رسیدگی به پرونده"ریگی"در تهران
ممکن است با توجه به محتویات پرونده عبدالمالک ریگی تقاضای احاله به تهران صورت بگیرد.

 رئیس کل دادگستری استان تهران گفت: ممکن است با توجه به محتویات پرونده عبدالمالک ریگی تقاضای احاله به تهران صورت بگیرد و این امکان به صورت صد در صد منتفی نیست.
سید علیرضا آوایی رئیس کل دادگستری استان تهران در گفتگو با  فارس با اشاره به دستگیری عبد‌المالک ریگی سرکرده تروریست‌های شرق کشور و امکان محاکمه وی در دادگاه‌های تهران، گفت: از نظر صلاحیت علی‌القاعده مکانی که محل اقدامات و اعمال مجرمانه بوده در همان مکان باید به اتهامات رسیدگی شود.
وی افزود: این درحالی است که اگر موجباتی فراهم شود که پرونده از طریق احاله به تهران سپرده شود امکان رسیدگی در تهران وجود دارد. ولی به نظر من کمی اظهار نظر در این‌باره زود است.
رئیس کل دادگستری استان تهران با بیان اینکه باید کمی تحمل کرد تا روند پرونده مشخص شود، تصریح کرد: علی الاصول در همان حوزه قضایی که جرایم ارتکابی رخ داده به پرونده رسیدگی خواهد شد مگر اینکه موجباتی قانونی فراهم شده و تقاضای احاله صورت بگیرد.
آوایی ادامه داد: بنده از جزئیات پرنده عبدالمالک ریگی اطلاعی ندارم و نمی‌توانم بگویم که این پرونده در تهران رسیدگی می‌شود یا نه، ولی اگر آقایان ببیند که مثلا جرایمی از نظر سازماندهی و اقدامات انجام شده توسط این تروریست در تهران رخ داده ممکن است این کار صورت بگیرد.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: ممکن است با توجه به محتویات پرونده تقاضای احاله به تهران صورت بگیرد و این امکان به صورت صد در صد منتفی نیست.

سيا ريگي را حمايت و تشويق مي کرد
گزارش‌هاي زيادي وجود دارد كه نشان مي‌دهد سازمان جاسوسي آمريكا از ريگي حمايت و تشويق كرده است.

 در حالي كه واشنگتن ارتباط با "عبدالمالك ريگي " را انكار كرده است يك روزنامه آمريكايي در گزارشي اعلام كرد كه گزارش‌هاي زيادي وجود دارد كه نشان مي‌دهد سازمان جاسوسي آمريكا از ريگي حمايت و تشويق كرده است.

روزنامه "مك‌كلاچي " در گزارشي به نحوه دستگير شدن "عبدالمالك ريگي " سركرده يكي از گروهك‌هاي تروريستي اشاره كرد.
در حالي كه آمريكا ارتباط با اين سركرده را انكار كرده است، اين روزنامه به گزارش آوريل 2007 شبكه خبري "اي‌بي‌سي‌ نيوز " اشاره مي‌كند كه در آن گزارش به وضوح اعلام شده بود كه مقامات آمريكايي از سال 2005 به طور مخفيانه گروه ريگي را تشويق و حمايت ‌كرده‌اند.
همچنين الجزيره انگليسي سال گذشته مصاحبه‌اي با "عبدالحميد ريگي " برادر عبدالمالك ريگي انجام داده بود.
در اين مصاحبه عبدالحميد گفته بود كه در سال 2004 يك ژنرال آمريكايي در اسلام‌آباد پاكستان با مالك ديدار كرده بود و اين ژنرال آمريكايي از وي خواسته بود تا عمليات خود را فراتر از مرزهاي سيستان و بلوچستان و حتي در تهران انجام دهد.
مالك نيز به اين ژنرال آمريكايي گفته بود در صورتي كه پول و تجهيزات كافي وجود داشته باشد، گسترش عمليات امكانپذير است.
"حيدر مصلحي " وزير اطلاعات ايران نيز روز گذشته و در نشستي خبري تاكيد كرد كه عبدالمالك ريگي 24 ساعت قبل از دستگيري در يكي از مقرهاي آمريكا در افغانستان حضور داشته است، اما يكي از مقامات ارشد آمريكايي امروز در مصاحبه با خبرگزاري فرانسه، در واكنش به اظهارات مصلحي، اين موضوع را انكار كرد.
ريگي كه سركرده اشرار شرق ايران بود طي ساليان اخير جنايت‌هاي گوناگوني را در استان سيستان و بلوچستان انجام داده است. آخرين جنايت اين گروهك تروريستي روز يكشنبه (26 مهر/ 18 اكتبر) در سيستان و بلوچستان صورت پذيرفت كه در آن حادثه تروريستي 42نفر از جمله تعدادي از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه سردار "شوشتري " جانشين فرمانده نيروي زميني نيز در ميان آنها بود به شهادت رسيدند.

مهم بود که زنده دستگیر شد
زنده دستگیر شدن ریگی برای نیروهای اطلاعاتی ایران بسیار مهم بود.

 یکی از شبکه‌های خبری منطقه در خبری ضمن تاکید بر اهمیت دستگیر شدن "عبدالمالک ریگی " تاکید کرد که زنده دستگیر شدن ریگی برای نیروهای اطلاعاتی ایران بسیار مهم بود. شبکه تلویزیونی الجزیره در گزارشی با پوشش اخبار دستگیری "عبدالمالک ریگی " سرکرده یک گروهک تروریستی تاکید کرد که این گروه هرگز انکار نکرد که اصلی‌ترین منبع درآمد این گروه قاچاق مواد مخدر بوده است.
این شبکه خبری افزود: ایران معتقد است که این گروه از حمایت‌های نیروهای آمریکایی در منطقه بهره می‌برده‌اند و رابطه آشکاری با سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا داشته‌ است.
الجزیره در ادامه گزارش خود درباره دستگیری ریگی با "محجوب زویری " یکی از اساتید دانشگاه قطر مصاحبه کرد.
زویری گفت: ایرانی‌ها معتقد بودند که ریگی ابزاری در دست‌های مختلف بوده است و وی گاهی ابزار دست آمریکایی‌ها و گاهی اوقات اسرائیلی‌ها بوده است.
این شبکه خبری بر این نکته تاکید کرد که نیروهای اطلاعاتی ایران تلاش داشتند تا این تروریست را زنده دستگیر کنند.

انتقال ریگی از دبی به ایران
عبدالمالک ریگی ساعتی پیش از دبی به ایران انتقال یافت.

عبدالمالک ریگی ساعتی پیش از دبی به ایران انتقال یافت.
به گزارش«جوان آنلاین»،سرکرده گروهک جندالشیطان که در بدو پرواز از دبی به قرقیزستان توسط سربازان امام زمان(عج)دستگیر شد.ساعتی پیش از دبی به ایران انتقال یافت.

عبدالمالک ریگی کیست؟
ریگی و گروه تحت فرمانش با عنوان جند الله تا کنون اقدامات تروریستی بسیاری را در ایران سازماندهی کرده اند.

جامعه جهانی اکنون تروریسم را در هر شکل و هدفی از بنیاد ضد انسانی، ضد حقوق بشر و ضد اصول اخلاقی و پاکدامنی می پندارند و شایسته جلوگیری، پیگرد، دادرسی و مجازات می دانند. در حقیقت آن را با آدم کشی غیر سیاسی یکی فرض می کنند و تفاوتی میان آنها قائل نیست، بلکه ترور را بدتر از آدم کشی و مستحق مجازاتی سخت تر می شمارند.
تروریسم را می توان به سه دسته تقسیم کرد:
1- تروریسمی که در آن منظور کشتن و به قتل رساندن است نابودی کورکورانه دشمن ، حتی زنان و بچه ها، هدف این ترور است. کشته در برابر کشته بدون دنبال کردن هدفی خاص.
2- تروریسمی که از نیمه دوم قرن بیستم به شیوه های شبه نظامی ـ چریکی و در شکل مسلط جنبش های آزادیخواهانه اعمال شده و همچنان ادامه دارد ؛ مثلا : مبارزات استقلال طلبانه چچن ها که در آن گروه های سیاسی به دنبال احقاق حقوق خود یا دریافت مطالبات هستند.
3 - تروریسم جهانی که با واقعه یازده سپتامبر به اوج خود رسید، دارای مشخصات آنارشیستی قیامی ناتوان است؛ زیرا علیه دشمنی است که با اعمال هدفمندی که منطق واقع بینانه ای را دنبال کند به هیچوجه مغلوب شدنی نیست. تنها عمل ممکن، وارد کردن ضربه روانی و ایجاد نگرانی در مردم و دولتها است. از نقطه نظر تکنیکی، ضعف و حساسیت شدیدی که جوامع پیچیده ما نسبت به تخریب دارند، موقعیت مطلوبی برای فلج کردن موقت فعالیت های روزمره به وجود می آورد که می تواند با کمترین هزینه ای خسارات عظیمی به بار آورد. تروریسم جهانی را دو امر افراط می کشاند: یکی نداشتن هدفی واقع گرایانه است و دیگری: توانایی در استفاده از شکنندگی نظام های پیچیده.
در دهه های 60 و 70 قرن بیستم اعمال تروریستی در اروپا و قاره های دیگر گسترش فوق العاده ای یافت و گروه هایی مانند "بریگاد سرخ" در ایتالیا و "بادر ماینهوف" در آلمان پدید آمدند که تروریسم را به مثابه استراتژی مبارزه سیاسی _ اجتماعی پذیرفته بودند. این گروهها از یکسو اشکال و روشهای جدید تروریسم را مانند آدم ربائی، گروگان گیری، بمب گذاری در مجامع عمومی، هواپیما ربائی، کشتی ربایی و حتی اتوبوس ربایی را بکار می برند و از سویی دیگر به تروریسم جنبه بین المللی دادند، یعنی برای اعمال تروریسم علیه مثلاً دولت اسپانیا مهندسان و استادان هلندی را که در استخدام آن بودند گروگان می گرفتند یا می کشتند! بدین سان طبق آمار سی. آی. ای در بین سالهای 1976_ 1968 جمعاً 1152 عمل تروریستی بین المللی انجام گرفته که تروریست ها علیه شخصیتها و مؤسسات کشورهایی غیر از کشور خود انجام داده اند. این وضع موجب شد که دولتهای اروپایی و حتی بعضی کشورهای دیگر پیکار جدی تری را علیه تروریسم آغاز کنند یا آن را شدت بخشند. اتحادیه اروپا در 10 ژانویه 1976 در طرح کنوانسیون اروپایی اعلام کرد که این گونه خشونتها مانند آدم ربایی، زندانی کردن خودکامه اشخاص و بمب گذاری در اماکن عمومی را جرم سیاسی نمی شمارد.
عبد المالک ریگی و گروه تحت فرمانش ابتدا با عنوان جند الله و اکنون به نام جنبش مقاومت ملی تا کنون اقدامات تروریستی بسیاری را در ایران سازماندهی کرده اند. از قاچاق مواد مخدر و گروگان گرفتن مرزبانان ایرانی و قتل تعداد زیادی از مردم بی گناه سیستان و بلوچستان تا به نمایش گذاشتن فیلم قتل سرباز ایرانی در مقابل دوربین شبکه العربیه. گرچه او اهداف خود را احقاق حقوق مردم بلوچستان معرفی کرده اما بی شک ریگی و گروهش یکی از نمود های تروریسم شبه نظامی - چریکی قلمداد می شوند.
ریگی کیست؟
عبدالمالک ریگی احتمالا متولد سال 1358 است. «ریگی» یکی از قبایل بلوچستان شمالی است، مانند قبایلی چون براهوئی، مری، ناروئی، شهنوازی، کهرازهی، گمشادزهی، بارکزهی. او یکی از اعضای طایفه ریگی است.
عبدالمالک تحصیلات کلاسیک ندارد و تنها چند سال در یکی از حوزه های علمیه اهل سنت مشغول به تحصیل بوده که البته از آنجا نیز اخراج شده است. ریگی خودش را "خادم جندالله" میخواند. او دارای سابقه شرارت و یک مورد چاقو کشی بخاطر مسائل قبیله ای در داخل شهر زاهدان است و به همین خاطر مدتی هم زندانی شد اما  بعد از آزادی خود را زندانی سیاسی معرفی نمود.
بنا به گفته خودش از سن نوزده سالگی اسلحه به دست گرفته و به عملیات تروریستی پرداخته است. گفته می شود ریگی پیش از آغاز فعالیت های تروریستی برای جلب حمایت علمای اهل سنت منطقه -که به مولوی ها مشهور هستند - نزد آن ها رفت اما آن ها برای حرفهایش اهمیتی قائل نشدند.
گزینه بعدی ریگی قاچاقچیان عمده مواد مخدر بودند. آن ها به دلیل اینکه علاقه داشتند جبهه تازه ای در برابر نیروهای انتظامی و امنیتی استان به وجود آید از ریگی استقبال کردند و با در اختیار گذاشتن اسلحه و پول به حمایت از او برخواستند.
به این ترتیب ریگی گروه خود را پایه گذاری کرد. گروهی که پس از نخستین حمله تروریستی نام «جندالله» را بر خود گذاشت. این گروه هدف اصلی خود را «دفاع ازحقوق ملی و مذهبی قوم بلوچ و اهل سنت در استان سیستان و بلوچستان اعلام کرده» اما  بسیاری از مردم غیر نظامی منطقه نیز قربانی عملیات تروریستی او و گروهش شده اند.
جندالله پس از مدتی نام «جنبش مقاومت ملی ایران!» را بر خود گذاشت. این تغییر نام نمایانگر تغییر حامیان و خط دهندگان اصلی به گروه ریگی بود. پس از این تغییر نام بود که صدا و عکس ریگی به بسامد برخی شبکه های تلویزیونی سلطنت طلب تبدیل شد . جالب اینکه یکی از مجریان این شبکه ها در مصاحبه های مکرر خود با ریگی او را «دکتر ریگی» نامید!
یکی از مجاری تبلیغاتی ریگی رادیو صدای بلوچ است که از استکهلم سوئد پخش می شود. گروه ریگی علاوه بر آن بارها از شبکه العربیه که مالک اصلی آن حاکمان عربستان سعودی هستند به عنوان بلندگوی تبلیغاتی خود استفاده کرده است. این شبکه در اقدامی  بحث بر انگیز تصاویر کشته شدن مرزبانان به گروگان گرفته شده ایرانی را پخش کرد. العربیه پیش از آن اقدام مشابهی را نیز در مورد گروگان های غربی اسیر القاعده انجام داده بود.
گروه «جندالله» در سال ۱۳۸۴ شمسی ۹ مرزبان ایرانی رابه گروگان گرفت و در قبال آزادی آنها خواهان آزادی برخی از اعضای گروه خود شد که در دادگاه های انقلاب به عنوان مفسد فی‌الارض به اعدام محکوم شده بودند.
جندالله  همچنین در حمله ای که بعدها به کشتار تاسوکی معروف شد ۲۱ تن از مردم غیر نظامی را به قتل رساند.
دربهمن ماه سال ۱۳۸۵ شمسی شهر زاهدان شاهد انفجار بمب هایی بود که هدف آنها اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان سیستان و بلوچستان بودند. در این بمب گذاریها یازده تن از پاسداران انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند.
ریگی همچنین باصدای آمریکا مصاحبه داشته‌است. این مصاحبه از سوی مقامات جمهوری اسلامی ایران به دلیل حمایت علنی از تروریسم و نقض قرارداد الجزیره به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.
اردیبهشت ۱۳۸۷ شانزده سرباز و پرسنل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در حمله اعضای جندالله به یک پاسگاه درسراوان به گروگان گرفته شدند. این گروه خواستار آزادی برادر عبدالمالک ریگی شد و دو تن از گروگانها را به قتل رساند.
زیستگاه و محل فعالیت گروه جندالله
در حال حاضر گروه ریگی و جندالله در مناطق بدون کنترل افغانستان، پاکستان و بلوچستان ایران رفت و آمد می کنند. وی می گوید: "من انکار نمی کنم. بسیاری از افراد ما در خاک پاکستان هستند. خانواده ها و کسانی که مجبور به فرار شده اند. با زن و بچه ها. ولی افرادی که کار عملیاتی می کنند در خاک ایران هستند." ریگی گفته است که حتی یک بار هم در نزدیکی تهران اشتباها بازداشت شده، اما چون شناسایی نشده، رهایش کرده اند. بنا به گفته یکی از گروگانهایی که اسیر جندالله بود، نیروهای جندالله افرادی متعصب هستند و شعائر دینی را بسیار دقیق بجا می آورند. گفته می شود ریگی هرگز یک شب بیشتر در مکانی اقامت نمی کند و حتی با دستکش با دیگران دست می دهد.
"جندالله" همواره مدعی شده که اقداماتش با دستور رهبران بنیادگرای مذهبی صورت می گیرد. نوع فعالیت این گروه نشان از امکانات پشتیبانی گسترده ای می دهد که تاکنون در میان خوانین بلوچ دیده نشده است. آنان از شبکه اینترنت و همچنین از رسانه های گروهی تلویزیونی و رادیویی عمدتأ وابسته به سلطنت طلبان، در انعکاس خبر عملیات و طرح دیدگاهایش استفاده می کند. در بسیاری از عملیات مسلحانه این گروه، شیوه های کار طرفداران القاعده و الزرقاوی در عراق، به شکل گسترده ای تقلید می شود.
ویژگی های ریگی
1) ریگی و گروهش هرگز از اینکه قاچاق یکی از مشاغل آنهاست انکار نکرده اند. "انکار نمی کنم در بین قوم ما قاچاقچی هم هست، اما باید ببینند چرا این مردم قاچاق می کنند." وی در مورد طبیعی بودن قاچاق در منطقه می گوید: "الان وضعیت اقتصادی بسته است، مردم نمی توانند کار وبار کنند. 50 هزار 60 هزار نفر از مردم بلوچستان طریق ارتزاق شان فقط مرزهای پاکستان و افغانستان بوده که آنها را مسدود کرده اند."
2) ریگی میل دارد به عنوان رهبر دانای گروهش شناخته شود، اما گروه وی که توسط افرادی مزدور اداره می شوند، در عملیات نظامی به توحش دست می زنند. به همین دلیل جندالله معمولا عملیاتی را با افتخار اعلام می کند و سپس شرکت خود را در آن نفی می کند. مثلا در ترور جاده کرمان ـ بم اول اعلام شد که این عملیات تروریستی کار این گروه بوده است و بعد از چند روز این گروه آن عملیات را محکوم کرد.
3)  شیوه عمل گروه ریگی براساس گروگانگیری و معامله است، چیزی که در منطقه میان نیروی انتظامی و قاچاقچیان سابقه دارد. اما آنها در بسیاری موارد گروگانها را اصلا نمی شناسند. ریگی می گوید: "بعضی گروگان ها را شناسایی کرده بودیم. البته هدف فرماندار و استاندار بودند که فرار کردند." وی در مورد شیوه گروگانگیری می گوید: "اگر حل نشد دست به اقدام دیگری می زنیم و افراد بزرگ تری را می گیریم. از آدم های اصلی شان می گیریم. آن وقت معامله می کنند." آنها معمولا برای گرفتن گروگان تور می گذارند، تعداد زیادی را در مسیر حرکت جمعی (اتوبوس و مینی بوس) دستگیر می کنند و بعد گروگانها را تا زمان تعیین تکلیف به کوههای پاکستان یا بلوچستان می برند.

4) گروه ریگی قصد دارد با جنگ نظامی در منطقه ای پر از بحران فضای بازی برای خودش ایجاد کند تا هم از طریق فروش گروگان، هم قاچاق در منطقه، هم باج گیری از قاچاقچیان و هم از طریق کمک های مالی دولتهای خارجی قدرت و ثروت کسب کنند و در نهایت خود را به منطقه تحمیل کنند. برخی ناظران معتقدند در گذشته معمولا این سیستم باج دادن جواب می داد، اما با ورود خارجی ها به معادله دیگر جواب نخواهد داد.
5) بر اساس آنچه تا کنون به دست آمده است، محل آموزش نیروهای تروریست "جندالله" در پاکستان است. آموزش ها به زبان فارسی و انگلیسی صورت می گیرد و اکثر افراد مانند نیروهای الزرقاوی و بسیاری از جریانهای وابسته به القاعده برای عملیات پول می گیرند و باید مدارک انجام عملیات، مانند فیلم و عکس را تحویل بدهند تا پول شان را دریافت کنند، تقریبا این شیوه در کل سیستم جرم و جنایت منطقه وجود دارد. عملیات این گروه جز در حالت گروگانگیری کور، به صورت عملیات انفجاری انجام می گیرد، این گروه در شب 23 آذر 85 عملیاتی علیه استاندار طراحی کرد که ماشین بمب گذاری شده به دلیل نقص فنی قبل از وقت معین و رسیدن استاندار منفجر شد و تعدادی از افرادی که مقابل در استانداری تجمع کرده بودند کشته شدند.
عملیات مهم جندالله
عملیات مهم گروه شامل این موارد بوده است: وقایع 24 اسفند 1384 در جاده زابل به زاهدان در منطقه تاسوکی. واقعه 23 اردیبهشت 1385 درمحور بم به کرمان در منطقه ی دارزین که با بستن راه خودروهای عبوری 34 نفر را کشته و تعدادی را زخمی کرده یا به اسارت بردند. در روز 13بهمن 85 مقارن ساعت 19 و 45 دقیقه چند فرد مسلح چهار مأمور گشت نیروی انتظامی را که در خیابان بزرگمهر مشغول گشت زنی بودند به رگبار بستند و به قتل رساندند. در این حمله دو افسر انتظامی به نام سرهنگ خواجه و سرهنگ شیبک و یک سرباز وظیفه کشته شدند. و انفجار اتوبوس حامل پاسداران در بامداد 25 بهمن ماه 85 در زاهدان که باعث کشته شدن 11 و زخمی شدن 18 پاسدار نیروی زمینی سپاه شد. و جدیدترین این عملیات تروریستی انفجار بمب صوتی در جلو ی مدرسه دختران معرفت در زاهدان در شامگاه جمعه 27بهمن ماه است. پس از شروع سال جاری کیهان خبر کشته شدن عبدالمالک ریگی را اعلام کرد، اما بلافاصله عبدالمالک با تلویزیون العربیه مصاحبه کرد و خبر کشته شدنش را تکذیب کرد.
حامیان ریگی چه کسی هستند؟
طالبان و بخشی از دولت پاکستان و سازمان اطلاعات ارتش پاکستان از وی حمایت می کنند. در یک اقدام اطلاعاتی به ماموران امنیتی جمهوری اسلامی خبر می رسد که برادر عبدالمالک توسط دولت پاکستان دستگیر شده است بلافاصله اکیپی برای صحت مطلب فوق به زندان نگهداری برادر عبدالمالک می روند و حتی بعد از اهراز هویت وی اقدام به نمونه گیری خون و اثر انگشت از وی می نمایند و بعد از آمدن به ایران مقامات جمهوری اسلامی رسما از دولت پاکستان در خواست استرداد برادر مالک را می نمایند که اما مقامات محلی پاکستان تلاش می کنند از تحویل برادر عبدالمالک جلوگیری کنند. آن ها با عوض کردن برادر عبدالمالک با شخص دیگری قصد داشتند تا گروه ایرانی را دور بزنند ولی از آنجایی که گروه قبلی از برادر عبدالمالک اثر انگشت و آزمایش خون گرفته بودن و عدم طبیق آنها با مشخصات شخص قلابی باعث شد تا مقامات پاکستانی برادر عبدالمالک را تحویل گروه ایرانی کنند و آنها با یک هواپیمای اختصاصی برادر عبدالمالک و تعدادی دیگر این گروه را به ایران بیاورند.

گروهک ریگی به فیلتر روی آوردند
گروهک ریگی پس از دستگیری سرکرده خود سایت ها و وبلاگ های منتشر کننده جنایت تاسوکی را فیلتر کردند.

گروهک ریگی پس از دستگیری سرکرده خود سایت ها و وبلاگ های منتشر کننده جنایت تاسوکی را فیلتر کردند.
به گزارش «جوان آنلاین»، اعضای گروهک تروریستی عبدالمالک ریگی اغلب سایت ها و وبلاگ هایی را که علیه این تروریست مطلب نوشته و یا تصاویر و فیلم های مربوط به جنایات وی و گروهکش را انتشار داده اند هک کرده اند.
عبدالمالک ریگی که صبح امروز در مسیر پرواز از دوبی به قرقیزستان توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) دستگیر شد طی چند سال اخیر با انجام اقدامات دلخراش تروریستی، شرایط پر از وحشت و امنی را برای هموطنان شرق کشور ایجاد کرده بود.
یکی از جنایات این تروریست و گروهکش که مورد حمایت مستقیم آمریکا بودند جنایت تاسوکی بود که روایت ماجرای آن را دز زیر می خوانید:
اگر فیلم فاجعه تروریستی تاسوکی را مشاهده کرده باشید، می بینید در آن عبدالمالک ریگی که سرکرده گروه تروریستی بوجودآورنده فاجعه تاسوکی است قبل از این فاجعه در سخنانی که در تاسوکی انجام می دهد، می گوید «هدفش این است که انسان های بی گناه را امشب - 25 اسفند- بکشد» و در جایی دیگر در آن فیلم می گوید: «شما از ما بکشید برای شما مبارک و ما هم از شما می کشیم و برای ما مبارک» و به هیچ عنوان از کاروان مسئولین نامی نمی برد و به آن اشاره نمی کند و دلیلی بر این است که اطلاعی نداشته که مسئولی در جاده تردد می کند، تا جاده را بر آنها ببندد و آنها را به شهادت برساند؛ اما پس از انجام فاجعه در فیلمی که گروگان ها در آن هستند و از تلویزیون الجزیره پخش شد، عنوان می کند که «بر حسب اطلاع شاخه نظامی جندا... که اطلاع پیدا کرده که یادواره شهدا در زابل برگزار می شود، آنها دست به این اقدام زده اند و مسیر عبور کاروان مسئولین را گرفته اند»؛ کدام شاخه نظامی را می گوید! البته شاید این گفته به علت اعلام بدون هیچ مستند برخی از خبرگزاری های داخلی باشد. خبرگزاریها: «اشرار به کاروان مسئولین در جاده زابل – زاهدان حمله کردند و بیست و دو تن از مسئولین را به شهادت رسانده اند.» و افکار همه را به سوی مسئولین سوق دادند؛ فارق از آنکه این افراد همه مسافر عبوری بوده اند.
به گزارش «جوان آنلاین»، رضا لک زایی یکی از گروگان هایی که موفق شد از حادثه تاسوکی جان سالم به در ببرد خاطرات خود را اینگونه بیان می کند:
*ساعت اسقرار گروه های موسوم به جندا... قبل از ساعت بیست و یک بوده است و تروریست ها بیش از نود دقیقه جاده را بسته داشته اند. «ساعت از نه گذشته بود».
* در هنگام رسیدن اتومبیلی که رضا لک زایی در آن بوده، جاده به نحوی شلوغ بوده است که آنها نتوانسته اند عبور کنند. «جلوتر کمی شلوغ به نظر می رسید، چند نفر با لباس نیروی انتظامی برای ماشینها دست تکان می دادند، ولوی سفید رنگی سمت چپ جاده پارک بود و یک ماشین سواری سمت راست؛ که ما را مجبور به ایستادن کرد».
*در لحظات اولیه این فاجعه دلخراش تیرانداری شده است. «ناگهان تیری شلیک شد».
* زمانی که هموطنانمان زنده بر روی خاک ها به صورت افتاده بوده اند، بیست و یک و بیست و چهار دقیقه بوده است «از فرصت استفاده می کنم و به ساعتم نگاهی می کنم؛ بیست و یک و بیست و چهار دقیقه ای شامگاه پنج شنبه 25 اسفند 138۴».
*فیلمبرداری کامل این ایادی از جنایت ننگین¬شان، که برخی از صحنه های آن را منتشر کرده بودند. «احساس می کنم کسی دوربین به دست از ما فیلم می گیرد».
* عاملان فاجعه تروریستی تاسوکی از شغل همه افراد با خبر بوده اند و می دانستند که آن ها همه مسافرین عبوری هستند و فرد مسئول خاصی در میان آنها نیست. «کسی سئوال و جواب می کند»، «با لحنی عصبی و کمی قلدرانه می پرسد: چه کاره ای؟».
* علاوه بر افرادی که روی جاده با لباس نظامی ایستاده بودند، افرادی با لباس محلی در پایین جاده حضور داشته اند. «همان هایی که وسط جاده جلوی ماشین ها را می گرفتند اینجا بودند، با کسان دیگری که لباس محلی به تن داشتند.»
* بوجود آورندگان فاجعه تاسوکی تنها شیعیان را از پشت به رگبار می بندد و تنها به شیعه بودن آنها کار داشته است «می گوید: الهیّات یا کفریّات؟»
* این گروه فرو رفته در جهل، پس از به شهادت رساندن هموطنانمان ادعای مسلمان بودن و پیروزی را هم دارد.«یکی الله اکبر می گوید. دیگری ربنا تقبّل منّا. فکر می کنم مسخره می کنند. اما وقتی کناریم شروع می کند به خواندن قرآن، آن هم سوره های ناس و فلق و فیل را کمی مردد می شوم.»
* خودرویی که آنها بر آن سوار بودند، چندین مرتبه در ریگزارهای مسیر منتهی به مرز افغانستان متوقف می گردد و ساعت ها در این مسیر معطل می شوند. «لنکروز هر از چندی متوقف می شود و این ناشناسان آدم ربا پیاده می شوند. به گمانم ماشین در ریگزار فرو می رفت و اینان پیاده می شدند تا خودرو را نجات دهند.»
* بوجودآورندگان فاجعه تاسوکی که خود در ابتدای این فاجعه نماز می خوانند، ظاهراً نماز صبح را قضا نموده اند و شاید اصلاً نماز برای آنها معنایی ندارد. «رکعت دوم نمازم. کسی با عصبانیت فریاد میزند: این چرا آمده پایین؟ کی گفته بیاد پایین؟ رفیقش با خنده ای که بوی تمسخر می داد، پاسخ می دهد: نماز میخواند و جواب می شنود: این که نمازش قبول نیست.». اما در آن لحظه فردی نبوده است که بگوید نماز شما که انسان های بی گناه به ضرب گلوله می کشید، قبول است و نماز دیگران قبول نیست.
* این افراد تا هنگامی که از مرز ایران بیرون نرفته بودند، هراسان و مضطرب بوده اند، چنان که حتی با خود نیز صحبت نمی کرده¬اند. به عبارتی بیش از هفت تا هشت ساعت در خاک ایران بوده اند. «نمی دانم چه وقت است که این سکوت همراه با هراس آنان می شکند و من همان دم احساس می کنم که از مرز ایران گذشتیم.»
* اولین مقصد عاملین و گروگانگیران فاجعه تاسوکی، افغانستان بوده است. «کجاییم؟ افغانستان!»
* گروهی که خود را جندا... می خواند، اینک گروگان ها را مهمان می گوید و هدف خود را از این عمل ننگین، آزادی چند تن که در زندان های جمهوری اسلامی هستند اعلام می کنند. «او پاسخ می دهد: نه! با شما کاری نداریم. شما چند روزی میهمان ما هستید! تا دولت زندانی های ما را آزاد کند»

عبدالمالک ریگی اخلالگر بزرگ امنیت اجتماعی به دام افتاد
شادمانی مردم از دستگیری دشمن امنیت
عبدالمالک ریگی در نقش یکی از بزرگترین اخلالگران امنیت اجتماعی، ضربه‌های دردناکی را بر هموطنان وارد ساخت.

خبر دستگیری یکی از جنجالی‌ترین و بی رحم‌ترین تروریست‌های سالیان اخیر یعنی عبدالمالک ریگی سرکرده گروهک تروریستی جندالله و بازتاب گسترده آن در رسانه‌های داخلی و خارجی بهانه‌ای شد تا تا در این نوشتار نیم نگاهی به اهمیت مقوله امنیت اجتماعی بیافکنیم؛ تروریستی که در نقش یکی از بزرگترین اخلالگران امنیت اجتماعی، ضربه‌های دردناکی را بر جان، احساس، مال و حریم خصوصی و عمومی شماری از هموطنان وارد ساخت.
امنیت واژه‌ای پیچیده است که از جنبه کاربردی از گستردگی وسیعی برخوردار است. از درونی‌ترین افکار و احساسات بشری گرفته تا ‌‌مهم‌تر‌‌ین مسائل بین دولت‌ها دربرگیرنده مفهوم امنیت است. فرهنگ لغت آکسفورد، امنیت (security) را اینگونه معنا می‌کند: «رهایی از نگرانی‌ها و ایمنی در مقابل خطرات و همچنین معیارهایی قراردادی برای تضمین ایمنی یک کشور، شخص یا چیزی که از ارزشی برخوردار است.»
از آن هنگام که انسان برای بقا و تأمین معاش خود با وسایل ابتدایی و دست‌ساز به مقابله با عوامل طبیعی پرداخت تا اکنون که به دنبال عصر صنعتی شدن، سرعت و تکنولوژی رویای برتری بر همنوعان و جهان پیرامون خود را از طریق وسایل پیشرفته نظامی و اتمی در سر می‌پروراند، امنیت چه در بعد روانی آن و چه در بعد فیزیکی همواره یکی از دغدغه‌های همیشگی او بوده است.
امنیت اجتماعی صدرنشین مطالبات شهروندان و دولت ها
متناسب با پیچیده‌تر شدن روابط اجتماعی در عصر مدرنیته و خارج شدن این روابط از حالت‌های ساده اولیه که جنبه فیزیکی و محسوس داشت، عوامل پنهان و غیرفیزیکی امنیت در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی روز به روز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. به همین دلیل مقوله امنیت اجتماعی که ‌‌مهم‌تر‌‌ین مولفه تشکیل دهنده امنیت ملی است در سال‌های اخیر در سطح ملی و بین‌المللی مورد توجه جدی قرار گرفته است. امروزه سیاستمداران و نظریه‌پردازان دریافته‌اند ‌که تضمین امنیت ملی یک کشور که عمدتاً ناظر بر امنیت سیستم حکومتی و کارکرد درست نهادهای «دفاعی – امنیتی» در کشور است در گرو فراهم آوردن امنیت اجتماعی است که عمدتاً ناظر بر امنیت مردم است و به هر میزان که این مؤلفه در میان سایر مولفه‌ها نقش بیشتری داشته باشد، امنیت ملی پایدارتر، کم‌هزینه‌تر و بالنده‌تر خواهد بود.
مقابله با تهدیدکنندگان امنیت اجتماعی لازمه رضایتمندی شهروندان است
عبدالمالک ریگی و گروهک تروریستی‌اش طی سال‌های اخیر با اقدامات خرابکارانه و بیرحمانه خود هم امنیت شهروندان شرق کشور را به خطر انداخته و هم نوعی حس ناامنی را در دایره حقوق امنیتی هموطنان ایجاد کرده بودند و همین، نوعی مطالبه عمومی را در افکار عمومی در خصوص لزوم دستگیری و محاکمه این فرد و گروهکش شکل داده بود. این مطالبه عمومی وظیفه مسؤولان ایجاد امنیت اجتماعی در کشور را دوچندان کرده بود.
امنیت اجتماعی را می‌توان به عنوان ایمنی خاص مردم تعبیر کرد. این مفهوم دو وجه جداگانه دارد؛ در یک وجه امنیت اجتماعی در قالب ایمنی خاطر یک شهروند به عنوان نماینده (representative) تمامی مردم مورد بررسی قرار می‌گیرد. در این بررسی امنیت اجتماعی یک جامعه (یک کشور، یک شهر و یا یک محله) بر اساس میزان رضایتمندی satisfaction و آرامش خاطر یک عضو نمونه آن جامعه بررسی و ارزیابی می‌شود. وجه دوم امنیت اجتماعی به تعامل interaction افراد جامعه با یکدیگر مربوط می‌شود. در این بعد، رابطه مردم یک جامعه با دولت، نهادها institutions و مردم دیگر جوامع مدنظر است.
شادمانی و تشکر هموطنان به خاطر دستگیری ریگی
پس از انتشار خبر دستگیری عبدالمالک ریگی سرکرده گروهک تروریستی جندالله، شمار زیادی از هموطنان طی تماس تلفنی با «خط جوان» از اقدام درخور تحسین وزارت اطلاعات در دستگیر کردن یکی از بزرگترین اخلالگران امنیت اجتماعی تقدیر و تشکر کردند. البته پیام‌های تشکر و شادمانی تنها محدود به خطوط تلفنی روزنامه جوان نبود بلکه در سایت اینترنتی روزنامه- جوان آنلاین- هم پیام‌های بیشماری از هموطنان در تقدیر از عملیات بزرگ و مدبرانه وزارت اطلاعات برای دستگیری ریگی ثبت شد.
هموطنان: این اخلالگر بزرگ در امنیت مردم را محاکمه و اعدام کنید
اما تماس‌ها و پیام‌های هموطنان عزیز تنها تقدیر و تشکر نبود. آنان در این نکته با هم شریک و یکصدا بودند که دستگیری ریگی هر چند اقدامی بزرگ است اما کافی نیست. هموطنان از دستگاه قضایی کشور خواستند که هر چه سریع تر، ریگی را محاکمه کرده و به دار مجازات بیاویزند.

دستگیری عبدالمالک ریگی سرکرده گروهک تروریستی وابسته به سیا و MI6 به دست سربازان گمنام امام زمان (عج)
شرور شرق به دام افتاد
ریگی و گروه تحت فرمانش اقدامات تروریستی بسیاری را در ایران سازماندهی کرده‌اند.

«شعار برپایی حاکمیت دمکراسی بار دیگر قربانی گرفت.این بار منطقه بلوچستان شاهد حادثه‌‌ای بود که مسببان آن دم از اسلام و حاکمیت دمکراسی می‌زنند و هنوز غبار وقایع تلخ پس از انتخابات، در کشور فرو‌ننشسته بود که شهادت جمعی از فرماندهان سپاه پاسداران و بزرگان طوایف مختلف بلوچ و همچنین مردم بیگناه این مبارزه را وارد مرحله جدیدی کرد.» این سرآغاز گزارشی بود که روز 27 مهرماه به هنگام سوگ ملت ایران در غم از دست دادن فرزندان خود و قهقهه شیطانی عبدالمالک برای پیروزی در این جنایت در روزنامه جوان منتشر شد و امروز دلیل آغاز گزارش دستگیری عبدالمالک ریگی سرکرده ارتش شیطان با سرآغاز مطلب شهادت سردار نورعلی شوشتری و سایر فرماندهان برجسته سپاه و همچنین سران قبایل بلوچ بیانگر این حقیقت است که خون شهدا هرگز پایمال نشده و گریبان مسببان آن را خواهد گرفت؛ واقعیتی تاریخی که مردم ایران در دستگیری و اعدام خفت‌بار صدام حسین آن را تجربه کرده‌اند.
  پایان ریگی از کجا آغاز شد؟
شاید بتوان مهمترین سرمنشأ برای دستگیری و پایان دادن به امپراتوری ریگی در سیستان و بلوچستان را ترور ناجوانمردانه سردار شوشتری و تنی چند از سران قبایل بلوچ دانست؛ تروری که گروهک جندالله یا بهتر بگوییم جندشیطان با رهبری شرور سابقه‌دار عبدالمالک ریگی مسؤولیت آن را به عهده گرفت تا پرونده قتل و غارت این گروه بیش از پیش سنگین‌تر شود. گروهی که اگرچه سرکرده آن تحت تعقیب نیروهای نظامی و اطلاعاتی ایران، پاکستان و چند کشور دیگر بود اما به‌رغم تمامی تلاش این نیروها برای دستگیری اعضای این گروهک و سرکرده آنها عبدالمالک ریگی، آنها با حمایت کامل سرویس‌های  اطلاعاتی غرب که در افغانستان و پاکستان بساط‌گستری کرده‌اند موفق به گریختن و پنهان شدن از دیدگان این نیروها می‌‌شدند.موید این مطلب مصاحبه‌‌های مکرر عبدالمالک با شبکه‌‌های العربیه، صدای آمریکا و تلویزیون پارس بود.کارکنان این رسانه‌ها، کسانی بودند که به رغم تحت تعقیب بودن عبدالمالک ریگی توسط نیروهای نظامی ایران و پاکستان به عنوان یک تروریست، با وی گفت‌وگوی زنده ترتیب دادند و نظرات افراطی و متعصبانه این فرد را که نشأت گرفته از تندروهای وهابی عربستان است، به صورت گسترده منتشر کردند و در کنار این در اختیار داشتن امکانات پیشرفته نظیر پدافند ضد هوایی، دستگاه‌های پیچیده مخابراتی، خودروهای مدل بالا و امکانات میلیاردی و همچنین تردد بدون مشکل آنها در افغانستان و پاکستان که تحت سیطره نیروهای آمریکایی و ناتو است، دلیل دیگری برای اثبات حمایت غربی‌‌ها از این تروریست کوچک بود.بنابراین پس از شهادت سردار شوشتری، فرمانده جدید قرارگاه ثارالله سپاه منصوب و فصل جدیدی در تاریخ سیستان و بلوچستان آغاز شد؛ فصلی که توأم با پیشرفت و سازندگی و حرکت رو به جلو برای این استان بود که بر روی تن آفتاب‌گیرش رد سال‌‌ها بی‌توجهی خود‌نمایی می‌‌کرد و از طرف دیگر تلاش‌‌های مضاعف و جدی سپاه برای به دام انداختن عامل اصلی وقایع دلخراش تروریستی منطقه جنوب شرق با جدیت ادامه داشت تا اینکه این امر در روز گذشته به وسیله سربازان گمنام امام زمان(عج) آن هم در خارج از مرزهای کشور محقق شد.
  عبدالمالک ریگی کیست؟
عبد المالک ریگی و گروه تحت فرمانش ابتدا با عنوان جند‌الله و اکنون به نام جنبش مقاومت ملی اقدامات تروریستی بسیاری را در ایران سازماندهی کرده‌اند.از قاچاق مواد مخدر و گروگان گرفتن مرزبانان ایرانی و قتل تعداد زیادی از مردم بی‌گناه سیستان و بلوچستان تا به نمایش گذاشتن فیلم قتل سرباز ایرانی در مقابل دوربین شبکه العربیه.گرچه او اهداف خود را احقاق حقوق مردم بلوچستان معرفی کرده اما بی‌شک ریگی و گروهش یکی از نمود‌های تروریسم شبه‌نظامی ـ چریکی قلمداد می‌‌شوند.بنابراین نگاهی به زندگی‌نامه ریگی می‌‌تواند ابعاد گسترده‌تری از شخصیت وی را مشخص کند. عبدالمالک ریگی احتمالاً متولد سال 1358 است.«ریگی» یکی از قبایل بلوچستان شمالی است.عبدالمالک تحصیلات کلاسیک ندارد و تنها چند سال در یکی از حوزه‌های علمیه اهل سنت مشغول به تحصیل بوده که البته از آنجا نیز اخراج شده است.ریگی خودش را خادم جندالله می‌خواند. او دارای سابقه شرارت و یک مورد چاقو‌کشی به خاطر مسائل قبیله‌ای در داخل شهر زاهدان است و به همین خاطر مدتی هم زندانی شد اما  بعد از آزادی خود را زندانی سیاسی معرفی نمود. بنا به گفته خودش از سن نوزده سالگی اسلحه به دست گرفته و به عملیات تروریستی پرداخته است.گفته می‌‌شود ریگی پیش از آغاز فعالیت‌های تروریستی برای جلب حمایت علمای اهل سنت منطقه -که به مولوی‌‌ها مشهور هستند - نزد آنها رفت اما آنها برای حرف‌هایش اهمیتی قائل نشدند. گزینه بعدی ریگی قاچاقچیان عمده مواد مخدر بودند. آنها به دلیل اینکه علاقه داشتند جبهه تازه‌‌ای در برابر نیروهای انتظامی و امنیتی استان به وجود آید از ریگی استقبال کردند و با در اختیار گذاشتن اسلحه و پول به حمایت از او برخاستند. به این ترتیب ریگی گروه خود را پایه‌گذاری کرد. گروهی که پس از نخستین حمله تروریستی نام «جندالله» را بر خود گذاشت.این گروه هدف اصلی خود را «دفاع ازحقوق ملی و مذهبی قوم بلوچ و اهل سنت در استان سیستان و بلوچستان اعلام کرده» اما  بسیاری از مردم غیر‌نظامی منطقه نیز قربانی عملیات تروریستی او و گروهش شده‌اند. جندالله پس از مدتی نام «جنبش مقاومت ملی ایران!» را بر خود گذاشت.
گروه «جندالله» در سال ۱۳۸۴ شمسی ۹ مرزبان ایرانی را به گروگان گرفت و در قبال آزادی آنها خواهان آزادی برخی از اعضای گروه خود شد که در دادگاه‌های انقلاب به عنوان مفسد‌ فی‌الارض به اعدام محکوم شده بودند. جندالله  همچنین در حمله‌‌ای که بعدها به کشتار تاسوکی معروف شد ۲۱ تن از مردم غیر نظامی را به قتل رساند. در بهمن ماه سال ۱۳۸۵ شمسی شهر زاهدان شاهد انفجار بمب‌هایی بود که هدف آنها اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان سیستان و بلوچستان بودند. در این بمب‌گذاری‌ها یازده تن از پاسداران انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند. اردیبهشت ۱۳۸۷ شانزده سرباز و پرسنل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در حمله اعضای جندالله به یک پاسگاه درسراوان به گروگان گرفته شدند.این گروه خواستار آزادی برادر عبدالمالک ریگی شد و دو تن از گروگان‌ها را به قتل رساند.
  چتر اطلاعاتی ایران در منطقه
در کنار تمامی اینها دستگیری عبدالمالک ریگی توسط سربازان گمنام امام زمان و ردزنی این تروریست در بیرون از مرزهای کشور که منجر به بازداشت وی شد، حکایت‌کننده هوشیاری و ایجاد چتر اطلاعاتی قوی نیروهای ایرانی در بیرون از مرزها برای دفاع از تمامیت ارضی ایران است.موضوعی که در دستگیری شهرام جزایری و بازگردان وی به داخل کشور از یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس نمود بیشتری پیدا می‌‌کند. این دستگیری در حالی اتفاق می‌‌افتد که عبدالمالک ریگی تحت حمایت کامل سرویس‌های جاسوسی کشورهای غربی قرار داشت و وی با نام مستعار که آخرین آن سعید احمد بوده و همچنین گذرنامه‌‌های جعلی بین کشورهای مختلف تردد می‌‌کرده است. درست کمی آن طرف‌تر و در درون مرزهای کشور جنگ‌زده افغانستان چندین سرویس جاسوسی و اطلاعاتی کشورهای غربی با تجهیزات و نیروهای به اصطلاح ورزیده پس از 8 سال از آغاز لشکر‌کشی به این کشور همچنان به دنبال دستگیری اسامه بن‌لادن سرکرده گروه تروریستی طالبان است و ناتوانی این نیروها در یافتن بن‌لادن تنها دو سناریو شاخص را مطرح می‌‌کند: اول عدم توانایی آنها در دستگیری وی و دوم دست نشانده بودن بن لادن توسط همین سیستم‌‌های اطلاعاتی. در نهایت می‌‌توان دستگیری این تروریست سابقه‌دار را از جمله دستاوردهای قوی نیروهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران برای استقرار نظم و امنیت در داخل کشور دانست؛ امنیتی که ساکنان کشورهای همسایه ایران با آرزوی دیدن آن به خواب می‌‌روند...