2مقاله
جز این ، توجه و علاقة خلفا و فرمانروایان به اخبار پیشینیان برای سرگرمی یا آگاهی از آداب سیاست و کشورداری یا برجای گذاشتن سرگذشتنامه ای افتخارآمیز از خویش ، انگیزه ای شد تا به تاریخ نگاری توجه شود. گفته اند که معاویه به شنیدن اخبار شاهان و ملل پیشین علاقه مند بود (مسعودی ، مروج ، ج 3، ص 222) و به دستور وی اخباری که عُبیدبن شریه از گذشتگان و شاهان عرب و عجم روایت می کرد، مکتوب گردید. از جمله آثار عبید، کتاب الملوک و اخبار الماضین است (ابن ندیم ، ص 102).
ب ) اقسام و سیر تاریخ نگاری
1. تاریخ نگاری خبر. اولین نمونه های تاریخ نگاری در اسلام ، آثاری است که بر محور شرح سیره و زندگانی پیامبر اسلام تألیف گردیده و در تدوین آن اصول علم حدیث رعایت شده است (رجوع کنید به دُوری ، ص 61، 76). این نوع تاریخ نگاری ــ که تا مدتها اصالت و تأثیر خود را حفظ کرد ــ در شکل خاصی به نام «خبر» یا «اَخبار» جای می گیرد و مؤلفانی را که به این شیوه تألیف کرده اند، «اَخباری » می خوانند. کتابهایی با عنوان اخبار یا عناوینی چون «حدیث »، «قصه »، «مقتل »، «وَقعة » و «امر»، مجموعه ای کامل از روایات در بارة رویداد یا موضوعی خاص در قالب تک نگاری است . جز موضوعات سیاسی و جنگها و فتوح ، پاره ای تک نگاریها به موضوعات متنوعی اختصاص دارد که همان عنوان کتاب را تشکیل می دهد.
هر «خبر» به خودی خود و بدون ارتباط علّی با دیگر رویدادها، تام و تمام است و همچون قصص ایام ، ویژگی داستان کوتاه و بیان رویدادها به شکل گفت وشنود را دارد و توأم با شواهد شعری است . صورت خبر معمولاً با سایر عناصر نوشته های تاریخی ، مانند اطلاعات تبارشناختی درمی آمیزد (روزنتال ، ص 81 ـ82، 84).
در قرن اول هر شهر گرایش سیاسی و مذهبی خاصی داشت ؛ مردم شام تا مدتها تمایلات اموی داشتند، کوفه گرایشهای شیعی را در خود پرورد، بصره به دلیل رقابت با کوفه و به سبب شرکت در جنگ جمل گرایش عثمانی داشت ، اهالی مکه و مدینه نیز طرفدار دو خلیفة اول بودند. از آنجا که پس از رحلت پیامبر بعضی صحابه به شهرها مهاجرت کردند، بتدریج مکتب حدیثی خاصی در هر شهر پدید آمد که ویژگی آن بسته به عقیدة صحابیانی بود که در آنجا سکونت و نفوذ داشتند (جعفریان ، ص 51).
مکتب حدیثی مدینه را باید نخستین مکتب تاریخ نگاری ، یعنی سیره نویسی در شکل مغازی ، به شمار آورد (دوری ، ص 61). اکثر عالمان نامدار سیره از تابعان و اهل مدینه بودند. عُروة بن زُبیر (متوفی 93 یا 94) پیشگام و سرسلسلة نسل اول محدّثان و راویان اخبار تاریخی بود. وی روایات سیره و مغازی پیامبر و دورة خلفای نخست را تدوین کرد (رجوع کنید به سخاوی ، 1382، ص 159؛ حاجی خلیفه ، ج 2، ستون 1746ـ1747). نوشته های او در بارة رویدادهای زندگی پیامبر کهنترین و موثقترین اخبار و قدیمترین اسناد باقی مانده از نثر عربی است (برای پاره ای از این روایات رجوع کنید به دوری ، ص 63ـ72). بخشی از روایات ، نامه هایی است که عبدالملک بن مروان ، ضمن آنها از عروه در بارة سیره و مغازی پرسشهایی کرده و عروه بدانها پاسخ داده است (رجوع کنید به طبری ، ج 2، ص 328ـ329، 421ـ424، ج 3، ص 55 ـ 56، 163ـ 164). ابان بن عثمان بن عفّان نیز از نسل اول محدّثان مدینه و راویان اخبار تاریخی است ، اما اخبار چندانی از او در منابع دیده نمی شود (ابن هشام ، 1361 ش ، مقدمة مهدوی ، ص 9). بعضی کتاب المبدأ و المبعث و المغازیِ ابان بن عثمان بَجَلی (رجوع کنید به طوسی ، ص 18؛ یاقوت حموی ، ج 1، ص 39) را اشتباهاً به ابان بن عثمان بن عفّان نسبت می دهند (رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «ابان بن عثمان »). از دیگر محدّثان نسل اول مدینه ، شُرَحبیل بن سعد (متوفی 123) است که در مغازی و وقایع جنگ بدر تخصص داشته است ، اما چندان محل اعتماد محدّثان نیست (ابن حجر عسقلانی ، 1325ـ1327، ج 4، ص 320ـ 321؛ ابن هشام ، 1361 ش ، همانجا).
از نسل دوم محدّثان و مورخان مدینه دو تن شهرت بیشتری دارند که هر دو به دستگاه خلفای اموی پیوسته بودند و برای ایشان اخبار و مغازی را نقل می کردند (ابن هشام ، 1361 ش ، مقدمه ، ص 9ـ10)؛ یکی عاصم بن عمربن قَتاده (متوفی 120) بود که در جامع دمشق در بارة مغازی پیامبر و مناقب اصحاب سخن می گفت (ابن حجر عسقلانی ، 1325ـ 1327، ج 5، ص 53 ـ54)، دیگری محمدبن مسلم بن شهاب زُهری بود که نزد عروة بن زبیر و شمار دیگری از علمای مدینه دانش آموخت (ابن هشام ، 1361 ش ، مقدمه ، ص 10). بنا بر بعضی روایات (رجوع کنید به ابن عبدالبر، 1402، ص 123، 127ـ 128)، زهری نخستین کسی است که پس از فرمان عمربن عبدالعزیز (حک : 98ـ101)، به کتابت حدیث ــ که شامل اخبار و روایات تاریخی نیز می شد ــ پرداخت ؛ اما اسنادی دیگر نشان می دهد که در سدة نخست و اوایل سدة دوم کتابت وجود داشته است (رجوع کنید به دوری ، ص 120). زهری را بزرگترین شخصیت مکتب حدیث مدینه و سرآمد کسانی دانسته اند که به مغازی و سیرة پیامبر و تاریخ صدر اسلام آگاهی داشتند (رجوع کنید به طبری ، ج 11، المنتخب من کتاب ذیل المُذیَّل ، ص 645). پاره ای روایات باقی مانده از زهری نشان می دهد که وی این مکتب را بر پایه هایی استوار بنیان نهاد و جهت بحث تاریخی را ترسیم کرد و تسلسل تاریخی حوادث را در نظر گرفت . کار او اساس کتابهای بعدی در بارة مغازی شد و مؤلفان به بسط و تکمیل آن پرداختند (رجوع کنید به دوری ، ص 76ـ77، 82 ـ93). روایات زهری گذشته از احکام و سنن ، شامل نسب شناسی و اطلاعات تاریخی راجع به دورة جاهلیت و حیات رسول اکرم و وقایع بعد از وفات آن حضرت تا صلح امام حسن علیه السلام است (ابن هشام ، 1361 ش ، مقدمه ، ص 10ـ11؛ دوری ، ص 96ـ97). زهری شیوة اسناد را در روایات تاریخی به کار برده ، اما گاه چند روایت را به هم پیوسته ضمن سلسله سندی واحد گرد آورده و بدین طریق گامی مهم در جهت گزارشهای پیوستة تاریخی برداشته است (دوری ، ص 94).
نسل سوم محدّثان مدینه اطلاعات خود را از زهری گرفتند و اولین کتابهای سیره و مغازی رسول اکرم را تدوین کردند (ابن هشام ، 1361 ش ، مقدمه ، ص 11ـ12؛ دوری ، ص 26ـ27)؛ از آن جمله موسی بن عُقبه (متوفی 141) است که از کتاب مغازی او منتخباتی حاوی بیست خبر باقی مانده است (چاپ زاخاو، 1904؛ ابن هشام ، 1361 ش ، مقدمه ، ص 12). موسی بن عقبه روش مکتب حدیث مدینه را در اِسناد حدیث و ذکر تاریخ حوادث بدقت دنبال کرده و از اَسناد و منابع مکتوب و روایات شفاهی بهره گرفته است (دوری ، ص 27). محمدبن اسحاق (متوفی 150 یا 151)، از شاگردان برجستة زهری ، با گستردن دامنة منابع و مطالب ، تحولی در مکتب حدیث مدینه ایجاد کرد.
مهمترین و جامعترین کتابی که در بارة ظهور اسلام و احوال و مغازی پیامبر اسلام باقی مانده ، سیرة ابن اسحاق است که با تلخیص و تهذیب عبدالملک بن هشام حِمیَری (متوفی 213 یا 218) با عنوان السیرة النبویة به دست ما رسیده است . به گفتة مسعودی ( مروج ، ج 5، ص 211) ابن اسحاق در روزگار منصور عباسی کتاب المغازی و السیر و اخبار المبتدأ را که تا آن هنگام به صورت مجموعه و شناخته شده و مدون نبود، تألیف کرد. ظاهراً کتاب ابن اسحاق در اصل شامل سه بخش المُبتَدأ و المبعث و المغازی بوده است . بخش نخست (المبتدأ) ــ که پاره ای از روایات آن در تاریخ طبری باقی مانده ــ تاریخ جهان از آفرینش تا مبعث رسول اکرم و بر محور قصص پیامبران بوده و قسمتهای بعدی ، سیرة پیامبر از بعثت تا وفات را در برمی گرفته است . «المبتدأ» و «المبعث و المغازی » گاه به عنوان دو کتاب مستقل ، جداگانه روایت می شده است (رجوع کنید به یاقوت حموی ، ج 6، ص 2418، 2420؛ دوری ، ص 27؛ ابن هشام ، 1368 ش ، مقدمة مهدوی ، ص پنجاه وپنج ـ شصت ویک ). ابن اسحاق در کنار استفاده از احادیث و روایات علمای مدینه در بارة سیره و مغازی ، از اسرائیلیات درخصوص دورة قبل از اسلام ، و از داستانهای عامیانه و اشعار نیز استفاده کرده است . وی در المبتدأ از راویان یهودی و مسیحی و تازه مسلمانان و بویژه وَهْب بن مُنبِّه (اخباریِ ایرانی تبار یمن ، متوفی 110 یا 114) و ایرانیان و داستانهای کهن عربی و یمنی مطالبی نقل کرده است . او در المبعث مطالب راجع به دورة بعثت را اغلب بدون سند، و مطالب دورة پس از هجرت را با سند ذکر نموده است . سیرة ابن اسحاق در کنار کتاب از میان رفتة او، الخلفاء (ابن ندیم ، ص 105)، مبیّن اندیشة تاریخ نگاری جهانی مؤلف است (دوری ، ص 10، 28، 30). سیرة ابن اسحاق مرجعی معتبر در سیره و مغازی پیامبر و مأخذ اساسی نویسندگان بعدی گردید (رجوع کنید به خطیب بغدادی ، ج 1، ص 219). گفتنی است که وهب بن منبّه عمدتاً به عنوان راوی قصص انبیا و اساطیر و اسرائیلیات شهرت داشته است (یاقوت حموی ، ج 6، ص 2802؛ ابن خلّکان ، ج 6، ص 35ـ36؛ ذهبی ، 1401ـ 1409، ج 4، ص 544 ـ 545)، ازینرو بعضی محققان برای او در سیره و مغازی اهمیتی قایل نیستند و معتقدند وی عنصر قصص و اسرائیلیات را در تاریخ نگاریِ پیش از اسلام وارد ساخت و اولین نمونه از تاریخ جهانی را در شکل تاریخ انبیا عرضه کرد و ابن اسحاق نیز آن را اخذ نمود (دوری ، ص 25ـ26، 103، 107، 113).
محدّث دیگر نسل سوم ، ابومَعشر سِندی مدنی (متوفی 170) بود که کتابی با عنوان مغازی تألیف کرد و در آن از بسیاری از محدّثان مدینه با ذکر سند، نقل خبر کرد. مورخان بعدی به او استناد کرده اند (ابن هشام ، 1361 ش ، مقدمه ، ص 13ـ14).
در سدة دوم دامنة تحقیق و تألیف در بارة سیره و مغازی از مدینه به دیگر مراکز اسلامی مانند یمن و عراق و شام گسترش یافت و محدّثان آنجا کتابهایی با عنوان مغازی تألیف کردند که تعداد کمی از آنها باقی مانده است ، بعضی از این محدّثان عبارت اند از: مَعمربن راشد اَزْدی (متوفی 152 یا 153) و شاگردش عبدالرزاق بن هَمّام بن نافع صنعانی (متوفی 211) از یمن ، سلیمان بن طَرخان تیمی (متوفی 143) از بصره که همگی به تشیع شهرت داشتند، و ولیدبن مسلم دمشقی (متوفی 194) از دمشق (ابن ندیم ، ص 106، 284؛ ابن حجر عسقلانی ، 1325ـ 1327، ج 4، ص 201ـ202؛ ابن هشام ، 1361 ش ، مقدمه ، ص 17ـ 18).
پس از ابن اسحاق ، محمدبن عمر واقدی (متوفی 207) مطالعات تاریخی را در مکتب تاریخ نگاری مدینه به شکلی محدودتر و دقیقتر دنبال کرد. وی کتاب مهم المغازی را در بارة جنگهای پیامبر و حوادث پس از هجرت تا وفات آن حضرت ، با ذکر سلسلة سند و جزئیات و تاریخ دقیق حوادث و نظمی منطقی تألیف کرد. او نخست کلیاتی از هر غزوه و سپس روایات تفصیلی را نقل کرده و در ذیل حوادث به ذکر آیات قرآنیِ مرتبط با آن پرداخته است . واقدی تک نگاریهایی نیز در بارة موضوعات مهم تاریخی پس از وفات پیامبر داشته است (رجوع کنید به ابن ندیم ، ص 111)، از جمله کتاب الردّة به روایت ابن اعثم کوفی (چاپ یحیی جبوری ، بیروت 1410/ 1990). کتابهای بسیاری با نام فتوح ، مانند فتوح الشام ، به واقدی منسوب شده که انتشار گستردة آن ، بویژه در دوران جنگهای صلیبی ، برای برانگیختن روح شجاعت و حمیت در مجاهدان صورت می گرفت بروکلمان ، ج 3، ص 17ـ 19). پس از واقدی ، کاتب و شاگرد او ابن سعد (متوفی 230) در بخش آغازین کتاب طبقات، سیرة پیامبر را با نظمی جدید و اِسنادی کاملتر عرضه کرد و با پرداختن به شمایل و فضایل و دلایل نبوت پیامبر سرمشقی برای این قبیل تألیفات شد و بدینگونه خطوط نهایی سیره نویسی را ترسیم کرد (دوری ، ص 32). آنچه در سیر تطور سیره نویسی جلب نظر می کند، آن است که اخبار و روایات که در آغاز
ساده و صریح و واقعی بود، بر اثر انگیزه های دینی و اجتماعی ، به مرور با رگه هایی از قُدسیت و مبالغه آمیخته شد (همان ، ص 11، 33).
بسیاری از مؤلفان از سدة سوم به بعد ضمن مجامیع حدیثی و رجالی و تاریخهای عمومی و محلی ، فصلهایی را به سیرة پیامبر اختصاص دادند، از جمله ابن ابی شیبه (متوفی 235)، بخاری (متوفی 256)، بلاذری (متوفی 279)، طبری (متوفی 310)، ابن حِبّان بُستی (متوفی 354)، ابن عَساکر (متوفی 571)، ابن اثیر (متوفی 630)، ذهبی (متوفی 748)، ابن شاکر کُتُبی (متوفی 764) و ابن کثیر (متوفی 774) که آثار بعضی از آنها را باید از مآخذ دست دوم و تکراری به شمار آورد. جز این ، در سده های متوالی آثار مستقلی در بارة سیره با دیدگاهها و گرایشهای متفاوت و توجه به جنبه هایی خاص از شخصیت پیامبر تألیف شد، از جمله الشمائل النبویّة از ترمذی (متوفی 279)، اخلاق النبی و آدابه از ابوشیخ اصفهانی (متوفی 369)، دلائل النبوة از ابوبکر بیهقی (متوفی 458)، الروض الاُنُف از عبدالرحمان سهیلی (متوفی 581)، زادالمعاد فی هُدی خیرالعباد از ابن قیّم جوزیه (متوفی 751)، امتاع الاسماع از مقریزی (متوفی 845)، الخصائص الکبری از سیوطی (متوفی 911)، المواهب اللَدُنیة فی المنح المحمّدیة از قسطلانی (متوفی 923)، سُبُل الهدی ' و الرّشاد از صالحی شامی (متوفی 942) و السیرة الحلبیة از علی بن برهان الدین حلبی (متوفی 1044). مطالب اصلی این کتابها عمدتاً برگرفته از سیرة ابن اسحاق و دیگر منابع کهن سیره و مغازی است که پس از افزوده ها و شرح و جمع و تهذیب ، ساختاری نو یافته است . مورخان و محدّثان برجستة اندلسی نیز آثاری در بارة زندگانی پیامبر تألیف کردند، از جمله ابن حَزم (متوفی 456)، ابن عبدالبِرّ (متوفی 463)، قاضی عِیاض (متوفی 544) و ابن سیّدالناس (متوفی 734).
از سدة دوم ، تألیف تک نگاریهایی کوتاه در بارة رویدادهای تاریخی به شکلی وسیع آغاز شد و نسلی از اخباریان در مراکز اسلامی ، بویژه کوفه و بصره ــ که پایگاه تمایلات قبیله ای بودند ــ و سپس بغداد، برآمدند که با توجه به مهارتهای خویش در تاریخ و لغت و ادب و شعر و انساب ، به گردآوری اخبار و روایات گوناگون بویژه تاریخ ، در قالب کتابهای تک موضوعی پرداختند؛ ازینرو اخباریان را باید نخستین مورخان شمرد. ابومِخنَف لوط بن یحیی اَزْدی (متوفی 157)، شیخ اخباریان و بزرگترین شخصیت اخباری کوفه و مرجعی مهم در تاریخ و فتوح عراق به شمار می آید. وی تک نگاریهای مهمی در بارة رویدادهای صدر اسلام از وفات پیامبر تا اواخر دورة اموی داشته است که می توان آنها را در زنجیره ای زمانی تنظیم کرد (رجوع کنید به ابن ندیم ، ص 105ـ106؛ نجاشی ، ص 320؛ دوری ، ص 35ـ 36، 122). بخش بزرگی از روایات ابومخنف در منابع تاریخی باقی مانده است . با اینکه روایت ابومخنف از امام صادق علیه السلام (رجوع کنید به نجاشی ، همانجا) و اهتمام خاص وی به شرح وقایع دوران خلافت امام علی و مقتل امام حسین علیهماالسلام و قیام توّابین گویای تمایلات شیعی اوست ، اخبار او عموماً جانبدارانه نیست (دوری ، ص 35).
عَوانة بن حَکَم (متوفی 147 یا 158)، دیگر اخباری کوفی ، اخبار امویان را در کتابهایی مانند سیرة معاویة
و بنی امیة و کتاب التاریخ گرد آورد (ابن ندیم ، ص 103؛ یاقوت حموی ، ج 5، ص 2133ـ 2134). احتمالاً لحن جانبدارانة وی در روایات (دوری ، ص 36) موجب متهم شدنش به جعل گزارشهایی به سود امویان شده است (یاقوت حموی ، ج 5، ص 2135).
نصربن مزاحم مِنقَری (متوفی 212) دیگر اخباری کوفی و مورخ شیعی است که حوادث عراق ، مانند جنگهای جمل و صفّین و مقتل امام حسین علیه السلام ، موضوع تک نگاریهای اوست (رجوع کنید به ابن ندیم ، ص 106؛ نجاشی ، ص 427ـ 428). از او کتابی به نام وَقعَة صِفّین باقی مانده است (چاپ عبدالسلام محمدهارون ، قاهره 1365) که مجموعه ای از اخبار پیاپی و مشتمل بر اشعار و گفتگوها و خطبه ها و مراسلات است و تواریخ و اَسناد در آن ضعیف و سهل انگارانه است (دوری ، ص 37ـ 38).
هشام بن محمد کلبی (متوفی 204) دیگر نسب شناس و اخباری مشهور شیعی مذهب کوفه است (نجاشی ، ص 434) که گامهای بلندی در جهت تحقیق و تألیف آثار تاریخی به روش علمی برداشته است ( د. اسلام ، چاپ اول ، ذیل «کلبی »؛ جوادعلی ، 1369، ص 148ـ 149). تک نگاریهای او محدودة وسیعی ، از تاریخ انبیا تا ایام العرب و عقاید عصر جاهلی و تاریخ ایران و یمن و اسلام ، را دربر می گرفته (رجوع کنید به ابن ندیم ، ص 108ـ 111؛ نجاشی ، ص 434ـ 435)، اما از آن همه ، تنها نقل قولهایی در منابع دیگر و چند کتاب در انساب و نیز کتاب اصنام باقی مانده است .
آثار هیثم بن عَدِی (متوفی 207)، اخباری کوفی ، نیز شامل تک نگاریهای خبری و اطلاعات نسب شناسی و شعر و ادب می شود (ابن ندیم ، ص 112ـ113). آثار او از منابع مورخان بزرگ پس از وی بوده است .
ابوعُبیده مَعمربن مُثنّی (متوفی ح 210)، راوی و اخباری ایرانی تبار بصره با گرایشهای شعوبی و خوارجی ( ((ر.ک.ب))مسعودی ، مروج ، ج 4، ص 333)، تک نگاریهای فراوانی در موضوعات گوناگون از جمله انساب و اخبار جاهلیت و وصف شهرها و شخصیتها و تاریخ ایران و اسلام داشته (رجوع کنید به ابن ندیم ، ص 58 ـ60) که بخشهایی از آنها به آثار نویسندگان بعدی راه یافته و بعضی نیز به چاپ رسیده است .
تاریخ نگاری در شکل خبر، با ظهور ابوالحسن علی بن محمد مدائنی (متوفی 225) به اوج رسید (دوری ، ص 38). وی از موالی بصره بود که در مداین و سپس بغداد اقامت گزید (یاقوت حموی ، ج 4، ص 1852). تألیفات فراوان مدائنی ، از دورة جاهلی تا عصر عباسی را در بر می گیرد، اما بیشتر در بارة دورة اسلامی و موضوعاتی مانند سیرة پیامبر، فتوح ، عرب ، اشراف ، زنان ، خلفا و شعراست (رجوع کنید به ابن ندیم ، ص 113ـ117). در مورد اخبار خراسان و هند و فارس مدائنی را مرجعی کاملتر از دیگران (همان ، ص 106) و اخبار وی را کاملتر و متوازنتر و دقیقتر از روایات اسلاف او دانسته اند (دوری ، ص 39). از مدائنی ــ که کتابهایش منبع اساسی مورخان بعدی بوده (محمد بدری فهد، ص 141ـ142؛ عبدالجبار ناجی ، ص 213ـ 215) ــ رساله ای کوتاه باقی مانده است (رجوع کنید به روزنتال ، ص 85).
محمدبن حبیب (متوفی 245) و زُبیربن بَکّار (متوفی 256) از نسل آخرین اخباریانی اند که جز تاریخ ، در بارة موضوعات گوناگون ، مانند انساب و شعر و ادب و اخبار شعرا، کتاب تألیف کردند و در عراق و حجاز به گردآوری روایات تاریخی پرداختند (ابن ندیم ، ص 119، 123ـ124؛ یاقوت حموی ، ج 3، ص 1322ـ1326، ج 6، ص 2480ـ2483).
المُحَبَّر و المُنَمَّق از ابن حبیب حاوی اطلاعات تاریخی ارزشمند در بارة موضوعات گوناگون ، از جمله عرب دورة جاهلی و سیرة نبوی و تاریخ اسلام ، است . کتاب مهم زبیر، الاخبار الموفّقیات ، جُنگی است از اخبار و روایات عمدتاً تاریخی و گاه شعر که اغلب مربوط به دورة اسلامی و در بارة اشخاص صاحب نام است و به شیوة حدیثی و مُسنَد فراهم آمده است . بخشی از این کتاب باقی است (چاپ سامی مکی عانی ، بغداد 1972).
2. وقایع نگاری . در قرن سوم تاریخ نگاری وارد مرحله ای نو شد و مورخانی بزرگ ظهور یافتند. تا این زمان مورخان اخباری ، انبوهی از روایات تاریخیِ حاویِ اطلاعات سیاسی و اداری و فرهنگی دارای علایق ادبی و لغوی و نسب شناختی را فراهم کرده بودند و از اینجا بود که اندیشة وحدت بخشیدن به تاریخ اسلام و فراهم ساختن روایتی یکپارچه از داده های پراکنده شکل گرفت (دوری ، ص 128). بدینسان تاریخ نگاری نظمی نو یافت و صورت وقایع نگاری ، صورت خبر را در خود مستحیل کرد (روزنتال ، ص 85 ـ86). مورخان بزرگی همچون یعقوبی و طبری با بهره گیری از تک نگاریهای بسیار، تواریخ عظیم خود را پدید آوردند. بسیاری از مباحث جزئی و آگاهیهای راجع به تاریخ فرهنگی و اجتماعی که در تک نگاریها مطرح بود، با ظهور وقایع نگاریها از میان رفت (جعفریان ، ص 109ـ110).
در وقایع نگاری دورة اسلامی ، رویدادهای گوناگون به صورت سالشمار یا بر اساس دوران حکومت خلفا شرح می شود. در این روش ، رویدادی که دوره ای چندساله را دربر می گیرد، معمولاً تقطیع می شود و ضمن وقایع سالهای متعدد یا دورة خلفای پیاپی می آید (رجوع کنید به روزنتال ، ص 86). شماری از آثار مهم تاریخی ایران پیش از اسلام ، مانند خداینامه ( سیرالملوک ) و تاجنامه و آیین نامه ، را کسانی همچون ابن مُقفَّع (متوفی 144) به عربی ترجمه کردند. بعلاوه علمای مسلمان احتمالاً از تاریخ نگاری مسیحی اطلاعاتی داشتند، اما به عقیدة روزنتال هیچیک از نوشته های ایرانی دورة ساسانی یا آثار تاریخی یونانی و بیزانسی ، الهام بخش وقایع نگاران مسلمان نبوده است . در واقع ، همة کتابهایی که از آنها اطلاعی در دست است ، مدتها پس از آنکه وقایع نگاری در نوشته های تاریخی اسلامی ظاهر شد، تألیف شده اند (همان ، ص 90، 92ـ94، 97، 106، 161).
شاید بتوان هیثم بن عدی ، چهرة برجستة اوایل سدة سوم ، را حلقة اتصال دو شیوة تاریخ نگاری ، یعنی تک نگاریهای خبری و وقایع نگاری ، به شمار آورد. التاریخ عَلی السِنین (ابن ندیم ، ص 112) او نخستین تاریخ با عنوان و مبنای سالشمار است که می شناسیم . تاریخ الخلفاء وی (همانجا) نیز ظاهراً به شیوة وقایع نگاری بوده است . اخبارالخلفاء الکبیر اثر مدائنی (همان ، ص 115؛ یاقوت حموی ، ج 4، ص 1856) را، که مشتمل بر شرح دوران خلفا از ابوبکر تا معتصم بوده است ، باید در این ردیف آثار سالشمار جای داد. پس از آن ، نویسندگانی مانند ابوجعفر محمدبن اَزهر اخباری (متوفی 279)، ابن زولاق (متوفی 386) و محب الدین احمدبن یوسف علوی کرخی (متوفی 721) کتابهایی با عنوان «التاریخ علی السنین » تألیف کردند (ابن ندیم ، ص 126؛ یاقوت حموی ، ج 2، ص 792، 808، ج 6، ص 2418؛ ابن فُوَطی ، ج 5، ص 315ـ316).
قدیمترین کتاب موجود که در آن حوادث به صورت سالشمار تنظیم شده ، تاریخ خلیفة بن خیاط عُصفری معروف به شَباب (متوفی 240)، مورخ بزرگ سدة سوم و اهل بصره ، است (ابن ندیم ، ص 288؛ صفدی ، 1962ـ 1979، ج 13، ص 381ـ 382). این کتاب با سیرة پیامبر به صورت احادیثی مسنَد آغاز شده و سپس حوادث تاریخ اسلام پس از هجرت به صورت سال به سال و به اختصار تا 232 نوشته شده است . این کتاب در بارة حوادث و جنگها و مسائل اداری و سیاسی و امرا و والیان شهرها و قضات و امرای حج اطلاعاتی جزئی به دست می دهد (رجوع کنید به عبدالجبار ناجی ، ص 183ـ189).
ابن قُتیبه دینوری (متوفی 276)، مورخ و نویسندة دانشمند ایرانی ، کتاب المعارف را به مثابه مجموعه معارفی اساسی برای فرهیختگان تألیف کرد. این کتاب با داستان آفرینش و سرگذشت انبیا آغاز می شود و مشتمل بر سیرة پیامبر و سرگذشت صحابه و تاریخ خلفای اموی و عباسی تا روزگار معتمد (حک : 256ـ279) است . فصلهایی نیز به مباحث تاریخی و اطلاعات گوناگون دیگر اختصاص دارد (رجوع کنید به ص 1ـ6، 394)؛ بدینگونه در المعارف طرح تاریخ عمومی را می توان مشاهده کرد. کتاب الامامة و السیاسة نیز به رغم تردید در انتساب آن به ابن قتیبه (رجوع کنید به ابن قتیبه ، مقدمة عکاشه ، ص 56؛ مصطفی ، ج 1، ص 241ـ242؛ بروکلمان ، ج 2، ص 229ـ 230) از منابع مهم تاریخی سدة سوم است . این کتاب با حوادث پس از رحلت پیامبر آغاز می شود و با شرح وقایع دوران هارون الرشید و جانشینی مأمون پایان می یابد.
یعقوب بن سفیان فَسَوی / بَسَوی (متوفی 277)، مورخ و محدّث اهل فَسا (رجوع کنید به ذهبی ، 1401ـ1409، ج 13، ص 180ـ 183)، کتاب المعرفة والتاریخ را با ترکیب «نقد و معرفت رجال » و «بیان سالشمار حوادث تاریخی » تألیف کرد. آنچه از این کتاب باقی مانده ، شرح وقایع سالهای 135 تا 241 و بخشی در شرح حال صحابه و تابعان است . گفته می شود بخش نخست این کتاب ، تاریخی عمومی داستان آفرینش و قصص انبیا و شرح وقایع تا دورة سَفّاح عباسی بوده است (فسوی ، مقدمه ، ص الف ).
التاریخ الکبیر ابن ابی خَیثَمه (متوفی 279)، مورخ و محدّث و فقیه ایرانی ، نیز به شیوة کتب روایی تألیف شده (رجوع کنید به ابن ندیم ، ص 286؛ یاقوت حموی ، ج 1، ص 262) و ظاهراً بخشی به ترتیب وقایع داشته است (روزنتال ، ص 87؛ نیز رجوع کنید به مسعودی ، مروج ، ج 3، ص 289ـ290).
مورخ و نسب شناس بزرگ ، احمدبن یحیی بلاذری * (متوفی 279)، وقایع تاریخ اسلام را بر محور موضوعاتی خاص و به شیوة اِسنادی تنظیم کرد. فتوح البلدان * او تنها کتاب پرارزش و تخصصی موجود در بارة فتوح اسلامی در ایران و عراق و شام و دیگر سرزمینها با عنایت به جنبه های حقوقی و اداری است . بخش آغازین این کتاب ، بحث مغازی و فتوح پیامبر و اخبار ردّه است . دیگر کتاب مهم او، انساب الاشراف است (رجوع کنید به ادامة مقاله ).
تاریخ ابوزُرعة دمشقی نیز حاوی دو بخش مجزاست : سیره و مغازی پیامبر و سپس وقایع دوران خلفای نخست و یادکرد از خلفای اموی و عباسی تا هارون الرشید (رجوع کنید به ج 1، ص 197). پس از آن مطالبی در بارة صحابه و علما و قضات ، بویژه در منطقة شام ، آمده است .
ب ) اقسام و سیر تاریخ نگاری
1. تاریخ نگاری خبر. اولین نمونه های تاریخ نگاری در اسلام ، آثاری است که بر محور شرح سیره و زندگانی پیامبر اسلام تألیف گردیده و در تدوین آن اصول علم حدیث رعایت شده است (رجوع کنید به دُوری ، ص 61، 76). این نوع تاریخ نگاری ــ که تا مدتها اصالت و تأثیر خود را حفظ کرد ــ در شکل خاصی به نام «خبر» یا «اَخبار» جای می گیرد و مؤلفانی را که به این شیوه تألیف کرده اند، «اَخباری » می خوانند. کتابهایی با عنوان اخبار یا عناوینی چون «حدیث »، «قصه »، «مقتل »، «وَقعة » و «امر»، مجموعه ای کامل از روایات در بارة رویداد یا موضوعی خاص در قالب تک نگاری است . جز موضوعات سیاسی و جنگها و فتوح ، پاره ای تک نگاریها به موضوعات متنوعی اختصاص دارد که همان عنوان کتاب را تشکیل می دهد.
هر «خبر» به خودی خود و بدون ارتباط علّی با دیگر رویدادها، تام و تمام است و همچون قصص ایام ، ویژگی داستان کوتاه و بیان رویدادها به شکل گفت وشنود را دارد و توأم با شواهد شعری است . صورت خبر معمولاً با سایر عناصر نوشته های تاریخی ، مانند اطلاعات تبارشناختی درمی آمیزد (روزنتال ، ص 81 ـ82، 84).
در قرن اول هر شهر گرایش سیاسی و مذهبی خاصی داشت ؛ مردم شام تا مدتها تمایلات اموی داشتند، کوفه گرایشهای شیعی را در خود پرورد، بصره به دلیل رقابت با کوفه و به سبب شرکت در جنگ جمل گرایش عثمانی داشت ، اهالی مکه و مدینه نیز طرفدار دو خلیفة اول بودند. از آنجا که پس از رحلت پیامبر بعضی صحابه به شهرها مهاجرت کردند، بتدریج مکتب حدیثی خاصی در هر شهر پدید آمد که ویژگی آن بسته به عقیدة صحابیانی بود که در آنجا سکونت و نفوذ داشتند (جعفریان ، ص 51).
مکتب حدیثی مدینه را باید نخستین مکتب تاریخ نگاری ، یعنی سیره نویسی در شکل مغازی ، به شمار آورد (دوری ، ص 61). اکثر عالمان نامدار سیره از تابعان و اهل مدینه بودند. عُروة بن زُبیر (متوفی 93 یا 94) پیشگام و سرسلسلة نسل اول محدّثان و راویان اخبار تاریخی بود. وی روایات سیره و مغازی پیامبر و دورة خلفای نخست را تدوین کرد (رجوع کنید به سخاوی ، 1382، ص 159؛ حاجی خلیفه ، ج 2، ستون 1746ـ1747). نوشته های او در بارة رویدادهای زندگی پیامبر کهنترین و موثقترین اخبار و قدیمترین اسناد باقی مانده از نثر عربی است (برای پاره ای از این روایات رجوع کنید به دوری ، ص 63ـ72). بخشی از روایات ، نامه هایی است که عبدالملک بن مروان ، ضمن آنها از عروه در بارة سیره و مغازی پرسشهایی کرده و عروه بدانها پاسخ داده است (رجوع کنید به طبری ، ج 2، ص 328ـ329، 421ـ424، ج 3، ص 55 ـ 56، 163ـ 164). ابان بن عثمان بن عفّان نیز از نسل اول محدّثان مدینه و راویان اخبار تاریخی است ، اما اخبار چندانی از او در منابع دیده نمی شود (ابن هشام ، 1361 ش ، مقدمة مهدوی ، ص 9). بعضی کتاب المبدأ و المبعث و المغازیِ ابان بن عثمان بَجَلی (رجوع کنید به طوسی ، ص 18؛ یاقوت حموی ، ج 1، ص 39) را اشتباهاً به ابان بن عثمان بن عفّان نسبت می دهند (رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «ابان بن عثمان »). از دیگر محدّثان نسل اول مدینه ، شُرَحبیل بن سعد (متوفی 123) است که در مغازی و وقایع جنگ بدر تخصص داشته است ، اما چندان محل اعتماد محدّثان نیست (ابن حجر عسقلانی ، 1325ـ1327، ج 4، ص 320ـ 321؛ ابن هشام ، 1361 ش ، همانجا).
از نسل دوم محدّثان و مورخان مدینه دو تن شهرت بیشتری دارند که هر دو به دستگاه خلفای اموی پیوسته بودند و برای ایشان اخبار و مغازی را نقل می کردند (ابن هشام ، 1361 ش ، مقدمه ، ص 9ـ10)؛ یکی عاصم بن عمربن قَتاده (متوفی 120) بود که در جامع دمشق در بارة مغازی پیامبر و مناقب اصحاب سخن می گفت (ابن حجر عسقلانی ، 1325ـ 1327، ج 5، ص 53 ـ54)، دیگری محمدبن مسلم بن شهاب زُهری بود که نزد عروة بن زبیر و شمار دیگری از علمای مدینه دانش آموخت (ابن هشام ، 1361 ش ، مقدمه ، ص 10). بنا بر بعضی روایات (رجوع کنید به ابن عبدالبر، 1402، ص 123، 127ـ 128)، زهری نخستین کسی است که پس از فرمان عمربن عبدالعزیز (حک : 98ـ101)، به کتابت حدیث ــ که شامل اخبار و روایات تاریخی نیز می شد ــ پرداخت ؛ اما اسنادی دیگر نشان می دهد که در سدة نخست و اوایل سدة دوم کتابت وجود داشته است (رجوع کنید به دوری ، ص 120). زهری را بزرگترین شخصیت مکتب حدیث مدینه و سرآمد کسانی دانسته اند که به مغازی و سیرة پیامبر و تاریخ صدر اسلام آگاهی داشتند (رجوع کنید به طبری ، ج 11، المنتخب من کتاب ذیل المُذیَّل ، ص 645). پاره ای روایات باقی مانده از زهری نشان می دهد که وی این مکتب را بر پایه هایی استوار بنیان نهاد و جهت بحث تاریخی را ترسیم کرد و تسلسل تاریخی حوادث را در نظر گرفت . کار او اساس کتابهای بعدی در بارة مغازی شد و مؤلفان به بسط و تکمیل آن پرداختند (رجوع کنید به دوری ، ص 76ـ77، 82 ـ93). روایات زهری گذشته از احکام و سنن ، شامل نسب شناسی و اطلاعات تاریخی راجع به دورة جاهلیت و حیات رسول اکرم و وقایع بعد از وفات آن حضرت تا صلح امام حسن علیه السلام است (ابن هشام ، 1361 ش ، مقدمه ، ص 10ـ11؛ دوری ، ص 96ـ97). زهری شیوة اسناد را در روایات تاریخی به کار برده ، اما گاه چند روایت را به هم پیوسته ضمن سلسله سندی واحد گرد آورده و بدین طریق گامی مهم در جهت گزارشهای پیوستة تاریخی برداشته است (دوری ، ص 94).
نسل سوم محدّثان مدینه اطلاعات خود را از زهری گرفتند و اولین کتابهای سیره و مغازی رسول اکرم را تدوین کردند (ابن هشام ، 1361 ش ، مقدمه ، ص 11ـ12؛ دوری ، ص 26ـ27)؛ از آن جمله موسی بن عُقبه (متوفی 141) است که از کتاب مغازی او منتخباتی حاوی بیست خبر باقی مانده است (چاپ زاخاو، 1904؛ ابن هشام ، 1361 ش ، مقدمه ، ص 12). موسی بن عقبه روش مکتب حدیث مدینه را در اِسناد حدیث و ذکر تاریخ حوادث بدقت دنبال کرده و از اَسناد و منابع مکتوب و روایات شفاهی بهره گرفته است (دوری ، ص 27). محمدبن اسحاق (متوفی 150 یا 151)، از شاگردان برجستة زهری ، با گستردن دامنة منابع و مطالب ، تحولی در مکتب حدیث مدینه ایجاد کرد.
مهمترین و جامعترین کتابی که در بارة ظهور اسلام و احوال و مغازی پیامبر اسلام باقی مانده ، سیرة ابن اسحاق است که با تلخیص و تهذیب عبدالملک بن هشام حِمیَری (متوفی 213 یا 218) با عنوان السیرة النبویة به دست ما رسیده است . به گفتة مسعودی ( مروج ، ج 5، ص 211) ابن اسحاق در روزگار منصور عباسی کتاب المغازی و السیر و اخبار المبتدأ را که تا آن هنگام به صورت مجموعه و شناخته شده و مدون نبود، تألیف کرد. ظاهراً کتاب ابن اسحاق در اصل شامل سه بخش المُبتَدأ و المبعث و المغازی بوده است . بخش نخست (المبتدأ) ــ که پاره ای از روایات آن در تاریخ طبری باقی مانده ــ تاریخ جهان از آفرینش تا مبعث رسول اکرم و بر محور قصص پیامبران بوده و قسمتهای بعدی ، سیرة پیامبر از بعثت تا وفات را در برمی گرفته است . «المبتدأ» و «المبعث و المغازی » گاه به عنوان دو کتاب مستقل ، جداگانه روایت می شده است (رجوع کنید به یاقوت حموی ، ج 6، ص 2418، 2420؛ دوری ، ص 27؛ ابن هشام ، 1368 ش ، مقدمة مهدوی ، ص پنجاه وپنج ـ شصت ویک ). ابن اسحاق در کنار استفاده از احادیث و روایات علمای مدینه در بارة سیره و مغازی ، از اسرائیلیات درخصوص دورة قبل از اسلام ، و از داستانهای عامیانه و اشعار نیز استفاده کرده است . وی در المبتدأ از راویان یهودی و مسیحی و تازه مسلمانان و بویژه وَهْب بن مُنبِّه (اخباریِ ایرانی تبار یمن ، متوفی 110 یا 114) و ایرانیان و داستانهای کهن عربی و یمنی مطالبی نقل کرده است . او در المبعث مطالب راجع به دورة بعثت را اغلب بدون سند، و مطالب دورة پس از هجرت را با سند ذکر نموده است . سیرة ابن اسحاق در کنار کتاب از میان رفتة او، الخلفاء (ابن ندیم ، ص 105)، مبیّن اندیشة تاریخ نگاری جهانی مؤلف است (دوری ، ص 10، 28، 30). سیرة ابن اسحاق مرجعی معتبر در سیره و مغازی پیامبر و مأخذ اساسی نویسندگان بعدی گردید (رجوع کنید به خطیب بغدادی ، ج 1، ص 219). گفتنی است که وهب بن منبّه عمدتاً به عنوان راوی قصص انبیا و اساطیر و اسرائیلیات شهرت داشته است (یاقوت حموی ، ج 6، ص 2802؛ ابن خلّکان ، ج 6، ص 35ـ36؛ ذهبی ، 1401ـ 1409، ج 4، ص 544 ـ 545)، ازینرو بعضی محققان برای او در سیره و مغازی اهمیتی قایل نیستند و معتقدند وی عنصر قصص و اسرائیلیات را در تاریخ نگاریِ پیش از اسلام وارد ساخت و اولین نمونه از تاریخ جهانی را در شکل تاریخ انبیا عرضه کرد و ابن اسحاق نیز آن را اخذ نمود (دوری ، ص 25ـ26، 103، 107، 113).
محدّث دیگر نسل سوم ، ابومَعشر سِندی مدنی (متوفی 170) بود که کتابی با عنوان مغازی تألیف کرد و در آن از بسیاری از محدّثان مدینه با ذکر سند، نقل خبر کرد. مورخان بعدی به او استناد کرده اند (ابن هشام ، 1361 ش ، مقدمه ، ص 13ـ14).
در سدة دوم دامنة تحقیق و تألیف در بارة سیره و مغازی از مدینه به دیگر مراکز اسلامی مانند یمن و عراق و شام گسترش یافت و محدّثان آنجا کتابهایی با عنوان مغازی تألیف کردند که تعداد کمی از آنها باقی مانده است ، بعضی از این محدّثان عبارت اند از: مَعمربن راشد اَزْدی (متوفی 152 یا 153) و شاگردش عبدالرزاق بن هَمّام بن نافع صنعانی (متوفی 211) از یمن ، سلیمان بن طَرخان تیمی (متوفی 143) از بصره که همگی به تشیع شهرت داشتند، و ولیدبن مسلم دمشقی (متوفی 194) از دمشق (ابن ندیم ، ص 106، 284؛ ابن حجر عسقلانی ، 1325ـ 1327، ج 4، ص 201ـ202؛ ابن هشام ، 1361 ش ، مقدمه ، ص 17ـ 18).
پس از ابن اسحاق ، محمدبن عمر واقدی (متوفی 207) مطالعات تاریخی را در مکتب تاریخ نگاری مدینه به شکلی محدودتر و دقیقتر دنبال کرد. وی کتاب مهم المغازی را در بارة جنگهای پیامبر و حوادث پس از هجرت تا وفات آن حضرت ، با ذکر سلسلة سند و جزئیات و تاریخ دقیق حوادث و نظمی منطقی تألیف کرد. او نخست کلیاتی از هر غزوه و سپس روایات تفصیلی را نقل کرده و در ذیل حوادث به ذکر آیات قرآنیِ مرتبط با آن پرداخته است . واقدی تک نگاریهایی نیز در بارة موضوعات مهم تاریخی پس از وفات پیامبر داشته است (رجوع کنید به ابن ندیم ، ص 111)، از جمله کتاب الردّة به روایت ابن اعثم کوفی (چاپ یحیی جبوری ، بیروت 1410/ 1990). کتابهای بسیاری با نام فتوح ، مانند فتوح الشام ، به واقدی منسوب شده که انتشار گستردة آن ، بویژه در دوران جنگهای صلیبی ، برای برانگیختن روح شجاعت و حمیت در مجاهدان صورت می گرفت بروکلمان ، ج 3، ص 17ـ 19). پس از واقدی ، کاتب و شاگرد او ابن سعد (متوفی 230) در بخش آغازین کتاب طبقات، سیرة پیامبر را با نظمی جدید و اِسنادی کاملتر عرضه کرد و با پرداختن به شمایل و فضایل و دلایل نبوت پیامبر سرمشقی برای این قبیل تألیفات شد و بدینگونه خطوط نهایی سیره نویسی را ترسیم کرد (دوری ، ص 32). آنچه در سیر تطور سیره نویسی جلب نظر می کند، آن است که اخبار و روایات که در آغاز
ساده و صریح و واقعی بود، بر اثر انگیزه های دینی و اجتماعی ، به مرور با رگه هایی از قُدسیت و مبالغه آمیخته شد (همان ، ص 11، 33).
بسیاری از مؤلفان از سدة سوم به بعد ضمن مجامیع حدیثی و رجالی و تاریخهای عمومی و محلی ، فصلهایی را به سیرة پیامبر اختصاص دادند، از جمله ابن ابی شیبه (متوفی 235)، بخاری (متوفی 256)، بلاذری (متوفی 279)، طبری (متوفی 310)، ابن حِبّان بُستی (متوفی 354)، ابن عَساکر (متوفی 571)، ابن اثیر (متوفی 630)، ذهبی (متوفی 748)، ابن شاکر کُتُبی (متوفی 764) و ابن کثیر (متوفی 774) که آثار بعضی از آنها را باید از مآخذ دست دوم و تکراری به شمار آورد. جز این ، در سده های متوالی آثار مستقلی در بارة سیره با دیدگاهها و گرایشهای متفاوت و توجه به جنبه هایی خاص از شخصیت پیامبر تألیف شد، از جمله الشمائل النبویّة از ترمذی (متوفی 279)، اخلاق النبی و آدابه از ابوشیخ اصفهانی (متوفی 369)، دلائل النبوة از ابوبکر بیهقی (متوفی 458)، الروض الاُنُف از عبدالرحمان سهیلی (متوفی 581)، زادالمعاد فی هُدی خیرالعباد از ابن قیّم جوزیه (متوفی 751)، امتاع الاسماع از مقریزی (متوفی 845)، الخصائص الکبری از سیوطی (متوفی 911)، المواهب اللَدُنیة فی المنح المحمّدیة از قسطلانی (متوفی 923)، سُبُل الهدی ' و الرّشاد از صالحی شامی (متوفی 942) و السیرة الحلبیة از علی بن برهان الدین حلبی (متوفی 1044). مطالب اصلی این کتابها عمدتاً برگرفته از سیرة ابن اسحاق و دیگر منابع کهن سیره و مغازی است که پس از افزوده ها و شرح و جمع و تهذیب ، ساختاری نو یافته است . مورخان و محدّثان برجستة اندلسی نیز آثاری در بارة زندگانی پیامبر تألیف کردند، از جمله ابن حَزم (متوفی 456)، ابن عبدالبِرّ (متوفی 463)، قاضی عِیاض (متوفی 544) و ابن سیّدالناس (متوفی 734).
از سدة دوم ، تألیف تک نگاریهایی کوتاه در بارة رویدادهای تاریخی به شکلی وسیع آغاز شد و نسلی از اخباریان در مراکز اسلامی ، بویژه کوفه و بصره ــ که پایگاه تمایلات قبیله ای بودند ــ و سپس بغداد، برآمدند که با توجه به مهارتهای خویش در تاریخ و لغت و ادب و شعر و انساب ، به گردآوری اخبار و روایات گوناگون بویژه تاریخ ، در قالب کتابهای تک موضوعی پرداختند؛ ازینرو اخباریان را باید نخستین مورخان شمرد. ابومِخنَف لوط بن یحیی اَزْدی (متوفی 157)، شیخ اخباریان و بزرگترین شخصیت اخباری کوفه و مرجعی مهم در تاریخ و فتوح عراق به شمار می آید. وی تک نگاریهای مهمی در بارة رویدادهای صدر اسلام از وفات پیامبر تا اواخر دورة اموی داشته است که می توان آنها را در زنجیره ای زمانی تنظیم کرد (رجوع کنید به ابن ندیم ، ص 105ـ106؛ نجاشی ، ص 320؛ دوری ، ص 35ـ 36، 122). بخش بزرگی از روایات ابومخنف در منابع تاریخی باقی مانده است . با اینکه روایت ابومخنف از امام صادق علیه السلام (رجوع کنید به نجاشی ، همانجا) و اهتمام خاص وی به شرح وقایع دوران خلافت امام علی و مقتل امام حسین علیهماالسلام و قیام توّابین گویای تمایلات شیعی اوست ، اخبار او عموماً جانبدارانه نیست (دوری ، ص 35).
عَوانة بن حَکَم (متوفی 147 یا 158)، دیگر اخباری کوفی ، اخبار امویان را در کتابهایی مانند سیرة معاویة
و بنی امیة و کتاب التاریخ گرد آورد (ابن ندیم ، ص 103؛ یاقوت حموی ، ج 5، ص 2133ـ 2134). احتمالاً لحن جانبدارانة وی در روایات (دوری ، ص 36) موجب متهم شدنش به جعل گزارشهایی به سود امویان شده است (یاقوت حموی ، ج 5، ص 2135).
نصربن مزاحم مِنقَری (متوفی 212) دیگر اخباری کوفی و مورخ شیعی است که حوادث عراق ، مانند جنگهای جمل و صفّین و مقتل امام حسین علیه السلام ، موضوع تک نگاریهای اوست (رجوع کنید به ابن ندیم ، ص 106؛ نجاشی ، ص 427ـ 428). از او کتابی به نام وَقعَة صِفّین باقی مانده است (چاپ عبدالسلام محمدهارون ، قاهره 1365) که مجموعه ای از اخبار پیاپی و مشتمل بر اشعار و گفتگوها و خطبه ها و مراسلات است و تواریخ و اَسناد در آن ضعیف و سهل انگارانه است (دوری ، ص 37ـ 38).
هشام بن محمد کلبی (متوفی 204) دیگر نسب شناس و اخباری مشهور شیعی مذهب کوفه است (نجاشی ، ص 434) که گامهای بلندی در جهت تحقیق و تألیف آثار تاریخی به روش علمی برداشته است ( د. اسلام ، چاپ اول ، ذیل «کلبی »؛ جوادعلی ، 1369، ص 148ـ 149). تک نگاریهای او محدودة وسیعی ، از تاریخ انبیا تا ایام العرب و عقاید عصر جاهلی و تاریخ ایران و یمن و اسلام ، را دربر می گرفته (رجوع کنید به ابن ندیم ، ص 108ـ 111؛ نجاشی ، ص 434ـ 435)، اما از آن همه ، تنها نقل قولهایی در منابع دیگر و چند کتاب در انساب و نیز کتاب اصنام باقی مانده است .
آثار هیثم بن عَدِی (متوفی 207)، اخباری کوفی ، نیز شامل تک نگاریهای خبری و اطلاعات نسب شناسی و شعر و ادب می شود (ابن ندیم ، ص 112ـ113). آثار او از منابع مورخان بزرگ پس از وی بوده است .
ابوعُبیده مَعمربن مُثنّی (متوفی ح 210)، راوی و اخباری ایرانی تبار بصره با گرایشهای شعوبی و خوارجی ( ((ر.ک.ب))مسعودی ، مروج ، ج 4، ص 333)، تک نگاریهای فراوانی در موضوعات گوناگون از جمله انساب و اخبار جاهلیت و وصف شهرها و شخصیتها و تاریخ ایران و اسلام داشته (رجوع کنید به ابن ندیم ، ص 58 ـ60) که بخشهایی از آنها به آثار نویسندگان بعدی راه یافته و بعضی نیز به چاپ رسیده است .
تاریخ نگاری در شکل خبر، با ظهور ابوالحسن علی بن محمد مدائنی (متوفی 225) به اوج رسید (دوری ، ص 38). وی از موالی بصره بود که در مداین و سپس بغداد اقامت گزید (یاقوت حموی ، ج 4، ص 1852). تألیفات فراوان مدائنی ، از دورة جاهلی تا عصر عباسی را در بر می گیرد، اما بیشتر در بارة دورة اسلامی و موضوعاتی مانند سیرة پیامبر، فتوح ، عرب ، اشراف ، زنان ، خلفا و شعراست (رجوع کنید به ابن ندیم ، ص 113ـ117). در مورد اخبار خراسان و هند و فارس مدائنی را مرجعی کاملتر از دیگران (همان ، ص 106) و اخبار وی را کاملتر و متوازنتر و دقیقتر از روایات اسلاف او دانسته اند (دوری ، ص 39). از مدائنی ــ که کتابهایش منبع اساسی مورخان بعدی بوده (محمد بدری فهد، ص 141ـ142؛ عبدالجبار ناجی ، ص 213ـ 215) ــ رساله ای کوتاه باقی مانده است (رجوع کنید به روزنتال ، ص 85).
محمدبن حبیب (متوفی 245) و زُبیربن بَکّار (متوفی 256) از نسل آخرین اخباریانی اند که جز تاریخ ، در بارة موضوعات گوناگون ، مانند انساب و شعر و ادب و اخبار شعرا، کتاب تألیف کردند و در عراق و حجاز به گردآوری روایات تاریخی پرداختند (ابن ندیم ، ص 119، 123ـ124؛ یاقوت حموی ، ج 3، ص 1322ـ1326، ج 6، ص 2480ـ2483).
المُحَبَّر و المُنَمَّق از ابن حبیب حاوی اطلاعات تاریخی ارزشمند در بارة موضوعات گوناگون ، از جمله عرب دورة جاهلی و سیرة نبوی و تاریخ اسلام ، است . کتاب مهم زبیر، الاخبار الموفّقیات ، جُنگی است از اخبار و روایات عمدتاً تاریخی و گاه شعر که اغلب مربوط به دورة اسلامی و در بارة اشخاص صاحب نام است و به شیوة حدیثی و مُسنَد فراهم آمده است . بخشی از این کتاب باقی است (چاپ سامی مکی عانی ، بغداد 1972).
2. وقایع نگاری . در قرن سوم تاریخ نگاری وارد مرحله ای نو شد و مورخانی بزرگ ظهور یافتند. تا این زمان مورخان اخباری ، انبوهی از روایات تاریخیِ حاویِ اطلاعات سیاسی و اداری و فرهنگی دارای علایق ادبی و لغوی و نسب شناختی را فراهم کرده بودند و از اینجا بود که اندیشة وحدت بخشیدن به تاریخ اسلام و فراهم ساختن روایتی یکپارچه از داده های پراکنده شکل گرفت (دوری ، ص 128). بدینسان تاریخ نگاری نظمی نو یافت و صورت وقایع نگاری ، صورت خبر را در خود مستحیل کرد (روزنتال ، ص 85 ـ86). مورخان بزرگی همچون یعقوبی و طبری با بهره گیری از تک نگاریهای بسیار، تواریخ عظیم خود را پدید آوردند. بسیاری از مباحث جزئی و آگاهیهای راجع به تاریخ فرهنگی و اجتماعی که در تک نگاریها مطرح بود، با ظهور وقایع نگاریها از میان رفت (جعفریان ، ص 109ـ110).
در وقایع نگاری دورة اسلامی ، رویدادهای گوناگون به صورت سالشمار یا بر اساس دوران حکومت خلفا شرح می شود. در این روش ، رویدادی که دوره ای چندساله را دربر می گیرد، معمولاً تقطیع می شود و ضمن وقایع سالهای متعدد یا دورة خلفای پیاپی می آید (رجوع کنید به روزنتال ، ص 86). شماری از آثار مهم تاریخی ایران پیش از اسلام ، مانند خداینامه ( سیرالملوک ) و تاجنامه و آیین نامه ، را کسانی همچون ابن مُقفَّع (متوفی 144) به عربی ترجمه کردند. بعلاوه علمای مسلمان احتمالاً از تاریخ نگاری مسیحی اطلاعاتی داشتند، اما به عقیدة روزنتال هیچیک از نوشته های ایرانی دورة ساسانی یا آثار تاریخی یونانی و بیزانسی ، الهام بخش وقایع نگاران مسلمان نبوده است . در واقع ، همة کتابهایی که از آنها اطلاعی در دست است ، مدتها پس از آنکه وقایع نگاری در نوشته های تاریخی اسلامی ظاهر شد، تألیف شده اند (همان ، ص 90، 92ـ94، 97، 106، 161).
شاید بتوان هیثم بن عدی ، چهرة برجستة اوایل سدة سوم ، را حلقة اتصال دو شیوة تاریخ نگاری ، یعنی تک نگاریهای خبری و وقایع نگاری ، به شمار آورد. التاریخ عَلی السِنین (ابن ندیم ، ص 112) او نخستین تاریخ با عنوان و مبنای سالشمار است که می شناسیم . تاریخ الخلفاء وی (همانجا) نیز ظاهراً به شیوة وقایع نگاری بوده است . اخبارالخلفاء الکبیر اثر مدائنی (همان ، ص 115؛ یاقوت حموی ، ج 4، ص 1856) را، که مشتمل بر شرح دوران خلفا از ابوبکر تا معتصم بوده است ، باید در این ردیف آثار سالشمار جای داد. پس از آن ، نویسندگانی مانند ابوجعفر محمدبن اَزهر اخباری (متوفی 279)، ابن زولاق (متوفی 386) و محب الدین احمدبن یوسف علوی کرخی (متوفی 721) کتابهایی با عنوان «التاریخ علی السنین » تألیف کردند (ابن ندیم ، ص 126؛ یاقوت حموی ، ج 2، ص 792، 808، ج 6، ص 2418؛ ابن فُوَطی ، ج 5، ص 315ـ316).
قدیمترین کتاب موجود که در آن حوادث به صورت سالشمار تنظیم شده ، تاریخ خلیفة بن خیاط عُصفری معروف به شَباب (متوفی 240)، مورخ بزرگ سدة سوم و اهل بصره ، است (ابن ندیم ، ص 288؛ صفدی ، 1962ـ 1979، ج 13، ص 381ـ 382). این کتاب با سیرة پیامبر به صورت احادیثی مسنَد آغاز شده و سپس حوادث تاریخ اسلام پس از هجرت به صورت سال به سال و به اختصار تا 232 نوشته شده است . این کتاب در بارة حوادث و جنگها و مسائل اداری و سیاسی و امرا و والیان شهرها و قضات و امرای حج اطلاعاتی جزئی به دست می دهد (رجوع کنید به عبدالجبار ناجی ، ص 183ـ189).
ابن قُتیبه دینوری (متوفی 276)، مورخ و نویسندة دانشمند ایرانی ، کتاب المعارف را به مثابه مجموعه معارفی اساسی برای فرهیختگان تألیف کرد. این کتاب با داستان آفرینش و سرگذشت انبیا آغاز می شود و مشتمل بر سیرة پیامبر و سرگذشت صحابه و تاریخ خلفای اموی و عباسی تا روزگار معتمد (حک : 256ـ279) است . فصلهایی نیز به مباحث تاریخی و اطلاعات گوناگون دیگر اختصاص دارد (رجوع کنید به ص 1ـ6، 394)؛ بدینگونه در المعارف طرح تاریخ عمومی را می توان مشاهده کرد. کتاب الامامة و السیاسة نیز به رغم تردید در انتساب آن به ابن قتیبه (رجوع کنید به ابن قتیبه ، مقدمة عکاشه ، ص 56؛ مصطفی ، ج 1، ص 241ـ242؛ بروکلمان ، ج 2، ص 229ـ 230) از منابع مهم تاریخی سدة سوم است . این کتاب با حوادث پس از رحلت پیامبر آغاز می شود و با شرح وقایع دوران هارون الرشید و جانشینی مأمون پایان می یابد.
یعقوب بن سفیان فَسَوی / بَسَوی (متوفی 277)، مورخ و محدّث اهل فَسا (رجوع کنید به ذهبی ، 1401ـ1409، ج 13، ص 180ـ 183)، کتاب المعرفة والتاریخ را با ترکیب «نقد و معرفت رجال » و «بیان سالشمار حوادث تاریخی » تألیف کرد. آنچه از این کتاب باقی مانده ، شرح وقایع سالهای 135 تا 241 و بخشی در شرح حال صحابه و تابعان است . گفته می شود بخش نخست این کتاب ، تاریخی عمومی داستان آفرینش و قصص انبیا و شرح وقایع تا دورة سَفّاح عباسی بوده است (فسوی ، مقدمه ، ص الف ).
التاریخ الکبیر ابن ابی خَیثَمه (متوفی 279)، مورخ و محدّث و فقیه ایرانی ، نیز به شیوة کتب روایی تألیف شده (رجوع کنید به ابن ندیم ، ص 286؛ یاقوت حموی ، ج 1، ص 262) و ظاهراً بخشی به ترتیب وقایع داشته است (روزنتال ، ص 87؛ نیز رجوع کنید به مسعودی ، مروج ، ج 3، ص 289ـ290).
مورخ و نسب شناس بزرگ ، احمدبن یحیی بلاذری * (متوفی 279)، وقایع تاریخ اسلام را بر محور موضوعاتی خاص و به شیوة اِسنادی تنظیم کرد. فتوح البلدان * او تنها کتاب پرارزش و تخصصی موجود در بارة فتوح اسلامی در ایران و عراق و شام و دیگر سرزمینها با عنایت به جنبه های حقوقی و اداری است . بخش آغازین این کتاب ، بحث مغازی و فتوح پیامبر و اخبار ردّه است . دیگر کتاب مهم او، انساب الاشراف است (رجوع کنید به ادامة مقاله ).
تاریخ ابوزُرعة دمشقی نیز حاوی دو بخش مجزاست : سیره و مغازی پیامبر و سپس وقایع دوران خلفای نخست و یادکرد از خلفای اموی و عباسی تا هارون الرشید (رجوع کنید به ج 1، ص 197). پس از آن مطالبی در بارة صحابه و علما و قضات ، بویژه در منطقة شام ، آمده است .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم دی ۱۳۸۹ ساعت 12:52 توسط عباسعلی عابدی تبار
|
به نام خداوند رحنمگرو مهربان