپ محمد حبیب هیله ، بیروت 1985.
/ ستّار عودی /
ب ) غرب و مرکز افریقا. در بارة فن تاریخ نگاری در افریقای زیرِ صحرا اطلاعات ناکافی است . می توان نوشته های تاریخی این منطقه را در سه دسته گنجاند: تاریخ نگاریهای متعارفِ مؤلفانِ مشهور؛ کتابهای رجال ؛ گاه نگاریهای مجهول المؤلف محلی و فهرست سلاطین . احتمالاً محققان بومی ، آثار منتشرنشده و مطالب دست نویس بیشتری در اختیار دارند.
1. تاریخ نگاریهای متعارفِ مؤلفانِ مشهور. قدیمترین تاریخ نگاریهای منطقه متعلق به اواخر سدة دهم است . در
بورنو امام الکبیر احمدبن فورطوا/ فورطو به شرح دوازده سال نخست (972ـ984) حکومت سلطان اِدریس آلوما، حامی خود، پرداخت (چاپ و ترجمه د. لانگه ، > وقایع نامه ای سودانی : نبردهای ادریس آلوما در بورنو (1564ـ1576) < ، اشتوتگارت 1987). به ادعای مؤلف ، اثرش برگرفته از نوشته ای قدیمتر، متعلق به آغاز سدة دهم ، بوده است . وی همچنین گزارشی از لشکرکشیهای این سلطان برای جنگ با کانم نوشته است (متن عربی ، کانو 1932، ترجمة ه . ر. پالمر ، در > خاطرات سودانی < ، لاگوس 1928، ج 1، ص 15ـ74). این گزارشها، به رغم جانبداریهای آشکار، ارزش ویژه ای دارند، زیرا مؤلف شاهد رویدادهای آن دوره بوده است .
در نیمة سدة یازدهم ، دو اثر تاریخی مهم در منطقة نیجر مرکزی تألیف شد: تاریخ السودان نوشتة عبدالرحمان سعدی * و تاریخ الفَتّاش فی اخبار البلدان و الجیوش و اکابر الناس از محمود کَعْتی * . ] ابن [ المختار، نوة دختری کعتی ، این اثر را تکمیل کرد ] و هوداس آن را به فرانسوی ترجمه کرد و همراه با متن اصلی در 1361 ش /1981 به چاپ رساند [ . این دو اثر عمدتاً در بارة تاریخ امپراتوری سُنگای * از اواسط قرن نهم تا پیروزی سعدیان در سال 1000 است ؛ هر چند در تاریخ السودان شرح رویدادها تا 1065 ادامه یافته است . ] این کتاب را نیز هوداس به فرانسوی ترجمه کرد و همراه با متن اصلی در 1361 ش /1981 به چاپ رساند [ . تاریخ پاشالق تمبوکتو * از زمان پیروزی سعدیان تا حدود 1150، در دیوان الملوک فی سلاطین السودان که مجهول المؤلف است ، شرح داده شده است (نسخة خطی کتابخانة ملی فرانسوی ، بخش عربی ، ش 5259، گ 88 ـ152). در 1164 مؤلفی گمنام ، این تاریخ را با عنوان تذکرة النسیان فی اخبار ملوک السودان (چاپ و ترجمة ا. هوداس ، پاریس 1899ـ1901) دوباره تدوین کرد. تاریخ نگاری این دوره با اثر مولای قاسم بن مولای سلیمان که مشتمل بر سالهای 1160 تا 1215 است ، پایان می یابد (م . آبیتبول ، متن اصلی و ترجمة آن را در > تمبوکتو در نیمة سدة هجدهم < ، در 1982 در پاریس به چاپ رسانده است ).
سنّت تاریخ نگاری در منطقة جنوبی موریتانی و درة رود سنگال نیز وجود داشته که تا زمان حاضر فقط بخشی از آن شناسایی شده است . ظاهراً، بیشتر این مطالب در سده های سیزدهم و چهاردهم / نوزدهم و بیستم نوشته شده اند. ترجمة تاریخهای وَلاته (ایولاتن ) و نِعمه (نما) به چاپ رسیده است (ترجمة پل مارتی ، پاریس 1927). اسماعیل هامه بسیاری از آثار کم اهمیت تر را ترجمه و در > تواریخ موریتانی سنگال < در 1329/ 1911 در پاریس چاپ کرده است . یکی از این تواریخ در بارة جهاد ناصرالدین الیَدالی در قرن یازدهم و دیگری در بارة نسب شناسی ، از موضوعات رایج در موریتانی ، است که در آنجا ادعای تبار عربی و بخصوص شریفی موجب برخورداری از موقعیت اجتماعی برتر است . شیخ موسی کَمَره (متوفی 1324ش / 1945)، تاریخ و دانشنامة مفصّلی از اقوام درة رود سنگال با عنوان زهور البساتین فی تاریخ السوادین نوشت . قسمتهایی از این اثر به فرانسوی ترجمه و چاپ شده است و قرار است ژان اشمیتس بخش عمده ای از باقیماندة این اثر را در چهار مجلد انتشار دهد.
در سده های سیزدهم و چهاردهم / نوزدهم و بیستم تاریخ نگاری در بارة جهاد شیخ عثمان بن محمد فُودیه ( ((ر.ک.ب))عثمان دان فودیو * ) و حکومت اسلامی نشأت گرفته از آن افزایش یافت (این حکومت گاه به اشتباه «خلافت سوکوتو» نامیده شده است ). محمد بِلّو * ، پسر شیخ عثمان و فرمانده نظامی ، نخستین تاریخ را در این باره ، به نام انفاق المیسور فی تاریخ بلاد التکرور ، در 1227 نوشت . این اثر، گزارشی است از جهاد همراه با مطالب باارزشی در بارة تاریخ اسلام در ناحیة مرکزی بلاد سودان (س . ا. ج . وایتینگ ، این اثر را در 1330ش / 1951در لندن به چاپ رساند). عبداللّه ، برادر شیخ عثمان که مرثیه ها و اشعار بسیاری در تجلیل از پیروزیهای جهاد سروده بود ، پس از گردآوری اشعارش ، آنها را با ساختاری تاریخی و به شیوة سیرة ابن هشام در 1228 به نام تزیین الورقات تدوین کرد (چاپ و ترجمة م . هسکت ، ابیجان 1963). از نوشته های قدیمی دیگر می توان از کتاب روضة الافکار نوشتة عبدالقادربن مصطفی (متوفی 1280) نام برد (رجوع کنید به > متون عربی افریقا < ، ج 2، ص 221ـ230) که شامل گزارش معتبری از تاریخ گوبر / کوبر در سدة دوازدهم نیز می شود (ترجمة پالمر در > مجلة انجمن افریقایی < ، ج 15 ] 1915ـ1916 [ ، ص 261ـ 273). بخش اعظم تاریخ این خاندان را، که مؤسس آن شیخ عثمان بود، وزیران سلاطین بعدی نوشتند (رجوع کنید به لاست ، 1967؛ همو، 1965، ج 1، ش 2، ص 193، ش 3، ص 71). جنیدبن محمد بخاری ، آخرین وزیر این خاندان ، جامعترین اثر را در این باره به نام ضبط المُلْتَقَطات من الاخبار المتفرقة فی المؤلَّفات نوشت (چاپ متن عربی در سوکوتو ] بی تا. [ ؛ ترجمة هوسایی ، > ترهین فولانی < ، زاریا 1957). از آثاری که کمتر شناخته شده اند می توان از نوشته الحاج سعید با عنوان تقایید ممّا وصل الینا مِن احوال امراء المسلمین سلاطین حوسا ] هوسا [ یاد کرد. وی به شرح رویدادها تا 1270 می پردازد (ا. هوداس ، ] ترجمة فرانسوی [ بخش دوم این اثر را با نام > تاریخ سوکوتو < در پایان ترجمه ] فرانسوی [ اش از تذکرة النسیان آورده است ). در 1234 محمد سمبوبن احمد کولاوی کتاب کنزالاولاد و الذراری را نوشت که چاپ نشد. این کتاب اثر مفصّل و ناهمگونی در بارة تاریخ عمومی اسلام ، سیرة زهاد، نسب شناسی و تاریخ فولانیان است . این کتاب ، به سبب بی توجهی محققان سوکوتو به فراموشی سپرده شد ( > متون عربی افریقا < ، ج 2، ص 230ـ 231). از میان گزارشهای محلی در بارة جهاد و تبعاتِ آن ، دو اثر منتشرنشده شایان ذکر است : تقیید الاخبار محمد زنگی در بارة کانو (تألیف در 1284؛ رجوع کنید به > متون عربی افریقا < ، ج 2، ص 342) و تألیف اخبار القرون احمدبن ابی بکر، معروف به امو ـ ایکوکورو (تألیف در 1330؛ رجوع کنید به > متون عربی افریقا < ، ج 2، ص 447).
2. کتابهای رجال . از کتب رجالی اندکی که برجا مانده ، این آثار شایان ذکر است : مجموعة معروفی از رجال فقهای مالکیِ شمال و غرب افریقا و اندلس به نام نیل الابتهاج بتطریز الدیباج ، تألیف احمدبابا تنبکتی * (متوفی 1036). این اثر در حاشیة الدیباج المُذَهَّبِ ابن فرحون چاپ شده است و ضمیمة آن محسوب می شود (قاهره 1351/ 1932ـ1933، ((ر.ک.ب))شربونو ، ص 421). احمدبابا، خلاصه ای به نام کفایة المحتاج لمعرفة مَنْ لیس فی الدیباج در 1012 نوشت که منتشر نشده است . محمد عبداللّه بن ابی بکرالصدیق البَرِّتَیلی / البَرتِلی ، از محققان ولاته ، فتح الشکور فی معرفة اعیان علماء التکرور را در 1214 نوشت (چاپ محمدابراهیم کتّانی و محمد حجّی ، بیروت 1401/ 1981) که زندگینامة علما و اولیای موریتانی جنوبی و ناحیة مرکزی نیجر است . ابوبکربن احمد ولاتی (متوفی 1335/ 1917) بر این اثر ذیلی با عنوان مِنَح الرَّب الغَفور فی ما اَهْمَلَهُ صاحب فتح الشکور نوشت که نسخة منحصر به فرد آن در «مرکز اسناد و تحقیقات احمدبابا» در تمبوکتو به شمارة 669 موجود است . این اثر از کتاب رجالی فراتر است و آمیزه ای از این نوع تاریخ نگاری و ضبط وقایع سالانه («حَوْلیّات »)است . این کتاب در بارة تاریخ موریتانی جنوبی و مالی شمالی در قرن سیزدهم / نوزدهم اطلاعات سودمندی دارد. از جمله آثار این مجموعه است : ازالة الرَیب نوشتة احمدبوالاعراف ، و السعادة الابدیة تألیف احمد بابِر اَروانی .
3. گاه نگاریهای مجهول المؤلف محلی و فهرست سلاطین . آثاری از این قبیل در منطقة سودان مرکزی موجود است (بویژه در نیجر و نیجریة فعلی ، رجوع کنید به > متون عربی افریقا < ، ج 2، فصل 14). اکثر این نوشته ها به عربی است ، اما مطالبی نیز به زبانهای هوسایی ، نوپه و کنوری دارد. از مشهورترین این آثار، گاه نگاریهای اَغَدَس / آگادس متعلق به دورة 809ـ1307 ( ((ر.ک.ب))اوروی ، ج 4، ص 145ـ177) و وقایع نگاریهای کانوست . امروزه ، چندین فهرست از سلاطین کانو برجا مانده که در سدة سیزدهم تدوین شده است و حداقل یکی از آنها مطالب روایی و داستانی دارد (رجوع کنید به هانویک ، 1993، ص 95ـ130). فهرستهای سلاطین کانو با باگائودا (ظاهراً مربوط به سدة پنجم ) آغاز می شود و با ذکر مدت حکومت آنان ، بدون گاه شماری دقیق ، به فهرست سلاطینی ختم می شود که نامشان مکتوب شده بوده است .
در اوایل قرن سیزدهم / اواخر قرن نوزدهم ، نویسنده ای گمنام ، که احتمالاً مقامی درباری داشته ، مطالبی نوشته که به > تاریخ کانو < مشهور است . این اثر که بر اساس مطالب فهرست سلاطین تنظیم شده ، فقط به ذکر مدت حکومت سلاطین مختلف بسنده کرده است و ترتیب زمانی ندارد. > تاریخ کانو < با داستانهای افسانه ای (احتمالاً در سدة پنجم ) آغاز می شود و تا حکومت محمد بلّو (1300ـ1309) ادامه می یابد. به فهرست سلاطین ، مطالبی در بارة تشکیلات اداری سلطان نشین کانو، تاریخ اسلام و روابط خارجی کانو، ضمیمه شده است . ظاهراً منبع این اطلاعات بیشتر شفاهی بوده است و سبک فردی آن خاستگاه هوسایی مؤلف را نشان می دهد ( ((ر.ک.ب))هانویک ، 1994، ص 46ـ127؛ لاوجوی و دیگران ، ص 767). این اثر به عربی برگردانده نشده ، اما پالمر آن را به انگلیسی ( > خاطرات سودانی < ، ج 3، ص 92ـ132) و زیرنظر روپرت ایست به هوسایی ترجمه کرده است (ج 2، ص 3ـ 58، با اضافاتی متعلق به این دوره تا حدود 1305 ش / 1926). آدم نَهَ ـ مَعَجی در الاِعلان بِتَأریخ کانو (1312ـ1313ش / 1933ـ 1934) از منابعی مشابه سود جسته است . ابوبکر دوکاجی ، رویدادهای 1234/ 1819 تا دهة 1370ش / 1950 را به زبان هوسایی و با عنوان > تاریخ کانو < (زاریا 1959) تألیف کرد.
در کاتسینا نیز سنّت نگارش فهرست سلاطین وجود داشت (رجوع کنید به > متون عربی افریقا < ، ج 2، ص 584 ـ 585)، هرچند در مقایسه با > تاریخ کانو < ، تاریخی مشروح در این منطقه نوشته نشد. در بورنو نیز فهرستی از سلاطین قرن پنجم (رجوع کنید به > متون عربی افریقا < ، ج 2، ص 568ـ573؛ لانگه ، 1977) و بسیاری از روایتهای تاریخی مجهول المؤلف و مختصر و بدون تاریخ در دسترس است که برخی از آنها به اجبار یا به درخواست مقامات استعماری نوشته شده است . ماندارا ، همسایة بورنو، نیز تاریخ نگاری خاص خود را دارد (رجوع کنید به > متون عربی افریقا < ، ج 2، ص 588 ـ 589؛ این تاریخها در الدیریج محمدو ، > قلمرو واندالا یا ماندارا تا سدة نوزدهم < ، چاپ جدید، توکیو 1982، منتشر شده است ).
در غرب و در محلی که امروزه جمهوری غنا قرار دارد، سنّت تاریخ نگاری محلی به زبان عربی وجود دارد که قدمت آن به نیمة سدة دوازدهم / هجدهم می رسد. بسیاری از آنها در > تاریخ نگاریهای گونجه < (کیمبریج 1986) اثر ایور ویلکس و دیگران چاپ شده است . تاریخ نگاریهای خلاصة دیگر، در بارة حکومتهای شمال غنا، در > وا و واله < (کیمبریج 1989) اثر ویلکس منتشر شده است . در 1371 ش / 1992، س . پیلاشویچ در > فتح زَبَرمه در شمال غنا و ولتای علیا < ، تاریخ نگاریهای هوسایی در بارة هجوم زبرمه به شمال غنا در اوایل سدة سیزدهم / اواخر سدة نوزدهم را در ورشو به چاپ رساند (اما ((ر.ک.ب))ویلکس ، 1993، ج 4، ص 213ـ222). در منطقة غرب سودان ، تاریخ نگاریهای محلی گمنامی وجود دارد که به مناطقی از قبیل فوتا جالون و فوتا تورو (رجوع کنید به > فهرست نسخ خطی افریقای سودانی < ، ج 3، ] 1992 [ ، ص 173ـ 181؛ فهرسة مخطوطات مرکز احمدبابا للتوثیق ، 1995، ج 1).
در منطقة نیجر میانی و جنوب موریتانی نیز سنّت ثبت و ضبط درگذشتگان و رویدادهای مهم وجود داشته است که در فصول متأخر تاریخ السودان نوشتة سعدی منعکس است ، در عین حال به طور مستقل نیز در دسترس است .
منابع : فهرسة مخطوطات مرکز احمدبابا للتوثیق ، ج 1، چاپ سیدی عمربن علی ، لندن 1995؛
Arabic literature of Africa , ed. R. S. O'Fahey and J. O. Hunwick, Leiden 1993- ; A. Cherbonneau, "Essai sur la littإrature arabe au Soudan d'aprةs le Tekmilet ed- Dibad ¢j ¢e d'Ahmed Baba le ombouctien", Annales de la soc. arch. de Constantine , II [1854-1855]; Noureddine Ghali et al., Inventaire de la bibliothةque ـ Umarienne de Sإgou , Paris 1985; J. O. Hunwick, "A historical whodunit: the so-called th " Kano Chronicle " and its place in the historiography of Kano", History in Africa , XXI (1994); idem, "Not yet the Kano chronicle : king-lists with and without narrative elaboration from nineteenth- century Kano", Sudanic Africa , IV (1993); D. Lange, Le D i ¦wa ¦n des sultans du ) Ka ¦nem ) - Bornu , Wiesbaden 1977; D. M. Last, "Arabic source material and historiography in Sokoto", Research Bull . [Centre of Arabic Documentation, University of Ibadan], I/2 (1965), I/3 [1965]; idem, The Sokoto Caliphate , London 1967; P. Lovejoy et al., "C. L. Temple's `Notes on the history of Kano' [1909]: a lost chronicle on political office", Sudanic Africa , IV (1993); David Robinson, The Holy War of Umar Tal , Oxford 1985; J. Urvoy, "Chroniques d'Agadةs", J. Sociإtإ des Africanistes , IV [1934]; Ivor Wilks, in Sudanic Africa , IV [1993].
/ ج . ا. هانویک ( د. اسلام ) /
ج ) شرق افریقا. پیش از قرن سیزدهم ، اسلام به جنوب دشتهای واقع در پایین اتیوپی راه نیافته بود. حتی در بارة تاریخ نواحی ساحلی اطلاعات اندکی در دست است . آگاتارخید کنیدوسی ، استرابو/ استرابون ، پلینی ، بطلمیوس ، کوسماس اندیکوپلوست در این باره به اشاره های مختصری بسنده کرده اند که در > پریپلوس دریای اریتره < (تألیف :ح پنجاه میلادی ) مفصّلتر توصیف شده است .
جاحظ ، نخستین مؤلف عرب است که در عبارتهای کوتاه در بارة مردم پمبا و زنگبار گزارش تاریخی می دهد. ادریسی و مسعودی و ابن بطوطه ، مهمترین گزارشهای تاریخی را همراه با اشاراتی حکایت گونه از بزرگ بن شهریار رامهرمزی ارائه داده اند.
قدیمترین سند محلی فقط به زبان پرتغالی و به نام > تاریخ سلسلة کلوه < به تدوین ژوائو باروش موجود است . این تاریخ ، گزارشی از تأسیس سلطان نشین کِلوَه * و سلاطین آن از سدة چهارم تا حدود 911 است . این متن در اصل به زبان عربی بوده است . کتاب السلوة فی اخبار کلوة ، نسخة خطی کتابخانة بریتانیا به شمارة 2666. Or متعلق به سدة سیزدهم ، مشتمل است بر تاریخ این خاندان تا حدود 957. این اثر را سلطان بَرغاش در 1294/ 1877 به سر جان کرک اهدا کرد. این اثر، که مانند سند پرتغالی جاافتادگی دارد، گزارشی از این خاندان است . بعدها، موریس ، تاجر فرانسویِ برده ، این تاریخ را در دهة 1184/1770 نقل کرد که در رودس هاوس ، آکسفورد و در آرشیو فرانسه نگهداری می شود.
بنا بر > تاریخ پایت < ، سلطان نشین مجمع الجزایر لامو در 600 میلادی تأسیس شده است . این سند به طرزی نامتعارف به ذکر تمامی اولاد ذکور هر سلطان تا 1224/ 1809 می پردازد. دو تاریخ قدیمی به زبان عربی ، الکواکب الدُّریه (منتشرنشده ) و کتاب الزُنوج (چاپ ا. چروللی )، از گزارشهایی به سبک و سیاق عربی برگرفته شدند که در اصل مغشوش و از لحاظ تاریخی کم ارزش بودند و فقط نمونه هایی از تاریخ گذشته اند. ریچی که > تاریخ دودمان مزروعی مومباسا < را چاپ کرده ، این دو تاریخ را نیز به چاپ رسانده است . تاریخ مزروعی را شیخ امین بن علی مزروعی ، قاضی القضات سابق ساحل کنیا، در حدود 1324ش / 1945 از روی اسناد خانوادگی نوشته است . در پایان سدة سیزدهم / نوزدهم ، بوتنر و ولتن مطالب پراکنده و کوتاهی به زبان سواحلی در بارة لامو، کوا و جزیرة مافیا و همچنین روایات شفاهی ساحل تانزانیا را جمع آوری کردند. در دهة 1310ش / 1930، به فرمان دولت ، بسیاری از اقوال شفاهی به زبان سواحلی در تانگانیکا ، گردآوری شد. > تاریخ زنگبار < تألیف سر جان گری ، مطالبی به زبان سواحلی قدیم در بارة زنگبار و پمبا دارد. در جنوب این منطقه ، هیچگونه سند محلی در بارة موزامبیک گزارش نشده است ، اما آلیبرت برخی از روایتهای تاریخی در بارة جزایر کومور را به زبان عربی و سواحلی ، منتشر یا فهرست کرده است . همة این نوشته ها در بارة دودمانها و سرنوشت سلاطین است و گاه در مورد شیوه های بازرگانی و تجارت یا اقتصاد، مطالبی اجمالی در آنها آورده است .
از نظر مردم سواحلی زبان ، ادبیات بیشتر شامل شعر، حماسه ، تاریخ و غزل است . وایتلی ، ناپرت و دیگران مطالب بسیاری از این نوع ادبیات را منتشر کرده اند. آلن در دهة 1340ش /1960 از بسیاری از مجموعه های خصوصی نسخ خطی به زبانهای سواحلی و عربی ، عکسبرداری کرد. نتایج این تحقیقات در کتابخانة دانشگاه دارالسلام نگهداری می شوند و نسخه هایی از آنها در لندن در اختیار مدرسة مطالعات شرقی و افریقایی قرار گرفته که شامل نوزده مجلد بزرگ است . این نسخ با وجود داشتن مطالب متنوع توجه محققان را جلب نکرد. بایگانی زنگبار حدود سیصد نسخة خطی به زبان عربی از کتابخانة سلاطین پیشین در اختیار دارد. این نسخ که هیچگونه فهرستی ندارند، تاکنون بررسی نشده اند.
جان واکر در مقالاتش در > گاه شمار سکه شناسی < (1936ـ 1938) مسکوکات سلاطین کِلوَه و نیز مسکوکات زنگبار و موگادیشو را در مجله ای دیگر مشخص کرد. میچل براون نیز سکه های رایج در پمبا را شناسایی کرد. کاوشهای باستان شناختی هورتون در متمبوه مکو و جزیرة پمبا و جزیرة شانگا در نزدیکی ساحل لامو و جزیرة تومباتو در نزدیکی ساحل زنگبار، رویدادهای تاریخی را روشنتر ساخت . سفالینه های به دست آمده از این مناطق حاکی از پیوندهای محکم با ادوار ساسانی ـ اسلامی است و سکه های پیداشده ارتباط این سلطان نشینان را با امیران سند در قرن دوم و حکام فاطمی قاهره در سده های چهارم و پنجم نشان می دهد. دینارهایی متعلق به فاطمیان در نزدیکی ساحل ماداگاسکار به دست آمده که احتمالاً متعلق به یک کشتی غرق شده در آن دوره بوده است . اکنون معلوم شده است که ورود اسلام به کنیا و تانزانیا قطعاً حدود قرن دوم بوده و نه سه یا چهار قرن بعد؛ ازینرو، در گاه نگاریهایی که برمبنای باستان شناسی کرکمن در کنیا و چیتیک در کنیا و تانزانیا انجام گرفته باید تجدیدنظر شود.
وجود ظروف سفالین ساسانی ـ اسلامی که در بیش از بیست منطقة لامو به دست آمده حاکی از ارتباط تجاری با سیراف و ایران است . از باستان شناسی و سکه شناسی موزامبیک اطلاعات چندانی در دست نیست . منابع اصلی در بارة این منطقه گزارشهای پرتغالیها در قرن دهم / شانزدهم و قرنهای بعد است که بیشتر آنها به اهتمام آ. دا سیلوا رگو بوده است .
منابع : عبداللّه صالح فارسی ، سیدسعیدبن سلطان ، زنگبار 1942؛
J. W. T. Allen, The Swahili and Arabic mss. and tapes in the Library of the University College , Dar es Salaam: a catalogue , Leiden 1970; C. Allibert, Mayotte: son histoire avant 1841 , Paris 1984 ( با ارجاعاتی به سایر جزایر گروه کومور) ; J. de Barros, Asia , ed. A. Baiâo, Coimbra 1931; C.G. Bدttner, Anthologie aus der Suaheli Litteratur , Berlin 1894; Buzurg b. S ¢h ¢ahriya ¦r, The book of the wonders
of India , ed. G.S.P. Freeman-Grenville, London 1981; L. Casson, ed. and tr. The Periplus Maris Erythraei , Princeton 1989; E. Cerulli, Somalia: scritti editi ed inediti , Rome 1958; H.N. Chittick and R. Rotberg, East Africa and the Orient , New York 1975; Freeman-Grenville, "Apropos the gold of Sofala", in Three - fold wisdom: Islam, the Arab world and Africa. Papers in honour of Ivan Hrbek , ed. O. Hulec and M. Mendel, Prague 1993; idem, ed., The East African Coast: select documents , Oxford 1962; idem, The French at Kilwa Island , Oxford 1965; Freeman - Grenville and B. G. Martin, "A preliminary handlist of the Arabic inscriptions of the eastern African coast", JRAS (1973); M.C. Horton, Shanga: the archaeology of an early Muslim trading community on the coast of East Africa , London and Nairobi 1996 (مشتمل بر کتاب شناسی مفصّلی در بارة ناحیه ) ; Jnal . of the East African Swahili Committee , later Swahili yet later Ki-Swahili , Nairobi, Kampala and Dar es Salaam (مشتمل بر تکمله هایی در بارة نثر و نظم قرن نوزدهم و بیستم ) ;
J. Knappert, Epic poetry in Swahili , Leiden 1993; B.G. Martin, Muslim brotherhoods , Cambridge 1976; Oxford history of East Africa , ed. R.A. Oliver, et al ., Oxford 1962- (مشتمل بر کتاب شناسی مفصّل ) ; J.McL. Ritchie, ed. and tr., Shaykh al-Am i ¦n b. ـ Al i ¦al-Mazru ¦ Ü i ¦, "History of the Mazrui Dynasty of Mombasa ", London 1996; G.Retter, Muslimische Inseln vor Ostafika. Eine Komoren- Chronik des 19. Jhs., Wiesbaden 1976; A. da Silva Rego and T.W. Baxter, eds., Documentes sobre os Portugues em Moµambique e na Africa Central, 1497-1840 (in Portuguese and English), Lisbon 1958-; J.S. Trimingham, Islam in East Africa , Oxford 1964; C. Velten, Prosa und Poe «sie der Suaheli , Berlin 1907; P. Vإrin, Histoire anci du Nord - Ouest de Madagascar , Antanarivo 1972.
/ فریمن ـ گرنویل ، با اندکی تلخیص از ( د. اسلام ) /
حقوق اين پایگاه اطلاع رسانی متعلق به بنياد دايرة المعارف اسلامي مي باشد. استفاده از تمام يا قسمتي از آن، فقط با ذکر منبع مجاز است
تاریخ / تاریخ نگاری (بخش چهارم) ، 7. در دورة قاجار و پهلوی . قاجاریان به تاریخ توجه
در سده های بعد، تراجم معاصران صورتی عام یافت . صفدی (696ـ764) اَعیان العصر و اَعوان النصر را در شرح حال طیفی وسیع از بزرگان معاصر خود، از سال ولادت تا سال وفات خود، به ترتیب الفبایی تألیف کرد (رجوع کنید به صفدی ، 1418، ج 1، ص 38، 202) که مشتمل بر اطلاعات ارزشمند تاریخی و اجتماعی و فرهنگی و ادبی است .
مقریزی (متوفی 845) دُررالعقود الفریدة فی تراجم الاعیان المفیدة را در شرح حال بسیاری از مشاهیر معاصر خود ــ که از 760 تا نزدیک وفات وی درگذشته بودند ــ گرد آورد ( ((ر.ک.ب))مقریزی ، 1995، قسم 1، ص 50 ـ51، 372ـ 378).
ابن حجر عسقلانی در اِنباء الغُمْر بأبناءالعُمر ، صورتی ترکیبی از سالشمار وقایع جهان اسلام بویژه مصر و شام ، و سرگذشت بزرگان عصر خود را از سال تولد خود (773) تا 850 فراهم کرد و آن را تکملة تاریخ ابن کثیر و وفیات ابن رافع سَلّامی شمرد (ابن حجر عسقلانی ، 1399، ج 1، ص 4).
ابراهیم بن عمر بِقاعی (متوفی 885) کار استادش ابن حجر، را ادامه داد و اِظهار العصر ل اَسرار اهل العصر را در ذیل انباء الغمر نوشت و عنوان الزمان فی ] یا بِ [ تراجم الشیوخ و الاقران را در شرح حال استادان و همگنان معاصر خود تألیف کرد (سیوطی ، ص 24؛ زرکلی ، ج 1، ص 56). احمدبن محمد حِمصی انصاری (متوفی 934) ذیل دیگری بر انباء الغمر به نام حوادث الزمان و وفیات الشیوخ و الاقران با احتوا
بر وقایع و وفیات 851 تا 930 فراهم آورد (زرکلی ، ج 1، ص 233).
سیوطی (متوفی 911) هم تراجم عده ای از سلاطین و بزرگان مسلمان عصر خود را در نظم العِقیان فی اَعیان الاَعیان گرد آورد که می توان آن را تاریخ سیاسی و اجتماعی و ادبی اواخر دورة ممالیک دانست .
اِنباء الهَصر بأبناء العَصر تألیف ابن صیرفی علی بن داوود (متوفی 900) بیشتر ویژگی تاریخ محلی دارد و رویدادهای مصر دورة ممالیک را از 873 تا 886 در بر می گیرد و در پایان هر سال تراجم وفیات بزرگان به ترتیب الفبایی آمده است . گفتنی است که در نسخة موجود حوادث 878 ـ884 افتاده است . انباءالهصر شاید بخشی از کتاب بزرگ ابن صیرفی ، نُزهة النفوس و الاَبدان فی تواریخ الزمان ، بوده (ابن صیرفی ، مقدمة حبشی ، ص 9) که رویدادهای 784 تا 850 آن ، شامل سالشمار وقایع و تراجم ، منتشر شده است .
پس از آن حسن بن محمد بورینی * (963ـ1024)، مورخ و فقیه و شاعر دمشقی ، زندگینامة بزرگان معاصر خویش را از زمان ولادت تا نزدیک مرگ خود، در تراجم الاعیان من ابناء الزمان به ترتیب الفبایی تدوین کرد (چاپ منجّد، ج 1، 2، دمشق 1959، 1963).
8. سده نامه ها. از سدة هفتم به بعد تألیفاتی بر اساس محدودة زمانی سده فراهم آمد که عمدتاً به شیوة عام و الفبایی است و در شمار سرگذشتنامه ها قرار می گیرد. هر چند پاره ای از آنها ترکیبی از وقایع و تراجم یا مختص صنفی خاص است ، مانند الحوادث الجامعة و التجارب النافعة فی المائة السابعة که منسوب به ابن فُوَطی عبدالرزاق بن احمد (متوفی 723)، مورخ و ادیب و کاتب بغدادی ، است و سالشمار حوادث 626 تا 700 عراق و کشورهای اسلامی مجاور آن و نیز وفیات بزرگان و مسائل اداری و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و نظامی و حوادث طبیعی را دربر می گیرد. ابن سعید مغربی (متوفی 685) در الغصون الیانعة فی محاسن شعراء المائة السابعة شرح حال عده ای از شعرای سدة هفتم شرق و غرب اسلامی را گرد آورد (چاپ ابراهیم ابیاری ، قاهره 1967).
شاید بتوان کتاب انسان العیون فی مشاهیر سادس القرون ابن ابی عُذَیبه (متوفی 856) را از لحاظ توالی زمانی موضوع کتاب ، نخستین سرگذشتنامه برپایة نظم سده ای به شمار آورد. برخی آن را بخشی از کتاب دیگر ابن ابی عذیبه به نام دول الاعیان دانسته اند (رجوع کنید به عزّاوی ، 1369 ش ، ج 3، ص 141ـ142؛ همو، 1376، ج 1، ص 238). پس از آن البدر السافر و تحفة المسافر جعفربن ثعلب اُدفُوی (متوفی 748)، مورخ و تراجم نگار مصری ، جای دارد که به شیوة ابن خلّکان ، شرح حال برخی از مشاهیر سدة هفتم و گاه سده های پنجم و ششم در آن گرد آمده است (ابن قاضی شهبه ، ج 3، ص 24؛ زرکلی ، ج 2، ص 123).
نخستین سده نامه ای که زندگینامة بزرگان را به شکلی تفصیلی دربر دارد، الدُر الکامنة فی اعیان المائة الثامنة ابن حجر عسقلانی است که شرح حال بسیاری از بزرگان سدة هشتم را از آغاز 701 تا پایان 800 به ترتیب الفبایی دربر دارد (رجوع کنید به ابن حجر عسقلانی ، 1393، ج 1، ص 2ـ3). وی ذیل الدرر الکامنة را نیز با احتوا بر تراجم بزرگان به شیوة سالشمار از 801 تا 832 و با نظم الفبایی تألیف کرد (رجوع کنید به همو، 1412، ص 62).
شاگرد برجستة ابن حجر، محمدبن عبدالرحمان سخاوی (متوفی 902)، هنگام پاک نویس کردن الدرر الکامنة ، تراجم بسیاری بر آن افزود. وی در کتاب خود با نام الضوء اللامع لاَهل القرن التاسع ، که طی 890 ـ 898 فراهم آورد (عنان ، ص 134ـ 135)، نیز تراجم بزرگان عالم اسلام در سدة نهم (از 801 به بعد) را به ترتیب الفبایی گرد آورد و به ذکر برخی مشاهیر اهل ذمه نیز پرداخت (رجوع کنید به سخاوی ، 1354ـ 1355، ج 1، ص 4ـ6).
پس از آن عبدالقادربن شیخ عَیدَروس (متوفی 1038)، مورخ یمنی ساکن احمدآباد هند، النور السافر عن اخبار القرن العاشر را در شرح حال بزرگان جهان اسلام از 901 تا پایان 1000، به شیوة سالشمار تألیف و در آن از رویدادهای مهم یاد کرد و پاره ای حکایات و آگاهیهای حدیثی و فقهی و ادبی را در آن گنجاند (رجوع کنید به عیدروس ، ص 5 ـ6) و سخنی کوتاه در ذکر اوصاف پیامبر اکرم در ابتدای کتاب خویش آورد. عیدروس نیز مانند ابن حجر و سخاوی و سیوطی زندگینامة خود را در کتابش درج کرده است (رجوع کنید به ص 300ـ 308).
کار عیدروس را مورخان بعدی ادامه دادند و آن را تکمیل کردند. محمدبن ابی بکر شِلّی (متوفی 1093)، مورخ و منجم یمنی ، السَّنا الباهر بتکمیل النور السافر را در ذیل اثر عیدروس ، و عِقدالجواهر و الدُرر فی اخبار القرن الحادی عشر را در شرح زندگی بزرگان سدة یازدهم تألیف کرد (محبی ، ج 3، ص 338؛ زرکلی ، ج 6، ص 59ـ60).
نجم الدین محمدبن محمد غَزّی (متوفی 1061)، الکواکب السائرة باعیان المئة العاشرة را در شرح حال بزرگان ، غالباً علما و ادبا و متصوفه ، از 901 تا پایان 1000 با ترتیبی نو فراهم آورد؛ وی تراجم را به سه طبقه تقسیم و هر طبقه را ــ که 33 سال از آن سده را دربر می گرفت ــ به ترتیب الفبایی تنظیم کرد و کسانی را که «محمد» نام داشتند به جهت هم نامی با حضرت رسول مقدّم داشت (رجوع کنید به ج 1، ص 5 ـ7). او کتاب لُطف السَمَر و قَطف الثمر را به همان شیوه ، مشتمل بر تراجم بزرگان سدة یازدهم از آغاز تا 1033 به مثابه طبقة چهارم و ذیلی بر کتاب پیشین ، تألیف کرد که در حقیقت سرگذشتنامة معاصران اوست (رجوع کنید به ج 1، ص 3ـ4).
محمدامین مُحِبّی (متوفی 1111)، مورخ و ادیب دمشقی ، نیز در خُلاصة الاثر فی اعیان القرن الحادی عشر تراجم رجال سدة یازدهم را گرد آورد (رجوع کنید به ج 1، ص 3ـ 5).
محمدخلیل بن علی مرادی (متوفی 1206)، مورخ دمشقی ، شرح حال بزرگان سدة دوازدهم را در سِلکُ الدُرر فی اعیان القرن الثانی عشر نوشت (رجوع کنید به ج 1، ص 4).
گزیده ای از شرح حال بزرگان سدة هشتم تا اواسط سدة سیزدهم را محمدبن علی شوکانی (متوفی 1250)، فقیه یمنی ، در البدر الطالع بمحاسن مَن بعدالقرن السابع گرد آورد.
عبدالرزاق بن حسن بَیطار * (متوفی 1335)، عالم و ادیب و مورخ دمشقی ، حِلیة البشر فی تاریخ القرن الثالث عشر را در شرح حال بزرگان سدة سیزدهم نوشت .
بررسی سرگذشتنامه های اخیر نشان می دهد که مؤلفان آنها سهم عمده ای را به علما و ادبا و متصوفه اختصاص داده اند و توجه آنان بیشتر معطوف به قلمرو ممالیک و عثمانی ، یعنی نواحی مصر و شام و حجاز و یمن و آسیای صغیر، بوده است . همچنین از مطالعة این آثار می توان به وجود مدارس بسیار به مثابه مراکز نشر علوم اسلامی ، و رواج تصوف و طریقتهای صوفیه و وجود خانقاهها و «زاویه »های بسیار در این نواحی پی برد.
9. تاریخ نگاری محلی . تعصبات و افتخارات محلی و همچنین انگیزه های علمی و دینی در پیدایی تواریخ شهرها به طور عام و تواریخ محلی که متضمن شرح حال شخصیتهای بزرگ شهری خاص برای نشان دادن جایگاه و تفوق علمی آن است ، نقش داشته است (رجوع کنید به سهمی ، ص 43ـ44). در جهان اسلام تاریخهای محلی بسیاری با صبغة علمی و دینی یا سیاسی تدوین شد. سخاوی (1382، ص 245ـ289) شمار معتنابهی از آنها را یاد کرده است .
افزون بر کتب طبقاتِ پیشگامانی مانند ابن سعد و خلیفة بن خیاط که بر اساس توزیع جغرافیایی تألیف شده بود، تاریخهای محلی بر اساس طبقات یا ترتیب الفباییِ رجال هر شهر، جداگانه تألیف شد که نخستین پدیدآورندگان آنها محدّثان بودند. این کتابها علاوه بر شرح حال علما و محدّثان و مشاهیر، معمولاً مشتمل است بر پیشگفتاری در بارة تاریخ احداث شهر و فتح آن به دست مسلمانان ، صحابه و تابعانی که به آنجا رفته اند، روایاتی در فضیلت شهر، والیان ، امرا، محله ها، تأسیسات شهر در پیش و پس از اسلام مانند حصار و قلعه و مسجد.
کهنترین تاریخ محلی موجود که به تراجم رجال اختصاص یافته ، تاریخ واسط اثر اَسلَم بن سهل رزّاز معروف به بَحشَل واسطی (متوفی 288) است (رجوع کنید به یاقوت حموی ، ج 2، ص 646). بحشل پس از بحث مختصری در بارة تاریخ تأسیس واسط و محله ها و بناهای آن ، به شرح حال صحابه و سپس محدّثانی که به نحوی به این شهر مربوط بوده اند، پرداخته و برحسب تقدم زمانی آنان را طبقه بندی کرده و به جای اصطلاح طبقه ، واژة « قرن » را به کار برده است . وی اغلب ، روایات آنان را با سند خویش نقل می کند (رجوع کنید به بحشل * ).
پس از آن مؤلفانِ تاریخهای محلی که به تراجم رجال پرداختند، در تنظیم و محتوای مطالب از این الگو پیروی کردند و کار بحشل را تداوم بخشیدند. از این میان می توان از محمدبن سعید قُشَیری (متوفی 334) مؤلف تاریخ الرقّة یاد کرد (چاپ ابراهیم صالح ، دمشق 1419/ 1998). ابوشیخ انصاری (متوفی 369) نیز در طبقات المحدّثین باصبهان و الواردین علیها ، محدّثان را در یازده طبقه تا عصر خود گروه بندی کرد (چاپ بَلّوشی ، بیروت 1408، 2 ج ). قاضی عبدالجبار خولانی دارانی (متوفی 370) تاریخ داریّا را به این شیوه فراهم آورد (چاپ سعید افغانی ، دمشق 1404/ 1984).
در عهد سامانیان (ح 261ـ389) عمدتاً محدّثان تاریخهای محلی بسیاری تألیف کردند که در آنها شیوة طبقات یا دسته بندی بر اساس شهرها یا نظم الفبایی به کار رفت . ابوعبداللّه جویباری وراق (متوفی نیمة اول سدة چهارم ) در کتاب طبقات ، شرح حال علما و بزرگان بلخ را به تفکیک شهرهای این ولایت گرد آورد و علی بن فضل بلخی (متوفی 323) ذکر علماء بلخ را در شرح حال محدّثان و فقهای این شهر بر اساس طبقات ترتیب داد. احمدبن محمدبن یاسین حدّاد (متوفی 334) نیز دو کتاب در بارة تاریخ هرات تألیف کرد که یکی ترتیب الفبایی داشت (محمدرضا ناجی ، ص 554 ـ556). ابواسحاق مُستملی (متوفی 376) اخبار علماء بلخ را در بارة طبقات محدّثان و فقها با نظم الفبایی تألیف کرد. ابوسعد ادریسی ، محدّث استرآبادی ساکن سمرقند، تاریخ سمرقند یا الکمال فی معرفة الرجال بسمرقند (تألیف پیش از 385) را در معرفی طبقات محدّثان این شهر تألیف کرد. وی در تاریخ استرآباد نیز احتمالاً از شیوة طبقات پیروی کرده است ( ((ر.ک.ب))همان ، ص 548). پس از آن حاکم نیشابوری (متوفی 405)، محدّث ، تاریخ نیشابور * یا تاریخ النیسابورییّن را به سبک طبقات نویسان پیشین نگاشت (رجوع کنید به همان ، ص 552 ـ 554). عبدالغافربن اسماعیل فارسی (متوفی 529) السیاق فی تاریخ نیشابور را به همین شیوه در ذیل تاریخ نیشابور نوشت .
حمزة بن یوسف سَهمی (متوفی 427) در تاریخ جُرجان پس از فصلی در مباحث کلی مربوط به گرگان از فتح اسلامی به بعد، تراجم علما و راویان آن شهر را به ترتیب الفبایی تنظیم کرد و بخشی جداگانه را نیز به زندگینامة زنان عالِم اختصاص داد.
ابونُعَیم اصفهانی (متوفی 430)، محدّث مشهور، ذکر اخبار اصبهان را در شرح حال محدّثان و راویان و علمای اصفهان با همان سبک کلی تاریخهای محلی و با استفاده از آثاری مانند ] تاریخ [ اصفهان حمزة اصفهانی (متوفی 356) و طبقات المحدّثین باصبهان ابوشیخ انصاری (رجوع کنید به ابونعیم ، ج 1، ص 14، 31، 77، 300) به شیوة الفبایی ــ با استثناهایی در هم نامهای پیامبران ــ تألیف کرد.
در مجموع ، تاریخهای محلی یادشده را باید در زمرة کتب رجال به شمار آورد؛ چه ، شناخت مشایخ شهر و روایات آنان از نخستین مسائلی بود که طالب حدیث باید فرا می گرفت (خلیفه بن خیاط ، مقدمة عمری ، ص 62). این نوع تاریخ نگاری محلی ناشی از نیاز به حفاظت بیشتر در برابر احادیث ساختگی و نیز تعیین موطن راویان بود (روزنتال ، ص 189).
بتدریج تاریخهای محلی جنبة عام یافت و علاوه بر تراجم رجال حدیث و روایت ، تراجم دیگر بزرگان و مشاهیر را نیز در بر گرفت . تاریخ بغداد * مهمترین اثر خطیب بغدادی (متوفی 463)، پس از وصف بغداد و تاریخ تأسیس آن ، اغلب به تراجم محدّثان اختصاص دارد، اما شامل مجموعة گسترده ای از سرگذشتنامه ها به ترتیب الفبایی با رعایت تقدم زمانی می شود.
تاریخ دمشق در هشتاد مجلد تألیف ابن عَساکر * (متوفی 571) نیز پس از فصلی در فضایل شام و وصف تاریخ و جغرافیای دمشق ، شامل تراجم راویان و محدّثان و مشاهیری چون والیان و قضات و شعراست که از دمشق برخاسته بودند یا به آنجا رفته بودند. ابن عساکر نخست به شرح سیرة نبوی و سرگذشت خلفای نخست پرداخته و تاریخ امویان و جنبه هایی از تاریخ عباسیان را در ضمن تراجم مطرح کرده است . وی همچون محدّثان ، روایات را با ذکر سند و تراجم را به ترتیب الفبایی آورده است . پاره ای از تراجم مربوط به قبل از اسلام اند و یک مجلد نیز به زندگینامة زنان اختصاص دارد. بعضی ، تاریخ دمشق را تلخیص کرده اند و بعضی نیز بر آن ذیل نوشته اند.
ابن عدیم (متوفی 660) به پیروی از ابن عساکر، در اثر بزرگ خود بغیة الطلب * فی تاریخ حلب ، سرگذشت بزرگان حلب را به ترتیب الفبایی آورده و در مقدمه ، به شرح جغرافیای حلب و شمال شام و فتح آن به دست مسلمانان پرداخته است (چاپ سهیل زکّار، 12 ج تا حرف سین و باب کُنی ' و القاب ، بیروت 1988؛ چاپ سامی دهّان ، دمشق 1951ـ 1968).
نمونة دیگری از تاریخهای محلی با صبغة دینی ، التدوین فی اخبار قزوین تألیف عبدالکریم بن محمد رافعی قزوینی (متوفی 623) است که مؤلف پس از اخبار فتح اسلامی و روایاتی در فضایل قزوین و وصف بناها، به یادکرد صحابه و تابعان و تراجم محدّثان این شهر تا عصر خود، با نظم الفبایی ، پرداخته است . این کتاب افزون بر مطالب تاریخی ، حاوی آگاهیهای ارزشمند جغرافیایی و ادبی است .
در سدة نهم آثاری به همین شیوه در بارة مکه و مدینه تألیف شد. محمدبن احمد فاسی (متوفی 832)، مؤلف آثار متعدد در بارة تاریخ مکه ، العِقد الثمین فی تاریخ البلد الامین را در شرح حال صحابه و علما و مشاهیر مکه از آغاز تا عصر خود به ترتیب الفبایی تألیف کرد و در بخش نخست آن به وصف ویژگیهای مکه و مختصری در تاریخ مکه با استفاده از کتاب دیگرش ، شِفاء الغَرام ، پرداخت (فاسی ، ج 1، ص 173ـ176). سخاوی نیز التحفة اللطیفة فی تاریخ المدینة الشریفة را به همین شیوه در بارة تاریخ مدینه گرد آورد (رجوع کنید به ج 1، ص 5 ـ6).
موضوع نوع دیگری از تاریخهای محلی ، اخبار و رویدادهای یک شهر است ؛ اینگونه آثار را در زمرة وقایعنامه ها می توان دانست . قدیمترین این آثار در بارة مکه و مدینه است . از این میان اخبار مکة تألیف محمدبن عبداللّه اَزرقی (زنده در ح 248)، اخباری و سیره نویس مکی (رجوع کنید به ابن ندیم ، ص 124ـ 125)، شایان ذکر است . این کتاب بیشتر روایاتی با ذکر سلسلة سند است و مشتمل بر داستانهایی در بارة آفرینش جهان و شهر مکه ، با استفاده از روایات کسانی مانند وهب بن منبّه ، و همچنین اخبار و رویدادها و شرح ویژگیهای مکه و مسجدالحرام و کعبه در سده های نخستین اسلامی است (چاپ جدید از رشدی صالح ملحس ، بیروت 1403/ 1983). دیگر مورخ مکی و معاصر ازرقی ، محمدبن اسحاق فاکهی (متوفی پس از 272)، تاریخ مکه را به همان شیوه نوشت و آگاهیهای متنوعی ، از جمله در بارة والیان و قاضیان مکه ، به دست داد که بخشی از آن برجای مانده است (چاپ وستنفلد، گوتینگن 1859). این آثار در سده های نهم و دهم اساس کار نویسندگانی همچون فاسی (متوفی 832) در شِفاءالغَرام باخبار البلد الحرام ، ابن ظُهَیره (متوفی 986) در الجامع اللطیف فی فضایل مکة و البیت الشریف (چاپ وستنفلد، گوتینگن 1859)، و نَهرَ والی (متوفی 988) در الاءعلام بأَعلام بیت اللّه الحرام (چاپ وستنفلد، گوتینگن 1857) قرار گرفت .
از قدیمترین کتابها در بارة مدینه ، تاریخ المدینة المنوّرة از عمربن شَبّه نُمیری (متوفی 262) است که در آن تاریخ اسلام از هجرت پیامبر تا قتل عثمان بر محور شهر مدینه آمده ولی به دورة خلافت ابوبکر و علی علیه السلام اشاره نشده است . شیوة ابن شبّه در این کتاب ، روایی و مستند است و ضمناً ویژگیهای شهر مدینه را برشمرده است (چاپ فهیم محمد شلتوت ، بیروت 1410/ 1990، 4 ج ).
شاگرد ابن شبّه ، احمدبن ابی طاهر طیفور (متوفی 280)، نیز کتاب بغداد را بر محور رویدادهای دارالخلافة بغداد، در بارة تاریخ خلفای عباسی تا پایان دورة مهتدی (256) تألیف کرد. از این کتاب جزء ششم آن باقی مانده که وقایع دورة مأمون را از 204 تا 218 دربر دارد و حاوی گزارشهایی در بارة ویژگیهای شهر و شاعران و خنیاگران آن در این دوره است (چاپ هنس کلّر، لایپزیگ 1908؛ چاپ کوثری ، قاهره 1368/ 1949). پس از ابن ابی طاهر، پسرش عبیداللّه ، شرح حوادث دورة خلافت معتمد تا مقتدر (256ـ320) را بر کتاب بغداد افزود، اما آن را به پایان نرساند (رجوع کنید به ابن ندیم ، ص 163ـ164).
از تاریخهای متعددی که در سده های اولیه در بارة بصره تألیف شد (رجوع کنید به همان ، ص 59، 115، 125؛ یاقوت حموی ، ج 3، ص 1327، ج 4، ص 1857)، چیزی در دست نیست . معدن الجواهر بتاریخ البصرة و الجزائر تألیف شیخ نعمان بن محمدبن عراق (سدة دهم ) اثری متأخر در بارة بصره و جزایر خلیج فارس است و مؤلف از برخی منابع سدة سوم در این موضوع استفاده کرده است (نعمان بن محمد، مقدمة محمد حمیداللّه ، ص 9).
از نخستین مؤلفان تاریخ محلی عربستان جنوبی ، ابن هشام (متوفی 218) است که کتاب التیجان فی ملوک حِمیَر را در بارة تاریخ کهن یمن از جمع روایات وهب بن منبّه فراهم آورد. این کتاب آمیخته ای از حوادث تاریخی و قصص دینی و اساطیر است (رجوع کنید به مقدمة عبدالعزیز مقالح ، ص 7). حسن بن احمد هَمْدانی (متوفی 334)، مورخ و جغرافیانگار یمنی ، اثری مشابه و مفصّلتر در اَنساب و پادشاهان حمیر به نام الاکلیل تألیف کرد. تاریخ مدینة صنعاء تألیف احمدبن عبداللّه رازی (متوفی ح 460) اثری یگانه در باب تاریخ فرهنگی و سیاسی صنعاء و شرح ویژگیهای آن از دوران اساطیری تا زمان مؤلف است و تراجم بسیاری از رجال یمن ــ که بعضاً ایرانی الاصل بودند ــ و روایات فراوانی از افراد ایرانی تبار (اَبناوی ) را دربر دارد که نشان دهندة تمایلات و خاستگاه ایرانی مؤلف است ( ((ر.ک.ب))فهرست ، ص 573 ـ574). رازی در نقل خبر از شیوة محدّثان پیروی کرده است . عمارة بن علی یمنی (متوفی 569)، مورخ و شاعر، نیز تاریخ سیاسی یمن بویژه صنعاء و زبید و وصف جغرافیایی منطقه و تراجم شماری از ادیبان و شاعران آنجا را در المفید فی اخبار صنعاء و زَبید یا تاریخ الیمن گرد آورد و از آثاری مانند المفید لاخبار زَبید ابوطامی جیّاش بن نجاح (متوفی ح 500)، امیر حبشی یمن ، بهره گرفت (رجوع کنید به عماره یمنی ، ص 45ـ47).
تاریخ المستبصر منسوب به ابن مُجاور (متوفی 690) نیز اثری مهم در بارة تاریخ و جغرافیای مکه و حجاز و یمن و آداب و رسوم رایج در آنجاست . ابن مجاور از برخی منابع خود، مانند کتاب ] تاریخ مکه [ فاکهی ، مروج الذهب مسعودی ، المفید فی اخبار صنعاء و زبید عماره و جز آن نام برده است (رجوع کنید به ص 4ـ 5، 33، 60، 281).
از تواریخ یمن که تألیفات پیشین را اساس قرار دادند و در تکمیل آنها کوشیدند، اینهاست : کنز الاَخیار (الاخبار) فی معرفة السیر و الاخبار تألیف ادریس بن علی حَمزی (متوفی 714) که در واقع تاریخی عمومی مشتمل بر خلاصة الکامل ابن اثیر به ضمیمة سالشمار رویدادهای یمن تا 714 است (زرکلی ، ج 1، ص 280). شاگرد حمزی ، عبدالباقی بن عبدالمجید قرشی یمانی (متوفی 743)، از این کتاب در نگارش بَهجة الزَّمَن فی تاریخ الیمن بهره گرفت (رجوع کنید به یمانی ، مقدمه ، ص 5، 11). السلوک فی طبقات العلماء و الملوک تألیف بهاءالدین محمدبن یوسف جَنَدی (متوفی 732) ترکیبی از تاریخ سیاسی و سرگذشتنامه است (چاپ اکوَع ، صنعاء 1414ـ1416/ 1993ـ 1995، 2 ج ). بُغیة المستفید فی اخبار مدینة زَبید از ابن دَیبَع (متوفی 944) نیز در تاریخ زَبید تا آغاز سدة دهم است (چاپ عبداللّه حبشی ، صنعاء 1979) که وصف جغرافیایی و تاریخ سیاسی را تلفیق کرده و دارای نظمی وقایع نگاشتی است (روزنتال ، ص 180). همو ذیلی بر این کتاب شامل رویدادهای یمن در سالهای 901 تا 923 به نام الفضل المزید علی بغیة المستفید تألیف کرد (چاپ محمدعیسی صالحیّة ، کویت 1402/ 1982). از دیگر آثار متعدد ابن دیبع در بارة یمن ، قُرّة العیون باخبار الیمن المَیمون در تاریخ سیاسی یمن از آغاز اسلام تا پایان دولت طاهری (923) است که اساساً خلاصه ای است از العَسجَد المَسبوک ابوالحسن علی بن حسن خَزرَجی (متوفی 812؛ یا اسماعیل بن عباس غسّانی ، متوفی ? 803) با افزوده هایی از منابع دیگر ( ((ر.ک.ب))ابن دیبع ، ص 26). از منابع متأخر یمن ، غایة الامانی فی اخبار القُطر الیمانی تألیف یحیی بن حسین (متوفی 1100) است که تاریخ یمن را از آغاز اسلام تا برافتادن حکومت والیان عثمانی در 1045، نوشته است (چاپ سعیدعبدالفتاح عاشور، قاهره 1388/ 1968، 2 ج ).
از دیگر تاریخهای محلی کهن ، تاریخ الموصل ابوزکریا یزیدبن محمد اَزدی (متوفی 334) است که بخش دوم آن ، شامل رویدادهای 101 تا 224، باقی مانده و مشتمل بر سالشمار تاریخ موصل و آگاهیهایی در بارة حاکمان و قاضیان آنجا و دورة مهم انتقال قدرت از امویان به عباسیان است .
تاریخ یا مذیّل ] تاریخ دمشق [ تألیف ابن قَلانِسی (متوفی 555)، اثری وقایع نگاشتی به شیوة سالشمار در بارة دمشق است ، هرچند گزارشهایی از دیگر سرزمینهای اسلامی نیز در آن آمده است . این کتاب وقایع 360 تا 555 را دربر می گیرد. ظاهراً بخش نخست آن ، خلاصه ای از تاریخ هلال بن محسّن صابی ( ((ر.ک.ب))ابن قلانسی ، مقدمة زکار، ص ن ـ ص ) و بخش دوم آن (حوادث 448 تا پایان ) ذیلی بر تاریخ صابی است ( ((ر.ک.ب))ابن قلانسی ، ص 140؛ ابن خلّکان ، ج 7، ص 144؛ قفطی ، ص 110).
تاریخ مَیّافارقین و آمِد یا تاریخ الفارقی اثر ابن اَزرق احمدبن یوسف فارقی (زنده در 577) را باید تاریخی محلی به شمار آورد که افزون بر شرح تاریخ میّافارقین (از شهرهای مهم دیارْ بَکر) از بدو تأسیس تا عصر مؤلف ، مشتمل بر اخبار و رویدادهای سیاسی ـ فرهنگی منطقه است . ابن ازرق کتاب خود را ظاهراً با سیرة پیامبر آغاز کرده و پس از ذکر خلافت ابوبکر و عمر، به تاریخ امویان و عباسیان و دولتهای اسلامی روزگار ایشان پرداخته و از شرح حال بزرگان و مسائل جغرافیایی و اقتصادی یاد کرده است ( ((ر.ک.ب))ابن ازرق ، مقدمة بدوی عبداللطیف عوض ، ص 1ـ3، 6). بَدوی عبداللطیف عوض ، بخش مربوط به دولت کُرد مروانیان (380ـ 478) را از این کتاب به چاپ رسانده است (بیروت 1974).
ابن شدّاد (متوفی 684) الاعلاق الخطیرة فی ذکر امراء الشام و الجزیرة را به مثابه تاریخ سیاسی «جزیره » (شمال عراق ) و «اَجناد» (مناطق پنج گانة شام ، یعنی حلب و دمشق و لبنان و اردن و فلسطین )، در سه بخش تألیف کرد و در مقدمة فصلِ مربوط به هر شهر به ذکر ویژگیهای جغرافیایی آن پرداخت .
تاریخ نگاری محلی در مصر سنّتی دیرین و مستمر داشت . کهنترین اثر بازمانده در بارة تاریخ مصر از فتح اسلامی به بعد و همچنین وقایع فتح افریقیه و مغرب و اندلس تا 127، فتوح مصر و اخبارها تألیف ابن عبدالحَکَم (متوفی 257)، محدّث و فقیه مصری ، است . مؤلف فصلهایی را به فضایل مصر، بخشها و ناحیه ها، استقرار مسلمانان در این سرزمین ، قضات (تا 246) و نظام مالی آنجا، والیان و صحابه در آنجا اختصاص داده است . ابن عبدالحکم شیوة روایی و اسنادی را برگزیده و اثر او مرجع معتبر مورخان بعدی مصر گردیده است (چاپ تورِی ، لیدن 1920).
محمدبن عبیداللّه مُسبّحی (متوفی 420)، مورخ مصری ، نیز اثر بزرگ خود (رجوع کنید به حاجی خلیفه ، ج 1، ستون 304: 12 ج ) التاریخ الکبیر یا اخبار مصر را در شرح تاریخ مصر و اخبار فرمانروایان و بزرگان و حیات فرهنگی و اجتماعی آن دیار تألیف کرد ( ((ر.ک.ب))ابن خلّکان ، ج 4، ص 377) که می توان آن را تحولی در تاریخ نگاری محلی مصر شمرد. از این اثر بزرگ ، که منبع ارزشمندی برای دورة نخست خلافت فاطمیان بوده (عنان ، ص 52؛ مسبّحی ،ج 40، مقدمة ایمن فواد سید، ص ز)، تنها جزء پایانی (چهلم ) آن ــ مشتمل بر دنبالة حوادث 414 و حوادث 415 ــ باقی مانده است . این کتاب شیوة سالشمار دارد و ذیل هر سال ، حوادث به صورت ماه به ماه شرح شده است .
ابن مُیَسَّر (متوفی 677) کار مسبّحی را ادامه داد (صفدی ، 1962ـ1979، ج 4، ص 188؛ سخاوی ، 1382، ص 278) و اخبار مصر را پدید آورد، اما ظاهراً کتاب او بیش از صرفِ تکمله بوده است (رجوع کنید به ابن میسر، ج 2، ص 45ـ56). بخشی از این کتاب شامل حوادث 439 تا 553 باقی مانده است .
ابن مَمّاتی (متوفی 606) ادیب و دبیر و دیوانسالار ایوبی ، مهمترین کتاب خود، قوانین الدواوین (چاپ عزیز سوریال عطیة ، قاهره 1943)، را در سه بخش کلی در بارة جغرافیا و سازمانهای اداری و نظام کشاورزی مصر در دورة ایوبیان تألیف کرد که از نخستین تلاشها برای تدوین تاریخ اداری بود و می توان کتاب او را با دستور الکاتب تألیف هندوشاه نخجوانی مقایسه کرد (عزّاوی ، 1376، ج 1، ص 8 ـ9).
چنین طرحی را قلقشندی (متوفی 821) با تألیف صبح الاعشی * توسعه داد و در آن با الگو گرفتن از التعریف بالمصطلح الشریف (رجوع کنید به قلقشندی ، 1383، ج 1، ص 7ـ10)، اطلاعات گوناگونی در بارة زبان عربی و دبیری و جغرافیا و آداب و رسوم خلافت در سرتاسر عالم اسلام و دولتهای اسلامی و نیز فصلی مبسوط در تاریخ و جغرافیا و سازمان اداری مصر گرد آورد و آن را راهنمای دبیران ساخت .
تاریخ و جغرافیای دَه شهر بزرگ اسلامی موضوع الانتصار لِواسطة عَقد الاَمصار تألیف ابن دُقماق بود (حاجی خلیفه ، ج 1، ستون 174) که تنها جلدهای چهارم و پنجم آن ، در بارة فسطاط و اسکندریه ، در دست است .
المواعظ و الاعتبار بذکر الخِطط و الا´ثار ، یا الخطط ، تألیف مَقریزی (متوفی 845)، مشروحترین وصف از جغرافیای مصر و قاهره و سیر تاریخی آن از فتح اسلامی به بعد است که در عین حال ، آگاهیهای گرانبهایی در بارة اوضاع اجتماعی و معماری و هنر مصر و جنبه های اخلاقی و زندگی عمومی مردم آنجا به دست می دهد (رجوع کنید به عنان ، ص 90ـ96).
شاگرد مقریزی ، ابن تغری بردی (متوفی 874)، نیز النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة را در تاریخ مصر از فتح اسلامی تا 872 نوشت و در ذیل رویدادهای هر سال وضع آب نیل را توضیح داد. النجوم الزاهرة مفصّلترین تاریخ مصر اسلامی است که در عین حال رویدادهای سایر سرزمینهای اسلامی را به اختصار دربر دارد. این کتاب بر اساس دورة حکومت فرمانروایان مصر و به شیوة سالشمار تنظیم شده است .
حُسن المحاضرة فی اخبار مصر و القاهرة تألیف جلال الدین سیوطی (متوفی 911) به بررسی تاریخ کهن مصر و اوضاع سیاسی ـ اداری ، اجتماعی ، علمی و فرهنگی آن پس از فتح اسلامی اختصاص دارد و به جهت احتوا بر زندگینامه هایی کوتاه از علما و بزرگان ، می توان آن را مکمل الخطط مقریزی دانست .
پس از سیوطی ، شاگردش ابن اِیاس (متوفی 930)، بدائع الزهور فی وقائع الدهور را تألیف کرد که متضمن تاریخ مصر از عهد کهن و دولتهای اسلامی آن سرزمین تا پایان 928 است . ابن ایاس وقایع معاصر خود، بویژه تصرف مصر به دست دولت عثمانی (922)، را بر اساس مشاهدات و اطلاعات شخصی خویش بتفصیل و با جزئیات نوشته که موجب ارزش و اهمیت کتاب او شده است ؛ هر چند در نگارش ، شیوه ای سست و گسسته و متمایل به نثر عامیانه دارد. وی به اوضاع سیاسی و اداری و اجتماعی و زندگی عامه و وفیات بزرگان نیز پرداخته است (عنان ، ص 154ـ160).
پس از آنکه عثمانی ، مصر را فتح کرد، تألیف کتابهای تاریخی در آنجا کاهش یافت و آنچه تألیف می شد بیشتر محدود به این دوره با ذکر سلاطین عثمانی و نُوّاب آنان در مصر بود و پس از ابن ایاس ، مورخی هم طراز مورخان بزرگ پیشین ظهور نکرد (همان ، ص 169).
ابن ابی السرور بکری (متوفی 1060) النُزهة الزَهیّة فی ذکر ولاة مصر و القاهرة المعزیّة را در تاریخ مصر از روزگار کهن تا دورة سلطان مراد عثمانی نوشت و از رویدادهای دوران حاکمان عثمانی در مصر تا حکومت خلیل پاشا (1041) یاد کرد و در فصلی نیز به شرح ویژگیهای مصر پرداخت (عنان ، ص 171). وی کتاب الروضة المأنوسة فی اخبار مصر المحروسة را نیز به منزلة گزیده ای از آثار تاریخی خود در بارة مصرِ
روزگار عثمانی فراهم کرد. نسخه هایی از این کتابها باقی است (همان ، ص 172).
برخی تاریخهای محلی ، راجع به صاحب منصبان سیاسی و قضایی است . چنین آثاری ظاهراً از تاریخهای سرگذشتنامه ای در بارة مقامات دولتی ــ که تألیف آنها از سدة سوم و با نوشته های کسانی مانند هیثم بن عدی (رجوع کنید به ابن ندیم ، ص 112؛ کتابهایی در بارة حاکمان و قضات کوفه و بصره ) آغاز گردید ــ الهام گرفته است (روزنتال ، ص 186). از جملة این تاریخهای محلی ، التاریخ فی اخبار وُلاة خراسان تألیف ابوعلی سَلاّ می (متوفی 300) است که قرنها منبع ارزشمندی برای مورخان و نویسندگان بوده و مطالبی از آن در آثار گردیزی و ابن اثیر و ابن خلّکان نقل شده است (رجوع کنید به محمدرضا ناجی ، ص 541 ـ542). دیگر، کتاب الولاة و کتاب القضاة ابوعمر محمدبن یوسف کِندی (متوفی 350) است که تکملة فتوح مصر ابن عبدالحکم به شمار می آید. کندی در این کتاب ــ که گویا دو اثر جداگانه بوده ــ اخبار والیان را از فتح اسلامی تا مرگ محمدبن طُغْج اِخشید (334) و تاریخ قضات را، مانند ابن عبدالحکم ، از فتح اسلامی تا 246 اما مفصّلتر گرد آورده و بویژه در بخشهای نخست ، از شیوة اسنادی بهره گرفته است (چاپ رفن گست ، بیروت 1908).
ابن زولاق (متوفی 387)، مورخ مصری ، کار کِندی را ادامه داد و ذیل اخبار قضاة مصر را در تکمیل آن از 246 تا 386 نوشت که با شرح حال محمدبن نعمان ، قاضی فاطمی ، پایان می یابد (ابن خلّکان ، ج 2، ص 91) و ظاهراً منتخبی از آن باقی است (روزنتال ، ص 178). ابن زولاق همچنین اتمام اخبار امراء مصر را در تکمیل اثر کندی تألیف کرد (مقریزی ، 1387، ج 1، ص 102).
حقوق اين پایگاه اطلاع رسانی متعلق به بنياد دايرة المعارف اسلامي مي باشد. استفاده از تمام يا قسمتي از آن، فقط با ذکر منبع مجاز است.
تاریخ / تاریخ نگاری (بخش دوم) ، 10. تاریخ نگاری دودمانی . تاریخهای وقایع نگاشتی نظمی مبتنی بر دوران حکومت خلفا و سلاطین دارد. در تاریخهای دودمانی نیز که پس از زوال قدرت مرکزی خلافت اسلامی تألیف شد، دوران حکومت حاکمان به عنوان تنها اصل تنظیم مطالب به کار رفت . در نحوة تنظیم تاریخهای قدیمترِ امویان و عباسیان از همین شیوه پیروی شده است و از نخستین حاکمان آغاز می شود و به آخرین آنها می انجامد (روزنتال ، ص 104ـ 105).
آنچه در دیدار مقام معظم رهبری با اعضاي ستادها در یکی از حساسترین لحظات تاریخ این ملت گذشت، بی تردید "رمز عبور" این ملت از گردنه های خطیر در این بیست سال زعامت مقام معظم رهبری بوده است. قسمت دوم این جلسه که سراسر حماسه و نگارگرجلوه صفت شجاعت بی نظیر و عدالت بی همتای رهبری عزیز بود، از چشمان همگان پوشیده نگاه داشته شد.

به گزارش رجانيوز، هفته نامه 9 دي در اولين شماره كه امروز به روي دكه ها رفت، در نوشتهاي به قلم جعفر فرجي كه از سوي ستاد انتخاباتي دكتر احمدينژاد در اين نشست حاضر بوده ناگفتههايي خواندني مطرح كرده است.

این جلسه با دعوت رهبری و چند روز بعد از راهپیمایی اعتراضی میدان آزادی جریان فتنه برگزار شد. برخی با این نگاه آمده بودند که امتیازی نصیبشان خواهد شد...
آقای الویری بی تابی می کردند و به آقا می گفتند که: آقا 30 ثانیه وقت بدهید. بنده طرح دارم برای حل مسئله. آقا فرمودند که دوربین ها را بیرون ببرید. وقتی دوربین ها کامل خارج شد، آقا فرمودند که: آقای الویری شما 30 ثانیه وقت خواستید، ما کریم هستیم به شما یک دقیقه وقت می دهیم. خنده بر لبان همه نشست...
آقای الویری شروع کردند و گفتند که از دید ما این انتخابات بایستی ابطال شود. هر گونه تصمیم دیگری به غیر از ابطال، مورد پذیرش مردم قرار نخواهد گرفت. بعد از ابطال انتخابات که کمترین خواسته مردم است ، برای حل مسائل و قضاوت در مورد ادعاهای طرفین، حضرتعالی شورای حکمیتی شکل دهید تا میان طرفین قضاوت کند، آن وقت هر آنچه آن شورا حکمیت نمود ما هم می پذیریم.
این کار در زمان امام هم سابقه داشته است. مثلاً در ماجرای 14 اسفند در زد و خورد مابین طرفداران بنی صدر و شهید بهشتی، چون یک طرف دعوا شهید بهشتی رئیس دستگاه قضا بودند، امام برای حل مساله شورایی 3 نفره را شکل دادند (نقل این جملات از طرف آقای الویری حدود پنج دقیقه طول کشید) آقای الویری ادامه دادند که با تشکیل این تیم سه نفره مشکل حل شد.

حضرت آقا اجازه داده بود تا آقای الویری پنج دقیقه وقت مقررشان را صحبت کنند، بلافاصله بعد از این جمله آقای الویری که مشکل حل شد فرمودند: و مشکل حل نشد...
آقای الویری که گویی تمام صحبت های خود را برباد رفته می دید و همچنین تمام وقت خود را، با حالت خاصی با تردید گفت: آقا حل شد... و حضرت آقا فرمودند: نخیر مشکلی حل نشد و پس از تحقیقات فراوان نتایج مورد پذیرش طرف مقابل قرار نگرفت و آن پرونده حجیمی که آقای اردبیلی با خود به این طرف و آنطرف می برد هیچ گاه به نتیجه خاصی منتج نشد.
آقا فرمودند یک مطلبی را اینجا جا دارد بیان کنم:
برخی از دوستانی که در این جلسه حضور دارند هر گاه به انتخاباتها نزدیک می شویم ، مدام با یک ژست خاصی در شعارهایشان تبلیغ می کنند که اختیارات رهبری در چهارچوب قانون اساسی است و رهبری در چهارچوب قانون اساسی بایست عمل کند و اختیارات فراقانونی و یا حکم حکومتی نداریم.
جناب آقای خاتمی نیز وقتی سال 76 می خواستند کاندیدای ریاست جمهوری شوند، آمدند پیش بنده و گفتند که بنده عقیده ام این است که رهبری بایست در چهارچوب قانون اساسی عمل کند. بنده به ایشان گفتم بسیار مطلب خوبی است ولی شما جناب آقای خاتمی کسی خواهی بود که در آینده بیشترین تقاضاها را برای استفاده از اختیارات فراتر از قانون اساسی رهبری جهت حل مشکلات کشور خواهید داشت. در طول سالهای ریاست جمهوری، ایشان بارها نامه می زدند که فلان مطلب را تنها شما می توانید حل نمایید و بنده می نوشتم که با توجه به اینکه درخواست شما در چهارچوب قانون اساسی نیست مکتوب بنویسید که موضوع از طریق اختیارات فراتر از قانون اساسی رهبری حل شود و ایشان بارها و بارها چنین مطلبی را مکتوب نمودند.
شما ببینید این اختیارات رهبری در انتخاباتهای مختلف مثل تایید انتخابات مجلس تهران و یا تایید صلاحیت کاندیدای ریاست جمهوری و... تاکنون به نفع چه جریانی بیشتر بکار گرفته شده است. در همین جمع اکثر دوستان در زمان تصدی خود بر پست های مختلف در مواقع بحرانی کشور، همین درخواستها را بصورت مکتوب برای استفاده از اختیارات رهبری داشته اند ولی چرا هر وقت انتخاباتی می شود، مدام تکرار می کنید که حکم حکومتی نداریم و...
الان هم شما از بنده می خواهید بدون در نظر گرفتن شورای نگهبان و چهارچوب های قانونی، شورایی را فراتر از آنچه در قانون اساسی آمده، جهت حکمیت شکل دهم. نخیر بنده نظرم این است که بر اساس همان چیزی که خودتان مدام در ایام انتخاباتهای مختلف تبلیغ می کنید عمل شود و بایست همه گروهها در چهارچوب قانون عمل نمایند. راه حل مساله رجوع معترضین به شورای نگهبان است و بنده حرکت در چهارچوب قانون را راه حل نهایی می دانم.
کار تمام شده بود. آنچنان قاطعانه درخواست ها و تلاش های آقایان الویری، بهشتی، دانش جعفری مبنی بر ابطال انتخابات و از کار انداختن وجاهت داوری شورای نگهبان در فراز اول سخنان رهبری ( در قسمت غیررسمی) بصورت شفاف و صریح پاسخ داده شده بود که هرگونه فکری مبنی بر فلسفه شکل گیری جلسه بر پایه امتیاز دهی را از بین می برد.
آقای زنگنه دست خود را بالا بردند و اجازه گرفتند که صحبت کنند. آقای زنگنه مطالبی پیرامون عدم بیطرفی شورای نگهبان گفتند و سپس موضوع را به سمت آقای احمدی نژاد کشاندند که ایشان در سخنرانیشان در میدان ولیعصر به ما گفته اند همجنس باز و لیبرال.
حضرت آقا فرمودند: آقای زنگنه حالا چرا شما به خودتان گرفته اید؟ آقای زنگنه اصرار می کردند که احمدی نژاد گفته طرفداران موسوی فلان و فلان هستند. صحبت های زنگنه معطوف به آن قسمت از صحبت های دکتر در رابطه با آمریکا و حکومت های لیبرالی بود که روسای جمهور این کشورهای لیبرالی، از هر طریقی ولو شعارها و امتیازهایی برای همجنس بازان، به دنبال رای آوری هستند. واقعاً من هم تعجب کردم که چرا ایشان به خودشان گرفته اند. اصل صحبت آقای زنگنه این بود که تقلب شده و بایست انتخابات ابطال شود.
حضرت آقا صحبت های جناب زنگنه را تمام کردند و فرمودند: آقای زنگنه شما نوعاً آدم احساساتی هستید و همواره در موضع گیری ها و بیان مطالبتان، احساستان بر منطق و عقل می چربد، این خوب نیست. الان هم من این صحبت های شما را می گذارم روی احساسی بودنتان.
فضا خیلی سنگین شده بود و آقای زنگنه را نگاه کردم آن حالت سفت و محکم اولیه نشستن خود را از دست داده بود و روی صندلی دراز کشیده بود گویی بدنش توان نشستن نداشت. آقا فرمودند: بارها شده که شما مطلبی را با حرارت گفته اید و سپس با اشک نزد بنده آن مطلب را پس گرفته اید.
آقا فرمودند: یک مطلبی هم راجع به ابطال انتخابات بگویم که دیگر هیچ وقت چنین مطلبی را تکرار نکنید. اگر امروز تمام دنیا نیز روبرویم جمع شوند و بایستند و بگویند انتخابات باید ابطال شود، بنده هرگز زیر بار نخواهم رفت. ابطال انتخابات تودهنی به مردم است و بنده به هیچ عنوان از حقوق مردم کوتاه نخواهم آمد. در همین انتخابات سال 76 وقتی جناب آقای خاتمی رای آوردند خیلی ها اعتراض داشتند و به دنبال ابطال انتخابات بودند. گروهی از بزرگانی که شما هم می شناسید پیش بنده آمدند و تقاضای ابطال انتخابات را کردند و مدام هم اصرار می کردند. بنده آن زمان آن چنان تشری به این ها زدم که دیگر از آن زمان تاکنون دلشان با بنده صاف نشده، (بعد با شوخی و تبسمی آرام فرمودند) البته امیدوارم این جلسه باعث نشود که شما هم مثل آن عزیزان شوید. اگر هم اعتراضی راجع به انتخابات دارید بروید در مجاری قانونی درنظرگرفته شده در قانون اساسی پیگیری نمایید. ایشان ادامه دادند: البته یک چیزی را هم بگویم که شما که کار اجرایی انتخابات انجام داده اید، می دانید که احتمال تقلب در انتخابات نیم درصد هم نیست. حالا یک زمانی صحبت بر سر 100 هزار رای بود احتمال می دادیم. اگر 200 هزار رأی بود، 300 هزار رأی بود می پذیرفتیم. الان صحبت نه بر سر یک میلیون یا دو میلیون رأی که اختلاف 11 میلیون رأی است. مگر می شود پذیرفت. البته اشکال ندارد شورای نگهبان ترتیبی اتخاذ نماید تا با حضور نمایندگان کاندیداها آن صندوق هایی که اعتراض دارند بازشماری شود. هر چند که بنده مطمئن هستم تغییری در آراء بوجود نخواهد آمد.
آقای آخوندی که باجناق آقای ناطق نوری و نماینده ستاد موسوی در هیأت نظارت شورای نگهبان بودند، دست خود را بالا بردند. داشتند شروع به صحبت می کردند که آقا فرمودند: خودتان را معرفی کنید؟ با تعجب گفتند که آخوندی هستم، عضو ستاد موسوی. آقا فرمودند: «بله مواضعتان را اخیراً در روزنامه ها دیده ام.» اهل دلی می گفت که حکمت این برخورد آقا شاید این بوده که ایشان جناب آقای آخوندی جدید را با مواضع جدیدش نمی شناختند و احتیاج داشتند ایشان خودشان را درست با همین عنوان جدید معرفی کنند.
آقای آخوندی گفتند که آقا بنده در انتخابات سال 76 وقتی آمار آراء تا حدودی مشخص شد نشستم و بیانیه ای را آماده نمودم و به آقای ناطق گفتم انتخابات را به آقای خاتمی تبریک بگوییم. آقا این را می دانیم که در یک جامعه مترقی بایست کسی که شکست می خورد شکست را بپذیرد و همچنین می دانیم که هر چقدر آراء این انتخابات که در داخل صندوق ها ریخته شده و بازشماری شود باز هم تغییری بوجود نمی آید و قبول داریم که مردم این آراء را در صندوق ها ریخته اند (تا بدینجا آقای آخوندی دو اعتراف بزرگ را انجام داده بود) اما اعتراض ما به این است که با بداخلاقی کاری کرده اند که مردم به اشتباه افتادند. کلیت بحث این بود که چرا احمدی نژاد طوری عرصه را طراحی نمود که رای به موسوی معادل رای به هاشمی شد و افکار عمومی را احمدی نژاد طوری هدایت کرد که گویی هر کس به موسوی رأی بدهد، انگار به هاشمی رای داده است و... این یعنی تقلب در انتخابات.
آقای دکتر زارعی که با آقای آخوندی در شورای نگهبان به عنوان نمایندگان کاندیداها حضور داشت، با عصبانیت زیر لب می گفت پس چه کسی بود که دائم بدون اینکه نتیجه ای معلوم شده باشد از همان لحظات اولیه آغاز انتخابات با بیرون تماس می گرفت و دائم آمارهای دروغ به بیرون می داد که تعداد آراء فلان مقدار شده است. آقای زارعی که حسابی از دست آخوندی شاکی بود، دستشان را مدام بالا می بردند. آقا نگاهی به آقای زارعی کردند و فرمودند که دیگر خسته شده اند. تا چنین گفتند آقای زارعی دستشان را پایین آوردند و آقا والسلامی گفتند و جلسه چند ساعته به پایان رسید.
به غیر از چند نفر که بدون خداحافظی رفتند، همه به گرد رهبری حلقه زدند. خانم کروبی جلو آمدند و با آقا احوالپرسی کردند و گفتند: آقا نمی شود این هایی که دستگیر شده اند را آزاد نمایید؟ آقا فرمودند: خانم کروبی بنده در این فیلم های تبلیغاتی آقای کروبی می دیدم که ایشان مدام افتخار می کنند به اینکه مجرمین را از زندان آزاد کرده اند. (اشاره به ژست تبلیغاتی کروبی مبنی بر توانمندیش در نظام مبنی بر رایزنی و چانه زنی برای آزاد نمودن زندانیان به تعبیر خودش سیاسی) به ایشان بگویید که این افتخار نیست که کسی مجرمی را آزاد نماید. خانم کروبی گفتند آخر در بین این ها خانواده شهید هست. در حالی که همه به دقت به صحبت های آقا گوش می دادند، آقا فرمودند: خانم کروبی شما که بهتر می دانید خانواده شهید بودن، آخوند بودن، آخوندزاده بودن که مصونیت نمی آورد. حرف من این است که نباید مجرمی را بدون دلیل آزاد نمود و نه باید کسی را بدون جرم زندان نمود. هر دو کار غلط است.
گویا آقای منتجب نیا بودند که در آن فضا خواستند مطلب دستگیری ابطحی را طرح کنند. ایشان گفتند که آیا شما در جریان هستید که امروز آقای ابطحی را گرفته اند؟ آقا در میان حلقه همه آن بزرگواران فقط رضایت خدا را می دیدند نه رضایت خلق او را. آقا فرمودند: بنده در جریان دستگیری ایشان نیستم، در این امور دخالت هم نمی کنم. به دستگاه ها هم گفته ام که خودشان حسب تکلیفشان به وظایف ذاتی خود عمل کنند. همه دیدند که مواضع آقا خیلی سفت و محکم است و جای هیچ گونه باج خواهی و یا وساطت طلبی از نائب مهدی و عدالت پیشه ای علوی وجود ندارد.
آقا از حلقه بزرگان سابق، خارج شدند که آقای طلایی نیک نزدیک به خروجی در جلو رفتند و به آقا گفتند: آقا در این مدت به بزرگان خیلی توهین شد و شخصیت بزرگان نظام در تلویزیون مستقیماً تخریب شد و.... شما نظرتان چیست؟ آقا در حالیکه داشتند خارج می شدند گفتند: بله، بنده هم مانند همه مردم از تلویزیون برنامه های انتخاباتی را می دیدم. واقعاً وقتی می دیدم درست جلوی دید مردم به رئیس جمهور قانونی کشور مدام می گویند دروغ گو، دروغ گو! دلم می شکست.
و این آخرین تلاش بزرگان سابق، برای حتی شنیدن جمله ای کوتاه برای نقل قول در بیرون از جلسه و یا حتی یافتن مستمسکی کوچک از سخنان حضرت آقا مبنی بر درستی کارهایشان بود. کارهایی که بهایش خون های جوانان و مردم بی گناه و به خیابان کشاندن و به آشوب کشاندن سرزمین ولی عصر در برابر انظار دنیا و تبدیل بهترین فرصت نظام در تاریخ انقلاب به صحنه ای زننده و هتک حرمت خون شهدا بود.
جمله مرد خاکستری فتنه که نقل کرده بود: (آقای) خامنه ای از اغتشاش می ترسد و اگر بتوانیم مردم را یک ماه در خیابان نگه داریم قطعا عقب نشینی خواهد کرد. را حتماً به یاد دارید همین جمله به خوبی گواه است که سران فتنه نه تنها مردم ایران که رهبری این نظام را هم نشناخته بودند.
حضرت آقا به آن جلسه نیامده بود تا با دوستان و آشنایان قدیمی خودشان به رسم آنچه از سیاست بازی و رفاقت آموخته بودند، سخن بگوید و نیامده بود تا با دوستان و آشنایان قدیمی خودش که بواسطه حضور مردم در خیابانها احساس قدرت می کردند، با معامله و عقب نشینی جلب محبت نماید.
آقا آمده بود برای آخرین بار با دوستان و همسنگران و آشنایان قدیمی خودش در داخل و خارج جلسه اتمام حجت کنند. بله، امام ما برای اتمام حجت با همه آشنایان قدیمی خود جلسه آمده بود...
سید علی حسینی خامنه ای همچون خمینی (ره) به هیچ کس باج نمی دهد.
کد خبر:73760 -
محمد مهدي تهراني: سرانجام بزرگترین طرح اقتصادی تاریخ انقلاب کلید خورد؛ طرحی که اگرچه همان روزهای نخستِ مطرح شدن، با پمپاژ نگرانی توسط برخی جریانات سیاسی و ارائه اعداد و ارقام نجومی برای تورم احتمالی! همراه شد، اما با مدیریت هوشمند افکار عمومی و اعتمادسازی میان مردم بدون هیچگونه حاشیه و هزینهای آغاز فازهای عملیاتی خود را تجربه کرد تا آرزوی 30 ساله انقلاب اسلامی در اعمال اصلاحات بنیادی اقتصادی در فضایی مطمئن و آرام محقق شود.

مردم حتی اگر انتقاداتی نیز نسبت به طرح داشتند، احساس کردند تحولی مثبت در راه است و دولت در این مسیر دلسوزانه همراه و همگام آنهاست. احساس کردند برآیند این تلاشها ثمرات خوبی را فراهم خواهد آورد. بر این باور بودند که باید به علم اقتصاد اعتماد کرد و این همه اهمیت زیادی داشت. در سوی دیگر البته همه تلاشها بر ایجاد بیاعتمادی و تزریق نگرانی بود اما در نهایت مردم نسبت به بانیان تزریق بیاعتمادی بیاعتماد شدند نه نسبت به دولت!
سخنان نهایی رئیسجمهور در صدا و سیما که بعد از سفرهای مکرر استانی رقم خورد، نمایی دیگر از ارتباطگیری عمیق، مستقیم و دلسوزانه دولت با متن مردم را به نمایش گذاشت. بیان ظریفترین نکات دینی به عنوان توصیههایی برای اجرای طرح تحول اقتصادی، در نسبت مستقیم با مبانی فرهنگی ایرانی- اسلامی مردم قرار داشت و البته منتقدان توانایی این ارتباطگیری عمیق را نداشتند. اینگونه بود که در جنگ بین "اعتمادسازی" و "ایجاد بیاعتمادی"، "دلگرم کردن" و "ترساندن"، "تبیین تئوریک" و "مغالطه تئوریک" مردم پیروز شدند.
اگر دولت سازندگی در طرح "تعدیل اقتصادی"، دولت اصلاحات در طرح "ساماندهی اقتصادی" و اصولگرایان مجلس هفتم در طرح "تثبیت قیمتها" ناکام ماندند و آن گونه که بايد راه به جایی نبردند، دولت اصولگرا آمد تا در میان انتقادات پراکنده این هر سه آرزوی چندین ساله اصلاح اقتصاد ایران را با طرحی جدید و عزمی جدی به سرانجام برساند.
اهمیت و جایگاه این طرح میطلبد مروری دوباره بر تلاشهای این سالها برای پیشبرد طرح تحول اقتصادی، اهمیت آن و نیز تدابیر اندیشیده شده تا کنون برای اجرایی کردن آن صورت پذیرد. اولین قسمت مطالب مرتبط با این موضوع را در ادامه از نظر میگذرانید.
*****
آغاز بحث و سرگردانی سیاستمداران
«ورود به انتخابات با این سوال مواجه خواهد شد كه موضع شما در برابر طرح اقتصادی دولت یعنی توزیع مستقیم یارانهها چیست؟ آیا كل آن را رد میكنید؟ در این صورت از ابتدا در انتخابات حذف میشوید. آیا كلش را میپذیرید و به جزییات آن انتقاد دارید؟ در این صورت تابع سیاستهای دولت فعلی معرفی خواهید شد؟ طی دو یا سه سال گذشته چند بار به دوستان اصلاحطلب تذكر داده شد كه از كنار این ایده عبور نكنند اما بیتوجهی چند باره آنان را در بن بست برنامهای قرار داده است.»
اینها عباراتی بود که به قلم عباس عبدی در مرداد ماه سال 87 در صفحات نشریه شهروند نقش بست. این سال را باید آغاز طرح جدی و صریح طرح تحول اقتصادی و مسئله هدفمند کردن یارانهها دانست؛ سالی که قرین با آغاز فعالیتهای انتخاباتی و تکاپوهای این چنینی نیز بود و طبیعی مینمود داعیهداران سیاست که خود را طرف مقابل دولت میدیدند، به نحوه مواجهه با این طرح بزرگ فکر کنند.
این همه در شرایطی بود که عمده صاحبنظران اقتصادی کشور اصل تحول اقتصادی را مطلوب و نیاز کشور میدانستند. پیشتر دولت اصلاحات همایشی را درخصوص یارانهها برگزار کرده بود و بسیاری از صاحبنظران نیز همانجا نقطه نظرات خود را مطرح کرده بودند.
از سوی دیگر آمارهای اقتصادی همه نشان میداد روند کنونی قابل ادامه دادن نیست. معیار "شدت انرژی" که معیاری از مصرف انرژی به شمار میرود، برای ایران 17 برابر کشوری مثل ژاپن، 8.5 برابر اروپا، 2.1 برابر چین و 2.8 برابر کشورهای آسیای شرقی بود! این آمار میزان مصرف بیرویه انرژی را در ایران نشان میداد. در واقع، مصرف انرژی در ایران برابر مصرف انرژی در کشوری با جمعیت 750 میلیون نفر برآورد میشد! رقمی که تصور آن چندان آسان نمینمود.
آمارهایی که از توزیع نابرابر یارانهها بین دهکهای مختلف درآمدی حکایت داشت، اهمیت ماجرا را دوچندان میکرد. 70 درصد یارانهها را دهکهای بالای درآمدی مصرف میکردند. دکتر شیبانی در مورد میزان برخورداری اقشار مختلف مردم از یارانه ها و به طور مصداقی درخصوص بنزین میگفت: «دهک های درآمدی بالا بعضا 20 برابر اقشار پایین بنزین مصرف می کنند. لذا اگر این روند بخواهد ادامه داشته باشد، عادلانه نیست. عدل یعنی اینکه هر چیزی سر جای خودش قرار بگیرد. مثلا آیا گازوئیل را به کسی که می خواهد آب استخرش را در زمستان گرم کند باید به همان قیمتی داد که فردی می خواهد خانه اش را گرم کند؟ این درست نیست. باید این مشکل را رفع کرد و یک بار برای همیشه معالجه کرد.»
در واقع سیاستمداران و صاحبنظران همه بر این باور بودند که شرایط کنونی به هیچ وجه قابل دفاع نیست. از طرف دیگر بسیاری از چهرههای اقتصادی نهادگرا و لیبرال پیشتر نسبت به ضرورت کلید خوردن چنین طرحی نظر مثبت خود را اعلام کرده بودند و این مسئله تا بدانجا بود که حتی مهدی کروبی نیز شعار نفری 50 هزار تومان را در انتخابات 84 مطرح کرده بود. در این شرایط نحوه مواجهه سیاسی با اقتصاد برای مخالفان کمی دشوار مینمود.
طرح تحول؛ شورشی علیه اشرافیت
در سالهای حکمرانی دولت سازندگی طیف جدیدی مناصب مختلف حکومتی را از آنِ خود کرد و کم کم طبقهای فراگیر در سطح کشور شکل گرفت؛ طبقهای برخوردار که تنها میان چهرههای آن طی سالهای مختلف جابهجایی صورت می پذیرفت. ماجراهای دادگاه کرباسچی، پرونده پتروپارس، استات اویل و... همه و همه نمایی از همین فضا ارائه میکرد. هشدارهای رهبر انقلاب طی آن سالها نیز درست در مواجهه با شکلگیری اشرافیت جدید قرار داشت.
وقتی دولت اصلاحات روی کار آمد، مردم گمان میکردند دولتی که با نقد سیاستهای گذشته روی کار خواهد آمد، به حاکمیت طبقه بورژوازی جدید پایان خواهد داد و بهرهبری طبقه برخوردار را پایان خواهد بخشید. از سوی دیگر ناطقنوری در نگاه مردم فردی محافظهکار و ادامه دهنده راه هاشمی به شمار میآمد. درست از همین رو بود که توجه همه بیش از پیش به سوی خاتمی جلب شد.
مردم در رأی به خاتمی، هاشمی و طبقه برخوردار را نفی کردند نه نظام را و گواه روشن این مسئله تبیلغات شخص سید محمد خاتمی بود و آن شعار معروف که سلام بر سه سید فاطمی، خمینی و خامنهای، خاتمی. در دوره اصلاحات اما همان طبقه برخوردار به حیات خود ادامه داد. جابهجاییهایی جزئی صورت پذیرفت اما همچنان حلقه کارگزارانیها در پشت پرده نقش آفرین بودند و شاهراههای کلیدی را در دست داشتند.
توزیع نابرابر یارانهها سامانیابی طبقه برخوردار را طی این سالها موضوعیت بخشید. طیفی شکل گرفته بود که برای خود حق ویژهای میخواست و سوم تیر شورشی علیه اشرافیت و این طبقه برخوردار تمامیتخواه بود.
بر هم خورن نظام یارانهها جزء دیگری از بر هم زدن پازل اشرافیت شناخته میشد. آن بخش از طرح که بوی آزادسازی قیمتها را میداد برای اشرافیت مطلوب بود، اما آنجا که حرف از اقشار کم درآمد و حقوق آنان زده میشد همه به یکباره ابرو در هم میکشیدند. مواجهه اصلاحطلبان در آن همان اوایل با توزیع هدفمند به نقع فقرا درست به واسطه همین زاویه نگاه شکل گرفت. اولین مخالفان خوشهبندی و توجه بیشتر به مناطق محروم اصلاحطلبان و طیف موسوم به سازندگی بود. اصلاح طلبانی که پیشتر از دندنه چپ بلند شده بودند، این بار همنوا با راستگرایان سخن میگفتند.
هاشمی به امداد آمد
در شرایطی که نحوه مواجهه سیاسی با طرح اقتصادی دولت تعریف ناشده مینمود باز نوبت به هاشمی رفسنجانی رسید تا گرای اصلی را به کسانی چشم به دهان او دوخته بودند، بدهد. پیش از این تنها حربه سیاسی موجود تبلیغاتی خواندن طرح هدفمند کردن یارانهها بود که راه به جایی نمیبرد. این بار اما نوبت هاشمی بود تا فصلی جدید در مناسبات و حرف و حدیثها بگشاید.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام از هدفمند کردن یارانهها و برگرداندن حق مردم به آنها با عنوان توزیع فقر و گداپروری یاد کرد و این شیوه به هم زدن وضع موجود را نامناسب و ناکارآمد دانست. او با اشاره به آنچه عدالت اجتماعی مینامید، تصریح کرد:«عدالت اجتماعی با شعارهای پرزرق و برق به دست نمیآید. عدالت تقسیم فقر در جامعه نیست بلکه عدالت توزیع مناسب امکانات بین اقشار مختلف است.»
بعد از سخنان رئیس مجمع بود که سیاستمداران نیز تکلیف خود را یافتند و کلید این در بسته را از دستهای سیستمدار پشت پرده دریافت کردند. البته این همه با سخنها و اظهارنظرهای قبلی خود آنها تناقض داشت. چه آنکه حتی مهدی هاشمی رفسنجانی تصریح کرده بود:«هر انسان عاقلی با هدفمند کردن یارانه ها موافقت دارد چرا که هم باعث سلامت اقتصاد و هم تقسیم عادلانه ثروت ملی خواهد شد. بنده هم با اصل طرح هدفمند کردن یارانهها که رئیس جمهور مطرح کردهاند موافقم. اما باید شیوه های اجرایی آن روشن شده و مورد بررسی دقیق قرار گیرد. امروز بر خلاف سال های قبل از 84 کسی مخالف جدی هدفمند کردن یارانهها نیست... اگر این طرح به خوبی اجرایی شود به نفع خانوادههای محروم است.»
با اعلام موضع هاشمی حرف و حدیثها بالا گرفت. سعید شیرکوند پرداخت اعانه ملی را از اهداف دولت دانست و تصریح کرد: «دولت میخواهد با طرح این مباحث شرایطی را در کشور ایجاد کند که در چند ماه آینده با طراحی برخی ابزارها، مقداری پول به میان برخی از شهروندان توزیع کند تا با آن وعده اولیه خود درباره آوردن پول نفت بر سر سفرهها را محقق سازد. البته این هدف ممکن است با مخالفت برخی نهادهای قانونی چون مجلس شورای اسلامی روبرو شود. در این حالت نیز دولت به مردم میگوید که تصمیم داشتم میان شما پول توزیع کنم اما دیگران مانع شدند. در این میان دولت به اهداف تبلیغاتی و سیاسی خود دست خواهد یافت.»
کمی بعد همسر شهید رجایی هم به میدان آمد و گفت: «شهید رجایی از گداپروری و اداره کشور به شکل صدقهای بیزار بود و بارها این موضوع را نوعی بی احترامی به مردم میدانست.» او همچنین ادامه داد: «مدیریت صدقهای برای کشور خطرناک است و این روند علاوه بر اینکه نوعی توهین به شخصیت مردم است برای آینده کشور نتایج خوشایندی نخواهد داشت.»
بازیگری اصولگرایان
در این میان حتی برخی اصولگرایان نیز در همین پازل وارد شدند و عمل کردند. سایت خبری الف طی تحلیلی و ضمن اشاره به سیاستهای اصل 44 قانون اساسی نوشت: «طرح تحول اقتصادی با یك جهتگیری كاملا معكوس در پی تغییر روش پرداخت یارانه ها از غیرمستقیم به مستقیم و وابسته كردن تمام و كمال اقتصاد ایران و مردم و بخش خصوصی و دولتی آن به درآمد نفت و ناتوان سازی بخش خصوصی و بسط سلطه كامل و بلامنازع و تمام عیار دولت بر اقتصاد و تقلیل نقش دولت از راهبری و سیاستگذاری اقتصاد كلان به كمیته امداد و مددكار اجتماعی و كارفرمای بزرگ و تبدیل مردم ایران به مددجو و صدقهبگیر و دعاگوی این دولت و وداع با اصل 44 است!» این سایت طی تحلیلی دیگر توزیع نقدی یارانهها را موجب ترویج روحیه اعانهگیری دانست.
علی لاریجانی دیگر چهرهای بود که در همین راستا اظهار نظر کرد. او تزریق پول به اقتصاد کشور را باعث افزایش تورم دانست و ادامه داد: «ما نباید به دنبال اقتصاد کمیته امدادی باشیم، بلکه باید همه مردم را در اقتصاد کشور مشارکت دهیم.» رئیس مجلس مطابق خبری که روزنامه اعتماد در 17 مرداد 87 به استقبالش رفته بود، تصریح کرد: «مشکلات کشور با صدقه پروری حل نمی شود.»
واکنش عدالتخواهان
با شکلگیری چنین فضایی بود که مجمع مطالبه مردمی مشهد در نامهای سرگشاده خطاب به هاشمی پرسشهایی را مطرح کرد. در این نامه آمده بود: «تردیدی نیست كه داشتن یك زندگی مطلوب و متوسط حق مردم است و صدقه خوری و گداپروری نیز امری ناپسند و مذموم، ولی جنابعالی بفرمایید آیا این حق فقط در دولت نهم ایجاد شده یا در زمان حاكمیت 8 ساله كارگزاران و 8 ساله اصلاحات كه مجموع دوران 16 ساله را از افتخارات خود میدانید نیز بوده است؟ آیا در دوران 16 سال حاكمیت كارگزاران و اصلاحات زندگی مردم در حد كفاف و عفاف و در سطح مطلوب تأمین شده است و سیاستهای تعدیل اقتصادی شما همه گداها و صدقه خورها را به شما و سرمایه دار تبدیل كرد؟! یا گداها و مردم محروم زیر چرخ سنگین سیاستهای تعدیل اقتصادی خرد شدهاند؟!»
این نامه میافزود:«آیا تقویت بنیه زندگی طبقات محروم و مستمری بگیران كمیته امداد و بهزیستی با اختصاص سهام عدالت و افزایش سه برابری حقوق آنها و دادن بن كالا و تأمین بیمه اجتماعی گدا پروری است؟! آیا در سیاست تعدیل اقتصادی كه به صراحت در برنامه 8 مادهای خود برای انتخابات نهم تحت عنوان دموكراسی اقتصادی وعده داده بودید محرومان سرمایهدار میشدند؟!»
در این نامه همچنین آمده بود:«آیا جنابعالی اجرای طرح تحول اقتصادی و تقسیم عادلانه یارانههای كشور كه دهها هزار میلیارد تومان است به طبقات پایین جامعه و رساندن آنها به حد زندگی متوسط و مطلوب و حذف تدریجی آن از طبقات مرفه را در راستای توزیع فقر و گداپروری می دانید؟»
عدالتخواهان با اشاره به شعارها و مواضع گذشته آقای هاشمی و اصلاح طلبان تصریح کرده بودند: «چه كسی در انتخابات نهم پس از آنكه شعار 50 هزار تومان آقای كروبی را تا حدودی موفق یافت شعار 80 هزار تومان را مطرح كرد؟! چگونه است كه دادن 80 هزار تومان بدون هیچگونه طرح و برنامه اگر در یك شب آن هم برای جلب آراء تصمیم گرفته شود در راستای پیشرفت و تعالی كشور تفسیر میشود و نه گداپروری؛ ولی طرح تحول اقتصادی که قرار است پس از تصویب مجلس به اجرا در آید گداپروری و صدقه خوری تفسیر میشود؟!»
اعلام موضع صریح و معنادار احمدینژاد
پس از ایجاد برخی حاشیهها بود که محمود احمدینژاد در زنجان لب به سخن گشود و گفت: «بعضیها میگویند اگر یارانهها را بین مردم توزیع کنیم، گداپروری است. اما هدفمند کردن یارانهها از نظر ما عدالت است. به مخالفان آن میگوییم به ملت ایران توهین نکنیم. اگر این یارانهها را به افرادی مثل شما که جیب خود را پر کردهاید و شکمهایتان را سیر کردهاید، بخورید. گداپروری نیست ولی اگر به مردم بدهیم گداپروری قلمداد میشود.»
رئیس جمهور همچنین خطاب به مخالفان پرداخت نقدی یارانهها تصریح کرد:«شما از مردم فاصله گرفتهاید باید بدانید که ملت، خانواده شما و همحزبی هایتان نیستند. بلکه ملت کسانی هستند که امروز در خیابانهای زنجان و دیگر نقاط کشور آماده فداکاری برای انقلاب و کشور هستند.»
احمدینژاد ادامه داد:«آمادهایم تا ریشههای اصلی دردهای اقتصادی را برای مردم علاج کنیم، علیرغم اینکه عدهای خودخواه نمیخواهند این اصلاح اقتصادی انجام شود.»
کد خبر:73719 -
سرانجام بزرگترین طرح اقتصادی تاریخ انقلاب کلید خورد؛ طرحی که اگرچه همان روزهای نخستِ مطرح
شدن، با پمپاژ نگرانی توسط برخی جریانات سیاسی و ارائه اعداد و ارقام نجومی برای تورم احتمالی! همراه شد، اما با مدیریت هوشمند افکار عمومی و اعتمادسازی میان مردم، بدون هیچگونه حاشیه و هزینهای آغاز فازهای عملیاتی خود را تجربه کرد تا آرزوی 30 ساله انقلاب اسلامی در اعمال اصلاحات بنیادی اقتصادی در فضایی مطمئن و آرام محقق شود.
به گزارش رجانیوز، مردم حتی اگر انتقاداتی نیز نسبت به طرح داشتند، احساس کردند تحولی مثبت در راه است و دولت در این مسیر دلسوزانه همراه و همگام آنهاست. احساس کردند برآیند این تلاشها ثمرات خوبی را فراهم خواهد آورد. بر این باور بودند که بايد به علم اقتصاد اعتماد کرد و این همه اهمیت زیادی داشت. در سوی دیگر، البته همه تلاشها بر ایجاد بیاعتمادی و تزریق نگرانی بود اما در نهایت مردم نسبت به بانیان تزریق بیاعتمادی بیاعتماد شدند نه نسبت به دولت!
سخنان نهایی رئیسجمهور در صدا و سیما که بعد از سفرهای مکرر استانی رقم خورد، نمایی دیگر از ارتباطگیری عمیق، مستقیم و دلسوزانه دولت با متن مردم را به نمایش گذاشت. بیان ظریفترین نکات دینی به عنوان توصیههایی برای اجرای طرح تحول اقتصادی، در نسبت مستقیم با مبانی فرهنگی ایرانی- اسلامی مردم قرار داشت و البته منتقدان توانایی این ارتباطگیری عمیق را نداشتند. اینگونه بود که در جنگ بین "اعتمادسازی" و "ایجاد بیاعتمادی"، "دلگرم کردن" و "ترساندن"، "تبیین تئوریک" و "مغالطه تئوریک" مردم پیروز شدند.
اگر دولت سازندگی در طرح "تعدیل اقتصادی"، دولت اصلاحات در طرح "ساماندهی اقتصادی" و اصولگرایان مجلس هفتم در طرح "تثبیت قیمتها" ناکام ماندند و آن گونه که بايد راه به جایی نبردند، دولت اصولگرا آمد تا در میان انتقادات پراکنده این هر سه آرزوی چندین ساله اصلاح اقتصاد ایران را با طرحی جدید و عزمی جدی به سرانجام برساند.
اهمیت و جایگاه این طرح میطلبد مروری دوباره بر تلاشهای این سالها برای پیشبرد طرح تحول اقتصادی، اهمیت آن و نیز تدابیر اندیشیده شده تا کنون برای اجرایی کردن آن صورت پذیرد. دومین قسمت مطالب مرتبط با این موضوع را در ادامه از نظر میگذرانید.
جستجو برای راه سوم
پس از کشمکشهای ماههای نخست طبیعی بود که کمکم باب تبیین تئوریک طرح تحول اقتصادی و درمیان گذاشتن ضرورتهای آن با مردم باز شود. در این شرایط بود که شخص رئیس جمهور در سفرهای استانی و گفتگوهای تلویزیونی از ناعادلانه بودن وضع کنونی سخن گفت و ضرورتهای اجرایی شدن این طرح را با مردم و نخبگان در میان گذاشت. رسانهها و برخی چهرههای اقتصادی نیز بار انتقال این مفاهیم را به دوش کشیدند تا کمی بعد دانشگاهها نیز مناظرهها و سخنرانیهای اقتصادی را تجربه کند. فراتر از این، نامهنگاریهایی نیز میان تنی چند از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و برخی اعضای دولت صورت پذیرفت تا موضوع بیش از پیش شفاف شود.
در این میان، مردم نیک میدانستند باید فکری به حال وضعیت اقتصادی کشور و ناعادلانه بودن یارانهها کرد. در سالهای قبل، هر سال کشور دستخوش تورم سالیانه میشد. قیمت بنزین کمی بالا میرفت و در مقابل همه کالاها به یکباره درصدی از تورم را تجربه میکردند. آن روزها اگر چه قیمت اسمی افزایش مییافت، اما قیمت واقعی همچنان همان بود. به عبارت دیگر نسبت میان قیمتها تغییری نمیکرد و مشکل همچنان باقی میماند. در واقع هیچگاه یارانه بنزین تغییر اساسی نکرد و هیچگاه ناعادلانه بودن وضعیت وجود نیز به هم نریخت. بلکه صرفا هر سال نرخی از تورم به بهانه آزادسازی قیمتها به مردم تحمیل میشد. طبیعی بود که این راه را نتوان ادامه داد.
از سوی دیگر روند مجلس هفتم یعنی تثبیت قیمتها را هم دیگر نمیشد پی گرفت. بانیان تصویب همان قانون نیز اگر چه بعضا آن قانون را در آن مقطع زمانی خوب و قابل دفاع میدانستند، اما به صراحت میگفتند که آن قانون برای بازه زمانی خودش مناسب بوده است و نمیتوان قیمتها را برای همیشه ثابت نگه داشت. طبیعتا باید صاحبنظران دنبال راه سومی می گشتند.
دو رویکرد مقداری و قیمتی
در تشخیص راه سوم دو رویکرد وجود داشت. نخست رویکردی که "قیمتی" نامیده میشد و دیگری رویکردی که "مقداری" نام میگرفت. آنچه شاکله پیشنهاد اقتصاددانان و سیاستمداران را تشکیل میداد تلفیق این دو یعنی سیاست "قیمتی – مقداری" بود. منتهی اینکه چه میزان سیاستهای قیمتی مورد توجه قرار گیرد و چه میزان سیاستهای صرفا مقداری، محل اختلاف بود. طرح سهمیهبندی در واقع طرحی بود که با سیاستهای مقداری تناسب داشت؛ اما آیا میشد همه مشکلات را با سیاستهای نظیر آن علاج کرد؟
دولت معتقد بود بايد با شجاعت سراغ مشکل اقتصاد ایران رفت و از بهکارگیری سیاستهای قیمتی در کنار سیاستهای مقداری نترسید. دولت معتقد بود میتوان با برنامهریزی و در نظر گرفتن بستههای مختلف عوارض احتمالی سیاستهای قیمتی را به حداقل رسانید.
در مقابل اقتصاددانان مجلس تأکید ویژهای بر سیاستهای مقداری داشتند و توجه به سیاستهای قیمتی را از اساس لیبرالی میخواندند! که این البته بیشتر به یک انگ سیاسی شبیه بود تا یک نقد اقتصادی. همان زمان سایت احمد توکلی در یادداشتی با عنوان "از حمایت مدونا تا حمایت صندوق بینالمللی پول" نوشت که چرا حمایت مدونا(خواننده آمریکایی) از اصلاحطلبان مایه ننگ و آبروریزی است، اما حمایت "صندوق بین المللی پول" از سیاستهای اقتصادی دولت نه تنها مایه آبروریزی قلمداد نمیشود، بلکه روابط عمومی بانک مرکزی و همه رسانه موافق و مخالف هم آن را پوشش می دهند؟!
این شبهه اگرچه با پاسخهای مختلفی روبرو شد اما پوشش سخنان چندی بعد احمد توکلی در مجلس شورای اسلامی و در مخالفت با دولت در سایت ضد ایرانی بیبیسی که به نشانه حمایت از این اظهارات تلقی میشد، نتیجه جالبی را بدست میداد. بر این اساس، اگر مبنایی که در سایت رئیس مرکز پژوهش ها مجلس مطرح شده بود، پذیرفته میشد، حمایت بیبیسی از آقای توکلی را هم میشد همانند حمایت مدونا، منافقین و یا سران غربی از سران جریان اصلاحات دانست.
پاسخ البته روشن بود. دولت مجموعه سیاستهایی را در نظر گرفته بود که بخشهایی از آن برای اقتصاددانان متمایل به اقتصاد آزاد جذاب بود و بخشهایی برای طیف نهادگرا. دولت در عین اینکه تلفیق سیاستهای قیمتی و مقداری را مدنظر داشت، معتقد بود با یارانهها و استفاده از ابزارهای خاص میتوان برآیند این طرح را به سود مردم تمام کرد. اینکه بخشی از سیاستها مورد توجه یک نظام اقتصادی قرار بگیرد، طبیعتا نمیتوانست به معنای نفی منظومه سیاستها تلقی شود.
دعوای سیاسی بر سر اقتصاد
اما ماجرا فراتر از اینها رفت. در حالی که اعتمادسازی بین مردم برای اجرای طرح از اهمیت والایی برخوردار بود، برخی طریق بیاعتمادسازی را در پیش گرفتند. سایت الف یادداشتی را به قلم "سید امیر سیاح" منتشر کرد که در آن به علت بیکفایتی تیم اقتصادی دولت و فراهم نبودن شرایط لازم عدم اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها خواسته شده بود. در این یادداشت آمده بود:«همه كارشناسان متفق القول هستند كه "هدفمند كردن یارانهها" باید در شرایطی آرام و باثبات اجرا شود. شواهد و آمارهای موجود نشان میدهد در سال 88 نرخ رشد اقتصادی به شكل كمسابقه و نگرانكنندهای كاهش یافته و باید منتظر موج جدید بیكاری درسال آینده باشیم. حال جای این پرسش از نمایندگان محترم است كه آیا بهتر نیست از تهدید دولت استقبال كنند و اجرای قانون هدفمند كردن یارانهها را به عقب اندازند؟»
این یادداشت همچنین میافزود:«تردیدی نیست كه قانون هدفمند كردن یارانهها باید توسط تیمی منسجم، مصمم و با تدبیر اجرا شود. با كمال تاسف تیم اقتصادی دولت دهم به روشنی فاقد چنین صفاتی است. این تیم نه هویت و مبانی تئوریك مشخصی دارد، نه منسجم است و نه هدف روشنی را دنبال میكند. این تیم فقط یك نكته مشترك دارد: اطاعت محض از آقای احمدی نژاد.»
نویسنده یادداشت قانون هدفمند کردن یارانه ها را قانونی خطرناک نامیده بود که تیم اقتصادی دولت به دلیل بیکفایت بهتر است آن را اجرا نکند!
حمایت رهبری/در دولتهاى قبل، دو سه مرتبه كتبا و شفاها به دولتها گفتهام، منتها دنبال این نمىرفتند
در این میان رهبر انقلاب بارها و بارها بر اهمیت طرح هدفمند کردن یارانهها صحه گذاشتند و از مجلس خواستند تا در این مسیر با دولت همراهی کند. ایشان فرمودند:«این مسأله طرح تحول كه دولت مطرح كرد، این هم از همان كارهاى بزرگ و از همان كارهایى است كه جرأت اقدام به آن كار، خودش باارزش است. همین مسأله هدفمندكردن یارانهها، واقعا چیز خیلى مهمى است، در دولتهاى قبل هم مطرح بوده، بارها صحبت شده بود و گفته شده بود، منتها پیشرفت نمىكرد یا مشكلاتى كه در قضیه بانكها و مالیات و بیمه و گمرك و سایر چیزهایى كه در بخشهاى مختلف این طرح تحول وجود دارد، كارهاى بسیار بزرگ و مهمى است، حتما هم باید انجام بگیرد.»
رهبر انقلاب از اینکه اجرایی شدن این طرح از آرزوها بوده است، سخن به میان آوردند و از دستورات مکتوب و شفاهی خود به دولتهای گذشته در این خصوص و عدم توجه بایسته آنان سخن گفتند:«الان یارانههایى كه دولت دارد مىدهد، بیتالمال دارد مىدهد، به فقرا داریم كمتر یارانه مىدهیم، به اغنیاء بیشتر داریم مىدهیم. این هدفمندكردن یارانهها كه مطرح شده، واقعا یك امر مهمى است. سالها است كه این جزو آرزوها است، جزو كارها است. بنده در دولتهاى قبل، دو سه مرتبه كتبا و شفاها به دولتها گفتهام، منتها دنبال این نمىرفتند، كار سختى است، كار پردردسرى است. همین طور ترجیح مىدادند كه بماند. حالا این دولت دنبال این كار رفته. بالاخره باید این را دنبال كنید، كار ظریفى هم هست.»
البته حمایت رهبر انقلاب بیشتر متوجه تمامیت طرح تحول بود؛ اما اظهار نظرهای بعدی نشان داد ایشان به واسطه اینکه دولت در میدان اجرا قرار دارد، همراهی بیش از پیش با دولت را خواستارند. با این همه تأکید مجلس بر حذف نگاه قیمتی بانی اصلی مجادلات و برخی اختلاف نظرهای اقتصادی قرار گرفت و این اختلاف نظرها در تصویب قانون هدفمند کردن یارانهها و خصوصا در تصویب قانون بودجه خود را نشان داد تا اینکه در روزهای پایانی سال 88 دعوا بر سر مبلغ 20 میلیاردی و 40 میلیاردی کلید خورد.
احمدی نژاد:ترساندن مردم خیانت است/رفراندوم برگزار کنیم
شبکه سوم سیما در روزهای پایانی سال 88 میزبان رئیس جمهور بود تا احمدینژاد از سرانجام بحثها و نقطه نظرات خود سخن بگوید. او با اشاره به برخی حاشیهسازیها تصریح کرد:«ترساندن مردم از اجرای لایحه هدفمند سازی یارانه ها به عنوان یک برنامه اصلاحی و ضروری، خیانت است.»
احمدی نژاد با اشاره به اینکه متاسفانه برخی افراد لایحه هدفمند کردن یارانه ها را یک روش نشدنی و غیر علمی می دانند گفت:«متاسفانه ما با استدلال نتوانستیم یک روش علمی و شدنی و راهی که برای اصلاح اقتصاد کشور ضرورت دارد را به مخالفان بباورانیم.»
رییس جمهور با اشاره به اینکه با نحوه تصویب لایحه هدفمند سازی یارانهها در مجلس مردم ضرر میکنند، گفت:«راه حل این است که از مردم بخواهیم که آیا میخواهند این قانون اجرا شود یا نه و موضوع را به همه پرسی بگذاریم.» احمدینژاد در ادامه سخنانش افزود:«پیشنهاد ما اختصاص 40 هزار میلیارد تومان برای هدفمند سازی یارانهها بود اما نمایندگان مجلس با 20 هزار میلیارد تومان آن موافقت کردند و اصرار دارند آن را اجرا کنیم.»
وی گفت:«ما اجرای هدفمند سازی یارانهها را به آنها واگذار می کنیم و اختیار تام به آنها می دهیم و اگر میتوانند اجرا کنند.» احمدینژاد ادامه داد:«نباید دولت را به انجام کاری که به ضرر مردم است مکلف کرد، دولت کاری را که به ضرر مردم باشد اجرا نمیکند.»
اعلام نظر رهبری
این گونه بود که رهبر انقلاب باز هم لب به سخن گشودند تا طرفین را به وحدت و همراهی دعوت کنند. ایشان لایحه هدفمند کردن یارانه ها را لایحهای بسیار مهم خواندند و افزودند:«من همین جا در حضور شما مردم عزیزمان توصیه میكنم؛ هم به قوه مجریه، هم به قوه مقننه، كه در این مسئلهى مهم باید با هم همكارى كنند، باید به هم كمك كنند.»
مقام معظم رهبری در سخنان خود نخست وضعیت قوه مجریه را مورد توجه قرار دادند و از باری که در اجرای این طرح بر دوش دولت قرار دارد سخن به میان آوردند. رهبر انقلاب فرمودند:«از یك طرفِ قضیه، نگاه به قوهى مجریه است - كه بار بر دوش قوهى مجریه است؛ دولت بایستى اقدام كند، عمل كند؛ پس همهى دستگاههاى دیگر، از جمله دستگاه قانونگذارى باید به دولت كمك كنند.» ایشان همچنین با اشاره به جایگاه مجلس فرمودند:«از طرف دیگر هم دولت بایستى آن چیزى كه قانونى است و مراحل قانونى را گذرانده است، معتبر بداند و بر طبق آن عمل كند.»
ماجرای هامش منتشر نشده رهبری به مجلس
بعد از بالا گرفتن بحثها رییسجمهور طی نامه شماره ۳۸۴۰ مورخ ۸۹/۱/۱۵ به رهبر انقلاب چارهجویی ایشان را خواستار شد. این در واقع همان نامهای بود که علی لاریجانی نیز بدان بعدها در نامه به مصباحی مقدم اشاره کرد. پیرو دریافت این نامه رهبر انقلاب در تاریخ 16/۱/89 و در هامش این نامه نوشتند:«هر گونه مساعدت ممکن از سوی دستگاهها و از مجلس محترم در اجرای این کار بزرگ صورت گیرد.»
به دنبال این نامه علی لاریجانی ۲۵ فروردینماه ۱۳۸۹ طی نامهای به غلامرضا مصباحیمقدم خواستار ارائه نظر کارشناسی این کمیسیون برای رفع دغدغههای دولت شد. بعد از این بود که کمیسیون ویژه طی جلسهای و پس از بررسی محورهای مورد اشاره رئیس مجلس در خصوص قانون هدفمندسازی یارانهها، نظر نهایی خود را در این باره با ارائه نامهای به علی لاریجانی اعلام کرد. نامه علی لاریجانی 25 فروردین خطاب به کمیسیون نگاشته شد و کمیسیون ویژه نیز 28 فروردین تصمیمات لازم را اتخاذ کرد تا پایانی باشد بر تمامی اختلاف نظرهای اجرایی در حوزه هدفمند کردن یارانه ها.
در این فاصله و با وجود اظهارنظر رهبر انقلاب برخی همچنان بر موضع خود پافشاری می کردند که این محل تأمل بود؛ خصوصا برای کسانی که ید طولایی در به راه انداختن روزشمار ولایتمداری داشتند. پیش از این احمد توکلی در مصاحبهای تفصیلی با نشریه پنجره جملاتی را مطرح کرد که قابل تأمل بود. او تلویحا رییس جمهور را مستبد خوانده و گفت:«نباید اجازه دهیم دولت خارج از محدوده قانون، یارانهها را هدفمند كند. كوتاه آمدن مجلس در این موضوع نه فقط در كوتاهمدت باعث اجرای شوك درمانی مورد علاقه دولت خواهد شد كه در آن صورت معلوم نیست بر سر بیمار چه میآید، بلكه در بلندمدت زمینه را برای خودرأیی و استبداد فراهم میكند. این نباید باب شود كه رییسجمهور بتواند اراده خود را به مجلس و قانون تحمیل كند. خطر این روحیه و رویكرد به اندازه خطر از بین رفتن استقلال كشور است.»
علی مطهری پا را از این فراتر گذاشت. او گفت:«صورت ظاهر این کار یعنی استبداد، یعنی بی اعتباری مجلس و دموکراسی، یعنی یک بدعت خطرناک.» در خطی مشابه برخی رسانه های خارجی خبری را منتشر کردند و مدعی شدند احمدی نژاد تهدید به استعفا کرده است و این نشانی از روحیه استبدادی اوست!
سرانجام اما تمامی این مجادلات با پا در میانی رهبر انقلاب و اختیار دادن به دولت در خصوص تاریخ اعلام کردن آزادسازی قیمتها به پایان رسید و طرح تحول اقتصادی وارد فازهای عملیاتی خود شد. احمدینژاد بر این مسئله باور داشت که طولانی کردن اجرای قانون و کم کردن درآمد طرح، در واقع تکرار همان روند نافرجام سالهای اصلاحات در افزایش قیمت سالیانه را به دنبال خواهد داشت و باید به گونهای انقلابی اما مدیریت شده این قانون را اجرا کرد و اجازه داد دولت به عنوان مجری در تعیین قیمتها بتواند آزادانه عمل کند.
کد خبر:73863 -