نقش و فعالیتهای احزاب و گروههای اسلامی و غیراسلامی در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی مقولة دیگری است که سبب پیدایش کتابهای تاریخی متعددی در این دوره شده است . از جملة این آثار است : تشکل فراگیر: مروری بر یک دهه فعالیت حزب جمهوری اسلامی ایران اثر عبداللّه جاسبی ؛ سیاستمداران اهل فیضیه اثر علی دارابی ؛ اطلاعاتی در بارة احزاب و جناحهای سیاسی ایران امروز تألیف عباس شادلو.

حوزه های علمیه و خصوصاً حوزة علمیة قم نیز در این سالها با احساس نیاز به ورود به قلمرو تاریخ نگاری ، باب مطالعات و تألیفات تازه ای را گشودند و به تاریخ صدر اسلام و تاریخ تشیع و نیز اموری از قبیل رابطة دین و دولت در عصر صفویه و تاریخ معاصر و سرگذشت و سرنوشت آن دسته از علمای دین که منشأ تحولات سیاسی بوده اند علاقه نشان دادند. به عنوان نمونه می توان به این آثار اشاره کرد: دین و سیاست در دورة صفوی و تاریخ سیاسی اسلام هر دو از رسول جعفریان ؛ خط سوم در انقلاب مشروطیت ایران اثر ابوالفضل شکوری ؛ پایداری تا پای دار: سیری در حیات پربار علمی ، معنوی ، اجتماعی و سیاسی شهید حاج شیخ فضل الله نوری اثر علی ابوالحسنی .

در سالهای پس از پیروزی انقلاب حاکمان و مسئولان بلندپایة حکومت پهلوی و نیز جمهوری اسلامی به بازگویی خاطرات خود از انقلاب پرداختند و از این طریق شماری از کتابهای تاریخی پدید آوردند. خاطرات رجال سیاسی و مسئولان بلندپایه حکومت پهلوی غالباً به قصد توجیه وضع دوران قبل از انقلاب یا به قصد تبیین علت بروز انقلاب پدید آمده و عموماً گویندگان و نویسندگان آنها می خواسته اند خود را از خطاهایی که منجر به سقوط حکومت پهلوی شد مبرا سازند. خاطرات هاشمی رفسنجانی ، صادق خلخالی ، مهدی بازرگان از جمله خاطرات سران حکومت اسلامی است و از میان خاطرات رجال و وابستگان به دربار پهلوی می توان به خاطرات محمدرضا پهلوی ، اشرف پهلوی ، اسداللّه علم ، علی امینی ، حسین فردوست ، و نیز اشخاصی مانند دکتر علی اکبر سیاسی ، احمد آرامش ، احسان نراقی ، احمدعلی مسعود انصاری ، جهانگیر تفضلی اشاره کرد. نویسندگان خارجی نیز با هدف توجیه اقدامات کشور خود و حفظ منافع کشورشان خاطراتی نگاشته اند که از این میان می توان به خاطرات ویلیام سولیوان ، زبیگینو برژینسکی ، هنری کیسنجر، و کرمیت روزولت اشاره کرد. در این دوره تألیف تک نگاریهایی در شرح حال رجال سیاسی دورة پهلوی نیز رواج یافت . نمونه ای از تک نگاریها بدین قرار است : معمای هویدا اثر عباس میلانی ، خاطرات سیاسی محمدساعد مراغه ای ، کتاب داور و عدلیه هر دو از باقر عاقلی ؛ یادنامه ی آیة اللّه سیدرضا فیروزآبادی ( 1253 ش ـ مرداد 1334 ش ) اثر محمد ترکمان .

در کنار آثار پدیدآمدة مرتبط با انقلاب یا ناشی از انقلاب اسلامی ، می باید به آثار و کتابهای تاریخی دیگری که موضوعاً ارتباطی با انقلاب ندارد ولی در این دوره به ظهور رسیده اشاره کرد. خاطرات سیاسی و اجتماعی فراوانی که از سلاطین و رجال دورة قاجار به چاپ رسیده یا با تصحیح انتقادی تجدید چاپ شده و نیز ترجمة کتابهای تاریخ ایران کمبریج از جمله آثار تاریخی متعلق به این دوره است . برای نمونه می توان از این آثار یاد کرد: روزنامه خاطرات عین السلطنه به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار؛ روزنامه خاطرات عزیزالسلطان «ملیجک ثانی » به کوشش محسن میرزایی ؛ خاطرات تاج السلطنه و کتاب رضاقلی خان نظام السلطنه ، زندگی سیاسی هر دو از منصوره اتحادیه . فراوانی آثار روزنامه نگارانه و عامه پسند در تاریخ نگاری نیز از مشخصات این دوره است ، با این تفاوت که این آثار ارزش استنادی ندارد و نمی تواند مرجع مناسبی برای پژوهش باشد.

در سالهای پس از پیروزی انقلاب به دلیل وقوع حوادث جهانی مهمی مانند فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، توجه تاریخ نگاران به ترجمه یا تألیف کتابهایی در بارة تاریخ کشورهای استقلال یافتة آسیای میانه و قفقاز جلب شد که می توان آن را حوزه ای جدید در عرصه تألیفات تاریخی در ایران به حساب آورد. آثاری چون : ایران و قفقاز اران و شروان به کوشش پرویز ورجاوند؛ قفقاز در تاریخ معاصر تألیف کاوه بیات ؛ چچنها در گذر تاریخ اثر افسانه منفرد و کاوه بیات ؛ قیام باسماچیان اثر احمد زکی ولیدی طوغان ؛ تاریخ شروان و دربند و کتاب پژوهشهایی در تاریخ قفقاز هر دو از ولادیمیر مینورسکی .

3) شیوه ها و امکانات تازه در تاریخ نگاری . تاریخ نگاری دورة پهلوی در داخل و خارج ایران از اسناد و مدارک دولتی فراوانی که در اثر انقلاب اسلامی در دسترس مورخان قرار گرفت ، برخوردار گشت . در ایران مراکز و مؤسسات گوناگون مبادرت به تنظیم و انتشار اسناد خود کرده اند، از جمله مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات که اسناد ساواک را در اختیار دارد، نیروی انتظامی که مجموعه ای از اسناد شهربانی را نگهداری می کند، ادارة کل اسناد و آرشیو وزارت امور خارجه ، وزارت امور خارجه ، ادارة کل آرشیو و اسناد ریاست جمهوری که اسناد دربار و نخست وزیری را در اختیار دارد و واحد تاریخ سازمان اسناد ملی . مرکز اسناد انقلاب اسلامی نیز با انتشار دهها جلد کتاب ، اسناد فراوانی را از سالهای قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در دسترس قرار داده است . مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران ، وابسته به بنیاد مستضعفان و جانبازان ، نیز اسناد به دست آمده از رجال و مسئولان قبل از انقلاب را در بیست هزار فقره منظم کرده و به مرکزی برای مطالعه تاریخ دورة پهلوی مبدل شده است . علاوه بر اینها، اسنادی از سوی دارندگان آنها و نیز خاطرات شخصی متعددی منتشر شده که بعضی از آنها برای روشن کردن مبهمات تاریخ معاصر سودمند است .

رونق تاریخ نگاری را در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی می توان از افزایش مجلات تخصصی تاریخ استنباط کرد.بعضی از مهمترین این مجلات عبارت اند از: فصلنامه تاریخ معاصر ایران ، وابسته به مؤسسة مطالعات تاریخ معاصر ایران ؛ مجلة تحقیقات تاریخی ، وابسته به مؤسسة مطالعات تحقیقات تاریخی که به پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات تاریخی تغییر نام یافته ؛ مجلة تاریخ ، وابسته به دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران ؛ فصلنامة تاریخ روابط خارجی ، وابسته به مرکز اسناد تاریخ دیپلماسی وزارت امورخارجه ؛ فصلنامة یاد ، وابسته به بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی ؛ تاریخ اسلام ، فصلنامة مؤسسة آموزش عالی باقرالعلوم وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی حوزة علمیة قم ؛ فصلنامة تاریخ وفرهنگ معاصر ، وابسته به مرکز بررسیهای اسلامی ؛ مجلة باستان شناسی و تاریخ ، وابسته به مرکز نشر دانشگاهی ؛ مجلة گنجینة اسناد ، وابسته به سازمان اسناد ملی ایران ؛ مجلة رشدآموزش تاریخ ، وابسته به سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش ؛ مجلة کتاب ماه تخصصی تاریخ و جغرافیا، وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی .

از جمله تحولات شیوة تاریخ نگاری ، گسترش تاریخ شفاهی است که در آن صدای اشخاص ضبط می شود. بسیاری از تاریخ نگاران کتابهای خود را بر اساس گزارشهای شفاهی و خاطرات اشخاص نوشته اند. از اینگونه آثار است : خاطرات نورالدین کیانوری ، و خاطرات بازرگان : شصت سال خدمت و مقاومت . نخست در خارج از کشور، دانشگاه هاروارد با بسیاری از رجال و مسئولان قبل از انقلاب ــ که خارج از ایران اقامت داشتند ــ مصاحبه کرد. بعضی از این مصاحبه ها در ایران انتشار یافته است . در داخل کشور نیز مؤسساتی ، مانند گروه تاریخ شفاهی مرکز اسنادانقلاب اسلامی و مؤسسة مطالعات تاریخ معاصر ایران و حوزة هنری وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی ، مجموعه هایی از تاریخ شفاهی به وجود آوردند. رادیو بی بی سی نیز با مصاحبه با بسیاری از افراد به این شیوه کمک کرد. کتاب انقلاب ایران به روایت رادیو بی بی سی حاوی این مصاحبه هاست .

افزایش کمّی کتابهای تاریخ را در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی می توان با استفاده از آمار این نوع کتابها اثبات کرد. به استناد آمار تقریبی مؤسسة خانة کتاب ایران ، از ابتدای انقلاب اسلامی تا پایان 1379 ش ، 645 ، 6 کتاب تاریخی در ایران تألیف و 880 ، 1 کتاب تاریخی ترجمه و منتشر شده است . توجه به کتابهای تاریخی سبب شده است تا بعضی مؤسسات انتشاراتی خاص کتب تاریخی به وجود آید که از جملة آنها می توان به مؤسسة «نشر تاریخ ایران » خانم منصوره اتحادیه اشاره کرد.

به طور کلی می توان گفت که تاریخ نگاری در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی روندی پرشتاب داشته و این روند همچنان ادامه دارد. با آنکه انبوهی از تحلیلها و تحقیقات و اسناد و مدارک و خاطرات و مصاحبه ها در این زمینه انتشار یافته است ، هنوز کار ناکرده در این عرصه بسیار است . در بسیاری از کتابهایی که در بارة تاریخ انقلاب اسلامی در داخل کشور منتشر شده تبعیت از یک نظریه و یک روش تاریخ نگاری به چشم نمی خورد و در کتابهایی که در خارج از کشور تألیف شده فقدان آگاهی از واقعیتها و نداشتن شناخت واقعی و درک صحیح از وضع ایران در سالهای قبل و بعد از پیروزی انقلاب محسوس است . همچنین در بسیاری از آثاری که در باب تاریخ دورة پهلوی و انقلاب اسلامی تألیف شده ، جدا کردن انگیزه های سیاسی از واقعیات تاریخی کار آسانی نیست و همین امر داوری در باب این آثار و استفاده از آنها را برای پژوهندگان دشوار می سازد.

/ غلامعلی حدادعادل /



7) تاریخ نگاری افریقا در دورة اسلامی . این مقاله شامل این قسمتهاست :

الف ) شمال افریقا

ب ) غرب و مرکز افریقا

1. تاریخ نگاریهای متعارفِ مؤلفانِ مشهور

2. کتابهای رجال

3. گاه نگاریهای مجهول المؤلف محلی وفهرست سلاطین

ج ) شرق افریقا

الف ) شمال افریقا. تاریخ نگاری در شمال افریقا از نیمة اول قرن چهارم شروع شد. ظاهراً بیشتر منابع اصیل نخستین مورخان شمال افریقا از بین رفته ، لذا تدوین تاریخ فتوحات اسلامی در شمال افریقا تا اوایل قرن چهارم ، بر اساس روایات مورخان شرق جهان اسلام بوده است (سعد زَغلول ، ج 1، ص 19). شاید بخش پنجم کتاب فتوح مصر و أخبارها از عبدالرحمان بن عبداللّه بن عبدالحَکم ، مشهور به ابن عبدالحکم قُرَشی مصری (متوفی 257)، کهنترین و درعین حال دقیقترین و مهمترین منبع موجود در بارة تاریخ فتوحات مسلمانان در شمال افریقا باشد (رجوع کنید به ابن عبدالحکم ، ص 327ـ 374؛ مُؤنس ، ص 301؛ عبادی ، ص 312).

در قرن سوم برخی فقهای مالکی تاریخهایی نوشتند که مورخان قرنهای بعد از آنها نام برده و نقل قولهایی کرده اند، اما این کتابها از بین رفته است (مالکی ، ج 1، مقدمة بَکوش ، ص 13). بعضی از این افراد عبارت اند از: عیسی بن محمدبن سلیمان بن ابی مُهاجر (اواخر قرن دوم تا اوایل قرن سوم ) ــ نوادة فاتح افریقیه ، ابومهاجر دینار، بود ــ که کتابی در فتوح افریقیه نوشت و ابوالعَرَب تَمیمی از آن مطالبی نقل کرده است (سعد زَغلول ، ج 1، ص 23)؛ عبداللّه بن ابی حَسّان یَحصُبی (متوفی 226 یا 227) که راوی اخبار بود و خود کتابی تألیف نکرد (قاضی عیاض ، ج 3، ص 310،312؛ ابن عِذاری ، ج 1،ص 108؛ دَبّاغ ، ج 2، ص 58)؛ محمدبن سَحنون (متوفی 256) که کتاب التاریخ را در شش مجلد نوشت ( کتاب العیون و الحدائق ، ج 4، قسم 1، ص 12ـ13)؛ محمدبن زیادة اللّه اغلبی ، مشهور به ابن زیادة اللّه (متوفی 283) که از خاندان اغلبیان حاکم بر افریقیه (حک : 184ـ 296) بود و کتابی در تاریخ اغلبیان نوشت (ابن ابّار، 1963ـ 1964، ج 1، ص 180؛ ابن عذاری ، ج 1، ص 129)؛ ابوسهل فرات بن محمد عبدی (متوفی 292؛ قاضی عیاض ، ج 4، ص 410ـ 411)؛ حسین بن عبدالرحمان بَصری ، معروف به وکیل (متوفی 310 یا 346)، که از مورخان مهم قرن سوم در شمال افریقا بود و مورخان بعدی همچون قاضی عیاض و ابن ابّار از المُعرِب عن أخبار ] أفریقیة [ والمغرب او ــ که در دسترس نیست ــ بهره برده اند (قاضی عیاض ، ج 1، ص 119، ج 3، ص 66؛ ابن ابّار، 1963ـ1964، ج 1، ص 91، ج 2، ص 337ـ 338؛ همو، 1380، ص 84، 107؛ مالکی ، ج 1، مقدمة بکوش ، ص 14). ظاهراً اخبار الائمة الرستمیـّین ابن صغیر (متوفی اواخر قرن سوم ) کهنترین کتاب موجود در بارة تاریخ شمال افریقاست (سعیدونی ، ص 15). این کتاب مشتمل است بر خلاصة حوادث حکومت رُستمیان اباضیِ تاهَرت (160ـ296) از بدو تأسیس تا اواخر قرن سوم (ابن صغیر، مقدمه ، ص 15ـ16، 20؛ سعد زغلول ، ج 1، ص 37).

در قرن چهارم ، که فاطمیان بر سراسر شمال افریقا حکومت داشتند، چندین مورخ مشهور ظهور کردند که آثارشان موجود است . بعضی از آنان عبارت اند از: احمدبن سهل رازی (متوفی ح 310) مؤلف اخبار فخّ در بارة چگونگی تأسیس دولت ادریسیان در مغرب ، که از نخستین کتابهای تاریخی زیدیان در شمال افریقاست (رازی ، مقدمة ماهر جرّار، ص 15)؛ ابوالعرب محمدبن تَمیم بن تَمّام تمیمی (متوفی 333)، مورخ مالکی و مؤلف کتابهای تاریخی متعدد در طبقات مالکیه و شرح حال بزرگان و فقیهان افریقیه و شمال افریقا. آثار او اساس کار مورخان بعدیِ جهان اسلام گردید (ابوالعرب تمیمی ، مقدمة شابّی و یافی ، ص 20ـ 22؛ سعیدونی ، ص 20ـ22؛ محفوظ ، ج 3، ص 361). بخشی از طبقات علماء اِفریقیة و تونس ابوالعرب چاپ شده است (تونس 1968). ابوالعرب ظاهراً پیش از اتمام این کتاب وفات یافته و شاگردش ، ابوعبداللّه محمدبن حارث بن اسد خُشَنی (متوفی 360 یا 361)، آن را به پایان رسانده است (سعیدونی ، ص 21). ابوالعرب دیگر کتابهای تاریخی اش را بر اساس سالشمار تنظیم کرده است (رجوع کنید به مالکی ، همانجا). محمدبن حارث خُشَنی ، به پیروی از ابوالعرب ، قُضاة قُرطُبه را نوشت و خلاصة طبقات علماء افریقیة و تونس را در پی آن آورد (عبادی ، ص 318ـ319؛ خشنی ، ص 177 به بعد، مقدمة حسینی ، ص 6).

در نیمة دوم قرن چهارم ، قاضی نُعمان (متوفی 362)، قاضی القضات فاطمیان ، افتتاح الدعوة را نوشت و در آن تاریخ فاطمیان را از تأسیس دولت عبیدیان تا 346، با رعایت ترتیب زمانی و اندکی اغراق در ستایش عبیدیان ، تدوین کرد (سعدزغلول ، ج 3، ص 17). افتتاح الدعوة از منابع مهم تاریخی عصر فاطمیان است و تأثیر بسزایی در کتابهای تاریخی بعدی داشته است (همان ، ج 1، ص 48؛ قاضی نعمان ، مقدمة قاضی ، ص 20، 25).

در همین دوره ، استاد جوذر (متوفی 362)، سیرة الاستاذ جوذر را نوشت که تاریخ مستند عصر عبیدیان به شمار می رود و ازینرو بسیار مهم است (سعد زغلول ، ج 3، ص 25؛ سزگین ، ج 1، جزء2، ص 240ـ241). ابوجعفراحمدبن ابراهیم بن خالد، معروف به ابن الجَزّار (متوفی اواخر قرن چهارم )، پزشکی نامدار و مؤلف چند اثر تاریخی بود، از جمله التعریف بصحیح التاریخ در ده جلد که از منابعِ مورخان بعدی شد (ابن جُلجُل ، ص 88، 90؛ ابن اَبی اُصَیبِعه ، ص 482).

در قرن پنجم مورخان برجسته ای با گرایشهای دینی گوناگون تألیفاتی داشته اند، از جمله : ابوبکر عَتیق بن خَلف تُجیبی (متوفی 422) که کتابهایش مفقود شده است ، ولی بخشهایی از آنها در کتابهای کسانی چون ابن ابّار نقل شده است (رجوع کنید به ابن ابّار، 1963ـ1964، ج 1، ص 266)؛ ابوعبداللّه حسین بن ابی العباس اَجدابی (متوفی 432) که تألیفاتش در مناقب و فضایل زاهدان و فقها، اساس کار شاگردش ، ابوبکر مالکی ، در ریاض النفوس گردید (رجوع کنید به مالکی ، ج 1، ص 43، 202، ج 2، ص 297، 328 و جاهای دیگر)؛ ابوالقاسم عبدالرحمان لَبیدی (متوفی 440)، مؤلف کتابی در مناقب ابواسحاق جُبَنیانی ، صوفی اوایل قرن پنجم (دباغ ، ج 2، ص 217ـ 218)؛ ابوعبداللّه محمدبن شرف قیروانی (متوفی 460)، مؤلف ذیلی بر تاریخ افریقیة والمغرب ابن رقیق قَیْرَوانی که مورخان بعدی از آن ذیل استفاده کرده اند (تجانی ، ص 32، 83)؛ ابراهیم بن قاسم کاتب (متوفی بعد از 417)، معروف به ابن رقیق قیروانی ، از بزرگترین مورخان شمال افریقا و مؤلف تاریخ افریقیة والمغرب که بخش مختصری از آن کشف و چاپ شده (بیروت 1990) و نشان می دهد که ابن رقیق سبک ویژه ای در تاریخ نگاری داشته است و دیگر مورخان به او اعتماد داشته اند (ابن رقیق ، مقدمه ، ص ل ، ف ؛ مالکی ، ج 1، مقدمة بکوش ، ص 16) و به نظر ابن خلدون ، تمام مورخان بعد از ابن رقیق ، از سبک او تقلید کرده اند ( المقدمة ، ج 1، ص 31؛ نیز رجوع کنید به ادریس ، ج 1، مقدمه ، ص 14)؛ ابوبکرعبداللّه بن ابی عبداللّه محمدبن عبداللّه مالکی (متوفی نیمة دوم قرن پنجم )، مؤلف ریاض النفوس در بارة طبقات مالکیة شمال افریقا که سرشار از اطلاعات تاریخی و اجتماعی است (مؤنس ، ص 314؛ سالم ، ج 2، ص 98)؛ ابوزکریا یحیی بن علی (ابی بکر) وَرْجَلاّ نی (متوفی ح 500) که با نگارش السیرة و أخبار الائمة پایه گذار سیره نویسی در زمان اباضیان گردید. مورخان اباضیِ پس از او، چون مَقرین بَغطوری (اواخر قرن ششم ) در السیرة (مِصراتی ، ص 15) و ابوالعباس احمدبن سعید دُرجینی (متوفی ح 670) در طبقات مشایخ المَغرب (سعیدونی ، ص 105؛ محفوظ ، ج 2، ص 296، 298) و احمدبن سعیدبن عبدالواحد شَمّاخی (متوفی 928) در السِّیَر (مِصراتی ، ص 65ـ 78؛ شماخی ، مقدمة سیابی ، ص ج ، و) از سبک او پیروی کرده اند (ورجلانی ، ج 1، مقدمة عبدالرحمان ایوب ، ص 12؛ سعد زغلول ، ج 1، ص 42ـ43).