8مقاله
پس از آن نیز کسانی همچون سعدبن عبداللّه بن ابی خلف اشعری قمی (متوفی 301 یا 299)، عبدالعزیزبن اسحاق بن جعفر (زنده در 326)، ابن جِعابی و ابن ابی طَیّ (متوفی ح 630) آثاری در بارة محدّثان و راویان شیعه به روش طبقات تألیف کردند (رجوع کنید به طوسی ، 1351، ص 119، و پانویس ؛ نجاشی ، ص 177، 394ـ 395، 436؛ ابن حجر عسقلانی ، 1412، ج 6، ص 689).
میراث رجالی شیعه اساساً وامدار تألیفات ارزشمند شیخ الطائفه ابوجعفر محمدبن حسن طوسی (متوفی 460) است و از میان چهار کتاب اصلی علم رجال شیعه که به دست ما رسیده ، سه کتاب از آنِ شیخ طوسی است که مأخذ مهم کتابهای بعدی تا به امروز بوده است . سه کتاب طوسی اینهاست : اختیار معرفة الرجال که در واقع تلخیص و تهذیب و احتمالاً تصحیح رجال ابوعمرو محمدبن عمربن عبدالعزیز کَشّی (متوفی ح 340) است (کشی ، مقدمة واعظ زادة خراسانی ، ص 6)؛ رجال که به ترتیب زمانی و نیز به ترتیب الفبایی است و در ذکر کسانی است که از معصوم باواسطه یا بی واسطه روایت کرده اند و هستة اولیة آن رجال ابن عُقده ابوالعباس احمدبن محمدبن سعید هَمْدانی (متوفی 333)، محدّث و رجالی زیدی ، بوده که به راویان امام صادق علیه السلام اختصاص داشته است ( ((ر.ک.ب))طوسی ، 1380، ص 2؛ همو، 1351، ص 28ـ29)؛ الفهرست در ذکر تألیفات و «اصول » شیعه و طرق و اسانید آن به همراه شرح حال راویان و اصحاب ائمه . رجال نجاشی ابوالعباس احمدبن علی کوفی (متوفی 450) چهارمین کتاب اصلی رجال شیعه است که ظاهراً ناظر به الفهرست طوسی است و در مواردی به تصحیح و تفصیل آن پرداخته و حاوی مدخلهای جدید است . دو کتاب اخیر را در کنار آثاری که بعداً به منزلة ذیل آنها فراهم آمد، یعنی مَعالم العلماء ابن شهرآشوب و فهرست منتجب الدین علی بن عبیداللّه رازی (زنده در 600)، می توان تاریخ فرهنگی شیعه از آغاز تا اواخر سدة ششم دانست .
نیز رجوع کنید به رجال * ، علم ؛ طبقات *
منابع : آقابزرگ طهرانی ؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم ، قاهره 1385ـ1387/ 1965ـ1967، چاپ افست بیروت ] بی تا. [ ؛ ابن بابویه ، کمال الدین و تمام النعمة ، چاپ علی اکبر غفاری ، قم 1363؛ ابن حجر عسقلانی ، الاصابة فی تمییز الصحابة ، چاپ علی محمد بجاوی ، بیروت 1412/ 1992؛ همو، لسان المیزان ، حیدرآباد دکن 1329ـ1331، چاپ افست بیروت 1390/ 1971؛ ابن خلّکان ؛ ابن شاکر کتبی ، فوات الوفیات ، چاپ احسان عباس ، بیروت 1973ـ1974؛ ابن شهرآشوب ، معالم العلماء ، چاپ عباس اقبال ، تهران 1353/ 1934؛ همو، مناقب آل ابی طالب ، چاپ هاشم رسولی محلاتی ، قم ] بی تا. [ ؛ ابن طقطقی ، الفخری فی الا´داب السلطانیة و الدول الاسلامیة ، چاپ محمود توفیق کتبی ، مصر 1340؛ ابن فرات ، تاریخ ابن الفرات ، ج 4، جزء 1، چاپ حسن محمد شماع ، بصره 1386/ 1967؛ ابن ندیم ؛ ابوالفرج اصفهانی ، کتاب الاغانی ، قاهره 1383، چاپ افست بیروت ] بی تا. [ ؛ همو، مقاتل الطالبیّین ، چاپ احمد صقر، قاهره 1368/ 1949؛ ابوشامه ، عیون الروضتین فی اخبار الدولتین ، چاپ احمد بیسومی ، دمشق 1991؛ تاریخ اهل البیت علیهم السلام نقلاً عن الائمة الباقر و الصادق و الرضا و العسکری عن آبائهم علیهم السلام و بروایة کبار المحدثین و المورخین ، چاپ محمدرضا حسینی ، قم : آل البیت ، 1410؛ تستری ؛ رسول جعفریان ، منابع تاریخ اسلام ، قم 1376ش ؛ محمدباقر حجتی ، «بررسی آثار شیخ طوسی و گزارش نسخه های خطی آنها با ترتیب تاریخ تحریر»، در یادنامة شیخ طوسی ، به کوشش محمد واعظ زادة خراسانی ، ج 3، مشهد: دانشگاه فردوسی ، 1354ش ؛ احمد حسینی ، فهرست نسخه های خطی کتابخانة عمومی حضرت آیة اللّه العظمی نجفی مرعشی مدظله العالی ، قم 1354ـ1376ش ؛ خوئی ؛ عبدالکریم بن محمد رافعی قزوینی ، التدوین فی اخبار قزوین ، چاپ عزیزاللّه عطاردی ، بیروت 1408/ 1987؛ عبدالوهاب بن علی سبکی ، طبقات الشافعیة الکبری ، چاپ محمودمحمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره 1964ـ1976؛ فؤاد سزگین ، تاریخ التراث العربی ، ج 1، جزء2، نقله الی العربیه محمود فهمی حجازی ، ریاض 1403/ 1983؛ محمدبن حسین شریف رضی ، خصائص الائمة علیهم السلام ، چاپ محمدهادی امینی ، مشهد 1406؛ محمدبن یوسف صالحی شامی ، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیرالعباد ، ج 4، چاپ ابراهیم ترزی و عبدالکریم عزباوی ، قاهره 1411/ 1990؛ محمدبن یحیی صولی ، اخبارالراضی باللّه و المتقی للّه ، چاپ هیورث دن ، بیروت 1399/ 1979؛ فضل بن حسن طبرسی ، اعلام الوری بأعلام الهدی ، قم 1417؛ محمدبن حسن طوسی ، رجال الطوسی ، نجف 1380/ 1961؛ همو، الفهرست ، چاپ محمدصادق آل بحرالعلوم ، نجف 1356/ 1937، چاپ افست قم 1351ش ؛ علی بن ابی طالب (ع )، امام اول ، نهج البلاغه ، ترجمة جعفر شهیدی ، تهران 1371ش ؛ فهارس کتاب الاغانی لابی الفرج الاصفهانی ، بیروت : داراحیاء التراث العربی ، 1407/ 1987؛ علی بن یوسف قفطی ، انباه الرواة علی انباه النحاة ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، ج 1، قاهره 1369/ 1950؛ علی بن ابراهیم قمی ، تفسیر القمی ، بیروت 1412/ 1991؛ محمدبن عمر کشی ، اختیار معرفة الرجال ، ] تلخیص [ محمدبن حسن طوسی ، چاپ حسن مصطفوی ، مشهد 1348ش ؛ اتان کلبرگ ، کتابخانة ابن طاووس و احوال و آثار او ، ترجمة علی قرائی و رسول جعفریان ، قم 1371ش ؛ محمدبن محمد مفید، الافصاح فی الامامة ، قم 1413 الف ؛ همو، تصحیح اعتقادات الامامیه ، چاپ حسین درگاهی ، قم 1413 ب ؛ همو، الجمل و النصرة لسیّد العترة فی حرب البصرة ، چاپ علی میرشریفی ، قم 1374 ش ؛ همو، کتاب الامالی ، چاپ حسین استادولی و علی اکبر غفاری ، قم 1403؛ علی بن عبیداللّه منتجب الدین رازی ، فهرست اسماء علماء الشیعة و مصنفیهم ، چاپ عبدالعزیز طباطبائی ، بیروت 1406/1986؛ احمدبن علی نجاشی ، فهرست اسامی مصنّفی الشیعة المشتهر ب رجال النجاشی ، چاپ موسی شبیری زنجانی ، قم 1407؛ نصربن مزاحم ، وقعة صفّین ، چاپ عبدالسلام محمدهارون ، قاهره 1382، چاپ افست قم 1404؛ یاقوت حموی ، معجم الادباء ، چاپ احسان عباس ، بیروت 1993؛ همو، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ 1866ـ1873، چاپ افست تهران 1965؛ یعقوبی .
/ محمدرضا ناجی /
5) تاریخ نگاری اسماعیلیان . به طور کلی تاریخ نگاری اسماعیلیان ارتباط نزدیکی با ویژگیهای نهضت و نیز وضع سیاسی آنان داشته است . اسماعیلیان را اغلب دشمنان بیشمارشان اذیت و آزار می کردند و درنتیجه آنان مجبور به تقیه بودند. اکثر مؤلفان اسماعیلی ، علما و متفکران این نهضت بودند که معمولاً به عنوان داعی در سرزمینهای گوناگون ، بخصوص خارج از محدوده های دولتهای اسماعیلی ، به اشاعة مذهب اسماعیلی می پرداختند. آنان به علت سابقة تعلیم خود و نیز به سبب لزومِ سرّی نگهداشتن فعالیتهای خود در سرزمینهای مخالفان خود، علاقة خاصی به تدوین تواریخ سالشمار یا دیگر انواع گزارشهای تاریخی نداشتند، لذا جای تعجب نیست که پس از کشف تعداد کثیری از متون اسماعیلی در اوایل قرن چهاردهم تنها شمار معدودی نوشته های تاریخی یافت شد و این امر خود دالّ بر بی علاقگی اسماعیلیان به تاریخ نگاری است ( ((ر.ک.ب))مجدوع ؛ ایوانوف ؛ پوناوالا ). معدود آثار تاریخی که مؤلفان اسماعیلی نوشته اند، اینهاست : افتتاح الدعوة قاضی نعمان که تألیف آن در 346 به پایان رسیده و قدیمترین اثر مستقل اسماعیلی در متون به جا ماندة اسماعیلی است که زمینة استقرار خلافت فاطمی را در بر دارد. در دوره های متأخر قرون میانه فقط یک تاریخ عمومی در بارة نهضت و مذهب اسماعیلی تألیف شد و آن عیون الاخبار نوشتة ادریس عمادالدین (متوفی 872)، نوزدهمین داعی مطلق اسماعیلیان مستعلوی ـ طیّبی ، است . این کتاب در هفت مجلد تنظیم شده و شرح وقایع را از روزگار پیامبر و اولین ائمة شیعه تا آغاز دعوت طیبّی در یمن ، یعنی تا نیمة اول قرن ششم ، در بر می گیرد. گفتنی است که در تاریخ نگاری اسماعیلیان ، تاریخ اسماعیلیه در دورة پیش از فاطمیان به طور عام و مرحلة آغازین نهضت اسماعیلی به طور خاص در ابهام مانده است . گزارشهای کوتاه اما فوق العاده مهم دیگری در بارة بعضی وقایع تاریخی اسماعیلیه وجود دارد که از مهمترین آنها رسالة استتارالامام تألیف احمدبن ابراهیم نیسابوری ، داعی فاطمی ، است که در آن مهاجرت عبداللّه الاکبر (یکی از امامان اسماعیلی در دورة قبل از فاطمیان یعنی «دورة ستر» در تاریخ اسماعیلیه ) به سلمیّه و فرار امام بعدی ــ که بنیانگذار سلسلة فاطمیان شد ــ از شام به شمال افریقا، بتفصیل گزارش شده است .
از سوی دیگر، در تاریخ پرحادثة اسماعیلیه دو دوره وجود داشته که در آنها اسماعیلیان به نوشته های تاریخی توجه خاص کردند و آثاری در زمینة تاریخ نگاری پدید آوردند یا آثاری برایشان پدید آوردند که می توان آنها را تواریخ یا وقایعنامه های رسمی تلقی کرد. اسماعیلیان در دورة فاطمی و دورة الموت دولتهایی از آن خود، و سلسله هایی از خلفا و حکمرانان داشتند که لازم بود رویدادها و حوادث سیاسی این دولتها و سلسله ها را مورخان و وقایع نگاران معتمد آنان بنویسند. در دورة فاطمیان ، بخصوص بعد از انتقال مقر دولت فاطمی از افریقیه به مصر در 362، عده ای از مورخان اسماعیلی و غیراسماعیلی ، مانند ابن زولاق (متوفی 386)، مُسبحی (متوفی 420) و قُضاعی (متوفی 454) که هر سه غیراسماعیلی بودند، تاریخهایی در بارة دولت و سلسله خلفای فاطمی نوشتند، اما این آثار، بجز چند مورد، پس از سقوط خلافت فاطمیان از بین رفت (دفتری ، 1375 ش ، ص 169ـ 178؛ فؤاد سید، ص 1ـ41؛ هَمْدانی ، ص 234ـ 247). ایوبیان سنّی مذهب که در مصر جانشین فاطمیان شدند، کتابخانه های معروف فاطمیان در قاهره ، از جمله کتابخانة دارالعلم ، را نابود کردند و به آزار اسماعیلیان پرداخته ادبیات مذهبی آنان را نیز از میان بردند.
اسماعیلیان دورة فاطمی گذشته از منابع تاریخی صرف ، چندین شرح حال از نوع سیره نیز پدید آوردند که ارزش تاریخی فراوان دارد. از میان آثار به جا مانده از این گروه می توان از این آثار نام برد: سیرة جعفربن علی ، وی حاجبِ عبیداللّه مهدی بود و عبیداللّه مهدی مؤسس سلسلة فاطمی بود؛ سیرة استاذ جوذر (متوفی 363) که یکی از رجال و محارم فاطمیان بود؛ و نیز سرگذشتنامه ای نوشتة مؤید فی الدین شیرازی (متوفی 470) که بیست سال در قاهره داعی الدعاة بود. سرگذشتنامه های دیگری نیز وجود داشته که از آنها چیزی جز نقل قولهایی در کتب دیگر باقی نمانده است ، از جمله شرح حال داعی ابوعبداللّه شیعی (متوفی 298) که خودش نوشته بوده و قاضی نعمان در افتتاح الدعوة از آن نقل کرده ، و سیرة امام المهدی که داعی ادریس از آن در عیون الاخبار گزیده هایی آورده است .
دورة فاطمیان از لحاظ داشتن اسناد باارزش تاریخی ، غنی بوده است . این اسناد که از دیوان انشای دستگاه خلافت فاطمی صادر می شده شامل رسایل گوناگون ، نامه ها و فرمانها و مجادلات ، است (رجوع کنید به مستنصر باللّه ؛ استرن ). بسیاری از این اسناد در صبح الاعشی ' قلقشندی (متوفی 821) و مکتوبات دیگر بعدی از طریق نقل حفظ شده است .
اسماعیلیان نزاری دورة الموت (483ـ654) نیز دارای سنّت تاریخ نگاری ویژة خود بودند. آنان نوشته ها و آثار عقیدتی معدودی به زبان فارسی داشتند و نیز وقایعنامه هایی به فارسی تألیف کردند که اتفاقات دولت نزاری ایران را بر حسب دوران حکمفرمایی هریک از خداوندان الموت در بر می گرفت (دفتری ، 1992، ص 91ـ97؛ نیز رجوع کنید به همو، 1375 ش ، ص 369ـ379). سنّت تاریخ نگاری نزاریه با اثری به نام سرگذشت سیدنا آغاز شد. این کتاب شرح حال حسن صبّاح (متوفی 518) و شرح اتفاقات مهم دورة حکمرانی او بود. تاریخ وقایع دورة جانشین حسن صبّاح ، یعنی کیا بزرگ امید (518ـ532)، در وقایعنامة دیگری به نام کتاب بزرگ امید نوشته شد. رویدادهای دولت نزاری ایران در دوره های بعد را تاریخ نگارانی مانند دهخدا عبدالملک بن علی فشندی که فرمانده قلعة میمون دز نیز بود، و رئیس حسن صلاح الدین منشی بیرجندی که شاعر و منشی محتشم نزاری قهستان بود، ثبت می کردند. تمامی این وقایعنامه های رسمی که در کتابخانة معروف قلعة الموت و دیگر قلعه های نزاریه در ایران نگهداری می شد، در حملة مغولان و سپس در دورة حکمرانی ایلخانان مغول از میان رفت . به رغم این اتفاقات ، برخی مورخان دورة ایلخانی ، عطاملک جوینی (متوفی 681) و رشیدالدین فضل اللّه (متوفی 718) و ابوالقاسم کاشانی (متوفی ح 736)، این وقایعنامه ها و دیگر اسناد نزاری را شخصاً دیده بودند و از آنها در تواریخ خود به طور مشروح استفاده کردند. در اصل ، تواریخ این سه تاریخ نگار، از منابع عمده برای تحقیق در بارة تاریخ نزاریه ایران در دورة الموت است . مورخان فارسی زبان دوره های بعد، مانند حمداللّه مستوفی (متوفی بعد از 740) و حافظ ابرو (متوفی 833)، در تواریخ خود قسمتهای تاریخ اسماعیلیه را عمدتاً بر اساس نوشته های جوینی و رشیدالدین تألیف کرده اند. عده ای از مورخان معاصر دورة سلجوقی نیز به ذکر وقایع دولت اسماعیلیان نزاری در ایران پرداخته اند که از آن جمله می توان از سلجوقنامة ظهیرالدین نیشابوری و راحة الصدور راوندی نام برد. تمامی این مورخان غیراسماعیلی نظریات بسیار خصمانه ای نسبت به اسماعیلیه دارند. نزاریان شام در دورة الموت سنّت تاریخ نگاری نداشتند و در بارة آنها تنها مطالبی در تاریخهای محلی شام ذکر شده است ، همانند تواریخ ابن قلانسی (متوفی 555) و ابن عدیم (متوفی 660؛ رجوع کنید به کاهِن ، ص 33ـ93؛ لوئیس ، ص 475ـ489).
ادبیات مذهبی اسماعیلیه نیز، به رغم فقرشان در زمینة نکات تاریخی ، برای ردگیری تاریخ عقیدتی اسماعیلیان در دوره های گوناگون حایز اهمیت است . مضافاً، بعضی از متون اسماعیلی دورة فاطمی ، مانند مجموعه هایی به نام «مجالس » که مؤلفان گوناگون می نوشتند، شامل اشاراتی تاریخی است که در منابع دیگر یافت نمی شود. «مجالس » نمایانگر نوعی خاص از سنّت تعلیمی و ادبیات اسماعیلی است و آنها را عمدتاً شخص داعی الدعاة فاطمی می نوشته یا برای وی تدوین می شده تا در مجالس درسی مشهور به «مجالس الحکمة » ــ که صرفاً برای اسماعیلیان در زمینة تعلیم حکمت یا اصول عقاید باطنی اسماعیلیه برپا می شد ــ تعلیم داده شود (هالم ، ص 91ـ 115). تحولات عقیدتی نزاریان دورة الموت را نیز می توان بر اساس ادبیات مذهبی مختصری که از آن دوره به جا مانده ــ بخصوص گزارشهای مورخان فارسی زبان دورة ایلخانی و اشاراتی که در برخی منابع دوره های بعد از الموت در این باره شده است ــ بررسی کرد.
سنّت تاریخ نگاری اسماعیلیان نزاری با سقوط دولت نزاری ایران در 654 قطع گردید. نزاریان در اوضاع نابسامان قرون بعدی فعالیتهای ادبی بسیار محدودی داشتند و به ادبیات گذشته و میراث ادبی تاریخی خود نیز چندان دسترسی نداشتند؛ در نتیجه ، از میراث تاریخی خود بی خبر ماندند و این فقدان اطلاع از تاریخ در کل ادبیات نزاری بعد از دورة الموت بوضوح مشاهده می شود. آثاری که مؤلفان نزاری فارسی زبان در دورة اَنْجَدان پدید آوردند، مانند رسالات ابواسحاق قهستانی (متوفی بعد از 904) و خیرخواه هراتی (متوفی بعد از 960)، اطلاعات تاریخی مهمی در بر ندارد. نزاریان بدخشان و نواحی مجاور که اکنون در تاجیکستان و افغانستان و مناطق شمالی پاکستان زندگی می کنند، دارای سنّت ادبی ویژه ای هستند که مبتنی است بر ادبیات اسماعیلی فارسی دوره های گوناگون با توجه خاص به نوشته های ناصرخسرو (متوفی بعد از 465)، و نیز با توجه به سنّتهای متصوفة آسیای مرکزی . اسماعیلیان این مناطق در رشته کوههای پامیر و هندوکُش نویسندگان معدودی در دوره های بعد از الموت پرورش دادند که در بین آنان مورخ وجود ندارد، ولی این اسماعیلیان نزاری آسیای مرکزی تعداد زیادی نسخة خطی فارسی از آثار اسماعیلی را که در دیگر نقاط فارسی زبان تألیف شده است ، حفظ کرده اند. بی علاقگی اسماعیلیان نزاری به تاریخ نگاری از بعد از دورة الموت تا زمان معاصر نیز ادامه یافته است ، به طوری که تا اوایل قرن چهاردهم تنها از یک اثر تاریخی می توان نام برد که مؤلفش نزاری بوده است ، یعنی کتاب هدایت المؤمنین الطالبین خراسانی فدائی (متوفی 1302 ش ).
تعدادی از اسماعیلیان مستعلوی ـ طیّبی که متعلق به شاخة داودی بودند، نیز تواریخی در بارة دعوت طیّبی و داعیان مطلق داودی در شبه قارة هند نوشته اند. این وقایع نگاران که عمدتاً از میان دستة داعیان مطلق جماعت داودی برخاسته اند، تواریخ خود را بیشتر به زبان عربی نوشته اند.
در دوره های متأخرتر بعضی از این آثار برای استفادة بیشتر عامة مردم ، به نوعی زبان گجراتی که زبان رسمی اسماعیلیان داودی ( ((ر.ک.ب))بُهره * ) است و به خط عربی ، نوشته شده است (دفتری ، 1375 ش ، ص 295ـ 298). باید متذکر شد که در این تواریخ عمدتاً حقیقت با افسانه درآمیخته و در نتیجه ، تاریخ دعوت طیّبی در هندوستان بخصوص در دوره های آغازین ، همچنان مبهم مانده است . از میان تواریخ قابل اطمینانتر این گروه ، منتزع الاخبار است که قطب الدین سلیمان جی برهانپوری (متوفی 1241)، از بهره های داودی ، آن را در دو مجلد تألیف کرده و هنوز به صورت نسخة خطی است . جلد دوم این اثر، تاریخ اسماعیلیان طیّبی و داعیان آنها را تا سال 1240 در بر می گیرد. تاریخ مهم دیگر در بارة دعوت طیّبی در هند، موسم بهار تألیف میان صاحب محمدعلی رامپوری (متوفی 1315 یا 1316) است .
در عصر جدید، عده ای از بهره های داودی در بارة جماعت خود کتابهایی تألیف کرده اند. در میان آنها، مهمترین اثر تاریخی کتاب تاریخ فاطمیّین مصر تألیف زاهدعلی (متوفی 1337 ش / 1958) به زبان اردوست که در دو مجلد تدوین یافته است . این تاریخ که بر اساس مجموعة نسخ خطی موجود در خانوادة وی تألیف شده ، اولین کتاب مستند در بارة فاطمیان در عصر جدید است . مجموعة بسیار نفیس نسخ خطی اسماعیلی خانوادة زاهدعلی چند سال قبل به کتابخانة مؤسسة مطالعات اسماعیلی واقع در لندن اهدا گردید. بهره های داودی و همچنین اسماعیلیان سلیمانی که عمدتاً در یمن مستقرند، مجموعه های مهمی از آثار اسماعیلی را در کتابخانه های خصوصی خود حفظ کرده اند. چند تن از اعضای خاندان بهره داودی همدانی ــ که اصل آنها از یمن بوده است ــ نیز کتابهایی در بارة تاریخ اسماعیلیه نوشته اند، حسین بن فیض اللّه همدانی (متوفی 1341 ش )، از جمله پیشگامان مطالعات جدید اسماعیلی ، تألیفاتش را بر اساس مجموعه نسخ خطی اسماعیلی که
در خانواده اش محفوظ بود پدید آورد. فرزند وی ، عباس همدانی ، هم اکنون این مجموعه نسخ را در اختیار محققان قرار می دهد و شخصاً کتاب ارزشمندی در بارة تاریخ و عقاید اسماعیلیه نوشته است .
منابع : ابواسحاق قهستانی ، هفت باب ، چاپ و. ایوانوف ، بمبئی 1959؛ ادریس عمادالدین قرشی ، عیون الاخبار و فنون الا´ثار ، چاپ مصطفی غالب ، بیروت 1973ـ 1978؛ منصور جوذری عزیزی ، سیرة الاستاذ جوذر ، چاپ محمدکامل حسین و محمد عبدالهادی شعیره ، قاهره 1954؛ جوینی ؛ محمدبن زین العابدین خراسانی فدائی ، کتاب هدایت المؤمنین ، چاپ آلکساندر سمیونوف ، مسکو 1959؛ محمدرضا خیرخواه هراتی ، تصنیفات ، چاپ و. ایوانوف ، تهران 1339ش ؛ فرهاد دفتری ، تاریخ و عقاد اسماعیلیه ، ترجمة فریدون بدره ای ، تهران 1375ش ؛ محمدعلی رامپوری ، موسم بهار فی أخبار الطاهرین الاخیار ، بمبئی 1301ـ1311؛ رشیدالدین فضل اللّه ، جامع التواریخ : قسمت اسماعیلیان ، چاپ محمدتقی دانش پژوه و محمد مدرسی زنجانی ، تهران 1338ش ؛ زاهد علی ، تاریخ فاطمیین مصر ، کراچی 1948؛ نعمان بن محمد قاضی نعمان ، افتتاح الدعوة و ابتداء الدولة ، چاپ وداد قاضی ، بیروت 1970؛ همان ، چاپ فرحات دشراوی ، تونس ] 1975 [ ؛ عبداللّه بن علی کاشانی ، زبدة التواریخ : بخش فاطمیان و نزاریان ، چاپ محمدتقی دانش پژوه ، تهران 1366ش ؛ اسماعیل بن عبدالرسول مجدوع ، فهرسة الکتب و الرسائل ، چاپ علینقی منزوی ، تهران 1344ش ؛ معدبن علی مستنصرباللّه ، السجلات المستنصریة ، چاپ عبدالمنعم ماجد، قاهره 1954؛ هبة اللّه بن موسی مؤید فی الدین ، سیرة المؤید فی الدین داعی الدعاة ، چاپ محمدکامل حسینی ، قاهره 1949؛ محمدبن محمد نصیرالدین طوسی ، روضة التسلیم ، یا، تصورات ، چاپ و.ایوانوف ، لیدن 1950؛ احمدبن ابراهیم نیسابوری ، استتارالامام ، چاپ و. ایوانوف ، در مجلة کلیة الا´داب بالجامعة المصریة ، ج 4، ش 2 (1936)، ص 93ـ107؛ همان ، چاپ سهیل زکار، در اخبارالقرامطه ، دمشق 1982، ص 111ـ132؛ محمدبن محمد یمانی ، سیرة الحاجب جعفربن علی و خروج المهدی من سلمیة ، چاپ و. ایوانوف ، در مجلة کلیة الا´داب بالجامعة المصریة ، ج 4، ش 2 (1936)، ص 107ـ133؛
Claude Cahen, La Syrie du Nord ب l'إpoque des croisades , Paris 1940, Farhad Daftary, "Persian historiography of the early Niza ¦r ¦âIsma ¦ Üil ¦âs", Iran : Journal of the British Institute of Persian Studies , XXX (1992); Heinz Halm, "The Isma ـ ili oath of allegiance ) ـ ahd ) and the ، sessions of wisdom' ) Maja ¦lis-al-h ¤ikma ) in Fatimid times", in Mediaeval Isma ـ ili history and thought , ed. Farhad Daftary, Cambridge 1996; Abbas Hamdani, "Fat ¤imid history and historians", in Religion, learning and science in the ـ Abbasid period , ed. M.J. Young, J.D. Latham and R.B. Serjeant, Cambridge 1990; Vladimir Ivanov, Isma ـ ilis literature: a bibliographical survey , Tehran 1963; Bernard Lewis, "The sources for the history of the Syrian assassins", Speculum , 27 (1952), reprinted in B. Lewis, Studies in classical and Ottoman Islam ( 7th-16th centuries ), London 1976; Ismail K. Poonawala, Biobibliography of Isma ¦ Ü i ¦l i ¦ literature , Malibu, Calif. 1977; A. Fu'a ¦d Sayyid, "Lumiةres nouvelles sur quelques sources de l'histoire Fatimide en Egypte", Annales Islamologiques , 13 (1977); Samuel M. Stern, Fؤtimid decrees: original documents from the Fa ¦t ¤imid chacery , London 1964.
/ فرهاد دفتری /
میراث رجالی شیعه اساساً وامدار تألیفات ارزشمند شیخ الطائفه ابوجعفر محمدبن حسن طوسی (متوفی 460) است و از میان چهار کتاب اصلی علم رجال شیعه که به دست ما رسیده ، سه کتاب از آنِ شیخ طوسی است که مأخذ مهم کتابهای بعدی تا به امروز بوده است . سه کتاب طوسی اینهاست : اختیار معرفة الرجال که در واقع تلخیص و تهذیب و احتمالاً تصحیح رجال ابوعمرو محمدبن عمربن عبدالعزیز کَشّی (متوفی ح 340) است (کشی ، مقدمة واعظ زادة خراسانی ، ص 6)؛ رجال که به ترتیب زمانی و نیز به ترتیب الفبایی است و در ذکر کسانی است که از معصوم باواسطه یا بی واسطه روایت کرده اند و هستة اولیة آن رجال ابن عُقده ابوالعباس احمدبن محمدبن سعید هَمْدانی (متوفی 333)، محدّث و رجالی زیدی ، بوده که به راویان امام صادق علیه السلام اختصاص داشته است ( ((ر.ک.ب))طوسی ، 1380، ص 2؛ همو، 1351، ص 28ـ29)؛ الفهرست در ذکر تألیفات و «اصول » شیعه و طرق و اسانید آن به همراه شرح حال راویان و اصحاب ائمه . رجال نجاشی ابوالعباس احمدبن علی کوفی (متوفی 450) چهارمین کتاب اصلی رجال شیعه است که ظاهراً ناظر به الفهرست طوسی است و در مواردی به تصحیح و تفصیل آن پرداخته و حاوی مدخلهای جدید است . دو کتاب اخیر را در کنار آثاری که بعداً به منزلة ذیل آنها فراهم آمد، یعنی مَعالم العلماء ابن شهرآشوب و فهرست منتجب الدین علی بن عبیداللّه رازی (زنده در 600)، می توان تاریخ فرهنگی شیعه از آغاز تا اواخر سدة ششم دانست .
نیز رجوع کنید به رجال * ، علم ؛ طبقات *
منابع : آقابزرگ طهرانی ؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم ، قاهره 1385ـ1387/ 1965ـ1967، چاپ افست بیروت ] بی تا. [ ؛ ابن بابویه ، کمال الدین و تمام النعمة ، چاپ علی اکبر غفاری ، قم 1363؛ ابن حجر عسقلانی ، الاصابة فی تمییز الصحابة ، چاپ علی محمد بجاوی ، بیروت 1412/ 1992؛ همو، لسان المیزان ، حیدرآباد دکن 1329ـ1331، چاپ افست بیروت 1390/ 1971؛ ابن خلّکان ؛ ابن شاکر کتبی ، فوات الوفیات ، چاپ احسان عباس ، بیروت 1973ـ1974؛ ابن شهرآشوب ، معالم العلماء ، چاپ عباس اقبال ، تهران 1353/ 1934؛ همو، مناقب آل ابی طالب ، چاپ هاشم رسولی محلاتی ، قم ] بی تا. [ ؛ ابن طقطقی ، الفخری فی الا´داب السلطانیة و الدول الاسلامیة ، چاپ محمود توفیق کتبی ، مصر 1340؛ ابن فرات ، تاریخ ابن الفرات ، ج 4، جزء 1، چاپ حسن محمد شماع ، بصره 1386/ 1967؛ ابن ندیم ؛ ابوالفرج اصفهانی ، کتاب الاغانی ، قاهره 1383، چاپ افست بیروت ] بی تا. [ ؛ همو، مقاتل الطالبیّین ، چاپ احمد صقر، قاهره 1368/ 1949؛ ابوشامه ، عیون الروضتین فی اخبار الدولتین ، چاپ احمد بیسومی ، دمشق 1991؛ تاریخ اهل البیت علیهم السلام نقلاً عن الائمة الباقر و الصادق و الرضا و العسکری عن آبائهم علیهم السلام و بروایة کبار المحدثین و المورخین ، چاپ محمدرضا حسینی ، قم : آل البیت ، 1410؛ تستری ؛ رسول جعفریان ، منابع تاریخ اسلام ، قم 1376ش ؛ محمدباقر حجتی ، «بررسی آثار شیخ طوسی و گزارش نسخه های خطی آنها با ترتیب تاریخ تحریر»، در یادنامة شیخ طوسی ، به کوشش محمد واعظ زادة خراسانی ، ج 3، مشهد: دانشگاه فردوسی ، 1354ش ؛ احمد حسینی ، فهرست نسخه های خطی کتابخانة عمومی حضرت آیة اللّه العظمی نجفی مرعشی مدظله العالی ، قم 1354ـ1376ش ؛ خوئی ؛ عبدالکریم بن محمد رافعی قزوینی ، التدوین فی اخبار قزوین ، چاپ عزیزاللّه عطاردی ، بیروت 1408/ 1987؛ عبدالوهاب بن علی سبکی ، طبقات الشافعیة الکبری ، چاپ محمودمحمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره 1964ـ1976؛ فؤاد سزگین ، تاریخ التراث العربی ، ج 1، جزء2، نقله الی العربیه محمود فهمی حجازی ، ریاض 1403/ 1983؛ محمدبن حسین شریف رضی ، خصائص الائمة علیهم السلام ، چاپ محمدهادی امینی ، مشهد 1406؛ محمدبن یوسف صالحی شامی ، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیرالعباد ، ج 4، چاپ ابراهیم ترزی و عبدالکریم عزباوی ، قاهره 1411/ 1990؛ محمدبن یحیی صولی ، اخبارالراضی باللّه و المتقی للّه ، چاپ هیورث دن ، بیروت 1399/ 1979؛ فضل بن حسن طبرسی ، اعلام الوری بأعلام الهدی ، قم 1417؛ محمدبن حسن طوسی ، رجال الطوسی ، نجف 1380/ 1961؛ همو، الفهرست ، چاپ محمدصادق آل بحرالعلوم ، نجف 1356/ 1937، چاپ افست قم 1351ش ؛ علی بن ابی طالب (ع )، امام اول ، نهج البلاغه ، ترجمة جعفر شهیدی ، تهران 1371ش ؛ فهارس کتاب الاغانی لابی الفرج الاصفهانی ، بیروت : داراحیاء التراث العربی ، 1407/ 1987؛ علی بن یوسف قفطی ، انباه الرواة علی انباه النحاة ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، ج 1، قاهره 1369/ 1950؛ علی بن ابراهیم قمی ، تفسیر القمی ، بیروت 1412/ 1991؛ محمدبن عمر کشی ، اختیار معرفة الرجال ، ] تلخیص [ محمدبن حسن طوسی ، چاپ حسن مصطفوی ، مشهد 1348ش ؛ اتان کلبرگ ، کتابخانة ابن طاووس و احوال و آثار او ، ترجمة علی قرائی و رسول جعفریان ، قم 1371ش ؛ محمدبن محمد مفید، الافصاح فی الامامة ، قم 1413 الف ؛ همو، تصحیح اعتقادات الامامیه ، چاپ حسین درگاهی ، قم 1413 ب ؛ همو، الجمل و النصرة لسیّد العترة فی حرب البصرة ، چاپ علی میرشریفی ، قم 1374 ش ؛ همو، کتاب الامالی ، چاپ حسین استادولی و علی اکبر غفاری ، قم 1403؛ علی بن عبیداللّه منتجب الدین رازی ، فهرست اسماء علماء الشیعة و مصنفیهم ، چاپ عبدالعزیز طباطبائی ، بیروت 1406/1986؛ احمدبن علی نجاشی ، فهرست اسامی مصنّفی الشیعة المشتهر ب رجال النجاشی ، چاپ موسی شبیری زنجانی ، قم 1407؛ نصربن مزاحم ، وقعة صفّین ، چاپ عبدالسلام محمدهارون ، قاهره 1382، چاپ افست قم 1404؛ یاقوت حموی ، معجم الادباء ، چاپ احسان عباس ، بیروت 1993؛ همو، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ 1866ـ1873، چاپ افست تهران 1965؛ یعقوبی .
/ محمدرضا ناجی /
5) تاریخ نگاری اسماعیلیان . به طور کلی تاریخ نگاری اسماعیلیان ارتباط نزدیکی با ویژگیهای نهضت و نیز وضع سیاسی آنان داشته است . اسماعیلیان را اغلب دشمنان بیشمارشان اذیت و آزار می کردند و درنتیجه آنان مجبور به تقیه بودند. اکثر مؤلفان اسماعیلی ، علما و متفکران این نهضت بودند که معمولاً به عنوان داعی در سرزمینهای گوناگون ، بخصوص خارج از محدوده های دولتهای اسماعیلی ، به اشاعة مذهب اسماعیلی می پرداختند. آنان به علت سابقة تعلیم خود و نیز به سبب لزومِ سرّی نگهداشتن فعالیتهای خود در سرزمینهای مخالفان خود، علاقة خاصی به تدوین تواریخ سالشمار یا دیگر انواع گزارشهای تاریخی نداشتند، لذا جای تعجب نیست که پس از کشف تعداد کثیری از متون اسماعیلی در اوایل قرن چهاردهم تنها شمار معدودی نوشته های تاریخی یافت شد و این امر خود دالّ بر بی علاقگی اسماعیلیان به تاریخ نگاری است ( ((ر.ک.ب))مجدوع ؛ ایوانوف ؛ پوناوالا ). معدود آثار تاریخی که مؤلفان اسماعیلی نوشته اند، اینهاست : افتتاح الدعوة قاضی نعمان که تألیف آن در 346 به پایان رسیده و قدیمترین اثر مستقل اسماعیلی در متون به جا ماندة اسماعیلی است که زمینة استقرار خلافت فاطمی را در بر دارد. در دوره های متأخر قرون میانه فقط یک تاریخ عمومی در بارة نهضت و مذهب اسماعیلی تألیف شد و آن عیون الاخبار نوشتة ادریس عمادالدین (متوفی 872)، نوزدهمین داعی مطلق اسماعیلیان مستعلوی ـ طیّبی ، است . این کتاب در هفت مجلد تنظیم شده و شرح وقایع را از روزگار پیامبر و اولین ائمة شیعه تا آغاز دعوت طیبّی در یمن ، یعنی تا نیمة اول قرن ششم ، در بر می گیرد. گفتنی است که در تاریخ نگاری اسماعیلیان ، تاریخ اسماعیلیه در دورة پیش از فاطمیان به طور عام و مرحلة آغازین نهضت اسماعیلی به طور خاص در ابهام مانده است . گزارشهای کوتاه اما فوق العاده مهم دیگری در بارة بعضی وقایع تاریخی اسماعیلیه وجود دارد که از مهمترین آنها رسالة استتارالامام تألیف احمدبن ابراهیم نیسابوری ، داعی فاطمی ، است که در آن مهاجرت عبداللّه الاکبر (یکی از امامان اسماعیلی در دورة قبل از فاطمیان یعنی «دورة ستر» در تاریخ اسماعیلیه ) به سلمیّه و فرار امام بعدی ــ که بنیانگذار سلسلة فاطمیان شد ــ از شام به شمال افریقا، بتفصیل گزارش شده است .
از سوی دیگر، در تاریخ پرحادثة اسماعیلیه دو دوره وجود داشته که در آنها اسماعیلیان به نوشته های تاریخی توجه خاص کردند و آثاری در زمینة تاریخ نگاری پدید آوردند یا آثاری برایشان پدید آوردند که می توان آنها را تواریخ یا وقایعنامه های رسمی تلقی کرد. اسماعیلیان در دورة فاطمی و دورة الموت دولتهایی از آن خود، و سلسله هایی از خلفا و حکمرانان داشتند که لازم بود رویدادها و حوادث سیاسی این دولتها و سلسله ها را مورخان و وقایع نگاران معتمد آنان بنویسند. در دورة فاطمیان ، بخصوص بعد از انتقال مقر دولت فاطمی از افریقیه به مصر در 362، عده ای از مورخان اسماعیلی و غیراسماعیلی ، مانند ابن زولاق (متوفی 386)، مُسبحی (متوفی 420) و قُضاعی (متوفی 454) که هر سه غیراسماعیلی بودند، تاریخهایی در بارة دولت و سلسله خلفای فاطمی نوشتند، اما این آثار، بجز چند مورد، پس از سقوط خلافت فاطمیان از بین رفت (دفتری ، 1375 ش ، ص 169ـ 178؛ فؤاد سید، ص 1ـ41؛ هَمْدانی ، ص 234ـ 247). ایوبیان سنّی مذهب که در مصر جانشین فاطمیان شدند، کتابخانه های معروف فاطمیان در قاهره ، از جمله کتابخانة دارالعلم ، را نابود کردند و به آزار اسماعیلیان پرداخته ادبیات مذهبی آنان را نیز از میان بردند.
اسماعیلیان دورة فاطمی گذشته از منابع تاریخی صرف ، چندین شرح حال از نوع سیره نیز پدید آوردند که ارزش تاریخی فراوان دارد. از میان آثار به جا مانده از این گروه می توان از این آثار نام برد: سیرة جعفربن علی ، وی حاجبِ عبیداللّه مهدی بود و عبیداللّه مهدی مؤسس سلسلة فاطمی بود؛ سیرة استاذ جوذر (متوفی 363) که یکی از رجال و محارم فاطمیان بود؛ و نیز سرگذشتنامه ای نوشتة مؤید فی الدین شیرازی (متوفی 470) که بیست سال در قاهره داعی الدعاة بود. سرگذشتنامه های دیگری نیز وجود داشته که از آنها چیزی جز نقل قولهایی در کتب دیگر باقی نمانده است ، از جمله شرح حال داعی ابوعبداللّه شیعی (متوفی 298) که خودش نوشته بوده و قاضی نعمان در افتتاح الدعوة از آن نقل کرده ، و سیرة امام المهدی که داعی ادریس از آن در عیون الاخبار گزیده هایی آورده است .
دورة فاطمیان از لحاظ داشتن اسناد باارزش تاریخی ، غنی بوده است . این اسناد که از دیوان انشای دستگاه خلافت فاطمی صادر می شده شامل رسایل گوناگون ، نامه ها و فرمانها و مجادلات ، است (رجوع کنید به مستنصر باللّه ؛ استرن ). بسیاری از این اسناد در صبح الاعشی ' قلقشندی (متوفی 821) و مکتوبات دیگر بعدی از طریق نقل حفظ شده است .
اسماعیلیان نزاری دورة الموت (483ـ654) نیز دارای سنّت تاریخ نگاری ویژة خود بودند. آنان نوشته ها و آثار عقیدتی معدودی به زبان فارسی داشتند و نیز وقایعنامه هایی به فارسی تألیف کردند که اتفاقات دولت نزاری ایران را بر حسب دوران حکمفرمایی هریک از خداوندان الموت در بر می گرفت (دفتری ، 1992، ص 91ـ97؛ نیز رجوع کنید به همو، 1375 ش ، ص 369ـ379). سنّت تاریخ نگاری نزاریه با اثری به نام سرگذشت سیدنا آغاز شد. این کتاب شرح حال حسن صبّاح (متوفی 518) و شرح اتفاقات مهم دورة حکمرانی او بود. تاریخ وقایع دورة جانشین حسن صبّاح ، یعنی کیا بزرگ امید (518ـ532)، در وقایعنامة دیگری به نام کتاب بزرگ امید نوشته شد. رویدادهای دولت نزاری ایران در دوره های بعد را تاریخ نگارانی مانند دهخدا عبدالملک بن علی فشندی که فرمانده قلعة میمون دز نیز بود، و رئیس حسن صلاح الدین منشی بیرجندی که شاعر و منشی محتشم نزاری قهستان بود، ثبت می کردند. تمامی این وقایعنامه های رسمی که در کتابخانة معروف قلعة الموت و دیگر قلعه های نزاریه در ایران نگهداری می شد، در حملة مغولان و سپس در دورة حکمرانی ایلخانان مغول از میان رفت . به رغم این اتفاقات ، برخی مورخان دورة ایلخانی ، عطاملک جوینی (متوفی 681) و رشیدالدین فضل اللّه (متوفی 718) و ابوالقاسم کاشانی (متوفی ح 736)، این وقایعنامه ها و دیگر اسناد نزاری را شخصاً دیده بودند و از آنها در تواریخ خود به طور مشروح استفاده کردند. در اصل ، تواریخ این سه تاریخ نگار، از منابع عمده برای تحقیق در بارة تاریخ نزاریه ایران در دورة الموت است . مورخان فارسی زبان دوره های بعد، مانند حمداللّه مستوفی (متوفی بعد از 740) و حافظ ابرو (متوفی 833)، در تواریخ خود قسمتهای تاریخ اسماعیلیه را عمدتاً بر اساس نوشته های جوینی و رشیدالدین تألیف کرده اند. عده ای از مورخان معاصر دورة سلجوقی نیز به ذکر وقایع دولت اسماعیلیان نزاری در ایران پرداخته اند که از آن جمله می توان از سلجوقنامة ظهیرالدین نیشابوری و راحة الصدور راوندی نام برد. تمامی این مورخان غیراسماعیلی نظریات بسیار خصمانه ای نسبت به اسماعیلیه دارند. نزاریان شام در دورة الموت سنّت تاریخ نگاری نداشتند و در بارة آنها تنها مطالبی در تاریخهای محلی شام ذکر شده است ، همانند تواریخ ابن قلانسی (متوفی 555) و ابن عدیم (متوفی 660؛ رجوع کنید به کاهِن ، ص 33ـ93؛ لوئیس ، ص 475ـ489).
ادبیات مذهبی اسماعیلیه نیز، به رغم فقرشان در زمینة نکات تاریخی ، برای ردگیری تاریخ عقیدتی اسماعیلیان در دوره های گوناگون حایز اهمیت است . مضافاً، بعضی از متون اسماعیلی دورة فاطمی ، مانند مجموعه هایی به نام «مجالس » که مؤلفان گوناگون می نوشتند، شامل اشاراتی تاریخی است که در منابع دیگر یافت نمی شود. «مجالس » نمایانگر نوعی خاص از سنّت تعلیمی و ادبیات اسماعیلی است و آنها را عمدتاً شخص داعی الدعاة فاطمی می نوشته یا برای وی تدوین می شده تا در مجالس درسی مشهور به «مجالس الحکمة » ــ که صرفاً برای اسماعیلیان در زمینة تعلیم حکمت یا اصول عقاید باطنی اسماعیلیه برپا می شد ــ تعلیم داده شود (هالم ، ص 91ـ 115). تحولات عقیدتی نزاریان دورة الموت را نیز می توان بر اساس ادبیات مذهبی مختصری که از آن دوره به جا مانده ــ بخصوص گزارشهای مورخان فارسی زبان دورة ایلخانی و اشاراتی که در برخی منابع دوره های بعد از الموت در این باره شده است ــ بررسی کرد.
سنّت تاریخ نگاری اسماعیلیان نزاری با سقوط دولت نزاری ایران در 654 قطع گردید. نزاریان در اوضاع نابسامان قرون بعدی فعالیتهای ادبی بسیار محدودی داشتند و به ادبیات گذشته و میراث ادبی تاریخی خود نیز چندان دسترسی نداشتند؛ در نتیجه ، از میراث تاریخی خود بی خبر ماندند و این فقدان اطلاع از تاریخ در کل ادبیات نزاری بعد از دورة الموت بوضوح مشاهده می شود. آثاری که مؤلفان نزاری فارسی زبان در دورة اَنْجَدان پدید آوردند، مانند رسالات ابواسحاق قهستانی (متوفی بعد از 904) و خیرخواه هراتی (متوفی بعد از 960)، اطلاعات تاریخی مهمی در بر ندارد. نزاریان بدخشان و نواحی مجاور که اکنون در تاجیکستان و افغانستان و مناطق شمالی پاکستان زندگی می کنند، دارای سنّت ادبی ویژه ای هستند که مبتنی است بر ادبیات اسماعیلی فارسی دوره های گوناگون با توجه خاص به نوشته های ناصرخسرو (متوفی بعد از 465)، و نیز با توجه به سنّتهای متصوفة آسیای مرکزی . اسماعیلیان این مناطق در رشته کوههای پامیر و هندوکُش نویسندگان معدودی در دوره های بعد از الموت پرورش دادند که در بین آنان مورخ وجود ندارد، ولی این اسماعیلیان نزاری آسیای مرکزی تعداد زیادی نسخة خطی فارسی از آثار اسماعیلی را که در دیگر نقاط فارسی زبان تألیف شده است ، حفظ کرده اند. بی علاقگی اسماعیلیان نزاری به تاریخ نگاری از بعد از دورة الموت تا زمان معاصر نیز ادامه یافته است ، به طوری که تا اوایل قرن چهاردهم تنها از یک اثر تاریخی می توان نام برد که مؤلفش نزاری بوده است ، یعنی کتاب هدایت المؤمنین الطالبین خراسانی فدائی (متوفی 1302 ش ).
تعدادی از اسماعیلیان مستعلوی ـ طیّبی که متعلق به شاخة داودی بودند، نیز تواریخی در بارة دعوت طیّبی و داعیان مطلق داودی در شبه قارة هند نوشته اند. این وقایع نگاران که عمدتاً از میان دستة داعیان مطلق جماعت داودی برخاسته اند، تواریخ خود را بیشتر به زبان عربی نوشته اند.
در دوره های متأخرتر بعضی از این آثار برای استفادة بیشتر عامة مردم ، به نوعی زبان گجراتی که زبان رسمی اسماعیلیان داودی ( ((ر.ک.ب))بُهره * ) است و به خط عربی ، نوشته شده است (دفتری ، 1375 ش ، ص 295ـ 298). باید متذکر شد که در این تواریخ عمدتاً حقیقت با افسانه درآمیخته و در نتیجه ، تاریخ دعوت طیّبی در هندوستان بخصوص در دوره های آغازین ، همچنان مبهم مانده است . از میان تواریخ قابل اطمینانتر این گروه ، منتزع الاخبار است که قطب الدین سلیمان جی برهانپوری (متوفی 1241)، از بهره های داودی ، آن را در دو مجلد تألیف کرده و هنوز به صورت نسخة خطی است . جلد دوم این اثر، تاریخ اسماعیلیان طیّبی و داعیان آنها را تا سال 1240 در بر می گیرد. تاریخ مهم دیگر در بارة دعوت طیّبی در هند، موسم بهار تألیف میان صاحب محمدعلی رامپوری (متوفی 1315 یا 1316) است .
در عصر جدید، عده ای از بهره های داودی در بارة جماعت خود کتابهایی تألیف کرده اند. در میان آنها، مهمترین اثر تاریخی کتاب تاریخ فاطمیّین مصر تألیف زاهدعلی (متوفی 1337 ش / 1958) به زبان اردوست که در دو مجلد تدوین یافته است . این تاریخ که بر اساس مجموعة نسخ خطی موجود در خانوادة وی تألیف شده ، اولین کتاب مستند در بارة فاطمیان در عصر جدید است . مجموعة بسیار نفیس نسخ خطی اسماعیلی خانوادة زاهدعلی چند سال قبل به کتابخانة مؤسسة مطالعات اسماعیلی واقع در لندن اهدا گردید. بهره های داودی و همچنین اسماعیلیان سلیمانی که عمدتاً در یمن مستقرند، مجموعه های مهمی از آثار اسماعیلی را در کتابخانه های خصوصی خود حفظ کرده اند. چند تن از اعضای خاندان بهره داودی همدانی ــ که اصل آنها از یمن بوده است ــ نیز کتابهایی در بارة تاریخ اسماعیلیه نوشته اند، حسین بن فیض اللّه همدانی (متوفی 1341 ش )، از جمله پیشگامان مطالعات جدید اسماعیلی ، تألیفاتش را بر اساس مجموعه نسخ خطی اسماعیلی که
در خانواده اش محفوظ بود پدید آورد. فرزند وی ، عباس همدانی ، هم اکنون این مجموعه نسخ را در اختیار محققان قرار می دهد و شخصاً کتاب ارزشمندی در بارة تاریخ و عقاید اسماعیلیه نوشته است .
منابع : ابواسحاق قهستانی ، هفت باب ، چاپ و. ایوانوف ، بمبئی 1959؛ ادریس عمادالدین قرشی ، عیون الاخبار و فنون الا´ثار ، چاپ مصطفی غالب ، بیروت 1973ـ 1978؛ منصور جوذری عزیزی ، سیرة الاستاذ جوذر ، چاپ محمدکامل حسین و محمد عبدالهادی شعیره ، قاهره 1954؛ جوینی ؛ محمدبن زین العابدین خراسانی فدائی ، کتاب هدایت المؤمنین ، چاپ آلکساندر سمیونوف ، مسکو 1959؛ محمدرضا خیرخواه هراتی ، تصنیفات ، چاپ و. ایوانوف ، تهران 1339ش ؛ فرهاد دفتری ، تاریخ و عقاد اسماعیلیه ، ترجمة فریدون بدره ای ، تهران 1375ش ؛ محمدعلی رامپوری ، موسم بهار فی أخبار الطاهرین الاخیار ، بمبئی 1301ـ1311؛ رشیدالدین فضل اللّه ، جامع التواریخ : قسمت اسماعیلیان ، چاپ محمدتقی دانش پژوه و محمد مدرسی زنجانی ، تهران 1338ش ؛ زاهد علی ، تاریخ فاطمیین مصر ، کراچی 1948؛ نعمان بن محمد قاضی نعمان ، افتتاح الدعوة و ابتداء الدولة ، چاپ وداد قاضی ، بیروت 1970؛ همان ، چاپ فرحات دشراوی ، تونس ] 1975 [ ؛ عبداللّه بن علی کاشانی ، زبدة التواریخ : بخش فاطمیان و نزاریان ، چاپ محمدتقی دانش پژوه ، تهران 1366ش ؛ اسماعیل بن عبدالرسول مجدوع ، فهرسة الکتب و الرسائل ، چاپ علینقی منزوی ، تهران 1344ش ؛ معدبن علی مستنصرباللّه ، السجلات المستنصریة ، چاپ عبدالمنعم ماجد، قاهره 1954؛ هبة اللّه بن موسی مؤید فی الدین ، سیرة المؤید فی الدین داعی الدعاة ، چاپ محمدکامل حسینی ، قاهره 1949؛ محمدبن محمد نصیرالدین طوسی ، روضة التسلیم ، یا، تصورات ، چاپ و.ایوانوف ، لیدن 1950؛ احمدبن ابراهیم نیسابوری ، استتارالامام ، چاپ و. ایوانوف ، در مجلة کلیة الا´داب بالجامعة المصریة ، ج 4، ش 2 (1936)، ص 93ـ107؛ همان ، چاپ سهیل زکار، در اخبارالقرامطه ، دمشق 1982، ص 111ـ132؛ محمدبن محمد یمانی ، سیرة الحاجب جعفربن علی و خروج المهدی من سلمیة ، چاپ و. ایوانوف ، در مجلة کلیة الا´داب بالجامعة المصریة ، ج 4، ش 2 (1936)، ص 107ـ133؛
Claude Cahen, La Syrie du Nord ب l'إpoque des croisades , Paris 1940, Farhad Daftary, "Persian historiography of the early Niza ¦r ¦âIsma ¦ Üil ¦âs", Iran : Journal of the British Institute of Persian Studies , XXX (1992); Heinz Halm, "The Isma ـ ili oath of allegiance ) ـ ahd ) and the ، sessions of wisdom' ) Maja ¦lis-al-h ¤ikma ) in Fatimid times", in Mediaeval Isma ـ ili history and thought , ed. Farhad Daftary, Cambridge 1996; Abbas Hamdani, "Fat ¤imid history and historians", in Religion, learning and science in the ـ Abbasid period , ed. M.J. Young, J.D. Latham and R.B. Serjeant, Cambridge 1990; Vladimir Ivanov, Isma ـ ilis literature: a bibliographical survey , Tehran 1963; Bernard Lewis, "The sources for the history of the Syrian assassins", Speculum , 27 (1952), reprinted in B. Lewis, Studies in classical and Ottoman Islam ( 7th-16th centuries ), London 1976; Ismail K. Poonawala, Biobibliography of Isma ¦ Ü i ¦l i ¦ literature , Malibu, Calif. 1977; A. Fu'a ¦d Sayyid, "Lumiةres nouvelles sur quelques sources de l'histoire Fatimide en Egypte", Annales Islamologiques , 13 (1977); Samuel M. Stern, Fؤtimid decrees: original documents from the Fa ¦t ¤imid chacery , London 1964.
/ فرهاد دفتری /
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم دی ۱۳۸۹ ساعت 12:56 توسط عباسعلی عابدی تبار
|
به نام خداوند رحنمگرو مهربان